امیرآهنگ: شریف لطفی مرا به حنانه معرفی کرد

امیرآهنگ و ارکستر ملی مجلسی بنیاد رودکی
امیرآهنگ و ارکستر ملی مجلسی بنیاد رودکی
استاد حنانه در آن زمان یعنی در اوایل سال ۱۳۶۵ که من خدمتشان رفتم سر گرم ساختن موسیقی متن سریال تلویزیونی (هزار دستان) و موسیقی متن فیلم مستند (موج و گلیم) بودند. همچنین بر روی کتاب های پژوهشی و تالیفی خود کار می کردند. کتاب هایی همچون: گام های گمشده، تئوری موسیقی کنونی ایران، فرهنگ موسیقی ایران، رساله پولیفونی بر مبنای موسیقی ایران، ترجمه و تفسیر مقاصد الالحان از عبدالقادر مراغه ای و… کتاب های دیگر. البته نوشتن برخی از این کتاب ها را به پایان برده بودند و در حال تایپ و بازنگری و ویرایش آنها بودند. بر روی برخی دیگر هم در حال کار و تکمیل کردن شان بودند.

خودشان تایپ دستی کوچکی در منزل داشتند و کتاب هایشان را پس از نهایی شدن با دقت بسیار تایپ می کردند. سرشان بسیار شلوغ بود و وقت زیادی نداشتند. ایشان بسیار پر کار بودند. ولی با وجود مشغله کاری فراوان در تدریس بسیار پر حوصله و صبور و با دقت و ریز بین بودند. در زمان تدریس تمام تمرکزشان را روی پیشرفت شاگرد می گذاشتند و ذره ای کم نمی گذاشتند.

ایشان پس از اصرار فراوان معلم ویولون من جناب آقای بهروز وحیدی آذر و سفارش او و تایید دیگر استادانم در هنرستان موسیقی و با توجه به دوستی من با پسرشان آقای امیر علی حنانه پس از تستی که از من گرفتند و نوازندگی من را در ویولون دیدند، من را به شاگردی قبول کردند.

البته دوستی من با امیر علی حنانه و سفارش من به پدرشان در پذیرفتن من به عنوان هنرجوی آهنگسازی بسیار مؤثر بود. من قبل از آن مبانی و اصول اجرای موسیقی و رساله هارمونی نوشته ریشارد اشتور را با آقای شریف لطفی بطور کامل کار کرده بودم.

همچنین دوره های تئوری موسیقی عمومی و ایرانی و سُلفژ و سازشناسی ایرانی و کلاسیک و تاریخ و فرم موسیقی و دیگر دروس تخصصی موسیقی را در همان هنرستان موسیقی نزد اساتیدی همچون: غلامحسین فخیمی و محسن الهامیان و بطور خصوصی نزد استاد زنده یاد مصطفی کمال پورتراب به خوبی گذرانده بودم.

در سال ۶۵ که شاگرد استاد حنانه شدم، آخرین سال تحصیلی من در هنرستان موسیقی بود و مراحل خوبی را با موفقیت در موسیقی طی کرده بودم. همین موجب شده بود که اساتیدم جناب وحیدی آذر و جناب شریف لطفی من را برای ادامه آموزش و یاد گیری دوره های تکمیلی و تخصصی کمپوزیسیون به استاد حنانه معرفی کنند.

در هنرستان رساله هارمونی دوبوا را با جناب آقای محسن الهامیان گذرانده بودم و قبل از آن هم رساله هارمونی کیتسون را هم با استاد زنده یاد مصطفی کمال پورتراب بطور خصوصی و کامل کار کرده بودم.

خودم هم تدریس موسیقی را بطور خصوصی شروع کرده بودم. شاگرد هم داشتم و در آن زمان تئوری موسیقی و سُلفژ و هارمونی را تدریس می کردم. البته دو سال قبل از آن یعنی از سال ۶۳ بعنوان مربی سرود در برخی از مدارس تهران فعالیتم را شروع کرده بودم و موفقیت هایی در این رابطه داشتم.

