موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (V)

گسترش سبک ها بوسیله طر احی و ترکیب با سایر فرم ها در فرآیند هایی صورت می گیرد که معانی و وابستگی های این فرم ها را به منظور تولید قابلیت ها و گزینه های جدید برای گسترش خود، برای مثال، حرکت از جهت گیری های دموکراتیک تر و برابری طلب تر سبک پانک به هنر متمایز و فنی متال و مشتقات بی-شمارش، با هم ترکیب می کند. تفکر درباره ی معنی مرد بودن، زن بودن، نوجوان بودن، همجنس گرا بودن، انگلیسی – هندی بودن، کارائیب مقیم لندن بودن، و غیره، همگی می تواند از طریق سر هم بندی های خلاق در قالب اصطلاحات محبوب بیان شوند. و برای افرادی که نگران محیط زیست یا گرفتاری های مردم در مناطق دوردست هستند موسیقی بسازد ،و “موسیقی جهانی ای” بوجود آورد.

در جهان غربی معاصر، ما نه تنها در ساخت و نمایش خود بواسطه کالاهای احاطه کننده مان آزاد هستیم، بلکه موسیقی برای بسیاری یک عنصر مرکزی در تعریف هر کس از شخصیت خویش است، ما عملاً مجبور به انجام این کار هستیم. فردیت ما – یا سبک شخصی خاص خود ما – از طریق انتخاب های زیبایی شناختی ما تعریف می شود.

انتخاب های ما امکان دسترسی به مجموعه های متفاوتی از محافل اجتماعی و گروه های داوطلبانه را، با امید مواجهه با افراد هم فکر با خود در آنها، در اختیارمان قرار می دهد. ما پتانسیل این را – حتی بیش از پیش – داریم در کنترل اینکه چه کسی هستیم و چگونه خود را به دیگران معرفی می کنیم. و می توانیم همزمان سلیقه ی متمایزی را برای موسیقی هنری در یک حوزه، شرکت در جلسه ای از موسیقی سنتی ایرلندی در لحظاتی دیگر، و گوش دادن به طیف وسیعی از سبک های موسیقی مردم پسندِ هر نقطه ای از جهان روی آی پادهایمان در زمان-های دیگر داشته باشیم. هر چقدر بیشتر جهانی شویم، محدوده ی انتخاب های موسیقایی مان به احتمال زیاد گسترده تر خواهد شد.

با اینکه امکان فزاینده ی انتخاب، به فرسایشِ مؤثر در مرزهای دسته بندی های سنتیِ موسیقی منجر شده است، مفاهیم باقی مانده از آنها حیاتی است. بنابراین، امرزوه نبود علاقه ی آکادمیک به دسته بندی موسیقی های مختلف با استفاده از این گونه طبقه بندی ها، واضح است؛ در عوض، ممکن است بهتر باشد تحت عنوان “انواع مردمی” در نظر گرفته شده، و نیز بر حسب شیوه های مؤثر در انتخاب های موسیقایی افراد بررسی شوند و لازم به ذکر است که دسته ی “مردمی” واقعاً جهانی است. در واقع، در شیوه هایی که در آن مردم کامپانا (Campanha)، یک قصبه ی سابقاً معدنی کوچک در جنوب میناس گرای (Minas Gerais) برزیل، درباره ی فضای موسیقایی قصبه صحبت می کنند، کاملاً مؤثر بوده اند. این همان جایی است که در دهه ی گذشته، در آن تحقیقاتی پیرامون زندگی موسیقایی شهری انجام داده ام.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

از روزهای گذشته…

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه ششم

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه ششم

مبحث «موسیقی و زندگی اجتماعی» از سه منظر قابل مطالعه است. هریک از این سه منظر نیز جنبه‌های بسیاری از نسبت موسیقی و جامعه را مورد توجه قرار می‌دهد. این سه منظر اصلی عبارت‌اند از:
بیانِ جنسیت در موسیقی

بیانِ جنسیت در موسیقی

در مورد تولید یا خلق اثری موسیقایی با روحیات و خصوصیات زنانه چه نشانه هایی می تواند مخاطب را از بحران و سردرگمی در این باره که زنانگی در اثر هنری صرفا یک داده ی محض نیست، برهاند. آیا در این مورد می توان به فهم “شهودی” اتکا کرد؟ آیا می توان با متغیرها و توهم متغیرهای معنایی و عوامل ناشی از هویت “بیان زنانه” کنار آمد؟ به این معنا که روابط درونی و بیرونی مقوله ی زنانگیِ موسیقایی را کاوید؟
آوای موسیقی از یک پل

آوای موسیقی از یک پل

روز سه شنبه ۱۸ جولای، یک آهنگساز اهل بیکن Beacon با استفاده از یک کامپیوتر دستی و پل واقع بر رود هادسن Hudson River نیویورک به ضبط صداهای حاصل از ضربه چکش بر بدنه پل پرداخت. یک متخصص صدابرداری و گروهی چهارنفره از مسئولان حفظ و نگهداری پل نیویورک به این آهنگساز که جوزف برتولوتزی Joseph Bertolozzi نام دارد کمک کردند تا بتواند ادعای خود را مبنی بر تبدیل کردن پل به یک ساز کوبه ای عظیم و استفاده از آن در جشن سال ۲۰۰۹ رود هادسن، عملی کند.
حنانه: اجرای کاپریس نیاز به حرف شنوی ارکستر و رهبر دارد

