«باران! یعنی تو بر می گردی؟» به صورت رایگان منتشر شد

«باران! یعنی تو بر می گردی؟» نام آلبومی است که برای گیتار کلاسیک آهنگسازی شده است؛ آهنگساز و نوازنده گیتار تمام قطعات این آلبوم پیمان شیرآلی است. این آلبوم دارای ۲۶ قطعه است که برای نوازندگانی با سطح متوسط به بالا طراحی شد است.

پیمان شیرآلی این آلبوم را به صورت رایگان روی سایت شخصی خود «سایت رسمی پیمان شیرآلی» برای دانلود، قرار داده و در آینده روی سایت بیب تیونز نیز قرار خواهد داد.

پیمان شیرآلی درباره این آلبوم می گوید: «ضبط آلبوم «باران! یعنی تو برمی گردی؟!» بسیار اتفاقی انجام شد. من برای ضبط قطعات کتابِ «فراموشی» به استودیو رفته بودم؛ اما به یکباره نظرم عوض شد و در همان روز، در دو جلسه ی ۲ ساعته، این آلبوم را ضبط کردم. تمام قطعات این آلبوم نیز به صورت دشیفر اجرا شده است.

جالب است بدانید که قطعه ی “پرلود شماره ی یک” در این آلبوم، در همان روز تکمیل شد. این اثر از آخرین ساخته های من است که بخشی از آن را نوشته بودم و نیمه تمام مانده بود. بخش پایانیِ این اثر که ترمولو است را دقیقا در همان روز تکمیل کردم و همان لحظه ضبط کردم.

این آلبوم شامل ۲۶ قطعه است که ۲۳ قطعه ی آن از کتاب “سرزمین مادری” و ۳ قطعه ی بعدی از کتاب “مانی و مانا” است؛ که البته کتابِ “مانی و مانا” فعلا به مرحله ی چاپ نرسیده است.

در کل سعی کرده ام که در این آلبوم، مجموعه ای از قطعات کلاسیک غربی و همچنین قطعاتی با حال و هوای ایرانی و در دستگاه های ایرانی بگنجانم تا هرگونه سلیقه ای را پوشش دهد. از جمله قطعاتی که فضای ایرانی بر آنها حاکم است میتوان به افشاری، باران، والس چهل ستون و رنگِ خداحافظی، اشاره کرد و از جمله آثاری که رنگ و بوی کلاسیک غربی دارند می توان واریاسیون های چینی، سرنتا و لالایی را نام برد. ما در این آلبوم شاهد تلفیق تکنیک ها و هارمونی های غربی با موسیقی ایرانی هستیم؛ به همین خاطر به نظر من میتوان گفت این آلبوم رنگ جدیدی به آهنگسازی گیتار کلاسیک در ایران داده است.

یکی از اسطوره هایی که چنین رویکردی را (مورد توجه قرار دادن موسیقی ایرانی) در من ایجاد کرد، استاد “حسین دهلوی” بوده است. من همیشه ایشان را از برجسته ترین اساتیدِ تاثیر گذار در بدنه ی موسیقی ایران میشناسم و همواره گفته ام که هرچه آموختم از ایشان و آثارشان بوده است.»

شیرآلی درباره ی قطعات این آلبوم می گوید:
– در قطعه ی “باران” از تکنیک چهار مضراب استفاده شده و قصدم استفاده از تکنیک های سازی موسیقی کلاسیک ایرانی بوده است.
– آلبوم، با یک سوئیت چهار قسمتی به نام “سوئیت فصلها” شروع شده که شامل ۴ والس با متر ۳/۸ است که به ترتیب در گام های لا ماژور، لا مینور، می مینور و دوباره برگشت به لا ماژور می باشد. انتخاب این گامها به نوعی نشان از ویژگی های هر فصل دارد و پیوستگی ریتمیک آنها، بیانگر وصل یک مجموعه و پیوستگی آنهاست.
– قطعه شماره ی ۱۳، قطعه ی “رومانس برای تو”، در همان گامِ قطعه محبوب “رومانس” (Romance de España)، (یعنی در گام می مینور و می ماژور) نوشته شده است. تفاوت اصلی فرمال این رومانس با رومانس محبوب اسپانیایی در این است که “رومانس برای تو” در چهار قسمت ولی رومانسِ محبوب اسپانیش در دو قسمت نوشته شده است.
– قطعه “مرگ شاپرک ها” برای نمایشنامه ای با همین نام ساخته شده و در آن از تکنیک ترمولو استفاده شده است. این اثر نمایانگر فضایی سرد و غم آلود است که این حس بوسیله کورد پایانی که به نوعی معلق و ناتمام است، به خوبی احساس می شود.
– قطعه ی “باران! یعنی تو برمی گردی؟!” که نام آلبوم هم از آن گرفته است، (با اندک تفاوتی در لحن بیان این عبارت)، الهام گرفته از کتاب شعری با همین نام، سروده ی “نزار قبانی”، شاعر سوری می باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.

