امیرآهنگ: سعدی حسنی توجه من را به سبک استاد حنانه جلب کرد

مرتضی حنانه (۱۳۰۱-۱۳۶۸)
مرتضی حنانه (۱۳۰۱-۱۳۶۸)
بیست و چهارم مهر ماه امسال مصادف است با بیست و هشتمین سالگرد درگذشت هنرمند بی بدیل و نامدار موسیقی ایران، آهنگساز صاحب سبک، رهبر ارکستر، محقق و پژوهشگر استاد مرتضی حنانه؛ موسیقی دانی که شوربختانه در اوج پختگی و فعالیت هنری اش رخت از جهان بربست؛ اگر در چنگال بیماری سرطان گرفتار نشده بود و حیات داشت، امروز در آستانه نود و پنج سالگی اش بود و در طی این سالها قطعا میراثی بسیار گرانقدر تر از او در موسیقی کلاسیک ایران و جهان به یادگار مانده بود.

در کنار این افسوس بزرگ چندی است سئوالاتی بسیار در خصوص سبک آهنگسازی وی خصوصاً هارمونی ابتکاری او برای مقام های موسیقی ایران و آثار این آهنگساز بزرگ اعم از آثار آهنگسازی و کتاب های نوشته شده وی نیز در بین هنرجویان، دانشجویان و اساتید موسیقی ایران همواره مطرح می باشد و پاسخ به این سئوالات همواره در هاله ای از ابهام قرار داشته و دارد.

از مهمترین این سئوالات می توان به چند مورد زیر اشاره کرد:
– محتوای هارمونی ابتکاری این آهنگساز برای مقام های موسیقی ایرانی که خود آن را «آرمونی زوج» نامیده است چیست؟
– چه بر سر کتاب های تالیف شده وی و کتاب های ترجمه شده توسط او آمده است و چرا پس از مدت ۲۸ سال از درگذشت او تاکنون این کتاب ها چاپ نگردیده و در دسترس عموم قرار نگرفته است؟
– مهم ترین آثار آهنگسازی شده توسط او از قبیل: «کاپریس برای پیانو و ارکستر»، «کاکوتی رقصی برای او»، «لا پرشیا»، «سوییت شهر مرجان»، «خواب یک شیطان کوچک»، «اوراتوریو بهرام یشت»، «پیکره ها» و… چرا تاکنون اجرا، ضبط و منتشر نمی شوند و چرا در طی این ۲۸ سال در هیچ یک از کنسرت ها اجرا نشده اند؟
– آثار موسیقی فیلم وی نیز که متجاوز از ۵۰ موسیقی متن فیلم می باشند و از آثار بسیار با ارزش او هستند، چرا بسیاری از آنها منتشر نشده و در دسترس عموم قرار نمی گیرند؟
– نظریات وی در خصوص کمپوزیسیون چه جایگاهی در مراکز آکادمیک موسیقی ایران دارد و اساتید این دانشگاه ها به چه میزانی از جایگاه موسیقی مرتضی حنانه و نقش او در موسیقی ایران آگاهی دارند؟ و آیا اصلا آثار او و سبک آهنگسازی اش خصوصاً محتوا و منطق بکار رفته در هارمونی او را می شناسند؟
این سوالات و سوالات بی شمار دیگر حاکی از آن است که در حال حاضر با همین میراث به جای مانده از او چه کرده ایم؟
این سئوال در سال های اخیر از فرزند و برخی شاگردان این هنرمند بارها پرسیده شده است و پاسخ ها عموما تاسف بار بوده اند.

در نتیجه مصاحبه های متعدد با افرادی که از آثار حنانه اطلاع دارند همواره به یک درب بسته برخورد می کنیم. یکی از انتشارات هایی که از سالها پیش اقدام به انتشار دو اثر از این هنرمند کرده است انتشارات چنگ است؛ این انتشارات توسط یکی از شاگردان استاد حنانه به نام علی برلیانی اداره می شود. علی برلیانی چندی پیش در مصاحبه ای با خبرگزاری ایلنا و همچنین در هشت سال قبل در مصاحبه ای دیگر با نشریه گزارش موسیقی با یک جمله سئوال برانگیز پاسخ علاقمندان منتظر آثار حنانه را اینگونه داده است که: «…در فهم مخاطبان موسیقی نیست. لذا هر زمان که صلاح بدانم آن‌ها را منتشر می‌کنم.»

این جمله علی برلیانی و دیگر موارد گفته شده در این مصاحبه منجر به انتشار نامه ای سرگشاده از امیرعلی حنانه شد که با سیلی از نظرات مخاطبان سایت همراه شد و در نهایت موضوع به نتیجه خاصی نرسید.

مرتضی حنانه در سه سال آخر حیات خود، تصمیم به تعلیم گروهی از هنرجویان جوان که عموما در هنرستان موسیقی تحصیل می کردند می گیرد و با تدریس دروس مختلف نظری به این گروه تا جایی پیش می رود که بتواند تئوری های خود را در زمینه مبانی نظری و هارمونی پیشنهادی خود برای موسیقی ایرانی را به آنها منتقل کند و یک مکتب آهنگسازی جدید متکی بر آفرینش بر مبنای مقام های موسیقی ایران پدید بیاورد.

