بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (VI)

۲٫۳ فصل دوم
گوشه‌های فصل دوم گوشه‌هایی در مد دشتی‌اند و با تأکید بر درجه‌ی پنجم بالا در مد شور و با تغییر ریزپرده‌ای این درجه اجرا می‌شوند و از این منظر در فصلی جداگانه درنظر گرفته شده‌اند. از سوی دیگر، به علت حضور محوری این دو گوشه در ردیف‌های مختلف دستگاه شور (نتل و بابی راکی، ۱۳۸۸) و نیز اشاره به مدی متفاوت با سه مد اصلی، این دو گوشه حذف نشده‌ و فصلی برای‌ آنها اختصاص یافته است. از این‌رو، جایگاه آنها در توالی فصول اهمیتی نداشته و می‌توانستیم آنها را همانند آنچه در کار نتل و بابی راکی صورت گرفته است درون فصل اول نیز بگنجانیم، اما با هدف متمایزکردن مد شور و نیز بنا به دلایلی که قبلاً اشاره شد از فصل اول منفک و در فصلی جداگانه منظور شده‌اند.

۳٫۳ فصل سوم
این فصل حضور مد حسینی است. در ردیف میرزاعبدالله گوشه‌ای با نام حسینی وجود ندارد و مد مذکور نخست در گوشه‌ی گلریز معرفی و سپس در گوشه‌هایی همچون مجلس‌افروز، عزال، بزرگ، کوچک و غیره بسط می‌یابد. گوشه‌ی گلریز، در حرکتی اوج‌گیرنده و بالارونده با طی مسیری یک اکتاوی، آغاز این فصل از دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله است: (به تغییر مایه‌نما دقت شود)

۴٫۳ فصل چهارم
در این فصل نیز پس از تکرار درآمد شور و رهاب،‌ گوشه‌های شور دوم در پایین‌دسته اجرا می‌شوند. نکته‌ی درخور تأمل در این فصل، ترتیب گوشه‌هاست که به ترتیب درجات شاهد گوشه‌ها (نغمه‌نگاری ۳) اجرا نمی‌شوند. همان‌گونه که در جداول ۱ و ۲ مشخص است، نتل و بابی راکی نیز به دو ترتیب مختلف از گوشه‌های این فصل در ردیف‌ها اشاره کرده‌اند.

۴٫ چینش مجدد گوشه ها
جدول ۶- چینش مجدد گوشه‌های دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، گوشه‌های شور پایین‌دسته و رهاب بعد از آن، به دلیل تکراری بودن، در این چینش حذف شده‌اند:
۱٫۴ فصل یک
همان‌طور که قبلاً نیز اشاره شد، برای اجرای کامل شور اول و تثبیت فضای آن ابزار کافی در ردیف میرزاعبدالله در دسترس نیست. به عبارت دیگر، فواصل شور اول و دوم از همان گوشه‌های آغازین با هم تداخل دارند و تفکیک صریحی در این گوشه‌ها نیست. در حالی‌که در ردیف‌های آوازی (از قبیل: ردیف دوامی، کریمی و مهرتاش) نخست شور اول معرفی و سپس، از نقطه‌ی معینی (گوشه‌ی سلمک) شور دوم آغاز می‌شود. بدین‌ترتیب، در گوشه‌های فصل نخست باید فواصل مد مبنا استفاده شوند (آنچه در ردیف میرزاعبدالله دیده نمی‌شود).

۲٫۴ فصل دو
گوشه‌های شهناز، قرچه و رضوی در فصل دوم، به‌منزله‌ی مدهایی مستقل، یک‌به‌یک پس از اجرا به جایگاه مد مبنا (درآمد شور) باز می‌گردند. در اینجا گوشه‌ها به ترتیب درجه‌ی شاهدشان مرتب شده‌اند. نکته‌ی دیگر اینکه این گوشه‌ها می‌توانند در ادامه‌ی گوشه‌های فصل اول، در همان رجیستر اجرا شوند و نه در پایین‌دسته.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

از روزهای گذشته…

نمودی از جهان متن اثر (XV)

نمودی از جهان متن اثر (XV)

