نقد آرای محمدرضا درویشی (VIII) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

نقد آرای محمدرضا درویشی (VIII)

محمدرضا درویشی
محمدرضا درویشی
فرود:
فوزیه مجد و داریوش شایگان به عنوان بخش بزرگی از مصادر فکریِ آرای محمدرضا درویشی که دلایل آن پیشتر گفته شد، امروزه دچار بازنگری و تغییر و تحولاتی نسبت به مواضع فکری‌شان در دهه‌ی پنجاه شده‌اند و شجاعتِ بیان و ابراز آن را هم داشته‌اند.

با این‌حال، محمدرضا درویشی هنوز هم به آن مبانی فکری و اندیشگی وفادار مانده است ولی گویا نه با آن شدت ایمانی که پیش از این داشت. او در گفت‌وگویی که بعدها انجام داد، می‌گوید: «بخشی از موضوعات طرح‌شده در [کتاب «سنّت و بیگانگی فرهنگی در موسیقی ایران»] برایم تغییر کرده و رَنگ و مشی دیگری گرفته است […] مشکل فرهنگی جامعه‌ی ما امروز هراسناک است اما نه به آن کمیّت و کیفیّتی که در آن جزوه [!] گفته شده است و راهِ برون‌رفت از چنبره‌ی این مشکل نیز همان است که ذکر شده، منتها نه با قطعیّتِ آنچه بیان شده است.» (درویشی۱۳۸۳: ۳۷, ۳۸)

باید یادآور شد، قرابت فکریِ زیادی بین اندیشه‌های داریوش شایگان و سیداحمد فردید در دهه‌ی پنجاه وجود دارد. محمدرضا درویشی هم که شیفته‌ی آثار آن‌روزگارِ شایگان است، در دهه‌ی هفتاد ارتباط خوبی با حلقه‌ی فکریِ فردیدی‌ها که در حوزه‌ی هنری فعّال بودند، داشت. او چندین برنامه و گردهمایی را به‌وسیله‌ی واحد موسیقیِ حوزه‌ی هنری برگزار کرد و آثار نوشتاری و شنیداریِ مختلفی را در آنجا منتشر نمود. حتا مصاحبه‌ای از وی در ماهنامه‌ی مشرق (شماره‌ی ۲, ۳) در اسفند ماه ۱۳۷۳ با عنوان «بازگشت به مبدأ جوشش» چاپ شد که سردبیریِ آن را شهریار زرشناس برعهده داشت. زرشناس از نزدیکان فکریِ سیداحمد فردید و رضا داوری‌اردکانی و از منتقدین جدّیِ اندیشه‌های امروزیِ داریوش شایگان است. (ن. ک. زرشناس۱۳۹۱: ۱۲۸) ماهنامه‌ی مشرق هم نشریه‌ای از سنخ ماهنامه‌ی سوره‌ی سیدمحمد آوینی و حاوی مطالبی در نقد مدرنیسم بود. البته درویشی در همان ‌زمان، با نشریات روشنفکریِ آن دوره هم ارتباط خوبی داشت و گفت‌وگوها، نوشته‌ها و مقالاتی از او در مجله‌ی آدینه و مجله‌ی دنیای‌سخن چاپ می‌شد.

قرابت اندیشه‌های شایگان و فردید در دهه‌ی پنجاه و شیفتگیِ درویشی به نظرات شایگانِ آن‌دوره، باعث شده است تا بتوان به‌وضوح، مبدأ و ریشه‌ی آرای محمدرضا درویشی را در نظرات سیداحمد فردید نیز بازجست که این ‌کار، فرصت دیگری می‌طلبد. به‌عنوان مثال، درویشی از زمان خطی و زمان ادواری سخن می‌گوید و فردید هم. (ن.ک. درویشی۱۳۷۳/ج: ۱۴, ۱۵، فردید۱۳۸۷: ۱۲۷) درویشی در ادامه‌ی بحثِ زمان به موضوعِ «عدول گام‌به‌گامِ [غربی‌ها از] قفس طلاییِ زمان‌بندی ثابت» می‌رسد و در یک پارادُکس و تناقض گرفتار می‌شود. چرا که او در نوشته‌هایش منتقدِ مدرنیسم است، اما در بحث زمان، شاهدِ ادعایش را از موسیقی مدرنِ غرب می‌آورَد! (ن.ک. درویشی۱۳۷۳/ج: ۱۵، لورو۱۳۷۰: ۵۶) همان‌طور که در بخش نخستِ مقاله آمد، این نوشته نه دادنامه است و نه شب‌نامه. مقاله‌ای است برای ابهام‌زدایی، روشنگری و ایجاد امکانِ رجوع و ارجاع.