اما با شروع بیماری و درگذشت نابه هنگام او، این پروژه ناتمام می ماند.

امروز به مناسبت سالگرد درگذشت این استاد بزرگ موسیقی کلاسیک ایران، قصد داریم با یکی از آخرین نسل شاگردان مرتضی حنانه، یعنی امیرآهنگ* که در کلاس های تخصصی مرتضی حنانه در سه سال آخر عمر او به عنوان هنرجو حضور داشته و در ارتباطی نزدیک با این استاد فقید و فرزند هنرمندش امیرعلی حنانه بوده است، گفتگویی داشته باشیم و از کم و کیف ماجراهایی که کلاس درس استاد و مقدار پیشرفت این کلاس ها و سبک آهنگسازی و نحوه هارمونی پیشنهادی او برای موسیقی ایران بنام «آرمونی زوج» و در نهایت موضوع میراث معنوی این هنرمند بزرگ و پاسخ به سوالات مطرح شده در طی این سالها و مواردی دیگر باخبر شویم.
امیرآهنگ در اجرای ارکستر مجلسی ملی بنیاد رودکی
لطفا ابتدا درباره کلاس آهنگسازی استاد مرتضی حنانه صحبت کنید. پیشنهاد برپایی این کلاس چگونه مطرح شد و چطور شد که برای شاگردی نزد ایشان رفتید؟
من در یک خانواده با فرهنگ و هنر دوست در تهران متولد شدم. پدرم و مادرم هر دو از دوست داران و شنوندگان فهیم موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بوده و هستند.

پدرم کارمند تلویزیون بود و در شبکه تلویزیون آموزشی (اکنون شبکه دو صدا و سیما) واقع در خیابان گاندی کار می کرد و موسس و مسئول آرشیو موسیقی آنجا بود. موسیقی کلاسیک را بخوبی می شناسد و مدتی هم در جوانی پیانو کار کرده و در پیانو شاگرد خانم شیدا قرچه داغی بود. پدرم و مادرم به دلیل علاقه وافرشان به موسیقی نام من را امیر آهنگ گذاشتند که یک نام ابتکاری از سوی پدرم هست و سابقه قبلی ندارد.

در سال ۱۳۵۹ (یازده سالگی) وارد هنرستان موسیقی تهران شدم که چند ماهی از تحصیلم در هنرستان نگذشته بود که هنرستان موسیقی به علل گوناگون از جمله شروع جنگِ تحمیلی ی ایران و عراق منحل شد و به مدت دو سال تعطیل بود، بنابراین موسیقی را بصورت خصوصی نزد اساتید مختلف از جمله استاد مصطفی کمال پورتراب تعلیم دیدم. در همان زمان که فقط یازده سال سن داشتم، پدرم دو کتاب به من داد یکی کتاب تفسیر موسیقی نوشته: سعدی حسنی و دومی هم کتابی به نام تاریخ موسیقی تالیف: سعدی حسنی چاپ سال ۱۳۳۶ به من داد که مطالعه کنم. در آن زمان این کتاب تنها مرجع آشنایی با تاریخ موسیقی کلاسیک غرب در ایران بود و من این کتاب را چندین بار مطالعه و در صفحات آخر این کتاب با نام چند آهنگساز ایرانی مانند: پرویز محمود، روبیک گریگوریان، مرتضی حنانه، هوشنگ استوار، حسین ناصحی، ثمین باغچه بان و امین الله حسین آشنا شدم. دو نکته ای که در این کتاب در مورد مرتضی حنانه توجه مرا بخود جلب کرد، یکی اینکه از مرتضی حنانه به عنوان با استعدادترین شاگردان هنرستان موسیقی یاد شده بود، چون سعدی حسنی کلمه با استعداد را فقط راجع به مرتضی حنانه نوشته بود و نکته‌ی دیگر اینکه، تاکید شده بود حنانه به هارمونی و کنترپوان موسیقی کلاسیک غرب برای موسیقی ایرانی معتقد نیست.

از همان زمان این دو موضوع، ذهن من را بسیار کنجکاو کرد چون تمامی اساتیدی که تا به آن زمان در موسیقی داشتم و همه شان هم موسیقی کلاسیک غربی کار کرده بودند به من گفته بودند که موسیقی ایرانی یک موسیقی غیر علمی است و هارمونی موسیقی کلاسیک غرب هم برای هارمونیزه کردن یک قطعه، تنها هارمونی ی علمی و بین المللی می باشد و برای تمام موسیقی های تمام ملل دیگر نیز کار آیی دارد. به عبارتی این اساتید به من و دیگر هنرجویان دیکته کرده بودند هارمونی، یک علم است و علمی‌ست بین المللی و جهانی و منظور از هارمونی هم در همه جا همان هارمونی و کنترپوان موسیقی کلاسیک غرب می باشد.

