گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VII)

هومان اسعدی، بابک خضرایی، شهاب منا، مرجان راغب
هومان اسعدی، بابک خضرایی، شهاب منا، مرجان راغب
در ادامه، بابک خضرایی به‌عنوان آخرین سخنران دربارۀ این اثر گفت: این جلسه جلسۀ نقد و بررسی نیست و صرفاً برای آشنایی مخاطبان با کتاب است. از‌این‌رو، من فقط چند نکتۀ‌ کوتاه را عرض خواهم کرد: عنوان کتاب شامل چند کلمه است: «ساختار»، «تصنیف»، «عارف قزوینی».

در عنوان این کتاب کلمۀ «ساختار» به‌نظرم خیلی خوب انتخاب شده است. خیلی وقت‌ها کسانی که در این حوزه کار می‌کنند کلماتی مثل «فرم» را به‌کار می‌برند که معمولاً دقیق نیست یا اصلاً درست نیست. با تعریفی که من از ساختار دارم، روابط میان اجزا (استراکچِر)، هر ساختاری لزوماً فرم نیست و این‌دو گاهی با هم خلط می‌شوند و در اینجا به‌خوبی از این رخداد پرهیز شده است.

موضوع دیگر دربارۀ »تصنیف» است. بنده به این نتیجه رسیده‌ام که تصنیف یکی از بهترین الگوها برای نشان‌دادن حالات خاص موسیقی ایرانی است به این جهت که از تصنیف می‌توان به‌عنوان مُدِ بنیان یاد کنم. بسیاری از جوهر مُدها به‌خوبی در تصنیف‌ها نمایان می‌شوند. تجربۀ شخصی من این است موقعی می‌توانیم یک مُد را به‌خوبی بفهمیم که بتوانیم تصنیفی بتوانیم برایش بیابیم… بنابراین، نقش آموزشی تصنیف بسیار اهمیت دارد. اگر گوشه‌هایی از زمان قاجار با چند واسطه به ما روایت شده باشند امکان تغییر در آنها هست اما تصنیف‌های روایت‌شده با کمترین دخل و تصرف به ما رسیده‌اند.

ممکن است در دخول در تصنیف یا ریتم یا شعر آن تغییری صورت گیرد اما معمولاً جوهر مُدال آن به‌جا می‌ماند. همچنین موزون‌بودن تصنیف باعث می‌شود بیشتر به خاطر بماند. در واقع تصنیف یکی از مردمی‌ترین بخش‌های موسیقی کلاسیک ایرانی است و ارتباط خیلی قوی‌ای با مخاطب ایجاد می‌کند و ازاین‌رو، مطالعه و تحلیل تصنیف‌ها می‌تواند نقش بسیار مهمی در فهم موسیقی ایرانی داشته باشد. از این جهت، این کتاب که از اولین قدم‌ها در این زمینه است می‌تواند کاملاً مفید باشد.

موضوع آخر را هم دربارۀ «عارف قزوینی»: در سیر تحول تصنیف نقاط عطفی داریم مثل انقلاب مشروطه که اتفاقاً مقارن با درگذشت شیداست. انقلاب مشروطه و مرگ شیدا، به‌طور سمبلیک، به ما یادآوری می‌کنند که دوره‌ای از تصنیف‌ به پایان می‌رسد؛ تصنیف‌های تغزلی که در آن کلمه‌ها و اصطلاحاتی جُز مِی و معشوق و سرو… نمی‌بینید. با انقلاب مشروطه دورۀ جدیدی در تصنیف آغاز می‌شود. تصنیف‌ها وارد مسایل سیاسی می‌شوند. البته مضامین تصنیف در دوره‌های قبل اجتماعی هم بوده ولی در این دوره سیاسی‌تر شده باعث تهییج توده‌ها می‌شود و نقش خیلی پررنگ‌تری را بازی می‌کند.