به نظر می‌رسد تا زمانی که فرض اولیه‌ی آنالیز بر «تجزیه به عناصر…» قرار دارد، نمی‌توانیم این اشکال را برطرف کنیم چرا که این امر ذاتی کنش تجزیه و تحلیل است. اما از سوی دیگر درست است که طرح پرسش رابطه‌ی جزء و کل در یک اثر موسیقایی صحیح به نظر می‌رسد اما پذیرش این که آنالیز در دست یافتن به دانشی درباره‌ی کل ناتوان است اولا آن را کاملا بی‌اعتبار نمی‌سازد، چرا که می‌توانیم اعتبارش (یا دستکم بخش مهمی از آن) را به توانایی شرح روابط میان اجزای یک قطعه نسبت دهیم؛ ثانیا اگر بپذیریم که آنالیز به طور کلی از این طریق بی‌اعتبار می‌شود، مانند این است که فضای کار دانشورانه را به سوی نوعی «عرفان موسیقایی» یا گونه‌ای «شهود شنیداری» مبتنی بر درک بی‌واسطه و کاملا شخصی و البته به همان نسبت بدون قاعده‌مندی شناخته شده از آثار موسیقی هدایت کرده باشیم؛ در این صورت تنها راه‌هایی که برای «درک» اثر باقی می‌ماند، دست یافتن به کل اثر از طریق تجربه‌ی مستقیم شنیداری یا اجرای آثار (و احتمالا غرق شدن در لحظات ناب موسیقی بدون هر گونه فعالیت تحلیلی) است.
“رازهای” استرادیواری (IX)

“رازهای” استرادیواری (IX)

Stradivari برای کسب دانسته های خود بطور قطع از تجربیات بسیاری که در مورد ساخت سازهای موسیقایی در کرمونا بصورت گسترده و فراگیر صورت گرفته بود، بهره جسته است. او در ابتدا توانست از وجود Andrea Amati که در این شهر در طی نیمه اول قرن ۱۶ مشغول به کار بوده استفاده کند.
گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

یکسری کارها پله‌ای برای کارهای بعدی می‌شوند. شاید خود آن کار آنقدر اهمیت نداشته باشد. نمونه‌ی خیلی دورتر آن آلبوم «آئین‌ها»ست. آلبومی که هیچ چیز خارق‌العاده‌ای در این اثر نمی‌شنوید اما آن کار برای بهانه‌ی دیگری بود که در آلبوم نمی‌توانم بنویسم. می‌خواستم از یک مسیری به آقای گاسپاریان وصل شوم. آن کار مرا به ایده‌ای «به تماشا…» رساند. درواقع جرقه‌ی ارتباط من با آقای گاسپاریان آن آلبوم بود. اینها درواقع یکسری استراتژی است که در مقطعی تصمیم می‌گیرید حتی اگر آن کار قربانی شود انجام دهید ولی از نظر من آن کار به من کمک کرد که بتوانم آلبومی را که کاندید گرمی هم شد تهیه کنم. یا در پروژه‌ی «گاه و بیگاه» ایده‌های بکری وجود داشت ولی خودِ اثر لزوماً اثر قابل دفاعی نیست اما از درون آن چیز دیگری درآمد. آدم‌ها این طرف و آن طرف چیزی می‌کارند و امیدوارند که اتفاقی بیافتد. گاه نتیجه می‌دهد و گاه نه.
لیر یا چنگ ارجان؟ (I)

لیر یا چنگ ارجان؟ (I)

این نوشتار نه یک مقاله تحقیقی بلکه مطلبی است درباره یک معظل فراگیر در سطح جامعه موسیقی به نام «بی اطلاعی». مدتی پیش در فضای مجازی ویدیویی از خبرگزاری ایسنا با کد خبر ۹۶۰۱۰۱۰۰۱۸۷ درباره اجرا با چنگ ارجان انتشار یافت. در این ویدیو خانم رابعه زند از نوازندگان ساز قانون عنوان کرد که یکی از آشنایان ایشان به نام آقای سیف الله شکری (از متخصصین بازسازی سازهای باستانی) پس از پژوهش هایی چند، اقدام به نمونه سازی «بربط جام ارجان» یا همان «چنگ ارجان» با قدمتی حدود ۱۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح نموده است. خوشبختانه با وجود دانش موجود که در فضای مجازی و غیرمجازی درباره دانش سازشناسی در ایران چاپ شده است، منابع اطلاعاتی مناسب جهت تحقیق و پژوهش در دسترس می باشد. با یک جستجوی ساده در اینترنت یا و نگاه به کتب موجود در ایران، می توان متوجه شد که سازهای نقش شده در جام ارجان از دیدگاه سازشناسی “Organology” در چه رده ای قرار می گیرد. اینکه چنین سازی برچه اساس و مستنداتی بازسازی شده است، خود جای بحث فراوان دارد اما این که چرا ساز را به جای «لیر»، «چنگ» نامیده اند خود بسیار جای دارد. با توجه به مطالبی که در این ویدیو عنوان شده لازم است که مطالبی چند در این مورد با استناد به منابعی که در انتها ذکر شده است به صورت مستند ذکر گردد.
آکوستیک اتاق – ۳