حنانه: اجرای کاپریس نیاز به حرف شنوی ارکستر و رهبر دارد

به عقیده من، این طور دیده می شود که اگر نهاد های دولتی و یا وزارت ارشاد، همکاری های لازم را با من بکنند حتما آثار بیشتری از مرتضی حنانه را به گوش شما و مردم عزیز ایران می رسانیم. امروز که فکر میکنم چرا ارکستر سمفونیک این آثار را اجرا نمیکند، حدس میزنم خب شاید لابد نمی خواهد و نمی تواند این آثار را اجرا کند!
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (II)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (II)

تولید دسته ای از آواهای گفتاری همراه با ارتعاش تارهای صوتی و تولید صدا است مانند “آ”، “e” و… به این دسته از آواها “صدادار، مصوت یا واکه (Voiced)” می گویند. برعکس در تولید دسته ای دیگر از آوا ها اندامهایی به غیر از تار صوتی نقش دارند مانند دندانها، لثه و… این آواهای بدون بهره از ارتعاش تارهای صوتی را “بی صدا، صامت یا بیواک (Voicless)” گویند مانند “ش”، “s” و… بعضی از آوا ها هم ترکیبی اند مانند “ز” که اندام گفتاری مجزا جهت تولید صدای آن نقش داشته و در واقع ترکیب صامت و مصوت است.
نگاهی به زندگی هنری گرشوین (II)

نگاهی به زندگی هنری گرشوین (II)

در سال ۱۹۱۵ شروع به مطالعه هارمونی، کنترپوآن و ارکستراسیون نمود. مطالعات او تا سال ۱۹۲۱ ادامه داشت و اولین قطعه کلاسیک او، Lullaby (لالایی) برای یک کوارتت زهی بود که در سال ۱۹۱۹ نوشته شد این قطعه در واقع جزو تمرین های هارمونی او بود. پس از آن او اپرای کوتاهی بنام Blue Monday را به رشته تحریر درآورد، او این اپرا را برای برادوی تهیه کرد اما پس از اولین اجرا دیگر هرگز اجرا نشد. سوانی (Swanee) در سال ۱۹۲۰ هنگامی که در Broadway بود نوشته شد. این ترانه زیبا توسط خواننده محبوب آن سالها یعنی ال جولسون (Al Jolson) خوانده شد و برای جورج مبلغی حدود ۱۰ هزار دلار! بعنوان آهنگساز درآمد به ارمغان آورد. پس از آن جورج برای تهیه موسیقی مراسم سالانه Broadway قراردادی به مدت ۵ سال با آنها به امضا رسانید. او همچنین برای سه برنامه بزرگ موسیقی در Broadway و دو برنامه در لندن قرارداد تهیه موسیقی به امضا کرد. به قسمتهای زیبایی از لالایی گرشوین گوش کنید:
گزارشی از برگزاری نشست تخصصی موسیقی شمال خراسان (II)

گزارشی از برگزاری نشست تخصصی موسیقی شمال خراسان (II)

لو و هرایی که دو نوع مقام آوازی با متر آزاد در موسیقی شمال خراسان‌اند، با فرهنگ اقوام کُرد آن منطقه نسبت معین دارند و یکی از اجزاء مهم فرهنگی آنان بشمار می‌آیند. این دو مقام آوازی تاکنون مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته‌ است. اینجانب از آنجایی که همواره مشتاق فراگیری تکنیک‌های آوازی در موسیقی ایرانی بودم، تصمیم گرفتم بر روی موسیقی آوازی شمال خراسان پژوهش کنم.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (II)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (II)

وی ادعا کرد که اتحاد اقوام ژرمن تنها می تواند از طریق فرم های بیانی ای، به خصوص فرم های شعری، احیا شود که هنوز هم نزد کسانی که “روح ملی” در آنها تجسم یافته، جان سالم به در برده است: این “مردمی” یا محلی است. او رعایا را در این نقش قرار داده است زیرا رفتار و فرم های بیانی آنها را برای نمایش یک بعد عاطفی (یا غیر عقلانی؟) در طبقه ای مخالف با طبقه ممتاز، اشرافی، درک کرده است؛ این به این دلیل رخ داده است که زندگی، آنگونه که آنها می کنند، به دور از توسعه “تمدن”، رعایا را بر خلاف نخبگان، متأثر از ارزش های “عقلانی” روشن فکران نکرده است. از این رو، نزد رعایا میراث منحصر به فرد تاریخی و زیست محیطی آلمان حفظ شده بود.
ستایش؟

ستایش؟

آیا همیشه باید از ستایش شدن خوشحال باشیم؟ تعریف شنیدن همیشه خوب است؟ سوال عجیبی است. چون همه فکر می‌کنیم جوابش از قبل معلوم است؛ یک بله‌ی محکم و بدون تردید. اگر این طور فکر کنیم قطعا اشتباه کرده‌ایم. بگذارید یک واقعه از تاریخ موسیقی را مرور کنیم تا معلوم شود موضوع به این سادگی‌ها هم نیست. «روبرت شومان» آهنگسازی که در ضمن منتقدی چیره‌دست نیز بود، یک ماه پس از اولین دیدار «یوهانس برامس» جوان را با عنوان مسیحِ موسیقی که «رسالتش بیانِ متعالیِ عصر خود است»، ستود. آهنگسازِ جوان خردمندانه به شومان نوشت: «تمجید آشکار شما از من، شاید چنان انتظار شنوندگان را بالا می‌برد که نمی‌دانم چگونه می‌توانم آن را برآورده کنم.» (۱)
دو مضراب چپ (قسمت هشتم)

دو مضراب چپ (قسمت هشتم)

این آغاز این مطلب به چند قطعه از آثار میلاد کیایی می پردازیم که در آنها از تکنیک دومضراب چپ استفاده شده است. در ابتدا به قسمتی از نت و اجرای چهارمضراب افشاری ساختۀ میلاد کیایی توجه کنید.