درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (III)

آواز اما، به اعتبار حضور یک خواننده‌ی چیره‌دست وضعیتی دیگر دارد. گاه به استقبال پیچیدگی‌هایی می‌رود که خواندنش از عهده‌ی خوانندگان اندکی برمی‌آید و گاه نیز اگر چه ساده طراحی‌ شده با چیره‌دستی خوانده می شود. موسیقی با کلام و هوای بازگشت به سوی مخاطب بلافاصله پای فرم ترانه (یا اگر ترجیح می‌دهید تصنیف) را به میان می‌کشد چنان که در بسیاری تولیدات صوتی این روزها با حذف میان-بخش های سازی و غیرسازی ممکن، به چشم می‌خورد؛ ترانه‌هایی که در این مجموعه‌ی به‌خصوص گرد آمده از دیدگاه پیوندهای زیباشناختی تفاوتی با تصنیف در موسیقی دستگاهی متاخر ندارند.

تلاش وسواس گونه برای هماهنگی میان فضای موسیقی و آن چه محتوای شعر است (در اینجا آن چه آهنگساز «همجنسی» شعر و موسیقی، به معنای شباهت کیفیات احساسی، می‌خواندش) و تبعیت موسیقی از وزن کلمات از علائم اصلی همانندی آنهاست، و گاه نیز یافتن فضایی در فصل مشترک این مردم‌پسندی و موسیقی آوازی کلاسیک ما، یعنی لحظات معلق میان وزن‌دار و بی‌وزن (مانند «درون آینه»)، به آن افزوده می‌شود.

به عکس همراهی که در برخی قطعات، چنان که نشان داده شد به نهایت ساده‌ شده، ملودی اصلی (آواز) فنی است و مدگردی ها یا حتا بارقه‌هایی گذرا از توجه به کیفیت‌های دیگر آواز مانند رنگ صوت در متن ساختار ترانه‌ها را به همراه دارد. شعر، همچون اغلب نمونه‌های با کلام دهه‌های گذشته (اعم از کلاسیک و مردم‌پسند) موقعیت برتر خود را بر موسیقی حفظ می‌کند اما بسیار متنوع است و نمونه‌های پیچیده‌ای را در بر می گیرد؛ از عاشقانه‌ی ساده‌ای مانند «چرا رفتی» گرفته تا عصیان زدگی و اعتراض «در حصار شب» و باز تا جهان وهم‌آلود و خون‌پاشی مانند «شتک». همه‌ی اینها آهنگساز و موسیقی ما را با نیروی دراماتیک و تصویرپردازانه ی اشعاری روبه‌رو می‌کند که بس متنوع‌اند و تجربه‌ای نیز برای برخورد با آنها وجود ندارد. بدین ترتیب انتخاب آن اشعار که خود جداگانه پدیده‌ای هنری‌ است تنها بخشی است که میان این مجموعه و ترانه‌های مردم‌پسند فاصله‌گذاری می‌کند (هرچند این مرز امروز با تسخیر حوزه‌های مردم‌پسند توسط شعر کلاسیک بیشتر به سایه‌روشنی می‌ماند).

آن چه که شمرده شد مانند استفاده از سازهای خاص (مثلا گیتار)، یا بهره بردن از یک سرمشق شناخته شده‌ی همراهی در موسیقی مردم‌پسند جهان، یا تلفیق موسیقی‌ها، یا حتا به کارگیری الگوهای بین‌المللی که این روزها نه فقط در ایران که در بقیه‌ی جهان نیز به نوعی الگوی تضمین شهرت-موفقیت بدل گشته است (گرد هم آوردن نوازنگان مشهور جهان، ضبطهای بین‌المللی، و …) هیچ یک به تنهایی دلیل کافی برای تعلق یک اثر به حوزه‌ی هنر مردم‌پسند فراهم نمی‌سازد.

