گروه ریمونز (III)

آلبوم تک آهنگی “Baby I Love You با طرح جلدی از گروه دختران راک “رونتسگ” (Ronettes)، از بزرگترین موفقیتهای ریمونز بود که در رده هشتم قرار گرفت. در سال ۱۹۸۱ ششمین آلبوم ریمونز “رویاهای شیرین” (Pleasant Dreams) عرضه شد. تولیدات آنان بار دیگر رونق گرفت و این بار گراهام گولد من (Graham Gouldman) از موسیقی پاپ انگلستان بود که آنان را حمایت کرد.

جانی اعتقاد داشت این شیوه ضبط را که بکار می برند، بیشتر با تصمیم شرکت تولید کننده آثار آنها بوده تا خودشان و در عین حال تلاش می کردند به رادیوهای آمریکا راه پیدا کنند.

در حالی که “رویاهای شیرین” در آمریکا در رده ۵۸ بود، دو آهنگ آن آلبوم هیچگونه موفقیتی کسب نکرد. در ۱ آگوست ۱۹۸۱ ریمونز اولین گروهی بود که در شبکه MTV (که در آن زمان اوایل شروع کار آن شبکه بود) با آنان مصاحبه شد و روزنه های جدیدی برای موسیقیشان باز شد.

آلبوم “جنگل زیر زمین” (Subterranean Jungle) توسط ریچه کوردل (Ritchie Cordell) و ژلن کولتکین (Glen Kolotkin) تولید شد و در سال ۱۹۸۳ عرضه شد. بیلی راجر (Billy Rogers) در دومین آهنگ آن آلبوم “برادران چمبرز” یعنی، “Time Has Come Today” با ریمونز درام نوازی کرد. آلبوم “جنگل زیر زمین” در رده ۸۳ در آمریکا قرار گرفت و احتمالا آخرین آلبوم گروه است که در رده زیر ۱۰۰ جای گرفت.

اعضای متغییر گروه: ۱۹۸۳-۱۹۸۹
بعد از آلبوم “جنگل زیر زمین”، مارکی ریمون بدلیل الکلی بودن از گروه اخراج شد. ریچارد رینهارت (Richard Reinhardt) جایگزین وی شد و نام ریچی ریمون (Richie Ramone) را برای خویش برگزید. اولین آلبومی که ریمون به همراه ریچی، ریکورد کرد؛ “خیلی سخت برای مردن” (Too Tough to Die) بود که در سال ۱۹۸۴ با تهیه کنندگی تومی الدری به انتشار رسید.

audio file بشنوید “خیلی سخت برای مردن” را از گروه ریمونز

این آلبوم بیشتر از تکنیکهای پاپ دور شده و شباهت به سه آلبوم ابتدایی آنان دارد. بعضی از منتقدین موسیقی راک این آلبوم را به درستی نماینده کیفیت و قدرت بالای موسیقی آنان می دانند. اصلی ترین اثری که در سال ۱۹۸۵ ارائه دادند، تک آهنگ بریتانیایی بود به نام “بونزو به بیتبورگ می رود” (Bonzo Goes to Bitburg)، این اثر در آمریکا تنها به عنوان یک اثر مهم شناخته شد و در رادیوی آمریکایی کالج به کرات پخش می شد.

شعر آن توسط جوی (Joey) نوشته شد که در اعتراض به دیدار رونالد ریگان (Ronald Reagan) از قبرستان نظامی آلمانی جایی که اعضای SS (سربازان نازی) در آن دفن شده اند، بودند، نوشته شده بود. نام اصلی آن آهنگ “مغز من سر و ته آویزان شده” (My Brain Is Hanging Upside Down) بود که به “بونزو به بیتبورگ می رود” تغییر نام یافت.

این آهنگ در آلبوم “پسر حیوان” (Animal Boy) در سال ۱۹۸۶ منتشر شد. ریکوردهای LP ، در مقالات مجله Rolling Stone نقد شد. در همان سال ریمونز آخرین آلبوم خود را به همراه ریچی ضبط کردند؛ “نصف راه مانده به درستی” (Halfway to Sanity). این ضبط توسط Daniel Rey (گیتاریست سابق پانک سالهای ۱۹۷۰ گروه Shrapnel) تولید شد.