یادداشت:
۱- فرهود صفرزاده: کارشناس هنرهای سنتی، نوازنده‌ی سه‌تار، نویسنده‌ی کتاب‌های “هنرستان موسیقی تبریز” (۱۳۸۴)، “موسیقی ایران” (۱۳۹۱؛ بازنویسی و یادداشت‌ها)، “موسیقار تبریز” (۱۳۹۲)، “کتاب سه‌تار” (۱۳۹۲)، “چرخ بی‌آیین” (۱۳۹۴)، “باد خزان” (۱۳۹۴) و مقالاتی چند (از ۱۳۷۶ تاکنون؛ تألیف و ترجمه) ۲- ضمن احترام قلبی به تمام اشخاصی که نام آن‌ها در این مقاله آمده است، عناوینی مانند استاد، دکتر، آقا و خانم حذف شده‌اند.

مآخذ:
درویشی، محمدرضا (۱۳۷۳/الف) گفت‌وشنودی با محمدرضا درویشی. به‌کوششِ ناصر حریری. بابل. نشر آویشن و گوهرزاد. چاپ اول
همو (۱۳۷۳/ب) نگاه به غرب. تهران. موسسه‌ی فرهنگی‌هنری ماهور. چاپ اول
همو (۱۳۷۳/ج) سنت و بیگانگی فرهنگی در موسیقی ایران. تهران. واحد موسیقی حوزه‌ی هنری. چاپ اول
همو (۱۳۸۰) از میان سرودها و سکوت‌ها. تهران. موسسه‌ی فرهنگی‌هنری ماهور. چاپ اول
همو (۱۳۸۳) گفت‌وگو با محمدرضا درویشی درباره‌ی موسیقی ایران. به‌کوششِ محسن شهرنازدار. تهران. نشر نی. چاپ اول
زرشناس، شهریار (۱۳۹۱) «سیری انتقادی در آرای داریوش شایگان». تهران. ماهنامه‌ی فرهنگ عمومی. شماره‌ی ۱۴٫ مهر ماه
شایگان، داریوش (۱۳۵۵) بت‌های ذهنی و خاطره‌ی ازلی. تهران. انتشارات امیرکبیر. چاپ اول
همو (۱۳۵۶) آسیا در برابر غرب. تهران. انتشارات امیرکبیر. چاپ اول
همو (۱۳۷۴) زیر آسمان‌های جهان. به‌کوششِ رامین جهانبگلو. ترجمه‌ی نازی عظیما. تهران. نشر فرزان روز. چاپ اول
همو (۱۳۸۹) آمیزش افق‌ها. به‌کوششِ محمدمنصور هاشمی. تهران. نشر فرزان روز. چاپ اول
فردید، احمد (۱۳۸۷) «وقتی انقلاب شد می‌گفتند زنده‌باد، کار خودت را کردی». تهران. هفته‌نامه‌ی شهروند امروز. شماره‌ی ۶۰٫ سوم شهریور ماه
مجد، فوزیه (۱۳۵۳) «موسیقی ایرانی در جشن هنر شیراز». تهران. فصل‌نامه‌ی فرهنگ‌وزندگی. شماره‌ی ۱۶٫ تابستان
همو (۱۳۹۰) نفیرنامه. تهران. موسسه‌ی فرهنگی‌هنری ماهور. چاپ اول
مختاباد، ابوالحسن (۱۳۹۱) «سکوت نشانه‌ی حقّانیت نیست». تهران. هفته‌نامه‌ی نگاه پنجشنبه. شماره‌ی ۶٫ چهاردهم فروردین ماه
نصری‌اشرفی، جهانگیر (۱۳۸۴) «که دوست آینه باشد چو اندر او نگری». تهران. ماهنامه‌ی مقام موسیقایی. شماره‌ی ۲۸٫ آذر ماه

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

بعد از جنسیت

بعد از جنسیت

گرچه نظریه ی افراد به جنسیت ها کاملا شخصی و خصوصی است، این آگاهی که زنان و مردان به عنوان دو جنس متفاوت از ساختار بشری اند و هر یک نیز دارای قابلیت های استثنایی و منحصر به فردی هستند، سبب می شود که ما نتوانیم آسان به زنانگی و مردانگی خود پی ببریم. چرا که تمامی موقعیت های پیرامون مان و هستی و جوهر وجودی تک تک مان دارای یک ساختار و شاکله ی معنایی و ماهوی است.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (V)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (V)

بنده به عنوان کسی که از ده سالگی ویلن می نوازم، عرض می کنم قرار دادن یک پارچه ی بزرگ بین صفحه بالایی و زیرچانه ای ویلن و استفاده همزمان از سیم پیراسترو سبز و سیم گیر چوبی با تاندورهای بزرگ، راحت ترین راه برای زدن ویلن به سبک یاحقی و دیگران است (دلیل علمی آنرا خودتان فرمودید)… و این کاری است که همه بلا استثنا انجام میدهند…
رویکردی فلسفی به موسیقی (I)

رویکردی فلسفی به موسیقی (I)