اینها اسباب‌اند؛ اسباب رفتن به سوی مخاطب. در حقیقت آن چه جایگاه تعلق این اثر یا هر اثر دیگری را به حوزه‌ی هنر مردم‌پسند تغییر می‌دهد لزوما استفاده از الگوهای شناخته شده نیست (اگرچه معمولا چنین نیز می‌شود) بلکه یک نکته‌ی زیباشناختی بسیار با اهمیت‌تر است؛ و آن این است که گرانیگاه توجه آهنگساز (یا هنرمند) از خود اثر (یا زیبایی آن) به رابطه‌ی اثر با مخاطبش معطوف شود و پیوندی ناگسستنی با لذت و سرگرمی او بیابد. همین وضعیتی است که پورناظری یک جا در گفتگویی آن را با مخاطبان و منتقدانش در میان گذاشته و به صراحت بر آن تاکید می‌ورزد: «من روز رونمایی آلبوم گفتم که هنگام ساخت آن هیچ هدفی جز آن که با مخاطبانم رابطه‌ی احساسی برقرار کنم نداشتم. […] بنابراین برای شما این تاثیرگذاری از هر چیزی ارزشمندتر بوده است؟

مسلما.» (۴) درست در نقطهی مقابل، آن وضعیت قرار می‌گیرد که به هنگام آفرینش، آهنگساز جز به خود اثر نیاندیشد. در حقیقت در شرایط مردم‌پسندی زیبایی اثر کاملا (یا تا حدی) با نشستن بر دل مخاطب یکی پنداشته می‌شود یا حتا با فراگیری عددی یکسان گرفته شده و موجب رجحان آن می‌گردد.

به طور معمول هرگاه که چنین بحثی مطرح می‌شود عده‌ای به اعتراض برمی‌خیزند که همه‌ی آهنگسازان و همه‌ی گونه‌های موسیقی در آرزوی مخاطبان گسترده‌اند، فرض کنیم این درست است، اما در آن موارد رابطه‌ی اثر با آهنگساز به هنگام آفرینش معطوف به زیبایی یا به بیان فنی الزامات خود اثر است و تنها پس از پایان ممکن است پسند مخاطب انبوه، هوای جان سازنده شود. در حقیقت از دیدگاه زیباشناختی در آن موقعیت‌ها (و مهم‌تر و پیش و بیش از هر چیز در درون خود آهنگساز) زیبایی یک اثر با واکنش مخاطبش سنجیده نشده و به طریق اولی همسان نیز انگاشته نمی-شود.

پی‌ نوشت‌
۴- همانجا.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.

از روزهای گذشته…

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (IV)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (IV)

از نظر افلاطون آنها به مسائل اساسی نمی پرداختند و بیشتر در پی یافتن تناسب عددی اجزاء آهنگ ها و نتها بودند. “در کتاب جمهور که روایت شخصی سیسرو نویسنده رومی از کتاب جمهور افلاطون است آمده: انسان های با استعداد به وسیله سازهای سیمی یا با صدای خودشان تقلید را از صدای کیهانی انجام می دهند. اما صدای کیهانی یا موسیقی افلاک، که بر اثر چرخش سیاره ها به وجود می آید، آنچنان عظیم و بلند است که گوش انسان قادر به شنیدن آنها به طور کامل نیست. هم چنان که شما نمی توانید برای دیدن خورشید به طور کامل به آن خیره شوید.” (رحمانیان، ۱۳۹۰: ۲۷)
خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (I)

خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (I)

برای درک مفهوم خود آموختگی در قلمرو هنر در آغاز لازم است روند تحرک و زایش اثر هنری را مورد توجه قرار دهیم. در قلمرو هر شناختی، هر پدیداری را می توان از دو زاویه نگاه کرد. اولین نوع نگاه عقلانی و کاربردی است. این نگاه رو به منطق ها یا همان عقولی دارد که تابحال یافته شده اند یعنی از جنس گذشته است. این عقول را می توان به سهولت از مدرسین فراگرفت و بکار برد.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br> روح الله خالقی (قسمت بیست و سوم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و سوم)

در تحلیل خالقی از آثار عارف، همه این جنبه ها در کنار ارادتی که به خلوص نیتِ او داشت جمع شده اند. همدردی او را با عارف در نغمه هائی که بین دو قسمتِ آهنگِ گریه کن آمده است، بخوبی میتوان دریافت. اینجا سخن از دم گرفتن و تأیید ظاهری شکوه ها و تکرار کورکورانه نغمه ها نیست.
زنان موسیقی یا موسیقی زنان! (II)

زنان موسیقی یا موسیقی زنان! (II)

در حوزه ی موسیقی چند نفر را می شناسی که با نام آذرمیدخت رکنی آشنا باشند؟ پیانیستی بی نظیر و برجسته که در اوج فلاکت، بدبختی و فقر از دنیا رفت بی آنکه یادگاری از خود به جای گذارد. در کدام یک از نشریات موسیقی به ایشان یا نمونه های دیگری چون زینب محمدی، خان گل مصرزاده، فریده رهنما و … پرداخته اند؟ چرا راه دور رویم کدامشان به فوزیه مجد و شیدا قرچه داغی و طلیعه کامران و فروغ کریمی پرداخته اند؟
شریفیان: در غرب و ایران، موسیقی دیکته می شود!