بنابراین تحصیل من در نزد استاد مرتضی حنانه شروع شد ولی بعدها یعنی در سال ۱۳۶۷ به پیشنهاد من و همچنین سفارش معلم ویولون هنرستان موسیقی تهران جناب آقای بهروز وحیدی آذر به ایشان، استاد حنانه قبول کردند که برای تعدادی دیگر از شاگردان خوب و با استعداد و شایسته هنرستان موسیقی هم در منزلشان کلاس گروهی تشکیل دهند. من در آن کلاس گروهی بچه ها ی هنرستان هم شرکت می کردم و ارشد آن کلاس بودم. ضمن اینکه درس های قبلی هم برایم دوره می شد.

جهت تفهیم بهتر مطالب درس در آن کلاس به أعضاء و رفع اشکالات شان پس از آن در خارج از کلاس به اعضای کلاس که همه شان از دوستانم در هنرستان موسیقی تهران (بجز یک نفرشان که در هنرستان هم دوره ام بود) در سال های پایین تر بودند جهت یادگیری شان کمک می کردم. چون من در سال ۱۳۶۶ از هنرستان موسیقی تهران فارغ التحصیل شده بودم ولی أعضاء کلاس گروهی استاد مرتضی حنانه که در اوایل سال ۱۳۶۷ تشکیل گردید بجز یک نفرشان که هم دوره هنرستانی من بود بقیه در حال تحصیل در هنرستان بودند.

2 دیدگاه

  • طاها
    ارسال شده در آبان ۱۵, ۱۳۹۶ در ۲:۰۵ ب.ظ

    آقا موج و گلیم تا جایی که شنیدم انتخاب موسیقی هست درسته ؟

  • امیر آهنگ
    ارسال شده در آبان ۱۵, ۱۳۹۶ در ۱۱:۰۵ ب.ظ

    جناب طاها موسیقی متن فیلم مستند (موج و گلیم) کاملا اورجینال است و استاد زنده یاد مرتضی حنانه آن را ساخته اند. و موسیقی متن این فیلم سالها پیش یعنی در حدود ۱۷ سال قبل بر روی لوح فشرده توسط موسسه فرهنگی هنری ماهور منتشر و پخش شده و هم اکنون نیز در بازار موجود است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.

از روزهای گذشته…

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XII)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XII)

او ادامه می‌دهد که با وجود این گفته، به نظر او امروزه کمتر کسی مدعی است که بتواند با اعتبار یا صلاحیتی مانند آدلریا سیگر (۳۶) در مورد گستره‌ی وسیعی از مسائل موسیقی‌شناسی بنویسد (همان‌جا).
کنسرتو ویولن سیبلیوس (I)

کنسرتو ویولن سیبلیوس (I)

دریجه آغازین اثر با نواختن تکنواز در میان زمزمه ی خلصه آور ارکستر، گشوده می گردد و این همنوازی برای لحظاتی کوچک، با تنهایی موهوم فاگوت همراه می گردد. مقدمه ی کوتاه آغازین، چنان زیباست که کمتر اثری تصنیف گشته در این فرم، می تواند به تاثیر گذاری آن باشد. بزودی با نقوش منقطعی که تکنواز بر روی بم ترین سیم ویولن، به تصویر می کشد، گذر موسیقی از آرامش آغازین به عبور آشوبگرانه اش از میان ارکستر بدل می گردد و تکنواز با قدم گذاردن بر مسیری پر پیچ و خم، به بهترین شکل حال و هوای موسیقی را پریشان گونه می سازد.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (II)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (II)

“فردی سازی دروغین” عنوان بعدی است. در این قسمت آدرنو بیان میکند که به شکل نامحسوسی به شنونده ی موسیقی عامه پسند حقِ انتخاب داده می شود در حالی که این حق انتخاب مصنوعی است و فقط دایره ی محدودیت شنونده کمی بزرگتر شده است (مانند افزایش تعداد گروه ها توسط صنعت فرهنگ سازی در آژانس های تبلیغاتی و یا تمجید از نت های مضطرب و فالشِ موسیقی جَز!). در دیدگاه آدرنو این بخش در اصل نوعی معتبر سازی دروغینِ موسیقیِ عامه پسند است.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IX)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IX)