مقاله ای که پیش رو دارید بخشی از کتابی است که کیوان یحیی به همراه تنی چند از صاحب نظران مانند: محسن قانع بصیری، پیمان سلطانی، دکتر محمد صنعتی و دکتر آرش نراقی مشغول نگارش و تالیف آن است: بسان هر عبارت دیگری که از آن با عنوان «فلسفه ی X» یاد می شود، فلسفه ی موسیقی را نیز می توان به گونه ای ، مطالعه ی بنیان ها و جستجوی پرسش های بنیادینی در رابطه با طبیعت موسیقی و تجربه ی آن دانست.
نی و قابلیت های آن (VII)

نی و قابلیت های آن (VII)

نی به عنوان کهن ترین ساز موسیقی ساخت دست بشر شناخته شده است. نتیجه کاوشهای به عمل آمده در این زمینه، تاریخ استفاده از گیاه نی را برای ساختن سازهای بادی در ارتفاعات امریکای جنوبی (در کشور پرو) به ده هزار سال قبل باز می گرداند. نقاشان ایرانی در مینیاتورهای خود از هزار سال قبل تصویر “نایی” را در جلسات سماع همراه با دف به تصویر کشیده اند.
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (I)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (I)

سرآغاز سده‌ی بیستم پر بود از امیدواری. امیدواری به انسان، امیداوری به آینده‌ی او که پرتو دانش و فناوری روشنش کرده بود. خوشبینی در فضا موج می‌زد، که خرد سرانجام نادانی و جنگ و بیماری و همه‌ی نادرستی‌های دیگر را ریشه‌کن خواهد کرد و خوشبختی ماندگار خواهد شد. در چنین فضایی امروز از دیروز و فردا از امروز بهتر بود. در پندار مردمی که در این دوره می‌زیستند تغییر و دگرگونی مفهوم فَرگَشت (تکامل) و پیشرفت داشت.
مجله رولینگ استون

مجله رولینگ استون

یکی از مشهورترین مجلات در زمینه موسیقی Rolling Stone میباشد که همیشه در ارائه برترین آهنگ های سال و یا انتخاب برترین ترانه های قرن و غیره در صدر اخبار بوده است. اما جالب است تا بیشتر با این مجله و اهداف آن آشنا شویم، بالاخص مخاطبان ایرانی و رسانه ها که بسیاری از مطالب خبریشان این مجله میباشد. در سال ۱۹۶۷ و در سانفرانسیسکو آمریکا دو نفر به نامهای Jann Wenner و Ralph J. Gleason این مجله را تاسیس نمودند و اصلا اینطور فکر نمیکردند، روزی مجله آنها بعنوان برترین مجله در زمینه موسیقی روز مطرح شود.
مردان حرفه ای آواز ایران (IV)

مردان حرفه ای آواز ایران (IV)

ما دنیایی پر ازدحام را چرخیده ایم. دنیایی سرشار از تراژدی های تودرتو و طبیعت همه ی ما را یک جا بلعیده است. گاه یادآوری می کند که به زیستن ادامه دهیم. از نو ببینیم، بشنویم و بخندیم! پس ناگزیر به ماندن ایم. با فراز و نشیب اش، درد و رنج وَ شادی های کوتاه و دل انگیز وَ رنگ های محصور کننده اش.
ارابه های آتش برنده جایزه اسکار

ارابه های آتش برنده جایزه اسکار

ونجلیس در اغلب کارهای خود مسئولیت ساخت قطعه، تنظیم و اجرا را خود بعهده می گیرد، او از روشی که بنام روش سیال از آن یاد می کند به ترکیب صداهای سازهای الکترونیک و اکوستیک می پردازد. ترکیب و میکس استادانه این صداها بیانگر آن است که ونجلیس در هر دو عرصه هنری و فنی (مهندسی صدا) دارای مهارت های بسیار می باشد.
نی و قابلیت های آن (II)

نی و قابلیت های آن (II)

در قسمت قبل به صورت مختصر به تاریخچه نی پرداختیم، در ادامۀ این مطلب به بررسی انواع سازهای بادی هم خانوادۀ نی در ایران و طبقه بندی آنها می پردازیم. سازهای بادی هم خانوادۀ نای کهن را می توان در ابتدا به دو دسته تقسیم کرد:
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (VI)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (VI)

راز بسیاری از پیچیدگی‌های متن، یعنی منطق تحلیلی‌اش، که در نگاه اول برای خواننده‌ی فارسی‌زبان نامانوس جلوه می‌کند در همین تفاوت‌های باریک‌بینانه نهفته است. کتاب پر است از تعمیم‌های بسیار دشوار -که خود کتاب مجموع آنها را «روش جامع» نامیده-، نگره‌های بسیار کلی‌شده و تلاش‌های بی‌پایان برای فراهم‌کردن گسترده‌ترین نگاه‌ها به مقولات سنتی و مدرن که بخش بزرگی از تیرگی و ابهام آنها به منطق نگرش علمی مولفان بازمی‌گردد (۱۵). شگفت نیست زیرا ما وارد یک حوزه‌ی زبانی (نه به مفهوم زبان روسی بلکه به مفهوم یک سپهر اندیشه) با منطق خاص شده‌ایم، پس مدتی طول می‌کشد تا این منطق جدید را بیاموزیم.