جلسه واکاوی آموزش موسیقی در ایران برگزار شد

نادر مشایخی
نادر مشایخی
روز سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ در آکادمی موسیقی پوپیتر، جلسه ای با عنوان «واکاوی آموزش موسیقی در ایران» برگزار شد. جلسات پژوهشی آکادمی موسیقی پوپیتر هر دو هفته یکبار در محل این مرکز آموزشی واقع در خیابان دکتر فاطمی، روبروی خیابان های کاج و هشت بهشت، پلاک ۱۱۸، طبقه دوم برگزار می شود.

در ابتدای این جلسه یونس محمودی گلستانه مدیرهنری آکادمی موسیقی پوپیتر با اشاره به کثرت مراکز آموزشی و دانشگاهی موسیقی در ایران دانشگاهی گفت: دانشگاه های متعدد موسیقی و آموزشگاه های موسیقی، منجر به ترییت انبوه فارغ التحصیلان و هنرآموزان موسیقی شده است و از طرفی زمینه های مناسب و کافی برای فعالیت آن ها وجود ندارد؛ این اتفاق منجر به بروز بحرانی در فضای موسیقی ایران شده است.

وی با اشاره به انگیزه تشکیل این جلسه از سوی آکادمی موسیقی پوپیتر گفت: فروپاشی آموزه های نسل های متقدم موسیقی در اخلاق حرفه ای، مناسبات شاگرد و استاد، تضاد کار هنری با معیشت اهل موسیقی و شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه و نیاز به آموزش و جذب حداکثری هنرجو از طیف های مختلف فرهنگی و اجتماعی، ارزان شدن هزینه های آموزش موسیقی در شرایط رقابتی، اقبال گسترده طبقات مختلف اجتماعی به هنر موسیقی، نبودن معیاری مناسب برای تشخیص مدرسان صاحب صلاحیت، نبود اتحادیه و صنف در حوزه آموزشگاه های موسیقی، نا آشنا بودن برخی هنرجویان نسل جدید با استاندارهای حرفه ای هنر و نگاه غیر واقع بینانه دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه های موسیقی به مقوله هنر و جایگاه هنرمند در ایران از جمله گزینه های تشکیل این جلسه از سوی آکادمی موسیقی پوپیتر است.

محمودی گلستانه هدف از برگزاری این نشست ها را بررسی مسائل روز جامعه موسیقی ایران و ایجاد بستری برای گفتگو و طرح موضوعات فرهنگی موسیقایی از طرف جریان ها و گفتمان های مختلف موسیقی ایران دانست و ادامه داد: آکادمی موسیقی پوپیتر ضمن انتشار ماحصل برنامه های پژوهشی به شکل مقالات علمی_پژوهشی فضایی را جهت حمایت از پژوهشگران حوزه موسیقی و کنکاش در حوزه های نظری موسیقی را درکنار فعالیت های آموزشی خود مد نظر دارد.

در ادامه این برنامه نادر مشایخی که سال ها است در دانشگاه های موسیقی ایران به تدرس موسیقی اشتغال دارد، به آسیب شناسی جریان آموزش موسیقی در ایران پرداخت.

مشایخی گفت: در ایران کودکان با یک اتفاق بزرگ می شوند و این باعث می شود هر تصمیمی که بخواهند بگیرند و به آن عمل کنند مگر اینکه اصلا تصمیم گیری را یاد نگرفته باشند، به اعتقاد من این به خاطر طرز تفکر ایرانیان است زیرا آنها علت خاصی برای بعضی از تصمیماتشان ندارند.

وی با ذکر یک مثال توضیح داد: برای مثال کسانی که فرش می بافند یک نقشه دارند و بر اساس آن پیش می روند ولی در فرش گبه این نقشه وجود ندارد، یعنی علت و معلول وجود ندارد، دلیل اصلی اینکه نقشه می کشیم برای این است که درصد خطا کم شود و وقتی خطا در بافتن فرش پیش می آید آن کسی که فرش را می بافد خطا را تکرار می کند و دیگر خطا به حساب نمی آید در عوض آن فرش منحصر به فرد خواهد شد زیرا آن خطا دیگر در فرش بعدی پیش نخواهد آمد.