* امیرآهنگ (آهنگساز، مدرس موسیقی و رهبر گروه کُر و ارکستر) است. او از تحصیل کردگان هنرستان موسیقی با تخصص نوازندگی ویولن کلاسیک می باشد.
وی از محضر استادانی مانند: بهروز کاظمی، سیاوش ظهیرالدینی و بهروز وحیدی آذر (ویولون)، کاووس افشار و لی لی سرکیسیان (پیانو)، غلامحسین فخیمی کیا (تئورى موسیقی، ساز شناسی) مصطفی کمال پورتراب (تئوری موسیقی، سُلفژ، هارمونی و کُنترپواًن)، بیژن داداشی (آواز جمعی)، محسن الهامیان (تاریخ موسیقی، هارمونی و فرم موسیقی)، شریف لطفی (مبانی و اصول اجرای موسیقی و هارمونی)، فریدون ناصری (هارمونی، سُلفژ، سازشناسی و کنتر پواُن) بهره برده و همچنین تحصیل دوره های تخصصی کمپوزیسیون را از سال ١٣۶۵ تا ١٣۶٨ نزد مرتضی حنانه طی کرده است.
مبانی و اصول رهبری ارکستر را نزد حشمت سنجری و تحصیل پیوند شعر و موسیقی، تجزیه و مباحثی همچون تحلیل و آنالیز ردیف موسیقی ایران، هارمونی موسیقی ایرانی و آهنگسازی نزد فرهاد فخرالدینی را در کارنامه تحصیلی خود دارد.
او سالهاست که به تدریس هارمونی و اصول کمپوزیسیون و مبانی و اصول اجرای موسیقی (تئوری موسیقی عمومی و ایرانی و سُلفژ) می پردازد.
از جمله فعالیت های وی می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
– تدریس سرود در مدارس از سال ۱۳۶۳ و کسب عناوین متعدد در مسابقات سرود مدارس آموزش و پرورش تهران.
– ساخت موسیقی متن تئاتر باغ آلبالو. نوشته: آنتوان چخوف به کارگردانی اکبر زنجانپور در اسفند ماه سال ۱۳۶۶٫
– اجرای برنامه در اولین و دومین جشنواره موسیقی فجر در سالهای ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ به عنوان خواننده گروه کُر هنرستان موسیقی و خواننده گروه کُر تالار وحدت و اجرای رسیتال ویولون.
– اجرای کنسرت های متعدد به عنوان تک نواز ویولون و پیانو و خواننده گروه کُر در دوران تحصیل در هنرستان موسیقی تهران، و پس از آن.
– نوازندگی در آنسامبل های مختلف: کوارتت زهی، تریو و غیره.
– نوازندگی ویولون اول در ارکستر مجلسی تهران به سرپرستی بهروز وحیدی آذر در سالهای ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰.
– ساخت موسیقی متن نمایش عروسکی کودک (ما دیگه گول نمی خوریم) به کارگردانی: احمد مهدی
– تدوین طرح همسرایان ملی ایران در سال ۱۳۷۹
– تأسیس کانون موسیقی منطقه ۱۰ تهران در سال ۱۳۸۴ و دبیر کانون فوق.
– تدریس مبانی و موسیقی نظام به گروه موسیقی نیروی انتظامی واحد اجرائیات شهرداری تهران در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵.
– مدیر اجرایی واحد موسیقی فرهنگسرای بهمن از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷.
– شرکت در بیست و دومین و بیست و سومین جشنواره موسیقی فجر با گروه کر فرهنگسرای بهمن در سالهای ۸۵ و ۸۶٫
– کسب مقام اول در دومین کنکور تخصصی آهنگسازی کشور در سال ۱۳۸۵.
– کسب عنوان ” رهبر برگزیده” گروه کُر در جشنواره سرود انتظار در سال ۱۳۸۵.
– پایه گذاری و سرپرستی گروه همسُرایان ملی درسال ۱۳۸۶.
– کسب رتبه اول گروه کُر با گروه همسُرایان ملی ایران در چهارمین جشنواره موسیقی محله سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در سال ۱۳۸۷.
– تقدیر شده در “کنگره طنین ایثار ” با گروه همسرایان ملی ایران در سال ۱۳۸۸.
– کسب رتبه اول “جشنواره فرهنگی_هنری ایثار” با گروه همسرایان ملی در سال ۱۳۸۸.
– داوری جشنواره های متعدد از جمله: سرود مدارس، اولین و دومین جشنواره تکنوازان شهر تهران در سالهای ۸۵ و۸۶، داوری نخستین و دومین جشنواره سرود و موسیقی شمسه در سالهای ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱، داوری مسابقات سرود کمیته امداد امام خمینی (ره) و…
– تالیف و تدوین “شاخص های داوری؛ برای اجرای صحنه ای گروه های سرود و موسیقی نخستین و دومین جشنواره موسیقی شمسه” در سال های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱.