ریچی در آگوست ۱۹۸۷ گروه را ترک کرد، با دلخوری از اینکه، بعد از چهار سال حضورش در گروه، دیگر اعضا همچنان پولی را که از بابت فروش تی- شرت ها به دست می آوردند، عادلانه با او تقسیم نمی کردند! کلیم بارک (Clem Burke) جای او را گرفت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است. زه وار به عنوان بخشی…
ادامهٔ مطلب »

مروری بر آلبوم «کنسرتوها»

آغاز راه، در رجز، هنگامی‌که نرم‌ نرمک اتمسفر چهارگاه از ابهام چند نغمه‌ی اولیه به در می‌آید و بر همه‌جا تسلط می‌یابد هراس نیز همراه آن گسترده می‌شود که مبادا آهنگساز برای بازآفرینی رویارویی جمع و فرد یا نبرد گلادیاتوری‌اش (۱) راه دَمِ دست را برگزیده باشد. از یک‌سو برای ساختن تضادهای پیش‌برنده‌ی یک کنسرتو به سراغ گنجینه‌ی همیشه حاضر و آماده‌ی هویت‌نمای دستگاه‌ها رفته و ماده‌ی خامشان را بی پردازشی در برابر فضای ناآشنا بگذارد و از سوی دیگر بار عاطفی نام «رجز» و کارکردش در جنگ (یا جنگ نمادین؛ تعزیه) را دستاویز تأکید بر شباهت کنسرتو به نبرد کند و تمام.

از روزهای گذشته…

فخرالدینی: راه اندازی ارکستر بدون حامی دولتی مشکل است

فخرالدینی: راه اندازی ارکستر بدون حامی دولتی مشکل است

فرصتی به وجود آمده که با کمک آقای تفرشی که در واقع در نقش مدیر برنامه هستند به اتفاق سالار عقیلی ارکستر راه اندازی کنیم. ما ۴۵ نفر از بچه‌های نوازنده را جمع کردیم که بعضی در ارکستر ملی قبلی هم بوده اند و می خواهیم به طور مستقل کاری را شروع کنیم؛ تمرینات از ۹ مهر آغاز می‌شود. در این کنسرت هشت قطعه جدید و هشت قطعه تکراری اجرا خواهیم کرد.
آکوستیک اتاق – ۲

آکوستیک اتاق – ۲

در نوشته قبل ملاحظه کردیم که امواج صوتی منتشر شده از یک منبع صوتی در یک اتاق علاوه بر آنکه بصورت مستقیم به گوش ما می رسند، بصورت غیر مستقیم و از طریق دیواره ها نیز می توانند انعکاسهایی داشته باشند که مستقیمآ به همان محلی که ما ایستاده ایم هدایت شوند.
عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.
دومین دوره‌ی کارگاه‌های موسیقی دعوت به شنیدن

دومین دوره‌ی کارگاه‌های موسیقی دعوت به شنیدن

این کارگاه‌ها که در آخرین جمعه‌ی هر ماه برگزار می‌شود با دو هدف کلیِ ایجاد مخاطب فعال برای آثار موسیقی تولید شده و کنسرت‌‌های کشور و و بالا بردن سطح علمی دست‌اندرکاران موسیقی بنیان گذاشته شده است. تمام کسانی که به موسیقی به عنوان امری جدی و نه فقط سرگرمی نگاه می‌کنند و به دنبال درک بهتر و عمیق‌تر و به دنبال آن لذت بیشتر از موسیقی هستند، با هر سطح شناخت از موسیقی، می‌توانند از این کارگاه‌ها استفاده کنند.
جای پرسش بنیادی صدا (IV)

جای پرسش بنیادی صدا (IV)