عارف، بی‌گمان، بسیار در این عرصه مؤثر بوده است. شاید بتوان او را سیاسی‌ترین تصنیف‌ساز یا حتی موسیقیدان معاصر ما دانست. یکی از نقاط عطف تاریخ تحول تصنیف را می‌شود مرگ عارف در سال ۱۳۱۲ در نظر گرفت. ۱۳۱۲ دورانی است که سخت‌گیری‌ها و اتفاقاتی در دورۀ رضاشاه اتفاق می‌افتد، مثل ممنوع‌شدن تصنیف مرغ سحر یا برخی صفحات شکسته می‌شود. مرگ عارف به‌خوبی نشانگر آغاز دوره‌ای جدید در تصنیف‌سازی است و یکی از دوره‌های تحول تصنیف‌ را می‌توان بین ۱۳۸۵ تا ۱۳۱۲ دانست.
در پایان، امیدوارم این کتاب نقش خود را ایفا کند و قدم‌های بعدی نیز در این زمینه برداشته شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (I)

اکنون مدتی است که سخن گفتن از و اندیشیدن به «ایران»، خواه به مفهوم فرهنگی و خواه به مفهوم یک واحد سیاسی-اجتماعی، مساله‌ی روز است و دغدغه‌ی بسیاری از اندیشوران. تحت تاثیر قوم‌گرایی فزاینده‌ی برآمده از جهانی‌شدن (۱) و بازپخش گفتمان‌های پسااستعماری و پسامدرن در حوزه‌های جغرافیایی-فرهنگیِ کوچک‌تر، بازاندیشیدن به مفهوم ملیت، ملت و دولت-ملت (به گسترده‌ترین یا باریک‌ترین مفهوم‌ها) اجتناب‌ناپذیر شده است (۲). از این رو هر پرسش از چنان واحدهایی امروزه پرسشی بااهمیت و آگاهی‌بخش است و ما را در دیدن تهدید ترسناک فاشیسم‌های ریز و درشتی که از هر سو به زشتی سرک می‌کشد، یاری می‌دهد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

از روزهای گذشته…

روش سنتی تدریس موسیقی در ایران

روش سنتی تدریس موسیقی در ایران

نوشته ای که پیش رو دارید در ۲۱ بهمن ۱۳۴۱ در مجله موزیک ایران به قلم روح‌الله خالقی، آهنگساز و رهبر ارکستر به انتشار رسیده است و در آن روش آموزش قدیمی موسیقی ایران که به روش سینه به سینه معروف است، شرح داده شده است.
گروه ریمونز (VI)

گروه ریمونز (VI)

ایرا روبینز (Ira Robbins) و اسکات ایسلر (Scott Isler) از گروه Trouser Press جنبش ریمونز را اینگونه توصیف کردند: “تنها با چهار عضو و سرعت بسیار بالا! ریمونز نیویورک، انفجاری بود در موسیقی راک دهه ۷۰، آنها مجددا موسیقی را متحرک سازی کردند. استعداد فوق العاده آنها باعث شد که زیبایی شناسی موجود در موسیقی پاپ را با افزودن ماهیتی مخرب و فرهنگی شوخ و ریتم گیتار مینیمالیستی از نو بسازند.”
دیبازر: دوست ندارم پدیده ها را در قیاس با همدیگر بسنجم

دیبازر: دوست ندارم پدیده ها را در قیاس با همدیگر بسنجم

نمی دانم چرا باید در یک ریتم مسلسل واری مثل بسیاری افراد که در سینما یا موسیقی کار می کنند، بایستی هر سال آلبوم عرضه شود و دلیلی برای آن متوجه نشدم که این وقفه بخواهد پاسخی برای آن باشد. فکر می کنم هر وقت حرفی برای گفتن هست باید حرف زد و الان احساس می کنم که در قالب یک آلبوم به اندازه “بوم” حرفی برای گفتن داشتم که زدم.
موضوع زمان پریشی در روایت داستان های مردمی

موضوع زمان پریشی در روایت داستان های مردمی

این متن یک صفحه از پایان نامه کارشناسی ارشد موسیقی شناسی نگارنده با عنوان «بررسی موسیقی عاشیقی در شمالِ شرق ترکیه (کارْص): مسئله ی تغییرات از ۱۹۸۷ تا ۲۰۱۶ میلادی است.»
گفتگو با زوکرمن (I)

گفتگو با زوکرمن (I)

درست است که زوکرمن تازه شصت ساله شده اما این نوازنده بین المللی در اعماق وجودش همچنان همان نوازنده مشتاقِ آتش افروزیست که مخاطبان در تمام نقاط دنیا از سال ۱۹۶۱، پس از اولین اجرایش به عنوان یک ویولونیست نابغه، شناخته اند و تحسین می کنند. او اکنون دارد لندن را نیز از این شور و اشتیاق بهره مند می کند.
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (I)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (I)

مقدمه: نوشتاری که امروز مشاهده میکنید، قسمتی از خاطرات نگارنده است که صریح و بی حاشیه به یکی از مهمترین پایگاه های به اصطلاح موسیقی مدرن ایران میپردازد. در این نوشتار نام شخصی برده نمیشود و قصد این نوشته بی تکلف، فقط هوشیار کردن هنردوستان و جوانانی است که فریفته تبلیغات این افراد میشوند و نیز “احتمالا” تاثیر گذاری روی سرشاخه های این گروه ها که بیش از این آبرو و اعتبار اجتماعی خود را زیر سئوال نبرند و هنر مظلوم مدرن را بیش از این تحقیر نکنند.
محبوبیت Chansons در اروپا

محبوبیت Chansons در اروپا

شانسون ها در بیشتر نواحی اروپا خوانده میشدند و هم برای اجرای سولو و هم چند صدایی نوشته شده و بیشتر اوقات سازبندی هم میشدند.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (VIII)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VIII)

وجود دارد ولی تا حد بسیار کمتری… به همین خاطر است که کسانی که آهنگسازی می خوانند تقریبا سلیقه ای که قبل از خواندن آهنگسازی دارند حفظ می شود ولی کسانی که نوازندگی می آموزند سلیقه شان تا حدی تغییر می کند. به همین دلیل است که اکثر افراد تشخیص می دهند که قدرت ملودی پردازی مشکاتیان از بسیاری از آهنگسازان متوسط بالاتر است ولی کمتر می توانند تشخیص بدهند تفاوت تکنیکی تار نوازی جلیل شهناز را از لطف الله مجد؛ اصلا ممکن است این دو را با هم اشتباه بگیرند در حالی که همانطور که گفتم، با درصد پایین تری از خطا می توانند تفاوت قدرت ملودی پردازی یک آهنگساز را تخمین بزنند.
ناظری نمودار یک فرهنگ ملی (II)

ناظری نمودار یک فرهنگ ملی (II)

چرا آواز خوانانِ جوانِ ما از مواد شکل گرفته، شکلی دوباره می سازند و آن چه تولید می کنند، معنایِ دوباره ای ندارد؟ چرا تنها یک الگو را بر می گزینند و با گزینش یک شیء صوتی آنقدر آن را بزک می کنند و برق می اندازند که بتواند در مقابل الگوی اولیه که برای آنان همانا خورشید است به رقابت بپردازد. اما نمی دانند که آن شیء یافته نزد آنها تقریبی است؟ متاسفانه تعداد بسیار اندکی از خوانندگانِ موسیقیِ امروزِ ایران این را فهمیده اند که شیءِ صوتی، فاصله ای بسیار با اثرِ هنری دارد.
این آب‌های اهلیِ وحشت… (III)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (III)

هکتور برلیوز (۱۸۶۹ – ۱۸۰۳) آهنگساز رمانتیک فرانسوی و از نخستین رهبران بزرگ ارکستر، اثر مشهور خود سمفونی فانتاستیک را در ۲۷ سالگی‌اش تصنیف کرد. زمانی که همه‌ی نامه‌های عاشقانه‌اش به هاریِت اسمیتسون -بازیگر تیاتری که او را نخستین بار در نقش افلیا در نماشنامه‌ی هملت دیده و به او دل‌ باخته بود- بی پاسخ ماند و اسمیتسون نیز از پاریس به شهری دیگر رفت. اسمیتسون -منبع الهام سمفونی فانتاستیک- بالاخره این اثر را دو سال بعد شنید و نبوغ برلیوز او را تحت تأثیر قرار داد. آن دو باهم ازدواج کردند که این وصلت فرجام خوشی نداشت و چند سال بعد به جدایی انجامید. سمفونی فانتاستیک آنگونه که برلیوز نیز توضیح داده‌است، ماجرای آهنگسازی جوان است که ناکام از عشق، خود را با تریاک مسموم می‌کند. در خوابی سنگین فرو می‌رود و دلهره‌ و درد، کابوس‌وار در ایده‌هایی موسیقایی جانش را تسخیر می‌کنند.