کریمی: کتاب هایم را ناشر بتهوون منتشر کرده است

فروغ کریمی
فروغ کریمی
شما سال هاست که در اتریش و ایران رشته «موزیک کینزولوژی» را تدریس می کنید. می خواستم از شما بپرسم که چه استقبالی از این رشته شده و چقدر فکر می کنید، در دوره حاضر موزیسین های ایران با این رشته آشنا شدند؟
اگر موزیک کینزولوژی را بخواهم ترجمه کنم، می شود: روان کردن بلوک های درونی و روان کردن اضطراب هایی که ما موزیسین ها اغلب روی صحنه داریم؛خوشبختانه نه تنها در وین، بله من در آلمان و بلکه در تایلند، در دانشگاه «ماهیدول» این رشته را من درس داده ام و درس می دهم؛ یک مطلبی است که برای همه جالب است. برای همه این درس لازم است و استرس را همه ما روی صحنه داریم.

باید عرض کنم که خیلی خوب استقبال می شد و استقبال می شود و این چند سال آخر در کشورهای دیگر این توجه شدیدا زیاد بوده و کتابی که من راجع به این استرس و راحت بودن روی صحنه برای معلم ها و برای دانشجوها نوشتم خیلی خوب استقبال شده است. یک ناشر آلمانی بسیار مشهور و با سابقه که آثار بتهوون را منتشر می کرده؛ (می توانید فکر کنید که قدمت این نشر چقدر زیاد است و چقدر مهم است) کتاب من را خریده و همین طور با من در تماس هستند. این کتاب خیلی خوب فروش می رود و خیلی از هنرمندان و دانشجویان می توانند نکات مثبتی را برای ریلکس شدن بر روی صحنه از این کتاب یاد بگیرند. این کتاب به همراه تصاویر مخصوص خود به شیوه ای تهیه شده است که مخاطب احساس مثبتی در هنگام خواندن آن داشته باشد و مفاهیم کتاب را به خوبی درک کند. اما در تهران من چندین سال است که مشغول تدریس هستم و استقبال از موزیک کینزولوژی در تهران خیلی خوب بوده است. مدتی است که در کرج هم خیلی خوب استقبال می شود و من اغلب در سفرهایم به ایران مدتی از زمان برای برای هنرجویان کرجی می گذارم و در این شهر تدریس دارم.

آیا برنامه ای برای انتشار CD آثارتان در ایران دارید؟
بله من در حال حاضر ۵ تا CD دارم؛ دو سی دی آثار مدرنی است که اجرا کرده ام با گروهم، یک سی دی موسیقی کلاسیک است از اجرای زنده من در فستیوال شوبرت و دو آلبوم دیگر که با آقای حامد پورساعی، گیتاریست خوب و دوست عزیزم سال گذشته ضبط کرده ام. امیدوارم این آثار به زودی منتشر شود و به دست علاقمندان برسد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

گفتگو با تیبو (IV)

گفتگو با تیبو (IV)

«درست است که سارازات کل رپرتوار استاندارد، باخ، بتهوون و غیره را می نواخت اما من هیچ گاه نمی توانم اجراهای بدیع او از آثار مدرن را فراموش کنم، مخصوصا اجرای ساخته کوتاهی از راف (Raff) به نام La Fèe d’Amour. او نخستین کسی بود که ویولون کنسرتوهای سن سان، لالو و ماکس بروخ را اجرا کرد. تمام آنها برای سارازات نوشته شده بودند. نمی دانم اگر سارازت نبود تا آنها را اجرا کند این آهنگسازان هیچ گاه این آثار را می ساختند یا نه! قطعا سارازات در موسیقی اسپانیایی خود رقیبی نداشت. یک مکتب کامل ویولون نوازی با او زاده شد و از دنیا رفت!»
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (IV)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (IV)

از دیگر دوستان مختاری، «حاج آقا مجرد ایرانی» است که آن سال‌ها منزل او در سه راه آبسردار، محل تجمع همهء آنهایی بود که به طریقی با موسیقی ایرانی ارتباط داشتند. «حاج آقا مجرد» در منزلش ساز مخصوصی برای مختاری داشت که معمولا به دست‌ دیگران نمی‌داد و آن را به شوخی «کاچی» می‌نامید.
تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

هرچند آماتی و استرادیواری، در مرحله اول حرفه اش، برای سازها از ورنی طلایی رنگی گرم با سایه های مختلف استفاده می کردند اما در این زمان (آغاز قرن هجدهم) بود که استرادیواری به ورنی نارنجی متمایل به قرمز روی آورد که به استاندارد سازهایش تبدیل شد. با آغاز قرن هجدهم، استرادیواری به دوران طلایی حرفه اش رسید که تا دهه بیست این قرن ادامه داشت.
سان را و فلسفه کیهانی (I)

سان را و فلسفه کیهانی (I)