– با سابقه ی بیش از سی سال تدریس موسیقی:
در دانشگاه های علمی –کاربردی، هنرستان صدا و سیما، آموزشگاه های موسیقی درجه یک، خانه های فرهنگ، فرهنگسراهای: قرآن ، بهمن، خاوران، انقلاب، عطارو…
– آهنگسازی آثاری برای گروه آواز جمعی (گروه کُر) به صورت “آکاپلا” بر مبنای: نغمات اصیل عاشورایی، ترانه های محلی ایران و تصنیف های قدیمی ایرانی.
– تصنیف آثاری شامل موسیقی کودک، دوئت، تریو، کوارتت زهی، ارکستر زهی، ارکستر سمفونیک، ارکستر ملی و ارکستر مجلسی. پیانو چهار دستی.
– آرانژمان آثاری جهت آنسامبل سازهای بادی: کویینتت کلارینت، گروه کُر فلوت و…
– تالیف کتاب ریتم در هفت جزوه (دوره مقدماتی تا فوق عالی)
– بنیانگذار گروه کُر ۳۷۴ نفره تهران در سال ۱۳۹۰ و اجرا در مراسم اختتامیه ی نخستین جشنواره ی سرود و موسیقی شمسه و تقدیر ویژه توسط دبیر تخصصی جشنواره.
– دریافت لوح تقدیر “هنرمند عاشورایی” از معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دی ماه ۱۳۹۱.
– آهنگسازی سرود شمسه در دومین جشنواره موسیقی شمسه در سال ۹۱ و اجرای آن با گروه همسرایان ملی ایران در اختتامیه دومین جشنواره سرود و موسیقی شمسه.
– تقدیر نامه داوری در سال ۱۳۹۱ از دومین جشنواره موسیقی شمسه از دبیر تخصصی جشنواره موسیقی شمسه.
– کنفرانس پژوهشی در بیست و نهمین جلسه نقد نغمه با موضوع (بررسی هارمونی در موسیقی ایران) در مورخ هفدهم بهمن ماه هزار و سیصد و نود و دو در فرهنگسرای اندیشه با همکاری شاهین مهاجری و سجاد پور قناد.
– همکاری با ارکستر سازهای ملی ایران به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده در سال ۱۳۹۴٫
– تقدیر نامه از سفیر ژاپن در ایران در تابستان سال ۱۳۹۵٫ به جهت آرانژمان قطعاتی برای اجرای کویینتت کلارینت به سر پرستی و نوازندگی حسین پور معین و اجرا در سفارت ژاپن در ایران.
– رهبری ارکستر ملی مجلسی رودکی در تالار وحدت در ۲۷ شهریور ماه سال ۱۳۹۵ (کنگره بزرگداشت استاد شهریار)
– آهنگساز منتخب رهبر ارکستر سمفونیک تهران جناب آقای علی رهبری در لیست شصت و چهار نفره آهنگسازان ایرانی در سال ۱۳۹۴٫
همکاری با گروه کُر فلوت ارغنون به سرپرستی ابراهیم نظری در سال ۱۳۹۴ بعنوان تنظیم کننده و آرانژمان.
– همکاری با گروه کُر فلوت تهران از سال ۱۳۹۵ به رهبری: سعید تقدسی و سرپرستی: فیروزه نوایی. بعنوان تنظیم کننده و آرانژمان آثار که کماکان ادامه دارد.

10 دیدگاه

  • محمد ايمن
    ارسال شده در مهر ۲۴, ۱۳۹۶ در ۳:۳۷ ب.ظ

    عرض سلام و ادب و احترام خدمت دست اندرکاران هنر آرایش صداها

    زنده باد یاد استاد برجسته روانشاد مرتضی حنانه

    جناب پورقناد با مطرح کردن پرسشها ، داغ مشاجرات چندی پیش درخصوص نامه سرگشاده ی آقای امیرعلی حنانه تازه شد
    چقدر خوشحال بودم که بالاخره شاید به نتیجه ای برسیم و انتشارات چنگ دست به انتشار آثار چاپ نشده ی استاد بزند .
    جمله ای از خانم شهین حنانه به ذهنم خطور کرد که در یادنامه استاد گفته بودند : ” … کتابهایی که درباره ی موسیقی نوشته ( استاد حنانه ) همین طور مانده و نمیدانم آنها که هنگام درگذشتش شیون می کردند چرا نمی آیند اینها را بردارند و منتشر کنند شاید چراغی باشد فراراه جوانان تشنه موسیقی و هنر این دیار . واقعا این وضعیت گریه آور است .. دستاوردهای ۵۵ سال زحمت و تلاش یک هنرمند بعد از یک سال همین طور گوشه اتاق ماندهو خاک می خورد. چه کسی باید به فکر انتشارش باشد ؟ …”

    خوب ، پرسش دیگری که باید مطرح کرد این که این آثار بعد از آنیکه از اتاق استاد به کلکسیون یک انتشارات رفته است نمیدانم در ازای چه و … و ظاهرا به دست یکی از شاگردان وی ، سزاوار نیست که علیرغم دانستن اینکه استاد آنها را برای انتشار نوشتند نه انحصار ، همینطور گرد و خاک جور و ستم آنها را بپوشاند و هیچ به هیچ ؟

    عزیزی که این مسئولیت خطیر را به دوش گرفتی ، به عهد خود با استادت وفا کن … بگذار مخاطب خود تشخیص بدهد که از آن سر در می آورد یا نه !