شریفیان: در غرب و ایران، موسیقی دیکته می شود!

وضعیت غرب بسیار بسیار با ایران متفاوت است. ما در ایران تسلط دولت و بودجه دولتی را بر برنامه ارکسترها داریم ولی در غرب به جز معدود مواردی، همیشه بخش خصوصی پشت ارکسترهاست؛ حتی در ارکسترهایی که نام فیلارمونیک ندارند. شما اگر بروشور یکی از ارکستر سمفونیک های انگلیس را باز کنید می بینید چقدر آیکون حامیان مالی از بانکها و شرکتهای خصوصی، در آنها دیده می شود. آنجا دنیای دیگری است و اینجا دنیایی دیگر با مشکلاتی دیگر و در این زمینه مقایسه غلط است.
به دنبال نگاه (I)

به دنبال نگاه (I)

«هر یک از این آهنگ‌های مردم ما نمونه‌ی واقعی تکامل هنری است. من آن‌ها را شاهکارهای مینیاتور می‌دانم. همسطح فرم‌های وسیع‌تری که فوگ باخ و سونات موتزارت نمونه‌ی آن باشند. این آهنگ‌ها از لحاظ کیفیت و پرمایگی در دنیای فکر موسیقی خود را بدون جزئیات بیان می‌کنند.» (۲) این‌ها کلمات یکی از آهنگ‌سازان نامدار قرن گذشته است کسی که نامش پیوندی ناگسستنی با پژوهش جدی موسیقی‌های غیر کلاسیک دارد. ارزشی که او به این ساخته‌های فرهنگی می‌دهد یکی از کلیدهای اصلی نگاه انسان مدرن به پدیده‌های فرهنگی است.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

اِدیکسون روییز (Edicson Ruiz) یکی از شخصیت های موفق اِل سیستما است. او فرزند یکی از خانواده های فقیر کاراکاس است و به لطف آقای آبرئو توانست به آموختن موسیقی ادامه دهد. مایستر به او یک کنترباس هدیه داد، به او آموزش نواختن داد و با استخدام او در یک ارکستر حرفه ای، شانس تامین معاش.
گزارشی از نشست پایگاه های اطلاع رسانی <br />موسیقی کلاسیک ایران در شیراز

گزارشی از نشست پایگاه های اطلاع رسانی
موسیقی کلاسیک ایران در شیراز

افتتاحیه نشست رسمی پایگاه های اطلاع رسانی موسیقی کلاسیک ایران روز چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۸۶ با حضور تعدادی از وبلاگ نویسان و صاحبان پایگاه های مجازی و حضور عده ای از علاقه مندان به موسیقی و همچنین دکتر مسیح افقه، استاد دانشگاه و مدیر گروه موسیقی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، مجیدروزی طلب، مدیر آموزشگاه آزاد موسیقی تماشاگه راز و شهرام ممتحن، مدیر آموزشگاه آزاد موسیقی آبنوس و رییس انجمن موسیقی فارس برگزار شد.
برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت دوم)

برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت دوم)

دروس آموزشی این ترم مبتنی بر مهارت بخشی بیشتر در اجرای تنالیته های مطرح شده در ترم اول و آموزش مطالب مربوط به پوزیسیون های دست چپ می باشد. همچنین در این ترم، آموزش قطعات ویولن کلاسیک نیز آغاز گشته و آموزش های مربوط به فراگیری الگوهای آرشه کشی (دست راست) نیز مورد بررسی قرار می گیرد.
موسیقی برنامه ای

موسیقی برنامه ای

به دو قسمت ابتدایی از موومانهای اول و دوم یکی از کار های بتهوون بنام Pastoral گوش کنید، این کار کاملا” با کارهای صرفا” موسیقی مانند Fur Elise از همین آهنگساز تفات عمده دارد. هنگام گوش دادن خوب دقت کنید، کاملا” شبیه به آن است که موسیقی در حال توصیف واقعیتی میباشد.