از روزهای گذشته…

گزارشی از کنسرت مسعود زین الدین و آرش لطفی در اصفهان

گزارشی از کنسرت مسعود زین الدین و آرش لطفی در اصفهان

در تاریخ ۶ و ۷ مرداد در تالار محمود فرشچیانِ شهر اصفهان، کنسرت موسیقی دستگاهی با نوازندگی تار مسعود زین الدین و همراهی تمبک آرش لطفی برگذار شد. برنامه در دو قسمت سه گاه و بیات ترک ترتیب داده شده بود، در قسمت اول در دستگاه سه گاه، قطعات آوازی و نیزضربی در ریتمهای سنگین و لنگ اجرا شد.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (V)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (V)

هنرجویان علاقه‌مند به یادگیری ساز عود، همچنین باید از استعداد بسیار خوبی در شنیدن موسیقی برخوردار باشند؛ زیرا عود سازی ملودیک ا‌ست و هنرجو باید صبور و سخت‌کوش باشد و از استادی آموزش ببیند که پیش‌تر در مدرسه‌ی موسیقی سنتی تعلیم دیده باشد. این موارد، جزء مؤلفه‌های مطلوب آموزش عود هستند و بدون رعایت آن‌ها، ممکن است پیروی از یک روش، بی‌فایده باشد.
رمانتیک ترین خواننده سه نسل

رمانتیک ترین خواننده سه نسل

خولیو ایگلسیاس (Julio Iglesias) محبوب ترین خواننده لاتین در سالهای ۷۰ و ۸۰ بوده و بیش از ۱۰۰ میلیون آلبوم او در سراسر جهان به فروش رفته است. شیوه ملایم و رمانتیک خولیو در خواندن ترانه های عاشقانه طوری بود که در سراسر جهان و در فرهنگها و زبانهای مختلف طرفداران بی شماری پیدا کرد.
کتابی در اقتصاد موسیقی (VIII)

کتابی در اقتصاد موسیقی (VIII)

بدون آنکه بخواهیم از حوزه اقتصاد موسیقی دور شویم، می پرسیم وجود و عدم آزادی در یک جامعه، چگونه و از چه کانالهایی می تواند در اقتصاد موسیقی تأثیر داشته باشد؟ می دانیم موسیقی زیرزمینی در ایران فعال و فربه است (۱۱) و دلیل این فربهی نیز چیزی نیست جز عدم امکان ظهور این موسیقی ها در جامعه که این مسأله موجب شده است تا تعریف موسیقی زیرزمینی در ایران، با تعریف آن در کشورهای توسعه یافته ای چون آمریکا و ژاپن کاملاً متفاوت باشد. (۱۲)
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

این مطلب چکیده پروژه پایانی دوره کارشناسی موسیقی ایرانی نگارنده، با راهنمایی دکتر ساسان فاطمی است که در اسفندماه ۱۳۸۴ به پایان رسیده است. از آنجا که این مطلب در سال ۱۳۸۴ نوشته شده حاوی منابع و نگرش من تا آن زمان است که امروز به معدودی از این مطالب، نوع دیگری نگاه میکنم؛ در اینجا بر خود لازم می دانم نسبت به استاد راهنمای این پروژه نهایت سپاس را ابراز دارم.
سه مرحله آموزش موسیقی ایرانی (II)

سه مرحله آموزش موسیقی ایرانی (II)

حال پرسش اینجاست که چرا ردیف که باید جایگاهی مانند رپرتوار در «موسیقی کلاسیک» را در موسیقی کشور ما داشته باشد، کاربردش به شکل کتاب تئوری و متد تحریر، مضراب و… تغییر یافته است؟
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

علاوه بر اینها دو نوشتار دیگر (که لزوماً نقد نیستند) در مورد «گوستاو مالر» که نقد آثارش بسیاری اوقات آمیخته با شناخت از زندگی‌نامه‌اش صورت می‌گیرد، ارایه شد؛ یکی با گرایشی بسیار پر رنگ -حتی در عنوان- به روانشناسی موسیقی (The “Mahler’s Brother Syndrome”: Necropsychiatry and the Artist) و دیگری با فرازهایی از زندگی‌نامه برای یافتن روابطی موسیقی‌شناسانه (Textual and Contextual Analysis: Mahler’s Fifth Symphony and Scientific Thought).
جواهری: در ایران شیوه نگارش موسیقی متعدد هستند

جواهری: در ایران شیوه نگارش موسیقی متعدد هستند

من فکر می کنم که خود ماها باید همت کنیم و انتظار از اونها نداشته باشیم! اون نسل کار خودشون را کردند و آثارشون را ارائه دادند. من فکر می کنم نسل ما تنبل و کم کار بوده، حداقل کار جدیدی ارئه نمی دن، بیان کارهای نسل گذشته را باز سازی و باز پروری کنن! خیلی کارهای خوب هست!
هنگامی که باد می وزد

هنگامی که باد می وزد

رمان مصور “هنگامی که باد می وزد”When the Wind Blows”، نوشته هنرمند بریتانیایی ریموند بریگز Raymond Briggs در سال ۱۹۸۲، داستانی است که حمله اتمی شوروی به بریتانیا را از دیدگاه زوجی بازنشسته به نامهای جیم Jim و هیلدا بلاگز Hilda Bloggs بیان میکند.
گفتگو با روستروپوویچ (I)

گفتگو با روستروپوویچ (I)

مستیسلاو روستروپوویچ (Mstislav Rostropovich) هفتاد ساله، یکی از بزرگترین ویولن سل نواز زمان ما است و معمولا از او به عنوان هم نفس پابلو کاسالز (Pablo Casals) مشهور نام می برند. نزدیکی وی به کاسالز تصادفی نیست، پدر وی، لئوپارد روستروپوویچ (Leopold Rostropovich) هنر کاسالز را می ستود و مدتی در پاریس از هنرجویان وی بود. کاسالز (کسی که نواختن ویولن سل را در ابتدای این قرن متحول کرد) قطعه های باخ را برای تک نوازی با ویلونسل رواج داد، آثار این استاد موسیقی کلاسیک توسط ویولنسل، برای اولین بار در سالنهای کنسرت اجرا شد و این پایه گذاری نوین برای این ساز بود.