    هنریکه مطالعه و نقد نشود ، این چه سودی خواهد داشت ؟ مگر همان زمانیکه استاد زنده بودند و درخصوص تئوری خاص خود و بحث هارمونی زوجی که مترتب بر همان تئوری ایشان است ، کنفرانسهایی گذاشتند و در همان کنفرانسها هم عده ای مثل آقای پورتراب و … که از سرآمدان موسیقی بودند ، درس تئوری از استاد حنانه می پرسیدند !! و به نحوی با تئوری و تز ایشان مخالفت میکردند ، اتفاق خاصی افتاد ؟
    شما همیشه برای یک تئوری ، مخالف ، موافق ، سر در بیار و سردر نیار دارید ! این چه دلیلی ست که می آورید که جامعه فعلا توان فهم مطالب را ندارد !! شما ناشر هستید عزیزم ، نشر بدهید … بگذارید در این جمعیت ۸۰ میلیونی که یکیشان که شما باشید و سر در آوردید ، ملت بخوانند و برای رفع اشکال و فهم بهتر به شما مراجعه کنند … چون حتما شما فهمیدید دیگر که میگویید دیگران ظرفیت فهمش را ندارند … نگذارید در پستو … هزینه های چاپش اگر زیاد میشود ، خوب مزایده بگذارید علاقمندان شرکت کنند یا کمپینی برای تامین هزینه چاپ تهیه کنید تا با کمک عمومی تامین شود …
    چرا اینقدر پیچیده کرده اید آخر

    استاد حنانه ، معتقد بودند که لزومی ندارد ما هارمونی کلاسیک را وحی منزل بدانیم ( و درست هم هست ) همانطور که گوشهای ما فواصل میان نیم پرده و پرده را زیبا می شنود و گوش یک اروپایی نه ، همینطور هم هارمونی تییرس آنها برای فواصل مخصوص ما ممکن است زیبا به گوش نیاید . شاید همه این نکات را برخورد کرده بودند اما جرات ورود به این داستان را نداشتند چون اساس کارها به هم میخورد . تئوری گام مادر یا همان گام ماهور ( یگاه ) و دوگاه و سگاه و … گرچه ما را به یاد مدهای گرگورین می اندازد ، ولی خوب نمیتوانیم مفارقت و نزدیکی موسیقی را کتمان کنیم . چه اشکال دارد که بپذیریم ؟ آیا واقعا توضیحات و تفاسیر تئوری درهم و برهم موسیقی سنتی ما سامان نمیابد ؟ خنده دار نیست که چشم و گوش بسته تنها واژه های تئوری موسیقی غرب را تحمیل کنیم به محتوای موسیقی مان ؟ اینکه اگر برابر واژه ای را در محتوای موسیقیمان نیافتیم ، پس بگوییم موسیقی ما مشکلی دارد !! اگر مثلا نت آغاز با نت شاهد متفاوت باشد ، باز نت آغاز را تونیک بنامیم چون تئوری غرب این را دیکته کرده است !!
    به نظرم راهی که استاد رفتند ، چراغی جلوی چشمان ما باز کرد و جسارتی به ما داد . ایشان خود بارها متذکر شده اند که این مسیر را باید آیندگان ادامه دهند و تکمیل کنند
    گاهگاهی به این فکر میکنم که نکند مافیایی در کار باشد و برای این که مثلا کتابهای تئوری و نمیدانم درسهای عده ای از بزرگان از رونق نیفتد ، ایده های استاد حنانه جان نگیرد و همه گیر نشود !!!
    موسیقی غرب هم همین آدمها فکور را داشت . آنها هم اولش همینطور بودند که الان ماهستیم … موسیقی آوازی ریتم آزاد … تک صدایی … بعد دوصدایی … آنهم با فواصل غیرشیطانی !! چهارم و پنجم فقط !! بعد یواش بواش جرات کردند فواصل کاسته و افزوده که ابدا ممنوع و شیطانی !! بودند را آوردند ، بعد فهمیدند که ملودیهای خطوط موازی میتوانند در عین استقلال ، معنای واحدی هم برسانند ، کنترپوان برای ملودیهاشان نوشتند ، تعداد خطوط اضافه شد ، از دل طبیعت صدای سیمها ریال هارمونی را کشف کردند … طبیعت صداهای دلنشین را با هم آمیختند و ملودیهایشان را هارمونیزه کردند … سازهایشان را اصلاح کردند ، فواصل درهم و برهم را اصلاح کردند و …. و و و که شما ها صد درصد از من بیشتر واقفید ..
    خوب ، اینها هم همین مراحل را طی کردند دیگر … باخ ، چه مصیبتی کشید تا فواصل تامپره ی خودش را جا بیندازد … ممکن بود زمان خودش فهمش را نداشتتند ، اما کسی مانع از انتشار آثارش شد ؟ باخ در زمان خودش شناخته نشد .. شاید ۱۰۰ سال پس از درگذشتش تازه باخ ، باخ شد و فهمیدند که او چه کرد و چه گفت !!!