سان را (Sun Ra) که نام اصلیش هرمان پول بلاونت (Herman Poole Blount) و نام قانونیش Le Sony’r Ra است، در بیست و دوم ما می سال ۱۹۱۴ در بیرمنگام در آلاباما به دنیا آمد و در سی ماه می ۱۹۹۳ در گذشت. او آهنگساز پرکار جز، مدیر رهبر گروه موسیقی، نوازنده پیانو و سینت سایزر، شاعر و فیلسوفی بود که به خاطر «فلسفه کیهانی» (cosmic philosophy)، آهنگ ها و اجراهایش مشهور بود. او در سال ۱۹۷۹ به Alabama Jazz Hall of Fame پیوست.
تاریخچه سازهای الکترونیک (II)

تاریخچه سازهای الکترونیک (II)

سینتی های اولیه حالت منو فونیک (monophonic) داشتند یعنی قادر بودند فقط یک صدا را در آن واحد ایجاد کنند و توانایی ایجاد بیش از یک صدا را در یک لحظه نداشتند. بیشتر آثاری که توسط سینت سایزر های موگ (Moog) تولید می شد، بر روی کاست های ضبط صوت (ریل) در استودیوها ضبط و ثبت می شد و نوازنده برای ساخت یک اثر مالتی ترک (Multi Tracks) یا چند صدایی (Poly phonic) باید اثر خود را لایه بندی می کرد.
متبسم:هنر باید در لحظه تاثیرگذار باشد

متبسم:هنر باید در لحظه تاثیرگذار باشد

استفاده از ساز سیتار در این مجموعه به چه منظور بود؟ آیا با افزوده شدن یک ساز غیر ایرانی در ساز بندی، این اثر جزو آثار تلفیقی ایرانی-هندی به شمار می‌آید؟ آیا فکر نمی‌کنید ورود ناگهانی این ساز، به حال و هوای ایرانی این اثر و همچنین چهارچوب موسیقی ایرانی لطمه وارد می‌کند؟ چرا که مجموعه‌ی “به نام گل سرخ” در غالب موسیقی دستگاهی ایران عرضه شده و ساز سیتار جزو ساز‌های اصیل هندوستان به شمار می‌رود. همچنین لطفا بفرمایید ساز سیتار در چه گوشه‌ای نواخته و آیا برای این ساز هم نت نوشته‌شده بود یا نوازنده به صورت آزاد بر اساس حس و حال خود نواخته است؟
مقایسه ادوات موسیقی (I)

مقایسه ادوات موسیقی (I)

مقایسه ادوات موسیقی، مخصوصا در بخش مجموعه ویلنها کاریست که معضلات خود را داشته و با در نظر گرفتن امکانات موجود و محدودیتهایی که یک ویلن تمام شده دارد، تشخیص کیفیت را دشوار میسازد. از این رو اگر بتوانیم سازها را از نظر وضعیت و موقعیت فیزیکی تقسیم بندی کرده و موانع اجرایی را از میان برداریم، تحلیل آن ساده ترمیشود، البته دانستن این نکته حائز اهمیت است که معیارها و پارامترهای سنجش در فهم ودرک صحیح مسائل، امر و موضوعی لازم و اجرایی است.
نامه تازه کشف شده بتهوون

نامه تازه کشف شده بتهوون

به تازگی نامه ای دست نویس و نایاب از آهنگساز آلمانی، لودویک فون بتهوون به دست آمده است که در آن از بیماری و بی پولی خود گلایه می کند. این میراث که در موسسه ای در شمال آلمان رونمایی شده است، هیجان زیادی را بین دوستداران این نابغه موسیقی برانگیخته است. به گفته موسسه برامس، این نامه شش صفحه ای که امضا و مهر آهنگساز را در بر دارد، در واقع، در تلاش برای فروش اثر معروفش، “مسا سولمنیس” که در سال ۱۸۲۳ ساخته شده بود و خطاب به فرانتز آنتون اشتوکهاوزن، هارپیست و آهنگساز نوشته شده بود. بتهوون از اشتوکهاوزن کمک خواسته تا بتواند خریداران کلانی برای این اثرش بیابد.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VIII)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VIII)

در شکل ۶ جمله کنترپوانتیک بعدی را می بینید که اولین خط، ساز سه‌تار، دومین خط بخش مضرابی و سومین خط بخش کششی است. پایور بر روی حرکت پهلویی ملودی سه پاساژ به هم پیوسته را در نظر گرفته که در نوشتن آنها، کم‌ترین حد دیسونانس را در نظر گرفته است.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

من اغلب با گرفتن پرینتهایی از کتاب “روشهایی برای ویلنسلیت های جوان” (Pathways for Young Cellists) از اُلگا استائورت (Olga Stuart) با هنرجویان شروع می کنم. این کتاب شبیه کتاب اول پیانو است، در هر صفحه اطلاعات اندکی آمده و به هنرجویان حسی از یادگیری سریع را منتقل می کند. پس از آن با چندین کتاب روشها و تمرینها ادامه می دهم: روشهای فیلارد برای ویلنسلیست های جوان (Feuillard Method)، تمرینهای آرشه زدن سوچیک اپوس ۳ (Sevcik Opus 3)، کتاب دبیرستان ویلنسل نوازی پوپر (Popper High School of Cello Playing) و پیاتی کاپریسز (Piatti Caprices).