بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (V)

برونو نتل و کارول بابی راکی نیز در مقاله‌ی ارزشمند خود با عنوان «روابط درونی میان اجزای دستگاه شور»، گوشه‌های اصلی این دستگاه را در سه بلوک گنجانده‌اند که این بلوک‌بندی بر اساس نحوه‌ی توزیع گوشه‌های اصلی مشترک در ردیف‌ها (هجده نمونه ردیف مورد استفاده در این پژوهش) بنیان نهاده شده‌است.

البته با توجه به رویکرد مقاله‌ی مورد اشاره در مقایسه‌ی ردیف‌ها، به ماهیت مدال هر بلوک اشاره‌ای نشده است، اما وجود سه بلوک در ارائه‌ی تصویر کلی دستگاه شور در کار نتل و بابی راکی، جالب توجه است. بر اساس ترتیب قرارگرفتن بلوک‌ها، دو الگوی کلی در ردیف‌های دستگاه شور در قالب جداول زیر استخراج شده است (نتل و بابی راکی، ۱۳۸۸: ۱۸۱ – ۱۸۲):

مقایسه دو جدول فوق حاکی از آن است که یگانه تفاوت این دو الگو در جابه‌جابودن بلوک‌های دوم و سوم است. حال با توجه به اینکه گوشه‌های درون هر بلوک با سه مد اصلی پیش‌گفت مطابقت دارند، الگوهای مطرح‌شده در این پژوهش را بر اساس این سه مد نشان می‌دهیم:

در پژوهش مورد اشاره، از نمونه‌های الگوی اول، ردیف میرزاعبدالله و موسی معروفی و از نمونه‌های الگوی دوم، ردیف‌های دوامی و کریمی نام برده شده است(همان: ۱۸۱). همان‌گونه که ملاحظه می‌شود نمونه‌های الگوی اول از ردیف‌های سازی و نمونه‌های الگوی دوم از ردیف‌های آوازی‌اند، اما در پژوهش مذکور همه‌ی ردیف‌ها بدون دسته‌بندی خاصی (از جمله سازی و آوازی) با یکدیگر مقایسه شده‌اند.

تشخیص دو الگوی متفاوت در بین ردیف‌ها در کار نتل و بابی راکی ، خود نشان‌دهنده‌ی آن است که ردیف‌های دستگاه شور در دو گروه کلی می‌توانند تقسیم‌بندی شوند. می‌توان گفت هر ردیف با یکی از الگوهای فوق سازگار است؛ اگر ردیف سازی باشد، با الگوی اول و اگر آوازی باشد، با الگوی دوم سازگار خواهد بود که البته به این مورد در کار نتل و بابی راکی اشاره‌ای نشده است.

در ادامه نشان داده خواهد شد که الگوی دوم برای دستگاه شور الگوی صحیح‌تر و منطقی‌تری است. همان‌گونه که در مقدمه آمد، تشخیص همان الگوی اول نیز، در ردیف‌های سازی دارای موانعی است و تفاوت ساختار ردیف‌های سازی و آوازی دستگاه شور، به جابه‌جا‌بودن بخش‌های دوم و سوم هر الگو محدود نمی‌شود، بلکه بخش اول در درون خود نیز دارای ابهاماتی است که در ادامه تشریح خواهند شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «ردیف آسان است؛ قدم به قدم با ردیف موسیقی ایران، دستگاه شور»

روژا پیتِر –ریاضیدان مجار- در کتاب «بازی با بینهایت» بدون اینکه نام کتابش را «ریاضی آسان است» بگذارد، هنرمندانه پیچیده‌ترین موضوعاتِ ریاضی را دست‌یافتنی کرده است. اگر فرمانروای مطلقِ همه‌ی دانش‌ها می‌تواند آسان شود پس ردیفِ ما هم علی‌القاعده باید بتواند. کتابِ حاضر با وجود تلاش‌هایی که شده نه تنها در این کار توفیقی نیافته بلکه به جای زدودنِ ملال و پیچ و خم‌های زاید از پیکره‌ی موضوع (بر طریقِ یک متدلوژیِ منسجم و به پشتوانه‌ی یک ساختمانِ نظری مستحکم و واحد) به خوبی توانسته است نشان دهد که ردیف چقدر می‌تواند غامض و گیج‌کننده باشد.