    حالا رسیدیم به استاد حنانه ی خودمان … در زمان حیاتش که نشد ، پس از فوتش هم که آثار کلکسیون شد ، حالا نمیدانم منفعت طلبی ست یا مصلحت طلبی !! بگذاریم صدسالی بگذرد تا شاید داستان باخ دوباره بوقوع بپوندد …

    باز هم خالصانه ، از شما جناب برلیانی ، تقاضا دارم آستینها را تا دیر نشده بالا بزنید … جامعه هنری از شما متشکر خواهد بود بابت وفای به عهد … شما کم اثر چاپ نکردید … کم به جامعه هنری خدمت نکردید ، اما این یک رزومه ی ناخوش ، می تواند قلم بطلان بکشد به همه شان …

    عزیزان ، جناب امیرعلی حنانه ، جناب امیرآهنگ هاشمی و دیگران … سپاسگزاریم از شما بابت زنده کردن نقش این استاد عزیز و تبیین آنچه ایشان در نظر داشتند …

  • امیرعلی حنانه
    ارسال شده در مهر ۲۴, ۱۳۹۶ در ۴:۰۰ ب.ظ

    بله سالهای تحصیل هارمونی و پولیفونی آقای آهنگ و تعداد دیگری از هنرجویان هنرستان موسیقی را که در منزل ما برگزار میشد را بخوبی یادم می آید.سالهای ۱۳۶۶ و۱۳۶۷.
    جای بسی تأسف است این در حالیست که در عصر دهکده کوچک جهانی اگر واقعا کسانی علاقه داشتند بدانند که حنانه چه کرده می‌توانستند با یک تلفن مرا پیدا بکنند ولی هرگز در این بیست و اندی سال چنین چیزی صورت نگرفت.

  • دکتر ج
    ارسال شده در آبان ۲, ۱۳۹۶ در ۷:۵۳ ب.ظ

    جناب آهنگ من شمارا ستایش میکنم و میدانم در حق استاد حنانه ظلم شد.اما سئوال این است که آیا شما رساله*پلیفونی و آنتی فونال از نگاه ییبسن* را خوانده اید و میدانید همان زوج ها است ؟در هارمونی عرض میکنم

  • امیر آهنگ
    ارسال شده در آبان ۸, ۱۳۹۶ در ۴:۱۱ ق.ظ

    خانم یا آقای دکتر ج شما ابتدا بروید یاد بگیرید که خودتان را بدرستی معرفی کنید و بعد سوال کنید. از اشخاص ترسو و بی شهامت که خود را معرفی نمی کنند و اراجیف می بافند متنفرم! من هیچ نیازی به ستایش اشخاص دروغ گو همچون شما را ندارم. شما مانند بسیاری دیگر هیچ شناختی از سبک موسیقی و آرمونی استاد زنده یاد مرتضی حنانه ندارید. ولی می خواهید اظهار فضل کنید.

  • امیر آهنگ
    ارسال شده در آبان ۱۰, ۱۳۹۶ در ۷:۲۰ ب.ظ

    و اما (ج) اگر شما ادعا دارید که رساله پولیفونی و ……. مورد ادعای شما همان آرمونی زوج استاد مرتضی حنانه است، این را بطور مستند و با مثال های مستدل و با یک مقاله تخصصی به اثبات برسانید. و ضمن معرفی کامل خود (نام ، نام خانوادگی و سوابق تحصیلات آکادمیک یا تحصیلات غیر آکادمیک موسیقی خود) مقاله تان را هم به همین سایت بدهید تا به اشتراک بگذارند. آنوقت در مورد ادعای شما می توان نظر داد. در غیر اینصورت حرف شما یک ادعای پوچی بیش نیست و در طی این ۲۸ سال چنین ادعاهای غیر مستند و غیر مستدل که صرفا فقط ادعاست بسیار دیده و شنیده ایم و چنین حرف هایی هیچ گونه ارزشی هم ندارند.

  • محمدرضا امیرقاسمی
    ارسال شده در آبان ۱۱, ۱۳۹۶ در ۵:۲۱ ب.ظ

    آقا یا خانوم (ج) شما مطالب اشتباهی را بیان کردید که دلیل آن را نمیدانم !فقط یک نکته کتاب (ییبسن) که گفته اید ظاهرا نوشته ایست در مورد کنترپوان مدال.(رجوع کنید به کتاب کنترپوان مدال بر اساس پالسترینا و ییبسن نوشته آقای علیرضا مشایخی انتشارات دانشگاه تهران)..
    بین آن کتاب و جزوه و هارمونی استاد حنانه چه نزدیکی میتواند وجود داشته باشد !!
    قطعا ارتباطی وجود ندارد و دلیل ارتباط دادن دو مسئله بی ربط از سوی شما محل ابهام است.

  • مصطفی (کارشناس ارشد آهنگسازی)
    ارسال شده در آبان ۲۱, ۱۳۹۶ در ۱۱:۲۸ ب.ظ

    مافیای موسیقی در ایران از مطرح شدن نظرات با ارزش مرتضی حنانه و اجرا و ضبط و انتشار آثارش سخت هراسان است.

  • دکتر ج
    ارسال شده در آبان ۲۲, ۱۳۹۶ در ۱۲:۵۰ ب.ظ

    مصطفی خان من مافیا نیستم.حرف حق جوابش این نیست.

