بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (VII)

این موضوع را از زاویه‌ی دیگری نیز می‌توان دید: درجه‌ی پنجم بالای مد شور شاهد مد دشتی است. پس از آنکه شور دوم از دل شور اول ظاهر می‌شود، در درجه‌ی پنجم خود به مد حسینی می‌رسد. به عبارت دیگر با اندکی مسامحه می‌توان گفت، حسینی در جایگاه دشتیِ شور دوم است. پیش‌تر نیز اشاره شد که مد حسینی ترکیبی از مد شور و مد دشتی است. از این منظر به‌رغم اینکه حسینی مد اولیه و مستقلی است، اما با شور دوم در ارتباطی معنادار است. بنابراین، جداشدن این دو بخش مرتبط با هم، باید علتی آن‌چنان متقن داشته باشد که این تفکیک را توجیه کند و آن را منطقی جلوه دهد.

آیا این تفکیک، ازهم‌گسیختگی را جبران می‌کند؟ دلیل درهم‌آمیختگی فواصل شور اول و دوم در گوشه‌های آغازین ردیف‌های سازی دستگاه شور چه منطقی دارد؟ اینها و موارد دیگر پرسش‌هایی هستند که به علل مختلف و قابل بحثی، پاسخ دقیقی ندارند. شاید بتوان به تسامح وجود این ناهمگونی‌ها را نه نقص بلکه صرفاً نوعی تفاوت دانست. لازمه‌ی چنین برداشتی ابتدا پاسخ به پرسش‌های مطرح شده در این نوشته است. در اینصورت برشمردن محسنات وجود چنین تفاوتی می‌تواند موضوع پژوهش‌های بعدی باشد.

از سوی دیگر، با توجه به اینکه ردیف به واسطه‌ی نگرش‌های غالب در دهه‌های اخیر به کارگانی بسته و منجمد تبدیل شده است که تغییر در اصل آن امکان‌پذیر نیست (نک. اسعدی ۱۳۸۵) و تغییر فواصل (مثلاً در گوشه‌هایی چون کرشمه و رهاب و استفاده‌ی صرف از فواصل مد مبنا در آن) یا جابه‌جاکردن گوشه‌ای از آن، همچون دست‌بردن در گنجینه‌ای تاریخی، غیر ممکن است، بنابراین ضمن بسنده‌کردن به طرح موضوع و بیان حالت بهینه می‌توان در راستای شناخت بیشتر آن گام برداشت. با این توضیحات و به پشتوانه‌ی استدلال‌هایی که مطرح شد و با الگوی ردیف‌های آوازی و همچنین اجراها و قطعات متعدد ساخته و اجرا شده در دستگاه شور، شمای زیر را به عنوان حالت بهینه برای ساختار کلی این دستگاه و بر اساس سه مد اصلی آن می‌توان ارائه کرد:

در حالیکه این دستگاه در ردیف میرزا عبدالله دارای چنین ساختاری است:

که به‌نظر می‌رسد از سویی گسست ساختمان آن فاقد توجیهات لازم است و از دیگر سو بخش یک در ارائه‌ی مد مبنا و بخش دو در ترتیب گوشه‌ها ابهاماتی در خود دارند. ۶- خاتمه
آنچه مطرح شد صرفاً بازنمود ساختار دستگاه شور بود با استفاده از ابزاری که در ردیف میرزاعبدالله در دسترس است. ردیف‌های سازی دیگر نیز ابهاماتی از این دست دارند. برای نمونه، در همه‌ی آنها تفکیک بالادسته و پایین‌دسته دیده می‌شود و می‌توان چینش مجددی، بر اساس آنچه در این نوشتار ارائه شد، برای آنها نیز درنظر گرفت. با ارائه‌ی چینشی دیگر از گوشه‌های دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله، سعی شد ضمن بی‌اهمیت قلمدادکردن تفکیک بالادسته و پایین‌دسته و متعاقباً با تعویض جایگاه فصول، شمای کلی این دستگاه، منطقی‌تر و شفاف‌تر ارائه شود.

بی‌تردید تلاش برای کنارهم‌گذاشتن قطعه‌های این شیشه‌ی شکسته، ما را در مشاهده‌ی آنچه در پس این آبگینه است یاری خواهد داد. همچنین ارائه‌ی تصویری روشن از ساختار دستگاه شور در ردیف‌های سازی، شناخت این دستگاه را برای هنرآموزان موسیقی کلاسیک ایران نیزآسان‌تر خواهد کرد. گفتنی است که چینش مجدد ارائه‌شده، پیشنهاد یا بدعت نبوده و همان‌گونه که در مقدمه ذکر شد، هدف، صرفاً ارائه‌ی تصویری شفاف و آسان فهم بود از روند مدگردی‌های دستگاه شور در قالب ردیف سازی میرزاعبدالله، تا به تعبیر مهدیقلی هدایت بتوان مدل های ممتاز و موضوعات مطبوع را از دل این پریشانی بیرون کشید.

