عندلیبی «کورده واری» را به زلزله زدگان تقدیم می کند

تالار وحدت میزبان ادای احترام گروه مولانا به مردم کرمانشاه
گروه «مولانا» بخشی از عواید کنسرت «کورده واری» را به بازماندگان زلزله کرمانشاه اختصاص داد. این گروه موسیقی ایرانی که وارد چهلمین سال فعالیتش شده بر اساس اعلام قبلی بنا بود ساعت ۲۱:۳۰ هفتم آذرماه کنسرت کورده واری را در تالار وحدت به روی صحنه ببرد. پس از زلزله کرمانشاه محمدجلیل عندلیبی سرپرست گروه مولانا قصد داشت این اجرا را لغو کند اما به فاصله یک روز اعلام کرد قصد دارد به منظور همیاری مادی و معنوی با هم وطنان کرمانشاهی «کورده واری» را در موعد مقرر به روی صحنه ببرد. به این ترتیب گروه موسیقی مولانا اولین گروهی بود که به حادثه تلخ کرمانشاه واکنش نشان داد.

محمدجلیل عندلیبی یک روز قبل از برگزاری نشست خبری این کنسرت با اشاره به واقعه تلخی که در روزهای گذشته جامعه ایران را داغدار کرده گفت: «زلزله کرمانشاه غم بزرگی در دل دوستداران ایران و خاصه کردهای عزیز نشاند. با این وجود ما در گروه مولانا به خود می بالیم که آغازگر یک جریان متحدکننده نه تنها برای کرمانشاه عزیز که برای مردم ایران بودیم».

این آهنگساز و نوازنده شناخته شده موسیقی ایرانی با بیان اینکه روز بعد از زلزله بنا بود کنسرت «کورده واری» را لغو کند به دلایل تغییر این تصمیم اشاره کرد و افزود: «دیدم باید کاری کرد و حالا موقع خالی کردن میدان نیست. پس از آنکه گروه تصمیم گرفت با وجود این تلخکامی اجرای خود را در موعد مقرر به روی صحنه ببرد عزم جزم همه اعضا برای اختصاص دادن بخشی از عواید این اجرا به بازماندگان زلزله در بخش مالی و احترام به جانباختگان این حادثه در بخش حسی و معنوی و انتشار خبر این تصمیم جریان خیرخواهانه ای را در میان دیگر گروه های موسیقی ایجاد کرد و سایر دوستان و هنرمندان هم پا به این عرصه گذاشتند».

جلیل عندلیبی گفت: «رپرتوار برنامه در سه قست اجرا می شود که در قسمت اول استاد بهزاد فروهری به اجرای دونوازی تمبک و نی می پردازند، در قسمت دوم نیز فضا به گونه ای طراحی شده که ما ابتدا در دستگاه همایون با اجرای تصانیفی از عبدالرحمن وفایی به خوانندگی سیدرضا کردستانی کار به مخاطبان ارائه می دهیم و بعد ضمن اجرای قطعاتی در دستگاه شور و بیات ترک قطعاتی را اجرا خواهیم کرد. در واقع این برنامه اجرای قطعاتی در حوزه موسیقی ردیف دستگاهی ایرانی است که با مقام های کردی اجرا می شود.»

در این کنسرت فرهاد عندلیبی (نوازنده دف)، سالار عندلیبی (نوازنده تنبک)، سانوا عندلیبی (نوازنده عود)، صابر نظرگاهی (نوازنده تار)، همایون پشتدار ( نوازنده کمانچه) و آراس رجبی (نوازنده نی)، محمد جلیل عندلیبی (سرپرست گروه و نوازنده سنتور) را همراهی می کنند.

محمد جلیل عندلیبی در طول بیش از ۴۰ سال فعالیت در زمینه موسیقی ایرانی آثار خاطره انگیزی را در همکاری با خوانندگان شناخته شده همچون: محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، عزیز شاهرخ، علیرضا افتخاری، عباس کمندی و سالار عقیلی روانه بازار موسیقی کرده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مقدمه ای بر نحوۀ ترسیم و برش خطوط کانال سه زه صفحات ویولن

کانال سه زه جایگاه استقرار سه زه بر روی باند محیطی صفحه می باشد و دور تا دور محیط صفحه را در بر می گیرد. این کانال نه تنها نقش اساسی در زیبایی سه زه ها دارد بلکه عملکرد مکانیکی بسیار مهمی را نیز ایفا می نماید. اجرای دقیق کانال سه زه مستلزم داشتن مهارت بوده و همچنین صفحه ای که دارای لبه های کاملا صاف و باند محیطی مسطح باشد، تا بتوان با ترسیم خطوط راهنما مراحل اجرا و برش کانال سه زه را کاملاً تحت کنترل قرار داد.

