راش

“راش” (Rush) آلبومی با اجرای استودیویی (eponymous debut studio album) توسط گروه راک کانادایایی “راش” است که شهرت فراوانی دارد. آلبوم راش در سال ۱۹۷۴ عرضه شد و در سال ۱۹۹۷ مجددا با کیفیت بهتری تکثیر شد. اولین برنامه های اجرا شده توسط “راش” بیشتر موسیقی هووی متال (heavy metal) به همراه گروههای راک محبوب بریتانیا، بود. راش طرفدار گروههای همچون لد زپلین (Led Zeppelin) و کریم (Cream) بود و این تاثیرات در آثار و اشعار این گروه شنیده می شود.

جان راتسی (John Rutsey) درام نواز اصلی گروه “راش” تمام قسمتهای درام آلبوم “راش” را اجرا کرد اما به دلیل بیماری دیابت نتوانست گروه را در تورهای آنان همراهی کند و بعد از پایان و عرضه آن آلبوم، گروه را ترک کرد.

راتسی چندین شعر نگارش کرد اما هیچ گاه آنرا برای اجرا به گروه ارائه نداد و اشعار دیگری آثار گروه را شکل می دادند. خیلی زود نیل پییرت (Neil Peart) جانشین وی شد. به دلیل کمبود بودجه، اجرای فصلها در ساعتهای دیر برگزار می شد و به دلیل فعالیت کم آنها، کیفیت پائینی داشت. اغلب تولیدات فصول مختلف توسط دیوو استوک (Stock at Eastern) در استودیوی صدای ایسترن در تورنتو تولید می شد.استوک همچنین روی آلبوم گروه debut single کار کرده است.

۲ اثر ضبط شده از ضبطهای استودیوی صدای ایسترن: حس داشن (In the Mood) و با دوست (Take a Friend) به آلبوم پایانی اضافه شدند، با اینحال گروه از کیفیت تولیدات فصول ابتدایی ناراضی بود. آنها به استودیو صدای تورتنو نقل مکان کردند و در حالی که به کیفیت فوق العاده ای در کار ضبط می رسیدند، قسمتهای بعدی را خودشان در آنجا تولید کردند.

به منظور جذاب کردن آهنگ “چه کار می کنی” (What You’re Doing)، گروه ضبط جدیدی را به روی ضبط پیشین اضافه کرد، قبل و بعد از آن آهنگ “مرد کارگر” (Working Man) را اضافه کردند. آهنگهای دیگری نیز با بهترین امکانات تولید در استودیوی تورنتو ضبط شد از جمله؛ “پیدا کردن راهم” (Finding My Way)، “احتیاج به مقداری عشق” (Need Some Love) و “دوباره اینجا” (Here Again). آهنگهای جدیدی در ابتدای فصول ضبط، تولید شدند.

در هر دو استودیو (استودیوی صدای ایسترن و استودیو صدای تورتنو) از ریکوردهای ترکیبی ۸ کاناله (multitrack) استفاده می کردند که برای سال ۱۹۷۳ بسیار ابتدایی بود، اما گروه به سرعت آموخت تا از تکنولوژی جدید بهره گیرد.

در جولای ۲۰۰۸ گروه نسخه قدیمی از “مرد کارگر” که با تک نوازی گیتار نواخته شده بود را به دست آوردند و آنها به سازنده موسیقی بازی محبوب “گروه راک” اجازه دادند تا از نوار اصلی (master tapes) این موسیقی برای آن بازی آنها استفاده کنند. این نسخه “مرد کارگر” به عنوان موسیقی قابل دانلود برای بازی ها در اینترنت تکثیر شد و در ۲۲ جولای ۲۰۰۸ برای عموم در iTunes قابل دسترس شد.

“گروه راش” و سرمایه گزاران آن، شرکت خود را با نام “ریکوردهای ماه” (Moon Records) بر پا کردند و آلبومهای آنان در کانادا تکثیر می شد البته تنها ۳۵۰۰ کپی از اصل آن تولید شد.

audio file بشنوید ترانه “پیدا کردن راهم” را

اولین نسخه های آنان برچسبی کرم رنگ داشت به همراه لوگوی “ریکوردهای ماه” با رنگ آبی و نوشته های به رنگ تیره. این آلبوم “مرد کارگر” خیلی سریع توسط WMMS، استودیوی رادیوی گلولاند، اُهیو، دونا هالپر، دی.جی هایی استودیویی خریداری و به عنوان موسیقی اصلی در لیست پخش آنها قرار گرفت. کپی آلبومهای “ریکوردهای ماه” در کلولاند تکثیر و به سرعت تمام آن فروخته شد. آلبومهای آنها همچنان در بین طرفداران هارد راک محبوب بود.