مشایخی با اشاره به ابتکارات جدید ایرانیان بیان کرد: این تصمیمات می تواند در آموزش هم نقش عمده ای داشته باشد، هرگز کسی که ابتکارات جدید دارد را محدود نخواهم کرد، گاهی نحوه تفکر ایرانیان می تواند آنقدر بدیع باشد که حتی به فکرمان هم نرسد آدم هایی که در اروپا موسیقی را یاد گرفته اند و به اینجا آمده اند در خیلی از موارد راه را کاملا اشتباه می روند.

مشایخی درباره مراحل آموزش موسیقی گفت: آموزش موسیقی چهار مرحله دارد و بزرگترین آن که هفتاد درصد آموزش در آن نهفته است مسئله دیدگاه هنری است، یعنی آدم را آموزش بدهند که با متریال چه کارهایی می توان انجام داد تمام دیدگاه هنری از فرم تا ساز شناسی در این هفتاد درصد است.

وی افزود: بیست درصد دیگر یاد گرفتن کار، پنج درصد دیگر آرتیستیک است یعنی شما به عنوان یک موزیسین باید به روی سن بروید و بدانید چگونه آهنگ اجرا کنید که گاهی در ایران این جنبه عوض می شود و ۹۵ درصد آموزش موسیقی را می گیرد، همچنین پنج درصد باقی مانده که باید آن را یاد گرفت این است که بعد از پایان درس باید کجا کار پیدا کرد.

این آهنگساز با اشاره به تئوری هایی که در ایران آموزش داده می شود بیان کرد: تمام تئوری هایی که در ایران آموزش داده می شوند تئوری های از سال ۵۰ میلادی به بعد است، علت آن هم افرادی هستند که تئوری یاد گرفته اند کتاب ترجمه کرده اند کتاب های مربوط به یک دوره را ترجمه کرده اند، زیرا مردم اروپا نمی خواهند گذشته شان که به جنگ باز می گردد را به یاد بیاورند برای همین از صفر شروع کرده اند.

وی با اشاره به اینکه هر کسی در ایران به تنهایی می تواند ده ساز بنوازد گفت: این موضوع اشتباه است زیرا تعدد سازها خوب نیست بلکه باید آموزش یک ساز را فرا بگیرد و آن را ادامه بدهد، در ایران هر کسی ۸ ماه موسیقی تعلیم می بیند خود به سراغ آموزش می رود برای همین فقط در شهر تهران ۸۵۰ آموزشگاه موسیقی وجود دارد و سوالی که ذهن من را درگیر کرده این است که چگونه به آنها مجوز می دهند.

مشایخی با اشاره به صحبت هایی که در خلوت با یکی از اعضا شورا کرده است و همه چیز خوب پیش رفته است بیان کرد: در خلوت همه چیز به خوبی پیش رفت ولی وقتی به شورا رفتم همه چیز عوض شد، شورا گاهی تصمیم های نادرستی می گیرد، من به ایران برای انتقاد نیامده ام بلکه برای حل مشکلات موسیقی آمده ام همه می دانند که ایرادات موسیقی در چیست ولی کسی کاری نمی کند.

وی افزود: به دنبال بیکار کردن کسی نیستم ولی اوضواع موسیقی بد است و جوانان ایرانی گناه دارند، اگر با یک برنامه ۵ ساله اوضاع موسیقی حل شود جوانان می توانند در فستیوال های موسیقی شرکت کنند و به درجات بالایی برسند.

این آهنگساز با اشاره به دانشگاه های علمی کاربردی که دانشجوها را بدون آموزش قبول می کنند گفت: گاهی در یک کلاس ۴۰ نفر نشسته اند و تنها ۱۰ نفر از آنها قبلا موسیقی کار کرده است، برای ورود به دانشگاه های موسیقی آزمون باید گذاشته شود نه برای اینکه کسی را قبول یا رد کرد بلکه برای تعیین سطح باید اینکار را کرد ولی خیلی از دانشگاه ها به خاطر مسائل مالی این کار را نمی کنند.

مشایخی با اشاره به اینکه موسیقی یاد گرفتن در دانشگاه ها اشتباه است و به جای آن موسیقی شناسی باید آموزش داده شود توضیح داد: در دانشگاه با تئوری سرکار دارید در صورتی که سالها باید موسیقی نواخت تا آن را یاد گرفت تئوری تنها ۱۰ درصد موسیقی را یاد می دهد، بنابراین باید تجربه عملی کسب کرد. من که خود رهبری ارکستر و آهنگسازی انجام می دهم این کار را از زمانی که شروع به کار رهبری ارکستر کردم یاد گرفتم.