درباره‌ی حالِ نزارِ موزه‌ی صبا

ابوالحسن صبا ورایِ نبوغ‌اش در موسیقی، به خوشرویی و مطایبه و لبخندِ همیشگی‌اش نیز شهره بود. سال‌های سال، آنها که درِ خانه‌اش در خیابان ظهیرالاسلام تهران را زده بودند، خاطرات شیرینی را از مصاحبت‌شان با صبا نقل کرده‌اند؛ چه شاگردان و چه دوستان و همکاران و آشنایان. تصاویری که از او باقیمانده و خاطرات پرشمار اهالی موسیقی، خود گویای این واقعیت است.

از روزهای گذشته…

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (IV)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (IV)

در کلاس بارها پیش می آمد که صحبت یکی از آهنگسازان ایرانی می شد و با تمسخر استاد روبرو میشد حتی وقتی سی دی دو اثر “هزاردستان”و “بیژن و منیژه” تازه به بازار آمده بود و دو نسخه از آنرا برای استاد بردم، او بدون هیچ درنگی (با این تصور که سی دی مانند نوار است) خواست روی سی دی ها اثر خودش را ضبط کنم و برایش بیاورم که این خودخواهی بی اندازه استاد تاثیر منفی ای روی هنرجویان کلاس داشت.
نی و قابلیت های آن (III)

نی و قابلیت های آن (III)

در ادامۀ مطالب قبلی در مورد ساز نی و سازهای هم خانوادۀ آن به معرفی و بررسی چند ساز بادی محلی در موسیقی مناطق مختلف ایران می پردازیم. سورنا یا سُرنا به معنی بوق و با لغت “Horn” در انگلیسی از یک ریشه می‌باشند. در اصل در میان اقوامی که زبان هند و اروپایی اولیه را صحبت می‌کردند این ساز به علت اینکه از شاخ حیوانات ساخته می‌شد به این اسم نامیده شده است.
پاواروتی: تو با وجود او به من احتیاجی نداری

پاواروتی: تو با وجود او به من احتیاجی نداری

اولین فرصت کاری بوچلی در سال ۱۹۹۲ پیش آمد. زوکرو فورناکیاری به دنبال خواننده تنوری بود تا بتواند یک نمونه کار از اثر مشترکش با باب بونو از گروه “U2 Miserere” را تهیه کند و با این نمونه، پاواروتی را راضی به همکاری نماید.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (III)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (III)

گذشته از این ایراد که میان کتاب‌های دانشگاهی ترجمه شده (به ویژه آنها که روابط و نمودارها نقش اصلی را در آنها بازی می‌کنند) متداول است، در کتاب یک نشانه‌ی دیگر هم هست که از دیدگاه مترجمان و ناشران نسبت به یک متن مرجع درسی حکایت می‌کند. در متن به مناسبت‌های مختلف اشاره به کتابنامه‌ای است که در پایان کتاب چاپ شده است و قرار است راهنمایی باشد برای مطالعات تکمیلی دانشجویان پی‌گیری که این کتاب را می‌خوانند. برای مثال «بسیاری از نوشته‌های شنکر امروزه به ترجمۀ زیبایی از انگلیسی آراسته شده که فهرست آنها در بخش کتابنامه آمده است» (کادوالادر و گانیه ۱۳۹۱: ۱۷) در حالی که این کتابنامه از متن کتاب فارسی به کلی حذف شده است.
تدارک ارکستر (III)

تدارک ارکستر (III)

این دسته به ترتیب اندازه از کوچک به بزرگ ویلن، ویلا، ویلن سل و کنترباس هستند. در این میان ویلن غالبآ مسئولیت اجرای ملودی ها را به عهده دارد چرا که توانایی آن در بیان احساسات بی نظیر بوده و صدای کششی آن میتواند نقش یک راوی را در ارکستر ایفا کند. در ارکستر، ویلن ها به دو دسته (گروه ویلن اول و گروه ویلن دوم) تقسیم میشوند که هر دسته شامل تعدادی نوازنده ویلن است که معمولآ پاساژهای یکدیگر را ادامه میدهند و با یکدیگر مینوازند.
فیلیپ گلس (III)

