شناخت کالبد گوشه‌ها (VII)

داریوش طلایی
داریوش طلایی
هنوز هم در نمونه‌های نسبتا موفق از همین طریق زایش و آفرینش صورت می‌پذیرد. بدین ترتیب اگر حتا چنین تحلیل‌هایی به کشف و دسته‌بندی قاعده‌های عام دستوری منجر می‌شد باز هم موفقیت تحلیل‌ها در این بُعد قابل پرسش بود چه رسد به اکنون که به نظر می‌رسد جز نوعی دسته‌بندی کلیِ انعطاف‌پذیر، قاعده‌مندی فرمی دیگری پیدا نشده است (۱۸).

چنین هدفی به خودی خود هدفی شایسته‌ی توجه است اما به نظر می‌رسد دست کم از راهی که طلایی رفته است کاملا میسر نمی‌شود. علت این است که تنها یک نمونه متعین از یک چیز تحلیل شده است. دستور زبان، اگر اصلا دستور زبانی به آن مفهوم که طلایی می‌گوید موجود باشد، آنگاه از خود کشف حجاب خواهد کرد که چند نمونه از متن‌های متعین (در اینجا چند ردیف) مقابله و تحلیل شوند. زیرا تحلیل یک متن منفرد، هر قدر هم کلیدی و مهم، چیزی بیش از قاعده‌ی آزاد درونی یک تک مثال را فرو نمی گشاید. در کتاب حاضر شاید بتوان دسته‌بندی کالبدشناسانه‌ی شش گانه را به اعتبار بررسی تعداد زیادی گوشه در متن یک ردیف معتبر دانست اما قطعا بر سر حد و مرزهای تعیین شده برای هر یک از آن اجزای شش گانه در متن هر گوشه‌ی منفرد، به همین دلیل یاد شده می‌توان چون و چرا کرد.

هنگامی که از یک سو قواعد همه‌شمولی نباشد که براساس آنها بتوان اجزای کالبد را تشخیص داد و از سوی دیگر کالبدشناسیِ خود یک متن تنها براساس خودش انجام شده باشد ناگزیر در تقطیعی که برمی‌آید عوامل دیگری بر تحلیل چیره می‌شود. از همه مهم‌تر تفسیر منحصر به فرد یک نوازنده یا یک سرچشمه‌ی روایت است. این که کدام محدوه یک جمله است یا کدام ناحیه یک ناحیه‌ی معرف است و مانند آن، به یک اجرای ثبت شده یا معتبرِ شناخته شده محدود خواهد شد.

در اینجا خصلت توصیفی کار راه بر کشف قاعده‌ای که بتواند زایشی هم باشد می‌بندد. هر چه تحلیل شود درباره‌ چیزی است که در این مثال خاص روی داده است و نه آنچه بنابر قاعده می‌تواند در همه جا روی دهد. چنین مشکلی تنها مختص ردیف نیست هر کجا که یک تفسیر هنرمندانه‌ی مفرد (یا به بیانی یک تک اجرا) در جای تحلیل قرار گیرد مسایلی مشابه پیش خواهد آمد (۱۹).

پی نوشت
۱۸- محتوای موسیقایی گوشه‌ها تا کنون نسبت به فرمولبندی شدن مقاومت زیادی بروز دادهاند شاید جز در مورد وجود/چگونگی زیرساخت‌های مقامی مشخص. گوشه‌ها آنطور که گرایش‌های سنت‌گرای محافظه‌کار موسیقی ایرانی به آنها نگاه می‌کنند عینی‌تر از آن هستند که تن به فرمول‌بندی بدهند. برای روشن شدن سطح تعین‌یافتگی کافی است به این واگویه از محسن حجاریانِ موسیقی‌شناس دقت کنیم که حتا موضوع به مراتب انتزاعی‌تر چون مقام را نیز دارای اندازه‌ای محدودکنندگی می‌داند: «به طور مثال دایره‌ی اجرایی زابل در دستگاه سه گاه دارای سر و ته معینی است که اجازه‌ی تفسیر چندانی هم به نوازنده نمی‌دهد و این از جمله خاصیت پشت بستگی گوشه است.» (حجاریان ۱۳۷۹: ۱۴۶) همچنین این با یافته‌های پژمان طاهری که معتقد است بخش‌های افتتاحیه و اختتامیه‌ی یک گوشه کم‌تر در روایت‌های مختلف دستخوش تغییر شده/می‌شود، نیز نزدیک است (طاهری ۱۳۸۲: ۳۵).
۱۹- امروزه اکثر نظریه‌پردازان و موسیقی‌شناسان تجزیه و تحلیل موسیقی را تا اندازه‌ای کنش مبتنی بر تفسیر می‌دانند (برای مطالعه ی گسترده تر رک. (صداقت کیش ۱۳۸۹ الف و ۱۳۸۹ب)). اما جز موارد افراطی، سطحی از تفسیر که آنها در ساخت تحلیل می‌بینند با این اندازه‌ای که در ردیف موجود است کاملا متفاوت است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