موسیقی خواندن در دانشگاه و بلافاصله درس دادن مانند این است که کتاب آشپزی بخوانم و از فردا آن را یاد بدهم، بدون اینکه یک بار غذایی پخته باشم. از روی کتاب نمی توان موسیقی یاد گرفت. هشتاد درصد مطالبی که در دانشگاه های موسیقی به دانشجویان این هنر تدریس می شود بلااستفاده است و بسیاری از کسانی که از دانشگاه های موسیقی بیرون می آیند کم دانش هستند و نمی توانند حتی یک ملودی صحیح و ساده بنویسند ولی می توانند درباره آن حرف بزنند.

یک دیدگاه

  • یونس محمودی گلستانه
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۹۶ در ۲:۵۳ ب.ظ

    جناب آقای پورقناد و گروه گفتگوی هارمونیک.
    با آرزوی توفیق برای شما و استمرار فعالیت های ارزشمندتان.
    از انتشار این خبر و سایرهمکاری های شما کمال تشکر رادارم.
    با آرزوی همکاری های آتی در زمینه های فرهنگی و موسیقایی.
    ارادتمند.
    یونس محمودی گلستانه .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

نقدى بر رسیتال پیانو لیلا رمضان در شیراز (II)

نقدى بر رسیتال پیانو لیلا رمضان در شیراز (II)

لیلا رمضان، به عنوان هنرمندى که از یک سو ریشه در خاک زایاى این سرزمین دارد و از سوى دیگر در بالاترین سطح فضاى آکادمیک موسیقى معاصر جهان کار مى کند، راوى شایسته ى ادبیات پیانوى معاصر زادبومش است.
جوانا فلاتا

جوانا فلاتا

شاید برای همه دیدن ارکستر با رهبری یک زن امری بسیار عجیب و غیر معمول تلقی شود و چه بسا نیز در دنیای موسیقی رهبری ارکستر را امری مردانه تلقی کرده اند . اما جوانا فلاتا ثابت نمود که نه تنها در عرصه نوازندگی مهارت دارد بلکه در رهبری ارکستر نیز رهبری مقتدرو بسیار معتبر میباشد و ثابت نمود که رهبری فارغ ار تفکرات سنتی امریست که بیشتر بر اساس توانایی های هر فرد قدرت میگیرد نه صرفا نگاهی جنسیتی که در این امر حاکم بود.
توضیحی درباره آوانگاری ابجد در موسیقی قدیم ایران

توضیحی درباره آوانگاری ابجد در موسیقی قدیم ایران

نگارنده بنا به ضرورت و اهمیت رسالت احترام به شعور مخاطب فهیم واجب می داند به تصحیح اشتباهی در یکی از مقالات خود با نام «آوانگاری ابجد در موسیقی قدیم ایران» بپردازد که در فروردین ماه سال جاری در ژورنال محترم گفتگوی هارمونیک منتشر گردید.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

علاوه بر اینها دو نوشتار دیگر (که لزوماً نقد نیستند) در مورد «گوستاو مالر» که نقد آثارش بسیاری اوقات آمیخته با شناخت از زندگی‌نامه‌اش صورت می‌گیرد، ارایه شد؛ یکی با گرایشی بسیار پر رنگ -حتی در عنوان- به روانشناسی موسیقی (The “Mahler’s Brother Syndrome”: Necropsychiatry and the Artist) و دیگری با فرازهایی از زندگی‌نامه برای یافتن روابطی موسیقی‌شناسانه (Textual and Contextual Analysis: Mahler’s Fifth Symphony and Scientific Thought).
درباره‌ی پتریس وسکس (VII)

درباره‌ی پتریس وسکس (VII)

