شناخت کالبد گوشه‌ها (VIII)

داریوش طلایی
داریوش طلایی
نوازنده‌ی ردیف‌دان مدرسی‌ای مثل طلایی نوعی دستور زایشی را برای آن می‌خواهد که بر انجماد ردیف غلبه کند. هدف اصلی تحلیل، بالاتر و اولی‌تر از یک کنش موسیقی‌شناسانه، رهایی ردیف از قید تصلبی است که امروزه کم و بیش همه به روی دادن آن معترف‌اند. او می‌خواهد انجماد را از طریق به بیان درآوردن اجزای امر منجمد در هم بشکند. و ناخواسته وضعیتی را طرح میکند که در پس یک پرسش نخستین پدید می‌آید. پرسش این است که آیا ما می‌توانیم صرفا با دانستن نوع گسترش یا کالبدشناسی گوشه‌ها از مرز عینیت‌یافتگی منجمد آنها عبور کنیم و مثلا برای فلان گوشه یک مقدمه‌ی دیگر طراحی کنیم؟ اگر چنین کنیم یکی از ویژگی‌های مد را در نگاه‌های محافظه‌کارتر سلب کرده‌ایم.

در حقیقت به سوی درک انتزاعی‌تری از مد بازگشته‌ایم و درآمیختگی میان خود ملودی‌های عینی موجود در کالبد گوشه‌ها را با پیوند دو طرفه‌ی فضای حرکتی ملودی مدل –که قدری ذهنی است- و زیرساخت مد، تا اندازه‌ی زیادی از میان برداشته‌ایم. طلایی این بار هم سعی می‌کند از طریق برداشتن فاصله‌ی میان تحلیل نظری و فعالیت عملی –که در نغمه‌نگاری ردیف هم تا حد زیادی به آن نزدیک شده بود- یکی از گره‌های آموزشی و هنری موسیقی دستگاهی امروز را بگشاید.

با این همه آن هدف ممکن است به راحتی محقق نشود. اگر به مساله‌ی تفسیر منفرد که مانع شمول عام قوانین می‌شد بازگردیم موضوع روشن خواهد شد. برای عبور از انجماد کنونی تحلیلی صورت گرفته که یک تفسیر منحصر به فرد را در دل دارد و تا آنجا که دیدیم به قواعد کاملا مستقل از متن هم منجر نشده است، در نتیجه در وضعیتی بسیار متناقض ممکن است درست عکسِ هدف مولف را برآورده سازد.

یعنی نه تنها نقش‌مایه‌ها و محتوای موسیقایی گوشه‌ها متعین باشد و فضای چندانی برای تغییرات در اختیار نگذارد بلکه این بار به شکلی پنهانی از طریق تحلیل، حتا یک تفسیر/اجرای خاص هم بخشی از تعین‌یافتگی فضای مُد شود. اگر چنین شود کار طلایی نه تنها بنا برا ادعایش راه گریزی از انجامد و تصلب فراهم نمی‌آورد که متن را به مراتب خشک‌تر و منجمدتر خواهد کرد (۲۰).

این سوی بدبینانه‌ی تاثیر کار طلایی در آینده‌ی موسیقی دستگاه است. اما وضعیت متناقض یادشده می‌تواند یک سوی خوشبینانه هم داشته باشد. حرکت طلایی به سوی تفسیر، به شرط آن که دیگران از تحلیل او به صرافت دست بردن در اجزای گوشه بیافتند، ممکن است به گشایشی در فضای تفسیری در گرایش‌های مدرسی‌تر بیانجامد و از آن راه، چنان که پیش‌تر هم یاد شد، به بخشی از دگرگونی مفهوم دستگاه یا تلقی ما از آن تبدیل شود. این سوی دوم کار طلایی ممکن است حرکتی به سوی تغییر در تعینِ هویت‌های مدال (از طریق آوردن به سطح خودآگاه و نامیدن) باشد اگر چه اندکی محافظه‌کارانه‌تر از آن که امروزه در گوشه‌ای دیگر از جامعه‌ی موسیقی ما در جریان است.

پی نوشت
۲۰- این حتا از نظرهای سنت‌گرایان متعصب هم یک گام خشک‌تر خواهد شد. چون آنها تنها یک اجرای متن را درست می‌شمارند نه قواعد زیرساختی‌اش را.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.