تکروی بااستقامت! (II)

نتیجه همان که در سال ۱۳۴۹ براثر «مشکلات سیاسی» از بانک کشاورزی اخراج شد. مخالفت با رژیم شاه در آن زمان بین روشنفکران عادی بود اما بین موسیقیدانان که عموما به جماعتی محافظه کار و خطرگریز و «صلح کل» نامیده شده اند، چنین مخالفت هایی اصلا رایج نبود بلکه سازش با وضع موجود و تلاش درجهت جلب منافع مادی بود که ارجح شمرده می شد. نتیجه هرچه بود، رجبی دیگر به کاردولتی برنگشت و زندگی «بهمن گونه و رجبی وار» او از آن زمان شکل گرفت. او هنرمندی بود برخلاف جریان آب. به شب نشینی و مطربی نمی رفت، از ارباب قدرت بیزار بود، از تعارف و حفظ ظاهر به قیمت ریاکاری نفرت داشت و صراحت تلخش دشمن تراش بود، اهل مطالعه بود، ورزش حرفه ای را برگزیده و کوهنوردی همیشگی بود.

از روزهای گذشته…

یادداشتی بر آلبوم «از ارس»

یادداشتی بر آلبوم «از ارس»

سالار زمانیان ماکتی فراهم آورده است از نوع ماکت‌های استاد، الگو و خویشاوندش کیوان ساکت در برخورد با قطعات موسیقی غربی با چند تفاوت. زمانیان ذوق‌زدگیِ همیشگیِ ساکت را از تقلید و تقلیلِ آثار ارکسترال غربی برای تار، اینجا با موسیقی آذربایجان تجربه کرده است، با اثری، نه به اندازه‌ی انتخاب‌های ساکت شاخص، از آهنگساز جوان حمید وکیل‌اوف: در سه موومان که بر پایه‌ی تار (آذری) نوشته شده است. همچنین اینجا خبری از آن سرعت و «رقص انگشتان»۱ نیست. تجربه‌ی ساکت، چه دلخواه و مقبول ما باشد و چه نباشد، به واسطه‌ی «اولین» بودنش، با سونوریته‌ی ویژه‌اش (همانکه در لحظه‌ی نخستِ شنیدنِ تارِ زمانیان، استادش را به یادمان می‌آورد) و با برجسته بودنِ نوعی از سرعت در نوازندگیِ‌ او امضایی برای موسیقی‌اش رقم زد اما تقلیدِ سلیقه‌ی او در سطحی پایین‌تر، در حالیکه هنوز کیوان ساکت مُصر و استوار در صحنه حاضر است، باعث شده کار زمانیان چیزی فراتر از یک مشق بر اساس سرمشق نباشد.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (VII)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (VII)

دانش تجربی که آن هم چندان مورد پسند عرفا نیست و گاه آن را حجاب راه رهروان دانسته‌اند، به وفور در کتاب برای متقاعد کردن خواننده به درستیِ سخنی که نویسنده می‌گوید استفاده شده. هر چند که تفکر او دانش را چندان در شناخت به معنای عرفانی‌اش موثر نمی‌داند اما ابراز امیدواری می‌کند که همین عامل از درگاه رانده شده روزی به یاری اندیشه‌اش بیاید: «می‌توان با اطمینان گفت که به مدد دستگاه‌های علمی، انشاالله در آینده نزدیک همه‌ی این مطالب اشراقی و عرفانی هم به مرحلۀ اثبات خواهد رسید.» (ص ۵۴) همین‌جا نکته‌ای کلیدی در اندیشه‌ی او و البته بسیاری از همفکرانش آشکار می‌شود؛ درستی یا نادرستی چیزها را کاربردشان در نسبت با پیش‌فرض‌های فکری آنان معین می‌کند.
موسیقی متن در یک نگاه (II)

موسیقی متن در یک نگاه (II)

هنگامی که موسیقی بی‌کلام را می‌شنویم بسیار دشوار است تا بفهمیم “چه می‌گوید” (یا به بیانی فنی‌تر؛ معنایش چیست؟) اما به هر حال از لحاظ عاطفی تحت تاثیرش قرار می‌گیریم. به همین ترتیب وقتی که چنین موسیقی‌ای با یک رویداد دیگر همراه می‌شود (که در ساحت امر دراماتیک است) منتظریم تاثیر عاطفی‌ای که موسیقی می‌گذارد معادل همان عاطفه‌ای باشد که در تصاویر جریان دارد یا قرار است از تصاویر به مخاطب سرایت کند.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (I)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (I)