از روزهای گذشته…

کلاف سردرگم (IV)

کلاف سردرگم (IV)

جشنواره‌های متعدد استانی با موضوعات مختلف و گستره‌های گوناگون را نیز نباید از نظر دور داشت هر چند که به دلیل جریان مرکزگرای موجود در جامعه‌ی ایران، آن‌ها هم مانند همتایان تهرانی‌شان بودند با همان سردرگمی و گرفتاری‌هایی که شرح داده شد. از جمله‌ی این جشنواره‌ها به برگزاری جشنواره موسیقی استانی و شب‌های موسیقی ایران در شیراز، جشنواره‌ی موسیقی نواحی در کرمان اشاره کرد.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VI)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VI)

تنها ابزار براى بررسىِ پیشرفت در زمینه ى هنر، من جمله موسیقى و نوازندگى، مقوله ى “مقایسه” مى باشد. مقایسه به سه صورت امکان دارد: یک، مقایسه ى مقدار پیشرفتِ خودِ فرد با توانایى هاى باالفعل و باالقوه ى خودش؛ دو، مقایسه هنرجویان با یکدیگر؛ سه، مقایسه ى هر هنرجو با استانداردِ تعیین شده که طبق تجربه بدست آمده است.
جایگاه نوازندگی

جایگاه نوازندگی

بحث جدایی آهنگساز و نوازنده و ارزش هریک از آنها در اثر هنری، در سالهای اخیر بیشتر شده است و برخی معتقدند که:”در یک اثر موسیقی، آهنگساز اندیشه و احساسات خود را بیان می دارد و نوازنده صرفأ یک راوی است که روایتگر تفکرات و روحیّات آهنگساز است. در این دید، نوازنده دارای درجه هنری پایین تری نسبت به آهنگساز می باشد چراکه او نه یک هنرمند آفریننده، که یک کارگر هنری است. او تنها مجری تفکرات دیگری است”.
وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی(III)

وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی(III)

هجا عبارت از صوت و آوایی است که به واسطه آن، حرف قابلیت ادا شدن می یابد. یعنی حرف«ب» و «ت» اگر به هم پیوسته شوند کلمه«بت» را به دست میدهند. پیداست که بیان این کلمه مستلزم اختلاط مصوت با آن است. به این ترتیب«بت» به صورت کلمه قابل بیان نیست مگر آن که زیر و زبر و ضمه و فتحه و کسره و جزم و سکون و تشدید بر آن وارد شود، مثلا بُتً. پس آوا و سکون در کلماتند که باعث خوانده شدن آنها میگردند و مجموعه ترکیب یک مصوت بایک یا دو یا سه صامت را هجا می نامند .
راش

راش

“راش” (Rush) آلبومی با اجرای استودیویی (eponymous debut studio album) توسط گروه راک کانادایایی “راش” است که شهرت فراوانی دارد. آلبوم راش در سال ۱۹۷۴ عرضه شد و در سال ۱۹۹۷ مجددا با کیفیت بهتری تکثیر شد. اولین برنامه های اجرا شده توسط “راش” بیشتر موسیقی هووی متال (heavy metal) به همراه گروههای راک محبوب بریتانیا، بود. راش طرفدار گروههای همچون لد زپلین (Led Zeppelin) و کریم (Cream) بود و این تاثیرات در آثار و اشعار این گروه شنیده می شود.
مادری با تار (I)