وسکس به عنوان آهنگساز اصلی استکهلم در فستیوال موسیقی سال ۱۹۹۶ انتخاب ‌شد. در همان سال او جایزه‌ی هردر (Herder) از بنیان آلفرد توپفر (Alfred Toepfer) و جایزه‌ی بالتیک (Baltic Assembly Prize) را دریافت کرد. همچنین از بنیان لتوین گریت میوزیک اِوارد (Latvian Great Music Award) سه جایزه دریافت‌ کرد: برای قطعه‌ی لیتنه در سال ۱۹۹۳، اثر دیستنت لایت در سال ۱۹۹۸ و سمفونی دوم در سال ۲۰۰۰٫ او در سال ۱۹۹۴ به عنوان بزرگ‌ترین آهنگساز لتونیایی در آکادمی علمی لتونیایی و در سال ۲۰۰۱ در رویال آکادمی سوئد در استکهلم انتخاب‌ شد. در سال ۲۰۰۱ به عنوان پر‌افتخارترین سناتور آهنگساز لتونی در آکادمی فرهنگی لتونی در ریگا انتخاب ‌شد.
نگاهی به آلبوم “طغیان” (III)

نگاهی به آلبوم “طغیان” (III)

“شیدایی” در زمان خود بسیار مورد استقبال اهالی هنر قرار گرفت و نو آوری مشکاتیان در ارائه ریتم ۱۴ ضربی تحسین بسیاری را برانگیخت؛ همنشینی ریتم و تم این قطعه به حدی بود که حتی اشکالاتی که این تصنیف در پیوند شعر و موسیقی داشت (۲) را از دید شنونده اهل موسیقی دور نگه داشت و آنها تا به امروز آنرا یکی بهترین تصانیف موسیقی ایرانی می دانند.
مرزهای زنانگی در هنر (III)

مرزهای زنانگی در هنر (III)

به همین دلیل است که برخی از افرادی که به دیدن نمایشگاه های نقاشی مدرن می روند دست خالی از هر گونه برداشتی از نمایشگاه خارج می شوند و می گویند چیزی نفهمیدم . اما فهم شهودی ما هرگز درمانده نمی شود و به همین دلیل است که افراد نامبرده ممکن است بگویند چیزی نفهمیدم اما کارهای زیبایی بود یا اصلاً چرندیاتی بیش نبود و این نظر دوم حاصل از نوع تاثیر پذیری مخاطب از راه فهم شهودی است. حتی دیدن یک تابلوی نقاشی از یک منظره طبیعی که همه ی ما به راحتی می توانیم توسط فهم تجربی درک کنیم نیز می تواند ادراکات شهودی غیر مشترک و حتی متضاد را در ما ایجاد کند.
سان را و فلسفه کیهانی (VII)

سان را و فلسفه کیهانی (VII)

سان را و تعدادی از موزیسین های اصلی گروهش (آلن، گیلمور و بویکینز) در جولای ۱۹۶۱ شیکاگو را ترک کردند و پیش از مستقر شدن در نیویورک سیتی تا پایان سپتامبر در مونترال ماندند. در ابتدا، یافتن مکان هایی برای کنسرت برای آنها دشوار بود و آنها همچنین مجبور شدند که به دلیل گرانی هزینه ها با یکدیگر زندگی کنند. این ناامیدی باعث ایجاد تغییرات بزرگی در موسیقی آرکسترا شد زیرا موسیقی سان را دوره ای تجربه گرایانه را پشت سر گذاشت که از موسیقی فیری جز (free jazz) تأثیر گرفته بود.
کادانس ها (I)

کادانس ها (I)

همانطور که یک نقاش تصاویرش را بر روی بوم سفید نقاشی می کند، آهنگسازان هم هنرشان را روی بوم خالی سکوت، نقاشی می کنند.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت سوم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت سوم)

در سال ۱۲۳۵ ش. «بوسکه» و «رویون» ، دو کارشناس موسیقی نظامی از فرانسه رهسپار ایران شدند و «دسته ی موزیک سلطنتی» را به شیوه ی فرانسوی در ایران دایر کردند. سال ها بعد، در ۱۲۴۸ش. آلفرد لومر ، معاون اوّل گارد پیاده نظام فرانسه با عنوان رییس موزیک به استخدام دولت ایران درآمد و به تجدید سازمان دسته ی موزیک سلطنتی پرداخت. به پیشنهاد وی، شعبه ی موزیک نظام در دارالفنون راه اندازی شد و خود به تدریس سازهای بادی، سلفژ ، پیانو ، هارمونی و ارکستراسیون نظامی را در کلاس های آن به عهده گرفت.