در مورد دوره‌ی پس از اسلام تا حدودی وضعیت بهتر است، گرایش‌های دایره‌المعارفی در سده‌های نخست پس از استقرار اسلام موسیقی را نیز بخشی از دانش‌هایی می‌دانست که باید گردآوری شود. از سوی دیگر اقبال دربارها (مخصوصا عباسی) به موسیقی بسیار زیاد بود، بنابراین کسانی مایل بودند که وقایع موسیقایی را ثبت کنند. همچنین برخی از وقایع موسیقایی نیز در خلال ثبت و تاریخ‌نگاری وقایع دربارهای بزرگ باقی مانده است.
محبوبیت Chansons در اروپا

محبوبیت Chansons در اروپا

شانسون ها در بیشتر نواحی اروپا خوانده میشدند و هم برای اجرای سولو و هم چند صدایی نوشته شده و بیشتر اوقات سازبندی هم میشدند.
غفار بجویی: تفسیرها مختص این ارکستر است

غفار بجویی: تفسیرها مختص این ارکستر است

در جاهای زیادی این اتفاق افتاده است که آن چیزی که در ذهن من بوده است وقتی در تمرین ها حاضر شدم، مشاهده کردم که دقیقا همان را آقای گوران مطرح کرده است. مواقع زیادی نیز بوده است که با مطرح کردن آن تفسیر به بطن آن موسیقی توانستم پی ببرم و واقعا این تفسیرها و دانستن ذات موسیقی لذت بخش است.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:  امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIV)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIV)

اعضای انجمن اخوت هر سال رهبران خود را انتخاب می کردند، یکی از آنها تاج گذاری می کرد، و به همین مناسبت، گروه های سازهای کوبه ای در خیابان رژه می رفتند. میراث بارگاه این سیاه پوستان هنوز در جشنواره های معاصر به احترام نیایش برای بانوی ما مشهود است، مثلاً در کامپانا، نمادهای سلطنتی، در قالب تاج ها، عصاهای سلطنتی و شنل ها، هنوز هم بخش مهمی از سنت کُنگادُس است. این نمادها تداوم داشته اند زیرا به کسانی که آنها را می پوشند، منزلت داده و گروه آنها را موقر نشان می-دهد. علاوه بر این تغییر جایگاه افراد در آئین ها توجهات را به سلسله مراتب اجتماعی جلب می کند.
نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (I)

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (I)

حمیدرضا دیبازر در فروردین ماه سال ۱۳۵۰ در تهران متولد شد. او در کودکی با راهنمایی پدرش با دنیای موسیقی آشنا گردید. از چهارده سالگی فراگیری پیانو را نزد ماری یوسف شروع کرد و در سال ۱۳۶۶ وارد هنرستان موسیقی شد و در این دوره، آهنگسازی را با ساخت دوئتی برای هورن آغاز نمود. در سال ۱۳۷۰ با ساز تخصصی فرنچ هورن زیر نظر شریف لطفی فارغ التحصیل شد.
فروغ فروزان موسیقی ایران(I)

فروغ فروزان موسیقی ایران(I)

این اواخر موسیقی ما بسیار داغ دیده شده است. وقتی با پر پر شدن موسیقی دانان روبرو می شویم، یکی در آن بین بیش از همه عذادار است، همه می دانند که باید به وی تسلیت بگویند، وی چه بسا از بسیاری از صاحبان عذا عذادارتر است. گویی نزدیک ترین عزیزش پر پر شده است. وی «فروغ بهمن پور» است، فروزان چون فروغ فرخ زاد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIV)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIV)

این نکات، صرف نظر از مشکلاتی نظیر استاندارد نبودن سازهای ایرانی برای اجراهای اینچنینی است وگرنه سازهای ایرانی برای اجرا به شیوه اصیل خود دچار نواقص فراوان نیستند؛ گرچه می بایست نهادی متولی این امر، در کنار فرهنگستان موسیقی، با سرمایه و بودجه اساسی برای تحقیق و تکمیل سازهای ایرانی به وجود بیاید(منظور ما از تکمیل سازهای ایرانی نه صرفاً برای استانداردسازی به شیوه غربی برای ایجاد ارکسترهای بزگ، بلکه به منظور بهبود کیفیت ساختمان و مواد به کار رفته در این سازها و قیمت گذاری اصولی و… .