مادری با تار (I)

تصاویر باقی مانده از دوره ی قاجار، آینه ی تمام نمای وضعیت اجتماعی آن روزگار است. بخشی از این تصاویر که مربوط به اولین عکس برداری های تاریخ ایران می باشد، شامل عکاسی های شخص ناصرالدین شاه قاجار است که سخت دلبسته ی این هنر شده بود؛ طبعا به خاطر محدود بودن حضور اجتماعی پادشاه آن روزگار ایران، سوژه های تصاویر اولیه ی تاریخ عکاسی ایران هم محدود به تصاویری از دربار و درباریان و گاهی مناظری از ییلاق ها و برنامه های شکار شاه و تیراندازهای او شده است.
شماره‌ی چهارم مهرگانی منتشر شد

شماره‌ی چهارم مهرگانی منتشر شد

به تازگی چهارمین شماره‌ی دوفصلنامه پژوهشی مهرگانی که در زمینه‌ی مطالعات تاریخی و تجزیه و تحلیل موسیقی فعالیت می‌کند، منتشر شده است. در این شماره پس از سخن نخست، که یاران مهرگانی (شورای نویسندگان) در آن به حلاجی اجمالی وضعیت انتشار مقالات در نشریات پژوهشی موسیقی (به ویژه خود مهرگانی) از طریق تشبیه به دنیای اقتصاد پرداخته‌اند، می‌توانید به ترتیب سه مقاله‌ی «بررسی سازهای بادی در رسالات عبدالقادر مراغی» نوشته‌ی نرگس ذاکرجعفری، «تحلیل خودکار شباهت ملودیک؛ مروری بر روش‌ها و بنیان‌ها» نوشته‌ی مرجان خیراللهی و «نقش تکرار تماتیک و درآمیختگی نقش‌مایه‌های ملودیک در ساختمان فرم مقدمه‌ی بیداد مشکاتیان» نوشته‌ی آروین صداقت‌کیش را در بخش مقالات که مختص نوشتارهای پژوهشی تالیفی است بخوانید.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (III)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (III)

ترادف: دستگاه = مقام = آواز= گام چراکه مقصود از «مقام بزرگ» گام ماژور فرنگی است. «حالت مخصوص» و «فرود خاص» معنی دقیق تعریف شده ای ندارند، از سوی دیگر بجای تعریف، دلیل یا توضیحِ «شباهت عینی»، آمده است که «باید دانست». چرا باید دانست معلوم نیست. (حجیت ظن)
گزارشی از برگزاری نشست تخصصی موسیقی شمال خراسان (II)

گزارشی از برگزاری نشست تخصصی موسیقی شمال خراسان (II)

لو و هرایی که دو نوع مقام آوازی با متر آزاد در موسیقی شمال خراسان‌اند، با فرهنگ اقوام کُرد آن منطقه نسبت معین دارند و یکی از اجزاء مهم فرهنگی آنان بشمار می‌آیند. این دو مقام آوازی تاکنون مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته‌ است. اینجانب از آنجایی که همواره مشتاق فراگیری تکنیک‌های آوازی در موسیقی ایرانی بودم، تصمیم گرفتم بر روی موسیقی آوازی شمال خراسان پژوهش کنم.
درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

اگر توجه کنید هر کدام از این قطعات اسامی منحصر به فرد و خاص خود را دارند. این امر برای من بسیار مهم و قابل توجه است. اول این که بسیار معقول است که اسم یک کار از اسامی دیگر کارها متفاوت و مجزا باشد، دوم اینکه یک توضیح است زیرا برای شنونده بسیار پیچیده و غیرقابل هضم است که ناگهان با یک موسیقی سازی مواجه شود. یک عنوان خوب و موفق به شنونده کمک می‌کند تا قبل از شنیدن قطعه از مضمون آن، ایده‌هایی دریافت کند. برای نمونه عنوانی مانند موسیقی در خاطره‌ی یک دوست یا موسیقی تابستانی کوچک نکاتی را به شنونده ارائه می‌دهند تا در هنگام اجرای کار تنها نماند و متوجه ‌شود که باید در چه سمت و سویی بنگرد.»