برای این که به راستی با یک رویداد، یا یک عطف مواجه شویم لازم است این پرسشها طرح شده باشد، نه فقط در نوشته ی منتقدان یا پچ پچ بدخواهان بلکه علاوه بر آن در کُنه فعالیت هنری نیز. اینجا هنرمند باید لحظه به لحظه از خودش و اثرش بپرسد که آیا صدای خودش را یافته است؟ صدا به هر دو معنایی که در چنین جایگاه ی ممکن است داشته باشد که اتفاقا در این زمینه سخت به هم مربوط هم هستند، یعنی صدا به مفهوم یک امر آکوستیکی (به عامترین شکلش) و استعاره ی بیان شاخص فردی/جریانی. این پرسش مداوم هر بازیگر این صحنه باید باشد؛ آیا این صدای ماست که شنیده می شود؟ بعضیها در مورد رویداد مشابه چنین فکر می کنند:
نمودی از جهان متن اثر (XIV)

نمودی از جهان متن اثر (XIV)

اولین موضوعی که در برخورد با آنالیز معمولا مطرح می‌شود این است که آیا آنچه در فرآیند تجزیه و تحلیل به‌دست می‌آید، رابطه‌ای با خواست آگاهانه‌ی آهنگساز دارد یا خیر؟ این مسئله حاوی این نگرانی است که آیا دلیلی داریم که ثابت کنیم اگر تحلیل‌گری ویژگی ۱ را در اثری یافت و آن را در تحلیل خود گزارش کرد، این ویژگی‌ بر اساس اراده‌ی آهنگساز در قطعه هست؟ این مسئله را در شکل بسیار ساده‌اش به صورت «آیا آهنگساز هم این موضوع را می‌دانسته؟» بیان می‌شود.
درباره ابراهیم منصوری (II)

درباره ابراهیم منصوری (II)

در این ارکستر نوازندگانی چون: یحیی زرپنجه: تار و مصطفی نوریانی: ویلن شرکت داشتند که به نوبت جای خود را تعویض می کردند این ارکستر ۴ نفره به سرپرستی حسین استوار بوده است.
سعید تقدسی: در شهر شیراز کنسرت خواهیم داشت

سعید تقدسی: در شهر شیراز کنسرت خواهیم داشت

در غیاب من کار به این صورت است که در این گروه ما چند سرگروه داریم که این سرگروهها مسئولیت دارند که خودشان یک گروه تشکیل دهند و با تنظیم وقت این عده از نوازندگان را تقسیم کنند به گروه های ۶، ۷ و ۸ نفری که خودشان جداگانه کار می‌کنند و قرار است که خانم موحد هم لطف کنند بعضی وقتها به این گروه‌ها نظارتی داشته باشند و در واقع به ارتقاء کیفیت این گروه ها کمک کنند.
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (II)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (II)

اگرچه راول در تحصیلات آکادمیک خود آنچنان موفق نبود و به “بی توجه در تحصیل” معروف بود با اینحال همه می دانستند او بسیار با استعداد و توانا است. در سال ۱۸۹۳ راول چندین آهنگ ساخت و توسط پدرش به پیانیست اریک ساتی معرفی شد؛ شخصی که شخصیت متمایزش و موسیقی غیر ارتدوکسی اش بسیار با نفوذ بود. راول در سن بیست سالگی خود مستقل، با فهم و کمالات، کمی گوشه گیر و کمی شوخ طبع بود.
بالشتک نوین (III)

بالشتک نوین (III)

در ابتدا ممکن است که نوازنده با این موقعیت کنار آمده و با کمی فشار بر بدن خود این مشکلات را در روند تکرار و عادی سازی بر طرف شده تلقی نماید اما به مرور زمان بر اثر عدم انطباق لازم بالشتک (shoulder rest) را با بدن، آسیب های جسمی بروز نموده و در نتیجه با توجه به آسیب های احتمالی بر اندام و تحمل آن شاید به کیفیت دلخواه در نوازندگی دست نیافته و آنگونه برداشت شود که اشکالات نوازندگی او به دلایل دیگری همچون ناتوانی هوشی و یا استعداد او باشد که در نهایت می تواند باعث ترک دنیای نوازندگی شود.