ای نهال آرزو خوش زی که بار آورده ای

طبق رسم معهود به تاریخ ۲۵/۲/۸۸ که اولین جشنواره هنرمندان خود آموخته تعریف شده بود، در دریکنده بابل زادگاه مکرمه قنبری به گرد هم در آمدیم. دامنه این حرکت فرهنگی و هنری آنچنان وسیع و گسترده بود که به کاتالوگی تاریخمند مبدل شد که در قالب ورک شاب شکل گرفت. مرتبه و جایگاه وجودی این مراسم به لحاظ معنویتی که در ذات و جوهره آن بود، تحسین ملی را برانگیخت که محل اقبال تجربه ای تاریخمند و ماندگار شد.

از ساعت ۹ صبح گروه گروه از سراسر ایران رو به سوی روستای دریکنده جاری شدند، آمدند تا از درون مایه های عمیقا” انسانی گذر کرده تا به جانمایه های آفتابی شان راه یابند، بی قرار و شوریده، بدور از تکلفات و تصنعات مرسوم که سر فصل های روشنی را به نمایش گذاشتند.

هیچ کس شبیه خودش نبود و آن چه بود، پلی برای عبور بود به آنسوی افقهای معنایی در مجالی ناب در پرتو هزار توی آدمی بخصوص حضور زلال ابراهیم جعفری که مایه وحدت دگرگونه ای در این جشنواره بود و با شعر زیبایش که نقطه عطف این اشارت بود:
گفتم تو را دوست دارم،
صدای مرا نقاشی کن،
دل تنگ توام اندوه مرا نقاشی کن،
به تو می اندیشم در غم دیگران،
پندار مرا نقاشی کن.
گفتی: در خلایی که هوا نیست،
نه من تو را می خوانم،
نه تو مرا می شناسی،
برایم چراغی بیاور،
بی نور،
چگونه نقاشی کنم ؟

حضور محمد باقر ضیائی، با پرفورمنس زیبایش که خوانش دگرگونه ای از شکوه و عظمت این جشنواره بود که در جای خود باید با نـــــگاهی زیبا شناسانه به تجزیه و تحلیل آن پرداخت که با حضور حدودا” ۳۰ نفر سر فصل های تاریک و روشن هنر معاصر خویش را به چالش کشیدند.

حضور اهالی و اساتید مسلم فرهنگ و هنر ایران، قباد شیوا، حبیب درخشانی، ع پاشایی، حمید سوری، تلالو دگرگونه ای در این جشنواره بود که بارقه های نوینی در خجستگی این عزیمت ارجمند خواهند بود.

حضور آقای نصراللهی یکی از اساتید بزرگ نقاشی خطه مازندران و به یقین در ایران که سهم ارزشمند ایشان را در شناسایی مکرمـــه قنبری را نباید از یاد برد که راه و پیامش مستدام باد.

به گمان من قلمرو این جشنواره آنقدر بزرگ بود که بی شک میتوان آنرا چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ عملی یکی از بزرگترین جشنواره های تاریخ هنر ایران نام گذاری کرد و پیش بینی می گردد که در سال آینده با شکوهترین جشنواره های تاریخ جهان را رقم خواهد زد.

حضور فرخنده هنرمندان خودآموخته، صغرا عبداللهی، بتول بهشتی، جمشید امین فر، بهروز امیری که در این حرکت جمعی به قدر همت والای خویش فهــــم معنا کردند و اکرم سر تختی که در نهایت صمیمیت و شوریدگی در بستر بیماری پیام تبریک خودش را به راهیان این دیار مشق دوستی می کند که راهشان بپاید و چراغشان فروزانتر باد.

حضور استاد بزرگ موسیقی ایران و جهان احمد پژمان که خلق آخرین اثرش بنام “ناگهان رستخیز” بسیار مغتنم بود که به نوعی به زعم من این جشنواره به پشتوانه حضور فرخنده اهالی آن، به دلالتی سرمدی مبدل شد، رستخیـــــز دگرگونه ای را در حوزه ملل شرق رقم زد.

حضور پیمان سلطانی رهبر و آهنگساز ارکستر ملل ایران، که اولین سرود ملی ایران را با شعر زنده یاد بیژن ترقی (که با تنظیم زیبایش آنرا به یکی از جاودانه های موسیقی کشور تبدیل کرد)، بسیار مغتنم بود که سر لوحه موسیقیایی ارکستر و گروه کر ری را بود که در همه جای این جشنواره زمزمه می شد و چه این گروه متشکل و متحدالشکل با اجراهای مختلف فولکلور محلی، بهار طبیعت روستای دریکنده را با عطر حضور

خجسته شان رنگی دیگر بخشیدند که در حافظه تاریخ این جشنواره ثبت و ضبط گردید؛ با راهبری فرزانه ای چون علی بلبلی که تنفس فراخ و گسترده ای را در حوزه موسیقی تدارک دیده، می رود تا فاتح عرصه های نوین گروه های کر ایران گردد که راهشان پر رهرو باد.

من به هیئت ما زاده شدم
به هیئت پر شکوه انسان
تا در بهار گیاه به تماشای رنگین کمان پروانه بنشینم
غرور کوه را دریابم و هیبت دریا را بشنوم
تا شریطه ی خود را بشناسم و جهان را به قدر
همت خویش معنا دهم
که کارستانی از این دست
از توان درخت و پرنده و صخره و آبشار بیرون است. (احمد شاملو)

نقطه پایانی پازل جشنواره خلق آثار نقاشیهای آمدگانی بود که بی هیچ محدویت و الگوهای کلاسیک، با ماتریال هایی از قبیل سنگ، چوب، بوم، کاغذ خالق زیباترین تصاویر شدند که هر کدام برگ زرینی بر لوح تاریخ هنر ایران خواهند بود، چراغشان فروزانتر باد.

ضمن ارج نهادن به همه انسانهایی که شأن و حرمت این عرصه را حفظ کردند، به تمامی اهالی محترم روستای دریکنده که مایه مباهات این سرزمین بودند و در حد بضاعتشان در کنار انجمن هنرمدان خود آموخته، مهرورزی نمودند و به قدر همت خویش فهــــم مــــعنا کردند، قدردانی و سپاسگزاری می نماید.

3 دیدگاه

  • ارسال شده در اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۶ ب.ظ

    بگم بابلی نیستم یا هستم؟
    پس چرا نشنیدم اصلا؟
    یعنی تا این حد کشوری شده اون وقت من اصلا هیچ چیزی نمی دونستم؟
    خرده بگیرم از اطلاع رسانی تون؟

  • نكوئي
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۸, ۱۳۸۸ در ۱:۰۷ ب.ظ

    سلام
    من شیفته هنرمندان خودآموخته هستم. بخاطر مطالب مفید شما ممنونم.
    لطفا از سایت و وبلاگ موسیقی کرمان دیدن فرمائید:
    http://www.mehrevatan.tk/

  • ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۸۸ در ۹:۴۵ ق.ظ

    تقدیم به مکرمه قنبری
    (شعر مازندرانی به همراه ترجمه فارسی)
    با سلام و عرض ادب
    بنده بر حسب وظیفه شعر زیر را تقدیم می کنم به مرحومه معروف و نامی از خطه مازندران و مادر مکرمه دیار سبز (مرحومه مکرمه قنبری )
    ته دست صد تا هنر داشته ، خدایی
    دتا چش ره نظر داشته ، خدایی
    ته نوم بیه گد و ایران و عالم
    دریکنده گذر داشته ، خدایی
    ته وسه بیه نوم ، نقش و نمایش
    جهون هر کی خبر داشته ، خدایی
    دپیته ته صفا و ته کرامت
    موارک ، سرتاسر داشته ، خدایی
    کرم داشتی ته نوم هنتا مکرم
    ته نقش آخر هنر داشته ، خدایی
    بیامرزه خدا هر جا که بوردی
    مسافر شه سفر داشته ، خدایی
    بساته (طاهری) شعر از ته بانو
    مکرم ، با هنر داشته ، خدایی
    ***
    ترجمه فارسی
    به خدا قسم از دستان تو صد ها هنر می ریخت و تمامی چشم ها به طرف آثار نقاشی تو خیره شده بود.
    به خدا قسم نام تو بزرگ و در ایران و عالم پیچید و در یکی از روستاهای مازندران (دریکنده) زندگی می کردی.
    به خدا قسم نام تو با نقاشی های قشنگ بزرگ و نامی شد و حتی در کشور های دیگر هم از آثار تو باخبر بودند.
    به خدا قسم صفا و بزرگواری و مهربانی تو در هم جا نمایان بود و است و همه از این بابت به تو تبریک می گویند.
    به خدا قسم با بزرگواری و کرامت تو هنوز بزرگوار هستی و تلاش و هنر تو آخر تورا هنر مند ساخت.
    به خدا قسم خداوند تو را بیامرزد و این مردن فقط سفر به سوی خدا محسوب می شود.
    به خدا قسم طاهری هم برای تو که هنر مند نامی هستی شعری سروده است.
    ***
    میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپا از بندر عباس