مراجع
پایور، فرامرز ۱۳۷۵ «ردیف آوازی و تصنیف‌های قدیمی به روایت استاد عبدالله دوامی». تهران: ماهور.
فرهت، هرمز ۱۳۸۰ دستگاه در موسیقی ایرانی. تهران: پارت.
اسعدی، هومان ۱۳۸۲ «بنیادهای نظری موسیقی کلاسیک ایران: دستگاه به‌عنوان مجموعه‌ای چندمدی»، فصلنامه موسیقی ماهور، زمستان، شماره ۲۲ :۴۳-۵۶٫
اسعدی، هومان ۱۳۸۵ رساله دکتری، مفهوم و ساختار دستگاه در موسیقی کلاسیک ایران بررسی تطبیقی ردیف، دانشگاه تربیت مدرس، استاد راهنما: داریوش صفوت
طلایی، داریوش ۱۳۸۵ ردیف میرزاعبدالله، نت‌نویسی آموزشی و تحلیلی. تهران: نشر نی.
دورینگ، ژان ۱۳۸۵ ردیف میرزاعبدالله، آوانویسی و بررسی تحلیلی. تهران: ماهور.
نتل، برونو و بابی راکی، کارول ۱۳۸۸ ردیف موسیقی دستگاهی ایران،«روابط درونی میان اجزای دستگاه شور». تهران: ماهور: ۲۱۵-۱۶۱٫
طهماسبی، ارشد ۱۳۸۸ صدویک پیش درآمد. تهران: سوره مهر.
یعقوبیان، سعید ۱۳۹۲ «نکته‌ای درباره اختلاف روایت‌های گوشه سلمک». فصلنامه موسیقی ماهور، بهار، شماره ۵۹: ۱۶۱-۱۵۹٫

منابع شنیداری
– ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران آواز محمودکریمی، تهران: ماهور.
– ردیف آوازی و تصنیف‌های قدیمی به روایت و اجرای عبدالله دوامی، تهران: ماهور.
– ردیف آوازی اسماعیل مهرتاش به روایت و اجرای محمد منتشری، تهران: ماهور.
– موسیقی آوازی ایران، آوازهای ادیب خوانساری، تهران: ماهور.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

همین ویژگی‌هاست که موجب شده است این کتاب بارها تجدید چاپ و روزآمد شود و هنوز نیز پس از گذشت چهار دهه کماکان به‌عنوان یکی از پُرطرفدارترین منابع اصلی برای درس‌های آشنایی با موسیقی ــ البته با تمرکز بر موسیقی کلاسیک یا هنری غربی ــ کاربرد و رواج داشته باشد.

از روزهای گذشته…

ارکستر فیلارمونیک سلطنتنی لیورپول

ارکستر فیلارمونیک سلطنتنی لیورپول

فیلارمونیک ارکستر رویال لیورپول (Royal Liverpool Philharmonic Orchestra) لیورپول، انگلستان یا RLPO یکی از قدیمی ترین ارکسترهای بریتانیای کبیر و همچنین دنیا می باشد و در سال ۱۸۴۰ افتتاح شده است. این ارکستر به انجمن فیلارمونیک رویال لیورپول تعلق دارد. تنها انجمن ارکستر در بریتانیا است که تالار مخصوص خود را دارد “تالار لیورپول فیلارمونیک”! این تالار آکوستیک خوبی دارد و برای بسیاری از ضبطهای ارکستر از آنجا استفاده شده است. این انجمن و ارکستر، کلیدهای اصلی سازماندهی موفق هنری، به عنوان “مرکز فرهنگ اروپا” در سال ۲۰۰۸ بودند. اولین اجرای ارکستر ۱۲ مارچ ۱۸۴۰ بود.
ویلنسل (X)

ویلنسل (X)

بسیاری از ویولنسل نوازان ریزاندام نواخن با ویولنسل هفت هشتم را ترجیح می دهند، چون با این ساز کشیدگی پنجه در پوزیسون های بالای دسته دشواری کمتری برایشان می آفریند. به ندرت ویولنسل هایی بزرگتر از چهار چهارم هم وجود دارد. نوازنده هایی که دستهایی با بزرگی نامعمول دارند، ممکن است ویولنسلی را بنوازند که کمی از full-size بزرگتر باشد.
به مناسبت ۴۸ سالگی مهران مهرنیا

به مناسبت ۴۸ سالگی مهران مهرنیا

بیست و دوم تیرماه سالروز تولد مهران مهرنیا آهنگساز و نوازنده و مدرس تار و سه تار است. به این مناسبت دوست و همکار قدیمی او، شهرام صارمی نوازنده کمانچه و نویسنده موسیقی درباره این هنرمند نوشته ای را تهیه کرده است که می خوانید:
نوازنده و تمرین (III)

نوازنده و تمرین (III)

۱۱- قطعات با چه سطح تکنیکی را برای تمرین و نواختن انتخاب کنیم؟
نوازنده همواره بایستی در سه سطح مختلف تکنیکی قطعاتی را انتخاب کرده و بنوازد :
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

