- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (XI)

نتایج
حالا که تأکید تحقیقات موسیقی شناسانه از “موسیقی” به فرآیندهای موسیقایی و روش های فهم موسیقی تغییر جهت داده است، محدود شدن تقسیم کار توسط دسته های “موسیقی شناسی تاریخی”، “قوم موسیقی شناسی”، و “مطالعات موسیقی مردم پسند” به نظر زائد می رسد. با این حال، درک حوزه ی موسیقایی، که اساس پا بر جا نگه داشتن این تقسیمات و اندیشه های مردم درباره موسیقی و نیز انتخاب های موسیقایی شان است، در بسیاری از نقاط جهان هنوز هم رایج است. اگرچه اکنون ممکن است کمی بیش از برچسب “مردمی” به نظر رسند، که، به همراه دیگر برچسب ها، در فروشگاه های موسیقی برای کمک به انتخاب های موسیقایی مصرف کنندگان پراکنده شده اند، این نوع موضع گیری شان می تواند بسیار گمراه کننده باشد، چراکه میراث های بسیارِ پدید آورنده ی آنها، بر تصورات مرتبط با ارزش ذاتی گونه های مختلفِ بیانِ موسیقایی متکی هستند.

در حالی که ممکن است برای برخی افراد بدیهی باشد که پیچیدگی و پختگی موسیقی هنری غربی منشأ ارزش ذاتی اش است، برای دیگران نخبه گرایی و منحصر به فرد بودنش نشانه های یک جهت گیری اجتماعی غیر دموکراتیک را تشکیل می دهد که نیاز به مخالت کردن دارد. در حالی که گونه های فرودست بیان موسیقایی ممکن است به راحتی تحت عنوان “روح ملی” توسط افرادی با تجارب زدوده شده، که موقتاً یا از لحاظ جغرافیایی، از تولید کنندگان اصیل باشد، خیال بافی و تصویر سازی شود، این گروه های یکسان به نظر می رسد کاملاً از آنهایی که نزدیک شان زندگی می کنند متفاوت باشند، به گونه ای که نشانه های تمایز و تعصب همگی می-توانند در گونه های تعاملی سرتاسر بخش ها بسیار مشهود و مستحکم باشند. موسیقی مردم پسند نیز می تواند به عنوان آواهای “آسانِ” مانع تفکر انتقادی و یک تجربه زیبایی شناختی “صحیح”، یا به عنوان محیطی درک شود که در آن می توان مدرنیته را تجربه کرد و مفهومی از “خود واقعی” ایجاد کرد.

در جهان غرب، نیروهایی مانند کالایی شدن، فردگرایی، و جهان شهرگرایی ممکن است محیط اجتماعی ای ایجاد کرده باشد که در آن مردم طیف گسترده ای را از سبک های موسیقایی برای انتخاب موسیقی متن زندگی خود از میان آنها در اختیار دارند. اما در مناطق فقیرتر جهان، گونه های محلی زندگی موسیقایی ممکن است به اندازه کافی برای مقاومت در برابر حمله ی نیروهای خارجی و جهانی قوی نباشد. در چنین مواردی مردم ممکن است تنها توانایی پذیرش یا رد انتخاب های صورت گرفته توسط دیگر قدرت مندان برای آنها را داشته باشند، و تصور آنها از آنچه که باید به گوش مردم برسد، آنچه را که در فضاهای صوتی تحت کنترل شان غالب است، دیکته خواهد کرد. چگونگی برداشت از دسته هایی مانند “موسیقی هنری”، “موسیقی مردمی” و “موسیقی مردم پسند”، ممکن است به شدت بر چگونگی کنترل صداهای شنیداری عموم اثر داشته باشد.

منبع
academia.edu [1]

* “Suzel Ana Reily” استاد رشته موسیقی شناسی قومی و انساشناسی در دانشگاه بازل (Universidade Estadual de Campinas) است و قبلاً در دانشگاه ایرلند (Queen’s University Belfast) تدریس می کرده است. او تحصیلات کارشناسی ارشد خود را در سال ۱۹۸۲ در دانشگاه ایندیانا در رشته موسیقی شناسی فرهنگ عامه گذراند و در سال ۱۹۹۱ موفق به اخذ دکتری در رشته انسان شناسی اجتماعی از دانشگاه سائوپائولو شد. تمرکز اصلی پژوهش های وی بر موسیقی وابسته به مذهب کاتولیکِ بومی در جنوب شرقی برزیل است. از وی تا کنون ۴ کتاب و بیش از ده ها مقاله به چاپ رسیده است.