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (XI)

همانطور که قبلا تاکید کردم، آهنگساز باید آزاد باشد که به هر نوع زبان موسیقایی و به هر نوع استیل که می خواهد آهنگسازی کند. آشنایی با موسیقی ایران افق دید آهنگساز را باز می‌کند صرف نظر از هر استیلی و هر زبان موسیقایی که آهنگساز بخواهد در آن کار کند.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

از روزهای گذشته…

متعهد بر انگاره ردیف

متعهد بر انگاره ردیف

آلبوم “نقش بندان” ، آنگونه که در دفترچه‌ی سی دی نیز نوشته شده است، مشتمل بر دو بخش است: بخش اوّل، دستگاه ماهور و بخش دوم، دستگاه (آواز) اصفهان. برای ارزیابی بهتر این اثر، رجوع به اظهارات نوازنده حیاتی‌ست. مریم تژده در مورد آلبوم چنین می‌نویسد: “اجرای آن [بخش اوّل] برخاسته از برداشت شخصی نوازنده از دستگاه ماهور است… بخش دوم بر اساس اجرای ایشان [علی‌اکبر شهنازی] … ادامه می‌یابد و به تدریج تا پایان بخش دوم به برداشت شخصی نوازنده نزدیک‌تر می‌شود.”
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (I)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (I)

زندگی ِحرفه ای ادیت پیاف (Edith PIAF) با ترانه های فراموش نشدنی گره خورده است که امروز نیز جزیی از میراث فرانسه و حافظه ی جمعی به شمار می آید. او که در فقر و تنگدستی به دنیا آمد تبدیل به یکی از برجسته ترین شخصیت های آواز فرانسوی و یکی از بزرگ ترین ستارگانِ جهانیِ موسیقی شد. ادیت که ترانه سرا نیز بود، علاوه بر خلقِ سبک هایِ جدید در خوانندگی و موسیقی، شیوه ای در حرفه ی خود به وجود آورد که باعث کشف شدن هنرمندانی شد که حتی در بعضی مواقع شهرتشان به پای او می رسید، کسانی چون فرانسیس بلانش (Francis Blanche)، شارل اَزنَوور (Charles Aznavour)، جورج موستَکی (George Moustaki). زندگی منحصر به فرد ادیت با شهرتی فوق العاده، توالی واقعه های ناگوار و انگیزه ای همیشگی که پیوسته او را به جنب و جوش وا می داشت، پیوند خورده بود.
زنان در موسیقی قاجار (I)

زنان در موسیقی قاجار (I)

وقتی که در هنگامه ی کم مانند عصر حاضر،هر گفت و شنفتی در حوزه موسیقی نیازمند رعایت احتیاط از سوی اهالی موسیقی است (آن هم در هزاره سوم !) و هنوز تصمیم متفق القولی از سوی متوالیان فرهنگی در مورد حرمت یا حلت این هنر بیچاره اتخاذ نشده است، از” حافظ” که در بیدادگاه قرن هشتم می زیسته چشمداشتی به غیر از آنچه در ابتدا آمد، نمی توان داشت. این فجایع فرهنگی یعنی پنهان نوشی، پنهان نوازی، پنهان نگاری و… و از سوی دیگر حضور مستمر مورخان سر سپرده، سبب شده است که متاسفانه صفحات تاریخ مان را به ناگزیر در میان پنهان سرائی های ادبیات مان جستجو کنیم. و این واقعیت آنگاه نمود بیشتری پیدا می کند که بخواهیم در مورد تاریخ موسیقی ایران آن هم از نوع زنانه اش پژوهش کنیم و مجبور شویم از درگاه ادبیات هم با دستی تقریبا خالی باز گشته و سفرنامه های فرنگیان ساکن ایران را ورق بزنیم.
درگذشت جری گلد اسمیت