آکوستیک اتاق – ۳

میزان انعکاس صوت در یک اتاق یا سالن به موسیقی یا هر صدای دیگری، عمق و فضا می دهد. هر چند این شاخص یکی از اولین نیازهای هر علاقمند به موسیقی یا مهندس صوت است اما شاید نتوان از آن بعنوان مهمترین خصیصه برای یک انعکاس خوب یاد کرد.
ii-V-I

ii-V-I

یکی از توالی آکوردهای (Progressions) مهم که در سبکهای مختلف موسیقی کاربرد بسیاری دارد به ii-V-I معروف است.
خاطراتی در مورد حسین تهرانی

خاطراتی در مورد حسین تهرانی

حسین تهرانی از نوادر موسیقی ایرانی و زنده کننده تنبک، قلب تپنده موسیقی ایرانیست. تهرانی جزو انگشت شمار موسیقیدانان ایرانیست که مردم عامی هم با نامش سازش را به یاد می آورند.
«عاشق می­‌شویم» رونمایی می شود

«عاشق می­‌شویم» رونمایی می شود

«عاشق می­‌شویم» مجموعه‌ای عاشقانه است متشکل از ۱۱ ترَک، که از این میان ۴ ترَک، ۴ تصنیف این آلبوم را تشکیل می‌دهند. «عاشق»، «معشوق»، «آتش دل» و «عاشق مشو» نام این تصنیف­‌هاست که اشعار آنها به ترتیب از غلامرضا سلیمانی، ضیاءالدین ناظم­‌پور، پژمان بختیاری و رضا ثابتی است. دو تصنیف اول به طور کامل متعلق به پیمان سلطانی است و در ساخت دو تصنیف «آتش دل» و «عاشق مشو» از دو ملودی قدیمی استفاده شده است و بر روی آنها آهنگسازی و تنظیم مجدد صورت گرفته است. ملودی اولیه «آتش دل» متعلق به مرتضی نی‌­داوود است و محمود ذوالفنون هم صاحب ملودی دوم «عاشق مشو» است.
والی: در هنرستان عالی به سبک فرانسه درس میدادند

والی: در هنرستان عالی به سبک فرانسه درس میدادند

همانطور که از طریق این سایت اطلاع پیدا کردید، دوشنبه گذشته جلسه نقد نغمه به هارمونی ایرانی پرداخت و نظراتی در این رابطه به نقد گذاشته شد. هارمونی در موسیقی ایرانی و چالش های پیش روی آن در زمینه ساخت آکورد و نیز توالی آکوردها در انواع این هارمونی مورد بررسی قرار گرفت و گرایشات مختلفی مطرح شد؛ اما به دلیل کمبود وقت تنها یک گرایش مطرح نشد و آن گروهی بودند که اصولا با استفاده از هارمونی در موسیقی ایرانی موافق نیستند؛ این طیف شامل افرادی با گرایش های سنتگرا در موسیقی دستگاهی و همینطور موسیقیدانانی تحصیل کرده با در اروپا و آمریکا است که تحت تاثیر این گروه سنتگرا، به تاکید بر موسیقی ایرانی در آثارشان گرایش پیدا کرده اند.
منتشری: پیش پرده خوانی به خاطر خسته نشدن مردم بوجود آمد!

منتشری: پیش پرده خوانی به خاطر خسته نشدن مردم بوجود آمد!

این را خود استاد می گفت و من از خودم نمی گویم چون من یادم نمی آید: کسانی که پیشکسوت تر از ما هستند مثل آقای انتظامی، کشاورز، اسماعیل شنگله، علی نصیریان، مستجاب الدعوه، علی تابش، مرتضی احمدی -که خودش می گفت من تئاتر تهران بودم، پیش پرده خوان بودم ولی جامعه باربد نبودم-، نصرت کریمی اینها آدم های بزرگی هستند. خود نصرت کریمی می گفت من به عنوان شاگرد نبودم و من را استاد به عنوان همکار دعوت به کار کرد، آقای حمید قنبری که الان آمریکاست و پسرش شاعر است- و خیلی افراد دیگر که در این مجال نمی گنجد تا بخواهم اسم ها را بگویم، همه این ها پیش پرده خوان های جامعه باربد بودند. در آن زمان که ما “هفت سین چهارشنبه سوری” را ضبط کردیم استاد این ها را از این جهت ساخته بود که بد نیست شما بدانید: