گروه ریمونز (II)

آغاز فعالیتهای پانک ریمونز: ۱۹۷۶ – ۱۹۷۷
در فوریه ۱۹۷۶ ریمونز اولین آلبوم خود را ضبط کردند که شامل چهارده آهنگ بود که بلندترین آن از دو دقیقه و نیم بیشتر به طول نمی انجامید. در حالی که تمام اعضای گروه در ساختن آهنگ و نوشتن اشعار سهیم بودند، دی دی شاعر اصلی آنان بود. این ضبط با مشارکت تومی و کریگ لئون (Tommy and Craig Leon) با بودجه بسیار اندکی نزدیک شش هزار و چهارصد دلار در آپریل آن سال تولید شد.

عکس به یاد ماندنی گروه که توسط روبرتا بایلی (Roberta Bayley) – عکاس مجله پانک – گرفته شده بود روی جلد آلبوم قرار گرفت. ریمونز در تبلیغات حضور کمی داشتند، تنها رده ۱۱۱ را در بین آلبومهای بیلبورد کسب کردند. تک آهنگهای “Blitzkrieg Bop” و ” I Wanna Be Your Boyfriend ” در هیچ آماری جای نگرفتند!

audio file بشنوید “I Wanna Be Sedated” از گروه ریمونز

اولین اجرای مهم خارج از نیویورک آنان در شهر جوانان (Youngstown) اُهایو بود، تقریبا ده نفر در آن اجرا حضور پیدا کردند. تا آنکه با سفری به انگلستان نتیجه زحمات خود را دیدند، آنها با اجرایی در خانه مدور (The Roundhouse) که برگزار کننده آن لیندا استین بود در لندن، ۴ جولای ۱۹۶۷ موفقیت بزرگی کسب کردند. در این کنسرت و اجرا در کلوپی (در شب پس از آن)، ریمونز با اعضای گروه “شش اسلحه” (Sex Pistols) و “درگیری” (The Clash) ملاقات کردند و این دیدار به آنان کمک کرد تا بتوانند جنبش پانک راک بریتانیا را به سرعت بهبود بخشند.

ریمونز در اجراهای زنده خود بسیار مشهور شده بودند، با اجرای تورنتوی آنان در ماه سپتامبر همان سال، پانک دیگری را شناساند. دو آلبوم دیگر آنان “خانه را ترک کن” (, Leave Home) و “موشک به روسیه” (Rocket to Russia) در سال ۱۹۷۷ با مشارکت تومی و تونی بونجیووی (Tony Bongiovi و Tommy) تولید شد. آلبوم “خانه را ترک کن” موفقیت زیادی برای ریمونز نداشت، اگرچه آهنگ “Pinhead” به همراه آهنگ “Gabba gabba hey!” از آنگهای مطرح و سرشناس گروه هستند که بارها نواخته اند.

“موشک به روسیه” از موفق ترین آلبومهای آنان بود که در رده ۴۹ قرار گرفت، در مجله “Rolling Stone” منتقد دیو مارچ (Dave Marsh) این آلبوم را “بهترین آلبوم آمریکایی راک اند رول سال خواند.” این آلبوم همچنین ریمونز را در رده ۸۱ به روی بیلبردها برد و به عنوان “پانک راک درخشان” (Sheena Is a Punk Rocker) نامیده شد.

آهنگ “ساحل صخره ای” (Rockaway Beach) به رده ۶۶ صعود کرد، این بالاترین رده ریمونز بود که توانستند در آمریکا کسب کنند. ریمونز در ۳۱ دسامبر ۱۹۷۷ در لندن، تالار تئاتر رنگین کمان (Rainbow Theatre) آلبوم “این زنده است” (It’s Alive) را به طور زنده ضبط کردند و در آپریل ۱۹۷۹ این آلبوم عرضه شد، (عنوان این آلبوم برگرفته از فیلم ترسناک It’s Alive در سال ۱۹۷۴ است).

ضبطهای به سبک پاپ ریمونز: ۱۹۷۸-۱۹۸۳
در اوایل ۱۹۷۸ تومی ریمون که از مسافرتها خسته شده بود گروه را ترک کرد اما همچنان به عنوان تولید کننده آثار ریمونز به کارش ادامه داد، البته با نام اصلیش اردلی. جای او به عنوان درام نواز توسط مارک بل (Marc Bell) پر شد، وی عضو گروه هارد راک به نام داست Dust (گرد و خاک) و گروه پانک ریچارد هل The Voidoids بود. بل، نام مارکی ریمون (Marky Ramone) را برگزید.

پس از آن سال، گروه آلبوم چهارم خود را عرضه کرد که این اولین آلبوم ریمونز به همراه مارکی بود به نام جاده رو به نابودی (Road to Ruin) که توسط تومی و اد استاسوم (Ed Stasium) تولید شد و شامل چند آهنگ با گیتار آکوستیک، چند شعر داستان گونه و اولین آهنگ گروه که بیش از سه دقیقه به طول انجامید، بود.

این آلبوم موفق شد در بین ۱۰۰ آلبوم برتر بر روی بیلبردها قرار گیرد، گرچه آهنگ “می خواهم در آرامش باشم” (I Wanna Be Sedated) به عنوان بهترین آهنگ گروه شناخته شد. جلد آلبوم توسط جان هلمستروم (John Holmstrom)، مجله پانک، طراحی شد. در سال ۱۹۷۹ بعد از اولین اجرای گروه در فیلم “دبیرستان راک اند رول” (Rock ‘n’ Roll High School) اثر روجر کارمنز (Roger Corman) تولید کننده افسانه ای “فیل اسپکتور” (Phil Spector) به ریمونز بسیار علاقمند شد و آلبوم “پایان قرن” (End of the Century) سال ۱۹۸۰ گروه را تولید کرد.

در طی ضبط در لوس آنجلس، اسپکتور به روی دی دی اسلحه کشید و او را مجبور کرد تا یک قطعه را بارها بنوازد! اگرچه آلبوم “پایان قرن” برترین آلبوم گروه در تاریخچه آنها بود، در رده ۴۴ در آمریکا و ۱۴ در بریتانیای کبیر قرار گرفت، با اینحال جانی از گروه می خواست که خشونت پانکی بیشتری داشته باشند و آنها به نوعی “ریمونز سریع و پر صدا” (Loud, Fast Ramones) شناخته شدند.

بعدها جانی درباره کارشان با اسپکتور گفت: “زمانی که اسپکتور آهنگی آهسته تر مانند؛ “دنی می گوید” (Danny Says) را کار می کند، تولیداتش بسیار فوق العاده اند. به طور کل تولیدات رادیوی راک اند رول واقعا خوب است اما برای کارهای خشن تر (harder) جواب نمی دهد”.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

‌‌‌مـوسیقی‌ به چه درد ما می‌خورد؟

در یکی از جلسات بحث در یکی از دانشکده‌ها‌ ضمن‌ پرسشهای‌ گوناگون، دانشجوئی پرسـید: «مـوسیقی بـه چه درد ما می‌خورد؟» این سؤال می‌تواند در هر مورد دیگر‌ هم پیش‌آید مثل «میز به چه درد مـا می‌خورد؟» نکته این تست که معمولا این‌ سؤال بقصد آگاهی از‌ ماهیت‌ مسئله نیست بلکه پرسـش کننده اغلب خود را آمـاده رد هـمه جوابها کرده است، مثلا اگر بگویند میز هنگام غذا خوردن یا نوشتن به کار می‌آید خواهیم گفت: «روی زمین هم‌ می‌توان خورد و روی زانو هم می‌توان نوشت» و از این قبیل جوابها بسیار می‌توان جـست.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (V)

این انتخاب، انتخابی عجیب به نظر می آمد. خانه ای در مرکز شهر بود و دیگر مناظری از دهکده و طبیعت زیبا نداشت. همچنین، برای یک شخصیت ملی بزرگ و معروف مانند الگار که نیاز زیادی برای سفرهای متعدد به لندن داشت، هیرفورد حتی دورتر از مالوِرن بود. شاید به علت جدا افتادگی هیرفورد بوده که الگار آن را برای نواختن موسیقی احتیاج داشته و برای خرید انتخاب نموده است.

از روزهای گذشته…

اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

تا اینجا نمونه‌ی ایرانی و غیر ایرانی هر دو یک نیازمندی اولیه دارند؛ آشنایی با پایه‌های نظریه‌ی موسیقی، اما یک تفاوت عمده کار مولف ما را سخت‌تر کرده است؛ میزان سواد موسیقایی عمومی. وقتی موضوع کارمان موسیقی کلاسیک غربی است از جغرافیایی صحبت می‌کنیم که به احتمال زیاد مردم در مدرسه اندکی موسیقی می‌آموزند و این یعنی دست‌کم با نت خوانی و بعضی اصول اولیه‌ی دیگر آشنا هستند.
«تلویزیون حتا تصویر ارکستر را نشان نمی‌دهد»

«تلویزیون حتا تصویر ارکستر را نشان نمی‌دهد»

در سال ۱۳۷۱ (۱۹۹۲) با حضور حدود هفتاد نوازنده‌ی سازهای مضرابی و برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران، «ارکستر بزرگ مضرابی» به رهبری حسین دهلوی تشکیل شد.
ادیت در ویولن (I)

ادیت در ویولن (I)

ادیت در ویولن، مهمترین و پیچیده ترین شاخه از دانش های هنر نوازندگی این ساز است که هنرمندان درسطوح مختلف نوازندگی این ساز بطور مستقیم با آن سر و کار دارند. اهمیت این دانش از آنجاست که برای نواختن هر اثر تصنیف شده برای این ساز، نیازمند استفاده ازآن هستیم.
طراحی سازها (V)

طراحی سازها (V)

Herodotus، پدر تاریخ باستان، داستانی را درباره زایش هندسه و ارتباط آن با طغیان فصلی رود نیل، نقل می‌کند. به دنبال تقسیم اراضی میان مردم توسط شاه Sesostris در قرن ۱۴، باید شیوه‌ای برای محاسبه میزان زمین‌هایی که به علت طغیان نیل دچار خسارت می‌شدند در نظر گرفته می‌شد تا برحسب آن مالیات صاحبان این اراضی به تناسب مشخص گردد. این روند به یک سیستم مدون برای اندازه‌ گیری زمین‌ها منجر شد و در آن geo به معنی زمین و metron به مفهوم اندازه بود، در نتیجه geometry یا هندسه را می‌توان «هدیه نیل» دانست.
هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (I)

هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (I)

اجرای مجدد یک قطعه در فضای موسیقی‌ای که آهنگسازی، به مفهوم یک فرآیند آفرینشی از پیش تعیین شده جزء سنت‌های رسمی و از خصوصیات اصلی آن به حساب نمی‌‌آید، اتفاقی جالب و هیجان انگیز است. این هیجان زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم مدت زمانی بسیار طولانی شنوندگان به نوعی با استبداد موسیقایی تنها اجرای موجود کنار آمده‌اند.
هارمونی زوج (II)

هارمونی زوج (II)

همان طور که در آکوردها، هرچقدر بتوانیم نتهای تونال را مضاعف می کنیم، در آکوردهای مدال (زوج) نیز نوتهای مدال که همان ۱ و ۴ هستند می بایست مضاعف گردند (دوبله شوند). این منطق طبیعت اصوات است. با شرایط فوق اگر برای شور کنترمدی بدست بیاوریم چنین اصولی را باید رعایت کنیم:
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (II)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (II)

اگر ما یک صفحه نازک را جایگزین یک جسم ارتعاش دهنده ساده مثل نوار لاستیکی یویو کنیم و سپس حساسیت ارتعاشی نقطه حرکت را اندازه بگیریم به عدد بزرگی در اوج رزونانس دست خواهیم یافت. هر رزونانس با مواردی چون، فرکانس، سطح و bandwidth هر نقطه اوج قابل توضیح دادن می باشد ( تصویر ۲-۱). یک منحنی کامل از حساسیت ارتعاشی نقطه حرکت را می توان با داشتن سه اندازه از تمام رزونانس ها ترسیم کرد. در حقیقت، یک صفحه ویلن دارای سیستم چند رزونانسی است که دارای تعداد بی شماری نقاط اوج می باشد.
موسیقی الکترو آکوستیک

موسیقی الکترو آکوستیک

اصطلاح electro-acoustic music به موسیقی ای گفته می شود که در آن از تجهیزات الکترونیکی به تنهایی و یا با ترکیب آنها در کنار سازهای آکوستیک برای ساخت موسیقی استفاده شده باشد. با این روش صداهای جدیدی برای خلق موسیقی – و یا حتی اصوات غیر موسیقی – تولید می شود. این اصطلاح به مرور زمان به موسیقی الکترونیک تبدیل و خلاصه شده است.
در نقد آلبوم سخنی نیست (I)

در نقد آلبوم سخنی نیست (I)

چند سال پیش در نقد کوتاهی بر آلبوم تنیده در خطوط موازی «علی قمصری» و با اشاره به قطعه‌ی «روشن و ناخوانا»ی او، که خودش آن را «نقطه سر خط» خوانده بود، نوشتم آن قطعه یا پیش‌نمایش یک گرایش جدید در کار قمصری است یا تجربه‌ای ناتمام و زودتر از موعد انتشار یافته و به هر حال تک افتاده در میان کارهای آن روز قمصری (۱). اکنون با انتشار آلبوم سخنی نیست روشن است که آهنگساز راه را دنبال کرده و این بار از رهگذر کامل کردن تجربه‌هایش، به موضوع هم‌آوایی و جمع­خوانی در موسیقی ایرانی پرداخته و طبیعتا در این راه با مساله­ بافت عمودی هم برخورد کرده است.
گفتگو با مائوریزو پُلینی (II)

گفتگو با مائوریزو پُلینی (II)

خب، هم نوازی همیشه سخت تر است و نیاز به ریسک دارد. در عین حال با لذتی فوق العاده همراه است، مثل امشب! باید به شما بگویم که کنسرتوی شومان به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) اجرایی بود که همیشه به خاطر خواهم سپرد، به این دلیل که احساس می کردم کنسرتوی شومان حقیقاتا در اجرای امشب زنده شد، چیزی که همیشه اتفاق نمی افتد.