درگذشت جری گلد اسمیت

اگر فیلم هایی چون پاپیون، طالع نحس یا مومیایی را دیده باشید بدون شک متوجه موسیقی بسیار زیبای این فیلمهای بزرگ شدید. آهنگساز این کارهای بزرگ شخصی است بنام جری گلد اسمیت که چند روز گذشته در سن ۷۵ سالگی از دنیا رفت، به گوشه هایی از زندگی هنری این موسیقیدان بزرگ توجه کنید.
به بهانه انتشار کتاب «فرم موسیقی»

به بهانه انتشار کتاب «فرم موسیقی»

نوشته ای که پیش رو دارید توسط رضا شایگان درباره کتاب «فرم موسیقی» تهیه شده است. این کتاب ترجمه مسعود ابراهیمی است که پیشتر از وی آثاری چون: تئوری کمپوزسیون معاصر، بیایید آهنگ بسازیم-پودوالا، تمرین های هارمونی با پیانو، هارمونی – دوبووسکی و…، فرم – ای. و. اسپاسبین، پلی فونی-گریگوریف و مبانی آهنگسازی-مسنر از زبان روسی ترجمه شده است. از مسعود ابراهیمی دو کتاب نیز به نامهای: «نگاه» و «قطعاتی برای پیانو» منتشر شده است.
منبری: پایور بود که کار متفاوتی ارائه کرد

منبری: پایور بود که کار متفاوتی ارائه کرد

همینطور است. در موسیقی ما آهنگسازانی که خواسته اند توانایی آهنگسازی ایرانی شان را نشان بدهند، در مقامهای خاصی مثل دشتی مانور داده اند. چون دشتی فواصلی دارد که امکان استفاده از برخی دیزونانس ها و آکوردها را به آهنگساز می دهد. حتی آقای مشایخی که با موسیقی ایرانی و ردیف بطور تخصصی آشنا نیست در دشتی می تواند مانور دهد. اما اگر بخواهیم از ردیف در کمپوزیسیون مان استفاده کنیم، همه گوشه ها برای کار مناسب نخواهند بود.
گروور واشینگتن

گروور واشینگتن

گروور واشینگتن پسر (Grover Washington, Jr) نوازنده محبوب ساکسوفون، نه تنها در دوران بیست و پنج ساله حرفه ای خود، بلکه پس از مرگش در سال ۱۹۹۹، یکی از محبوبترین نوازندگان موسیقی مردم پسند به شمار میرود.
دورژاک، آهنگسازی از چک (III)

دورژاک، آهنگسازی از چک (III)

سمفونی شماره ۸ در ماژور C در تضاد شدید با سمفونی هفتم است زیرا مملو از حسی خوشبینانه تر و گرمتر می باشد. کارل شومان این اثر را با اثر گوستاو مالر مقایسه کرده است. بسیاری از منتقدان این سمفونی را اثری برتر از سمفونی نهم دانستند، اما محبوبیت و شهرت سمفونی نهم بر تمام آثار قبلی دورژاک سایه گسترد. سمفونی شماره ۹ به عنوان بهترین سمفونی دورژاک با نام “دنیای نو” شناخته شده، دورژاک این اثر را در مدت اقامتش در نیویورک نوشته است.
سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه (II)

سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه (II)

حالا در سیمرغ با شعری مواجه هستیم که وضعیتش متفاوت است. به این معنی که وزنی بسیار یکنواخت دارد. از لحاظ کلامی تمامی آن هفتاد و چند بیت (و البته دیگر ابیات شاهنامه) را که مطالعه کنید وزنی مشابه دارند. به همین دلیل همنشینی معمول شعر و موسیقی از طریق وزن کلام در متن چنین قطعه‌ای اگر به کار گرفته شود به سادگی منجر به تکرار و یکنواختی ملال‌آوری می‌شود. اگر آهنگساز بخواهد تنها بر اساس وزن شعر قطعه‌ای بسازد بعد از چند بیت اولیه به بن بست ملودیک بر می‌خورد؛ ملودی‌هایش ته می‌کشد.
مهاجرت به آمریکا

مهاجرت به آمریکا

در سال ۱۹۳۹، استراوینسکی به آمریکا مهاجرت کرد و در ۱۹۴۵ رسما به تبعیت آمریکا درآمد. در این دوران او علاوه بر کار آهنگسازی و تورهای اروپا، در دانشگاه هاروارد و ماساچوست، شش سخنرانی درباره موسیقی ایراد کرد و همچنین به نوشتن موسیقی برای فیلم مشغول شد که تلاشی ناموفق بود.