  • مصطفی
    ارسال شده در آبان ۲۲, ۱۳۹۶ در ۱۱:۵۰ ب.ظ

    دکتر ج من اصلا شما را نمی شناسم و منظورم از مافیا اصلا شما نبودید! مگر نامی از شما بردم؟ چرا این حرف مرا به خود گرفتید؟ چه دلیلی داشت که اینطوری فکر کنید؟ پس به احتمال بسیار زیاد شما هم جزیی از این مافیا هستید که اینگونه نوشتید!

  • درگاهی
    ارسال شده در آبان ۲۷, ۱۳۹۶ در ۱:۵۳ ب.ظ

    دکتر ج یا همون جاوید واردی. ما نه در اینجا و نه در هیچ جای دیگری هیچ حرف حقی از شما نخواندیم. همه اش حرفای بی خود و منحرف کننده اذهان عمومی و ……. نگذارید بیشتر بگم!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.

از روزهای گذشته…

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

مشکل اساسی منطقه ما – یعنی منطقه های خارج از حیطه اروپای مرکزی که خاستگاه تمدن باستانی بوده و شامل هند، خاور میانه، آسیای صغیر (ترکیه امروز)، یونان، مصر و شمال آفریقا و ایتالیا و اسپانیای جنوبی می باشد – این است که برای این منطقه بزرگ فرهنگی که فرهنگ، هنر، علم و فلسفه ما در آن نشو و نما کرده و زمانی مرکز تمدن جهانی بوده است، نامی خاص و قابل استفاده مانند اروپا نداریم. برای منطقه بزرگ فرهنگی ما اغلب از نام شرق استفاده می شود. این نام نه دقیق است و نه صحیح. چرا که شرق نامی خاص نیست و حدود نسبتا دقیق مانند اروپا ندارد. نام دیگری که اروپاییان برای این منطقه به کار برده اند، اورینت (Orient) است که آن نیز به معنای شرق یا خاور است، اما اسم خاصی است که شامل شرق دور (چین و ژاپن) نیست.
امیرآهنگ: مکتب آموزش هارمونی روسیه با فرهنگ ما در ایران سازگارتر است

امیرآهنگ: مکتب آموزش هارمونی روسیه با فرهنگ ما در ایران سازگارتر است

استاد حنانه فرم موسیقی را با مِتُدِ ایتالیایی و از روی کتابِ جولیو باس (تئوریسین، کمپوزیتور و اُرگ نواز ایتالیایی) تدریس می کردند. این کتاب را هم خودشان از زبان ایتالیایی ترجمه کرده و بصورت دستی تایپ کرده بودند که بصورت زیراگس در آن سالها تکثیر و در اختیار امیر علی حنانه و من و سپس بقیه شاگردانشان قرار گرفت. البته جلد اول (شامل عناصر ریتمیک در ملودی و پیوند شعر و موسیقی) و جلد دوم (شامل موتیف، نیم جمله، جمله و پرییود موزیکال) بعدها یعنی در سال ۱۳۷۳ توسط انتشارات چنگ (با سانسور بخشی از مقدمه مترجم کتاب که توسط استاد حنانه نوشته شده بود!) چاپ شد. این کتاب در اصل در شش جلد است.
ضرابی: آشنایی با قطعات مختلف هنرجو را علاقمند میکند

ضرابی: آشنایی با قطعات مختلف هنرجو را علاقمند میکند

قطعات خالقی هم شسته رفته است منتها برای یک ساز نبوده. ببینید، هنرجویان سنتور که شروع به یادگیری این ساز میکنند حتما که قصد استاد شدن ندارند، ۸۰% هنرجویان وقتی ساز را شروع میکنند، می آیند تا ببینند که اصلا این ساز را دوست دارند، ندارند! کم کم ادامه میدهند و از هر ۲۰ یا ۳۰ هنرجو یکی می مانند، بعد از یک سال ۵۰ درصد و بعد از دو سه سال ۷۰ درصد هنرجویان ساز زدن را رها میکنند؛ بهانه ای که میشود با آن باعث لذت بردنشان از موسیقی شد، بوسیله موسیقی های خوبی است که آنها میشناسند و دوست دارند، کسی که یک سال ساز زده مثلا از آقای بیگجه خانی چند قطعه شنیده؟! یا چقدر لذت میبرد از آن قطعات؟ ولی مثلا تمایلش به “بهار دلنشین” آقای خالقی بسیار بیشتر است و دوست دارد این قطعه را بزند و بگوید این را میتوانم بزنم. حالا اگر پیشرفت کرد آن قطعات را هم میزند…
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIII)

آقای شجریان گفته اند: «با این سازها اینجا در امریکا چند نوازنده برجسته زیر نظر یک پروفسور موسیقی، صداهای عالی ایجاد کرده اند، این سازها برای اجرای آثار باروک (موسیقی قرن هفدهم اروپا) خیلی عالی هستند. (استاد شجریان قطعاتی را با لپ تاپ خودشان برایم پخش کردند که کوارتت زهی متشکل از همین سازها قطعات باروک میوزیک را مینواختند که صدایی فوق العاده زیبا داشت و کاملا با آن موسیقی همخوانی داشت.» طبیعی است که این ساز برای اجرای موسیقی بدوی تر بهتر صدا می دهد، چراکه سازهای آن دوره نیز مانند امروز تکامل یافته نبوده اند.
پیوند تمبک، ریاضی و فضای مجازی