از روزهای گذشته…

مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (III)

مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (III)

مینی مالیست ها، به نوبه ی خود، سبکی از موسیقی را ارائه کردند که جزء به جزء به میزان آن چه رد می کردند، رادیکال بود. مقاله ی موجز و پر سر و صدای رایش در سال ۱۹۶۸ با عنوان «به عنوان یک فرایند تدریجی»، امروزه به عنوان یک مانیفست مطرح است. اگر چه این مقاله در مورد موسیقی خود او بود، اما نکاتی را در باب زیبایی شناسی مینی مالیسم در خود نهفته داشت. رایش معتقد بود که ساختار موسیقی- آنچه او فرایند موسیقی می نامد- می بایست نزد شنونده محسوس باشد.
ANTONIO STRADIVARIUS VIOLIN 1699 (انتخاب و سنجش)

ANTONIO STRADIVARIUS VIOLIN 1699 (انتخاب و سنجش)

با توجه به توضیحات گذشته به این نتیجه رسیدیم که باید در مسیر مطمئن تری حرکت کنیم وبا در نظر گرفتن کلیه اطلاعات موجود از استرادیواری تا سال ۱۷۰۰ میلادی و بررسی تعداد بسیار زیادی از ویلن های او که متجاوز از ۲۰۰ ویلن می شد و جمع بندی آن با اطلاعات آرشیوی، ساز مذکور (کا ستندایک) از اعتدال مطلوب تری بر خوردار بود.
بازگشت ایرانی  (I)

بازگشت ایرانی (I)

هدف از این توضیح در مقدمه ای شاید پیچیده این نبود که مفهوم ساده بیان و شنود را گنگ و ناهموار سازیم بلکه معرفی معنای حقیقی آنرا به سبب فضا، زمان و مکانی که در آن محصوریم خالی از آگاهی و عمل ندیدیم. چنین شد که ضرورت شکافتن و نظاره آن موجب طرح نادیده ها شد.
فراخوان مقالات سیمف ۱۳۹۶

فراخوان مقالات سیمف ۱۳۹۶

انجمن اسیمس و موسسه فرهنگى هنرى شهر آفتاب در آذرماه سمیناری را در شیراز برگزار می‌کنند. علاقه‌مندان می‌توانند مقالات خود را حول محورهای پیشنهادی زیر یا موضوعاتی غیر از آن‌ها در رابطه با موسیقی معاصر ارسال نمایند:
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IV)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IV)

علیت‌یابی نداریم (یا کم داریم) و تصورمان از گذشته هم زمانی آویخته در میان زمان‌ها است. پس انتظارمان از تاریخ می‌شود این‌که وقایع‌نگاری کنیم و نه تحلیل. با وجود این‌که حضور مبهم زیباشناسی و جدل میان دو سبک اخیرا بیشتر شکل تاریخ‌نگارانه به خود گرفته، اما هنوز به دوره‌بندی منجر نشده است. تاریخ موسیقی ما هنوز تاریخ آدم‌ها و نظریه‌ها است و نه آثار موسیقی و روابط‌شان وقتی به نقطه‌ی عطفی تاریخی چون وزیری می‌رسیم بیشتر اوقات به نظم شخصی و توانایی‌های افسانه‌ای او اشاره می‌کنیم و به عکس، کمتر چیزی از دلایل تاریخی موفقیت‌اش می‌شنویم (۹).
شوپن، نوکتورن شماره ۱۱

شوپن، نوکتورن شماره ۱۱

از زیباترین نوکتورنهای شوپن می توان به نوکتورن شماره ۱۱ در اپوس ۳۷ شماره یک اشاره کرد. موسیقی ملایمی که با دو تم کاملاً مشخص و مجزا در بخشهای A و B خود نوعی احساس سوگواری، پشیمانی و ناراحتی را القاء می کند.
نگاهی به آلبوم From This Moment On

نگاهی به آلبوم From This Moment On

دایانا کرال از ابتدای آغاز فعالیت حرفه ای خود روز به روز پله های ترقی را یکی یکی طی نموده ولحظه ای از پای ننشسته است. در ابتدا با هدف تحصیل در کالج موسیقی برکلی از بریتیش کلمبیای کانادا نقل مکان نمود و به دنبال آن نزد جیمی روولز به لس آنجلس رفت و به فراگیری و بالابردن مهارتهای موسیقی حرفه ای خود ادامه داد.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VIII)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VIII)

توماس بیچام در ۸۱ سالگی در اثر سکته قلبی در آپارتمانش در لندن درگذشت! او ۲ روز بعد در قبرستان بروکوود در سِری خاک سپرده شد. به خاطر تغییراتی در بروکوود، باقیمانده جسدش در سال ۱۹۹۱ پس از نبش قبر در حیاط کلیسای سن پترز در لیمپسفیلد در سِری به خاک سپرده شد. آرامگاه او حدودا ۱۰ متر با آرمگاه فردریک دلیوسِ آهنگ ساز فاصله دارد. پس از سر توماس پسر بزرگش آدریان ولز بیچام بارونت شد.
عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (IX)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (IX)

با توجه به تئوری و نتایج اندازه گیری های خطوط نودال می توان برخی از پیش بینی های کلی را بیان کرد. در رزونانس اول، صفحه به دور نقاط خطوط نودال صلیب شکل ایجاد شده در صفحه، حرکت گردشی دارد. بنابراین کم کردن ضخامت صفحه در اطراف این خطوط نودال می تواند تأثیر بسیار زیادی داشته باشد.