فیلیپ گلس (III)

گلس ، به خصوص از اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰، با ساختن اپرا و موسیقی برای تئاتر به طور فزاینده ای به نوشتن موسیقی برای ترکیبهای اجرایی قابل دسترس مانند کوارتت زهی و ارکستر سمفونیک پرداخت و در واقع به سمت ریشه های ادبی دوران تحصیل خود بازگشت.
تولد یک نابغه

تولد یک نابغه

۲۴۹ سال پیش روز ۲۷ ژانویه بود که نابغه بی همتای موسیقی، ولفگانگ آمادئوس موتزارت در سالتزبورگ بدنیا آمد. نابغه ای که در مدت ۳۵ سال زندگی با تصنیف بیش از ۶۰۰ قطعه پایه های موسیقی کلاسیک را آنچنان استوار بنا نهاد که پس از او دیگران با آرامش خاطر با تکیه بر ستونهای استوار آن به خلق آثار هنری پرداختند.
فرافکنی در کمانچه نوازی! (I)

فرافکنی در کمانچه نوازی! (I)

مدتی پیش در محل خبرگزاری مهر، برنامه ای درمورد نوازندگی کمانچه برگزار شد که نگارنده مطلبی داشتم پیرامون نوازندگان شاخص تاریخ کمانچه نوازی. در این مقاله، نواخته های نوازندگان آذری با نوازندگان ایرانی نیز مقایسه شدند. پس از این برنامه گفتگوهایی با هنرمندان این ساز توسط خبرگزاری مهر و روزنامه های مختلف انجام شد که در این گفتگوها، نوازندگان نظرات خود را در مورد نوازندگی و پیشرفت های این ساز بیان داشتند.
صبا، رپرتوار موسیقی (I)

صبا، رپرتوار موسیقی (I)

در موسیقی ایرانی بسیاری از آهنگسازان معاصر در سوابق هنری خود سعی کرده‌اند برخی قطعات گذشته را بازسازی نمایند تا ضمن کمک در حفظ و ماندگاری آهنگ، به نوعی آن را با حالتی جدید که مطلوب سلیقه معاصر باشد، اجرا کنند. از جمله آهنگسازانی که آثارش توسط آهنگسازان معاصر به کرات بازسازی شده، ابوالحسن صبا می‌باشد. در موسیقی ایرانی بسیاری از آهنگسازان معاصر در سوابق هنری خود سعی کرده‌اند برخی قطعات گذشته را بازسازی نمایند تا ضمن کمک در حفظ و ماندگاری آهنگ، به نوعی آن را با حالتی جدید که مطلوب سلیقه معاصر باشد، اجرا کنند. از جمله آهنگسازانی که آثارش توسط آهنگسازان معاصر به کرات بازسازی شده، ابوالحسن صبا می‌باشد.
کج بشینیم، راستشو بگیم  (IV)

کج بشینیم، راستشو بگیم (IV)

گروهی نیز به شدت علاقمندند بیوک آقا را ضمیمه‌ی تذکر الاولیا کنند و آوارگی‌ها و بی‌خانمانی‌های او را، شوریدگی شبلی‌وار درویشی وارسته و واصل تعبیر کنند. شیدای عارفی که تمام کلمات به ظاهر ساده و گاه نامفهومش در عالم معنا و معرفت سرچشمه داشت و چشم معنابینی می‌بایست تا اندر احوالات ظاهری چونان سرگشته‌ای، نشانه‌های سرور و سرمستی از سرکشیدن شراب حقیقت ببیند. وجود چنین پنداشتهایی نیز، از عشق و علاقه‌ی ریشه‌دار ما به اسطوره‌سازی‌ها و تقدس بخشیدن‌ها دور نیست. مگر نه این است که در دو دهه‌ی پایانی زندگی بیوک‌آقا، با رسیدگی‌ها و توجه هرچه بیشتر مردم و هنردوستان، حال جسمی و روحی او اندکی بهتر ‌شده بود؟ پس بر چه اساسی و به استناد چه نشانه‌هایی می‌توان ثابت کرد که بیوک‌آقا خود، آگاهانه این نوع زندگی فلاکت‌بار و دردآلود را انتخاب کرده ‌بود؟