مقاله ای که پیش رو دارید، نوشته ویکتور . آدوی بل است در باره وضعیت موسیقی ایران در سال ۱۸۸۵ میلادی که توسط حسینعلی ملاح به فارسی ترجمه شده و در سال ۱۳۵۳ در مجله «هنر و مردم» به انتشار رسیده که امروز اولین شماره آن را می خوانید.
مشکاتیان را تنها باید شنید (II)

مشکاتیان را تنها باید شنید (II)

مشکاتیان، موسیقیدانی است که در مقابل او، سرنوشت و تاریخ موسیقی به شیوه ای مطرح می گردد که منحصر به خود اوست و این شیوه در حضور هیچ موسیقیدان دیگری قبل از او بدین گونه نبوده است. شگفتی عارف قزوینی در این بود که در قالب قراردادیِ محدود به قرائت موسیقایی شعر فارسی پیش از خود قرار نمی گیرد و رفتار محفلی موسیقایی را به اجتماعی بزرگ تر از محافل دوستانه و نشست های کوچک، یعنی جامعه ی عینی شهرنشین می کشاند و در ضمن آن را با ضرب فکری ـ عاطفی و اندیشه ی کلی جامعه ی دوران خود ترکیب می سازد و به حق موسیقی ای متأثر از اجتماع به معنای واقعی از شالوده ی اجتماع پدید می آورد که البته این ریشه دارد در تاریخ موسیقی و شعر کلاسیک ایران.
پژمان اکبر زاده

پژمان اکبر زاده

متولد ۱۳۵۹ شیراز نوازنده پیانو و پژوهشگر persia_1980@yahoo.com
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIII)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIII)

سپس، در هشت سال گذشته، به واسطه ی تنش و مناظره ی قابل توجه میان اهالی محل برجسته تر شد چرا که بسیاری از مردم محل احساس می کردند که آنچه مطرح شده است، چیزی کمتر از یک تهدید برای نمادهای مهم هویت محلی شهر نیست. اما این تنها هویت نیست؛ کارگان موسیقایی کنونی ارائه شده توسط کلیسا به عنوان اهانت به احساسات زیبایی شناختی آنها قلمداد می-شود، و قابل درک است که، چنین احساساتی در میان اعضای گروه آواز جمعی و خانواده هایشان قوی تر است. بسیاری از آنها به صراحت از همراهی در آوازِ جمعی در محیط زیبایی شناختی فعلی امتناع ورزیده اند.
مصاحبه ای با بن سولی

مصاحبه ای با بن سولی

آرمیده در سبزی مزرعه ای واقع در منچستر، موسیقی موفق شهر بونارو و جشنواره هنرها، ایجاد صحنه ای فوق العاده از حفظ محیط زیست و هنر در پدیدار می شود. برنامه ای فوق العاده با وجود ویلنسل نواز و خواننده، بن سولی. وی منتخب ۱۰ هنرمند برترNPR است. کار ناب سولی به همراه آثار یو یو ما (Yo Yo Ma) برترین آثار در ال-گرین شناخته شده است.
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (III)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (III)

والتر در یکم نوامبر ۱۹۳۹ از راه دریا به ایالات متحده رفت. او در بورلی هیلز ساکن شد و با بسیاری از تبعیدی های آلمان مانند توماس مان همسایه بود. والتر تأثیر زیادی بر موسیقی گذاشت اما در کتاب خود به نام Of Music and Making که در سال ۱۹۵۷ می نویسد عنوان میکند که تأثیر زیادی از رودلف اشتاینرِ فیلسوف (Rudolf Steiner) گرفته است.
طالب خان شهیدی، فراسوی تمامی مرزها

طالب خان شهیدی، فراسوی تمامی مرزها

طالب خان شهیدی آهنگساز شهیر تاجیک در ۱۳ مارس ۱۹۴۶ در شهر دوشنبه متولد شد. وی فرزند Ziyodullo Shahidi بنیانگذار آکادمی موسیقی حرفه ای تاجیکستان می باشد. طالب خان از سن ۱۴ سالگی شروع به یادگیری موسیقی پرداخت. وی در سال ۱۸۶۵ از مدرسه موسیقی شهر دوشنبه و در زمینه آهنگسازی که زیر نظر Uri Ter-Osipov اداره میشد فارغ التحصیل شد.