پیوند تمبک، ریاضی و فضای مجازی

با گشتی در اینترنت و جستجوی مطلب پیرامون تمبک یک نام را زیاد مشاهده می کنیم، “پیمان ناصح پور”. دکتر پیمان ناصح پور از جمله نوازندگانی است که مهمترین فعالیت او حضور گسترده در فضای مجازی و شناساندن تمبک به عنوان سازی توانمند در خارج از کشوراست. تعداد نوشته های او به زبان انگلیسی بی گمان از هر نوازنده تمبک دیگری بیشتر است.
استوکوفسکی رهبر بدون باگت

استوکوفسکی رهبر بدون باگت

لپولد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) یکی از مشهورترین رهبران ارکستر جهان است که شیوه رهبری خاص وی که رهبری ارکستر بدون چوب رهبری – باگت – میباشد نیز شخصیت متمایزی نسبت به همتایانش ایجاد نموده است. رهبری برخی از برترین ارکسترهای جهان و اجرا در صحنه های مختلف بین المللی از جمله هنرنمایی های او میباشد.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (X)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (X)

او در انجام این کار با بوجود آوردن سریالیسم موفق شد و این افتخار بزرگی برای او در تاریخ موسیقی محسوب می‌شود. اما او خیلی سخت به ساختار داخلی موسیقیش وفادار ماند. سریالیسم به عنوان روشی منظم برای تهیه سری‌ها، منظره صوتی موجود را درهم ریخت و شنوندگان را با دنیای صوتی نو آفریده‌اش بیگانه کرد. در حقیقت موسیقی شوئنبرگ علی‌رغم اینکه برای تکوین یافتن نیازمند ساختار بود همین ساختار موجب تیرگی و ابهامش می‌شد. در نتیجه سریالیسم منجر به یک زیباشناسی جهانی نشد.
گفتگو با حسین علیشاپور (VI)

گفتگو با حسین علیشاپور (VI)

شما دقت بفرمایید موسیقی ما پر است از این گونه موارد. برای مثال عرض می کنم گستره ی صوتی صدای استاد بنان در حد – مثلا – آقای گلپایگانی و ایرج نبود، منتهی طوری از کلام استفاده می کرد که مخاطب را پای کار می نشاند. یا – خدا رحمتشان کند – استاد محمودی خوانساری با این که شعر را که می خواند هجابندی های خوبی – آنچنان که در نظر بنده و شما هست و استاندارد است – نداشت اما آنقدر شعر را خوب انتخاب می کرد و مضمون شعری که می خواند خوب بود که من دیده ام مخاطب عام صدای او را می شنود – مخاطبی که به موسیقی ایرانی دلبستگی ای ندارد – و پای صدای او می نشیند.
نجفی ملکی: تکنیک هم در واقع بخشی از بدنه هنر است

نجفی ملکی: تکنیک هم در واقع بخشی از بدنه هنر است

خب ببینید استیل نوازندگی نی را باید در دو بخش دید؛ اول استیل نوازنده برای تولید صدا و دوم استیل نوازنده در انگشت گذاری. در حالت اول بطور کلی و خیلی خلاصه به نظر من هرچقدر نوازنده صدای شفاف تر و درخشان تر و به اصطلاح سونوریته با کیفیت تری را تولید کند می تواند به لحاظ تکنیکی تسلط بیشتری در نی داشته باشد. به عبارت دیگه هرچقدر شما در تولید صدای با کیفیت در رجسترهای مختلف نی تسلط داشته باشید، به همان میزان در اجرای قطعات و تکنیک های مختلف می توانید مسلط باشید. در مورد دوم هم چون انگشت گذاری در نی به مانند سایر سازهای بادی تابع قوانین تغییر مکانی و به اصطلاح تغییر پوزیسیون نیست و انگشت ها در مکان ثابتی هستند چنانچه نوازنده نی در انگشت گذاری خود همان قواعد کلی را که در تمامی سازهای بادی بطور استاندارد وجود دارد را رعایت کند می تواند نوازندگی نی را با تسلط و تکنیک بالاتری تجربه کند.
نگاهی به زندگی کورساکوف قبل از شروع به آهنگسازی

نگاهی به زندگی کورساکوف قبل از شروع به آهنگسازی

مارچ سال ۱۸۴۴، نیکلای ریمسکی – کورساکف در شهر کوچکی به نام تیخوین (Tikhvin) در ۲۰۰ کیلومتری سنت پترزبورگ متولد شد. خانواده او از نظر سن افراد کمی غیر طبیعی به نظر می رسید چرا که در بدو تولد پدرش ۶۰ ساله، مادرش ۴۲ ساله و برادرش یک افسر نیروی دریایی ۲۲ ساله بود.