شهرت ضبطهای آنان در کلولاند باعث تکثیر مجدد آن آلبوم توسط (Mercury Records) “ریکوردهای مرکوری” شد. اولین نسخه کانادایی “مرکوری” با برچسب قرمز به همان اندازه نسخه های “ریکوردهای ماه” ناب بود و نیز تاکید می کرد که از تولیدات “ریکوردهای ماه” است. یادداشتی مبنی بر قدردانی ویژه از دونا هالپر (Donna Halper) به روی آلبوم افزوده شد.

audio file بشنوید ترانه “چه کار می کنی” را

مدیریت آنجا ری دانیلز (Ray Danniels) حدود ۹۰۰۰ دلار برای تولید کننده تری برون (Terry Brown) به منظور ترکیب تمام آثار ضبط شده برای بهتر کردن کیفیت صدای آنها جمع آوری کرد. این ترکیب جدید بعدها با برچسب “خط آسمان” (skyline) “مرکوری” به جای برچسب قرمز رنگ آن عرضه شد. ضبطهای بعدی “ماه” با برچسبی صورتی رنگ به همراه ماه خاکستری تکثیر شد. لوگوی اصلی آن در ابتدا قرمز رنگ بود اما اشتباهات چاپی باعث صورتی شدن رنگ آن شد. از آلبومهای دیگر گروه راش “Caress of Steel” می باشد.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

بیان جنسیَّت در موسیقی (II)

بیان جنسیَّت در موسیقی (II)

با توجه به اینکه موسیقی به عنوان یک هنر غیر مفهومی و مطلقاً انتزاعی، نمی تواند و نمی خواهد از نشانه های بصری و حتی شنیداری، به منظور بیان هیچ مفهومی بهره ببرد، لاجرم به لحاظ فلسفی تنها وسیله ی ارتباطی آن با مخاطب به ادراکات ذهنیِ هنرمند ختم می شود. وابستگی به همین تنها وسیله ی ارتباطی هنر موسیقی یعنی ادراکات ذهنی سبب می شود که تاثیر جنسیتِ هنرمند حوزه ی موسیقی نسبت به سایر هنرها بیشتر نمود پیدا کند.
شکوری: برای آهنگسازی تصویر سازی می کنم

شکوری: برای آهنگسازی تصویر سازی می کنم

موضوع های مختلفی می توانست باشد مثل طبیعت یا اتفاقاتی که در زندگی رخ می دهد، چه برای بنده و یا برای اطرافیانم یا در شهری که ساکن هستم و همچنین در دنیا؛ معمولا تصویر سازی می کنم، حتما وقتی که قطعه را می خوانم و می نویسم، تصویر سازی می کنم و مدتها با آن ایده زندگی کرده ام، مانند یک جنین که در دل یک مادر رشد می کند، یک قطعه هم برای من آرام آرام بزرگ می شود و به مرور زمان راه را خودش پیدا می کند که من در آن دست نداشته ام ولی آن ایده اول را من داده ام و باید آن بذر را خوب کاشته باشم و آن قطعه راه خود را پیدا می کند، مثلا یک قطعه برای فلوت و پیانو که برای بنده آهنگسازی اش سخت بود؛ ولی تصویری که از آن داشتم، به نظر من مثل یک شمع بود که در تمام موجودات وجود دارد و ما را می برد، به نام این قطعه فکر کردم و به نام «شعله جان» رسیدم. این نور خودش را نمایان کند و شروع می کند به زندگی کردن، با خوشحالی وارد زندگی می شود… یادم است زمانی که این قطعه را می ساختم و یک ماه قبل تمام شد… دیگر به جایی رسیدم که گمان می کردم نمی دانم این شعله مرا با خود می برد؛ به این شعله گفتم دست مرا بگیر و هر کجا خواستی با خودت ببر، بعد جالب است بدانید یک چیزهای در ملودی اش به وجود آمد که اصلا خودم گمان نمی کردم چنین چیزی بوجود بیاید؛ در انتها هم مثل نور زندگی که یک لحظه تمام می شود، خاموش شد.
نگاهی به اپرای مولوی (I)

نگاهی به اپرای مولوی (I)

اپرای مولوی دومین اثر اپرای سبک ایرانی تاریخ موسیقی کلاسیک ایران است؛ اولین تجربه اپرای ایرانی در سال ۱۳۸۷ توسط همین زوج هنری یعنی بهروز غریب پور و بهزاد عبدی با موضوع عاشورا ساخته و اجرا شد که تلفیقی بود از سبک معمول اپرای کلاسیک و موسیقی تعزیه که بسیار مورد توجه و استقبال علاقمندان موسیقی و تئاتر قرار گرفت.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.
حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (I)

حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (I)

بیش از صد سال است که جامعه شناسان، حضور بانوان در زمینه های مختلف اجتماعی را در جوامع، معیاری برای رشد اجتماعی آن جامعه می دانند و با داشتن آمارهای مختلف، حضور بانوان را در عرصه های مختلف اجتماعی تحلیل می کنند. متاسفانه در کشور ما این آمار و ارقام کمتر در دسترس محققان بوده است و گاهی اصلا آمار گیری خاصی در این زمینه انجام نشده است.
روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (II)

روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (II)

مانتل هود (Hood 1971: 59) در شرح روشی که از استادش فراگرفته است توضیح می‌دهد که برای آوانگاریِ موسیقی، مرحله به مرحله، از طرح فنمیکِ کلی به جزییاتِ فنتیک پیش می‌رود. میزانِ اعتبارِ تعبیری که او از این مراحل به «فنمیک» و «فنتیک» کرده است از طریق مقایسه‌ی آن با توضیحاتِ پیشین و موارد تکمیلی پیشِ روی بررسی خواهد شد.
جانِ آوازِ امروز

جانِ آوازِ امروز

محسن کرامتی صدای آشنای سه دهه آواز ایران، جزو معدود خوانندگانی است که آوازش را در اختیار نمایندگان حاکمیت قرار نداده و همیشه در اجراهایش نمایشگرِ آرمان های زیبای انسانیِ خود بوده است.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (III)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (III)

ترادف: دستگاه = مقام = آواز= گام چراکه مقصود از «مقام بزرگ» گام ماژور فرنگی است. «حالت مخصوص» و «فرود خاص» معنی دقیق تعریف شده ای ندارند، از سوی دیگر بجای تعریف، دلیل یا توضیحِ «شباهت عینی»، آمده است که «باید دانست». چرا باید دانست معلوم نیست. (حجیت ظن)
الن تافه زویلیچ، جلوه ای از تکنیک و اصالت در موسیقی مدرن

الن تافه زویلیچ، جلوه ای از تکنیک و اصالت در موسیقی مدرن

با ورود به قرن بیست و یکم و پدیدار شدن روزافزون سبک های مختلف موسیقی، آهنگسازانی چون الن تافه زویلیچ ELLEN TAAFFE ZWILICH در زمره نوابغ این عرصه به شمار می روند و به جرات می توان گفت در دوره معاصر تنها تعداد انگشت شماری آهنگساز با خصوصیات او پا به این عرصه نهاده اند. شهرت جهانی او به دلیل اجرا، ضبط و پخش گسترده آثارش در سراسر جهان و نیز خیل عظیم شنوندگان در رده های مختلف است که با عشق و علاقه به موسیقی او گوش می سپرند.
صادقی: کانون پرورش فکری تولیداتش را در انبار خودش نگه می دارد!

صادقی: کانون پرورش فکری تولیداتش را در انبار خودش نگه می دارد!

در مورد آلبوم «باد و گندم زارها» بنده باید عرض کنم، مدتی قبل یا چند سال قبل با یکی از دوستان خوب و ترانه سرا، نشستی داشته ایم با همراهی آقای حامد پورساعی که از نوازندگان بسیار خوب و برجسته گیتار کلاسیک و همینطور آهنگساز هستند؛ ایشان در این نشست، معضل حضور تولیدات موسیقی برای قشر نوجوان جامعه ایران را بررسی می کردند، در این نشست به این نتیجه رسیدیم که ای کاش آلبومی منتشر شود که فراخور این گروه سنی باشد، در نتیجه تعدادی از کارهای خوب کلاسیک و ملودی های تاثیر گذار را از بزرگترین آهنگسازان موسیقی کلاسیک را انتخاب کرده و روی شان شعری قرار دادیم، به لطف شعر جناب معینی و آهنگسازی و تنظیم های آقای پورساعی این کار با صدای بنده به بازار عرضه شد. تولید کننده این اثر کانون پرورش فکری کودکان نوجوان بوده است و نوازندگانی که در تولید این اثر حضور داشته اند، از برجسته ترین نوازندگان ارکستر سمفورنیک تهران بودند، متاسفانه کاری که با این سختی و مشقت جمع شد و ما ۲ سالی تقریبا درگیر تولیداش بودیم، با پخش بد آن توسط کانون پرورش فکری، در بازار موسیقی مواجه شد و باعث شد این کار دیده و شنیده نشود.