«پس از شنیدن قطعه‌ها [اول و دوم]، می‌بایست تغییراتی را که در موسیقی سنتی ایران با تاثیرپذیری یا تقلید از موسیقی اروپایی پدید آمده و شیوه‌های جدید را عرضه کرده، مورد بررسی قرار داد: اولین عنصر یا محوری که در این تغییر یا بهتر گفته شود «تحریف» به نظر می‌رسد، قلب ماهیت صدا یا سونوریتۀ «ساز» ایرانی است.[…] دومین وجه مشخصه دیگر از این تغییرات اساسی، تغییرات در نسبت‌های فواصل است. […] آشناترین مظاهر زیانبار این تحریفات عبارتند از: وفور نغمه‌های سردرگم، تکراری و کاملا بی‌هویتی که تا آخرین حد از رخوتی سنگین، غمهای تصنعی و افسردگی‌هایی، اشباع شده هستند.» (صص ۳۲-۲۸)
فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (II)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (II)

وقتی در قرن هفدهم بر اساس قوانین اجتماعی حضور زنان بر روی صحنه در کشورهایی که پاپ بر آن ها فرمانبرداری می کرد ممنوع اعلام شد کاستراتو ها به هنر نوپای اپرا روی آوردند. آنها اغلب نقش های مرد و گاهی نیز نقش های زن را اجرا می کردند درست مثل پسربچه هایی که در زمان الیزابت نقش های زن نمایش ها را به عهده می گرفتند. تا قرن هجدهم، درصد زیادی از خواننده های مرد اپرا کاستراتو بودند.
شارل ازنوور (I)

شارل ازنوور (I)

شارل ازنوور (Charles Aznavour) با نام اصلی شاه نور واریناژ ازنووریان (Chahnourh Varinag Aznavourian) بیست و دوم می سال ۱۹۲۴ در پاریس متولد شد. شارل نویسنده ترانه، آهنگ ساز، خواننده، بازیگر، مولف و دیپلمات فرانسوی – ارمنی است. وی در حال حاضر در شهر ژنو در کشور سوئیس زندگی می کند و سفیر ارمنستان و نماینده دائم این کشور در سازمان ملل متحد است. او همچنین از سال ۱۹۹۵ نماینده دائم ارمنستان نزد سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (UNESCO) وابسته به سازمان ملل متحد، است.
گفتگو با جیمز دپریست (III)

گفتگو با جیمز دپریست (III)

فکر می کنم جواب دادن به این سئوال برای بسیاری سخت باشد. برای من به عنوان رهبر ارکستر، قطعه موسیقی عالی، قطعه ای است که هیچگاه نمیرد و آنقدر توانا باشد که همیشه شما را قانع کند تا باز آن را بارها و بارها اجرا کنید. این همان قطعه ای است که می تواند توسط اجرا کنندگان گوناگونی کار شود. به یاد می آورم زمانی که به همراه فیلارمونیک اسرائیل بودم، روش آنان این است که یک برنامه را حداقل ۹ بار تکرار کنند، ۶ بار در تلاویو و ۳ بار در هایفا و احتمالا ۱ بار در اُرشلیم! خب شما بهتر است که آن کار را دوست داشته باشید، چرا که مجبور هستید چندین روز متوالی آن قطعات را تکرار کنید! به یاد می آورم که سمفونی شش بتهوون را در یک کنسرت اجرا کردم و همچنین کنسرتوی بلا بارتوک (Bela Bartok) و راخمانینوف (Rachmaninoff)! هر چقدر قطعه موسیقی بهتر باشد به دفعات بیشتری می تواند اجرا شود.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«سجاد پورقناد» اما معتقد بود که می‌توان به سادگی این دو را از هم تمییز داد و بر خصلت توصیفی آنالیز (به عنوان ممیز) تکیه می‌کرد با این مضمون که «اگر نوشته از شرح این که قطعه چند میزان دارد و هارمونی آن چگونه است و… شروع شود و به همین منوال ادامه بیابد» تجزیه و تحلیل است اما اگر «تاکیدی بر این که چرا و چگونه چنین اتفاقاتی در قطعه افتاده و مسائل جنبی آن» وجود داشته باشد نقد است. «نیوشا مزیدآبادی» با این نظر موافق نبود و معتقد بود که در این صورت آنالیز و نقد باز هم یکی می‌شوند.
ویلنسل (XII)

ویلنسل (XII)

ویولنسل یکی از اعضای ترکیب سنتی کوارت های زهی و همچنین کوینتت ها، سکستت ها و تریوهای زهی و دیگر ترکیب های آنسامبل است. قطعاتی برای هم نوازی دو، سه، چهار یا شمار بیشتری ویولنسل نیز نوشته شده که به سبک از آنسامبل «کر ویولنسل» هم گفته می شود. صدای چنین آنسامبلی را می توان با مقدمه اوورتور اپرای ویلیام تل اثر روسینی و یا صحنه Zaccharias’ prayer از اپرای نابوکو اثر وردی همانند دانست.