شرایط خلق یک ایده (III)

سراب
این موضوع امری است واضح و روشن که تولید و ساخت یک اثر هنری موفق و یا کامل، مستلزم نگاه درست و علمی به پدیده های موجود در این جهان است که از طریق علم، دانش و تجربه و همچنین استمرار آن امکان پذیر می شود.کسب هر گونه مهارتی و یا هر تکنیک مشخصی به کلیدها و علوم در ارتباط با آن معطوف می گردد و برای تولید محصولی با توجه به نوع و یا تکنیک های خلاصه شده در آن، نیاز به اقتضای یافتن و پرداختن به آن علوم بوجود خواهد آمد،زیرا که با دستیابی به چگونگی کارکردو عملکرد سایر علوم مرتبطه است که می توان پدیده ای موفق و مفید را تولید و محیا کرد.

در غیر این صورت به میزان کم و کاست دانش ما از جزئیات اثری که در صدد تولید آن هستیم،نقصان و ضعف پدیدار می شود و تصمیم ما برای چنین موضوع مهمی با شکست مواجه خواهد شد.

باید به این نکته مهم اشاره کنم که تمام این مباحث در ارتباط با ساختن و پرداختن به محصولی است که هنوز در جریان نو آوری و بدعت وارد نشده است و در ابتدای تولید صرف محصولی هستیم که شاید در جریان با اجتماع،از گذشته تا به حال نیز وجود داشته است، چه رسد به اینکه بخواهیم ساخته و یا محصولی جدید تر را معرفی کرده و به چرخه مصرف و بهره برداری وارد نمائیم،که به آن نیز می پردازم.

ساخت و تولید یک محصول، به طور مثال یک ساز، از شاخه هنرهای مربوط به موسیقی نیازمند آگاهی و دانستن علومی است که در آن ساز کاربردش ضروری و حیاتی است،حال اگر سازی ۱۰۰ سال بصورت مداوم تولید می شود و از نگاهی کاوشگرانه به آن پرداخته نشده است، باید امروز که شخصی جدید شروع به ساخت آن می کند با دیدی وسیع تر و موشکافانه برای تولید سازی بهتر و دقیق تر اقدام و عمل نماید.

گذشتن از مسیری صحیح و پاسخگو نیازمند اندیشه کمال پذیر و حقیقت جوست،عقل و احساس در برابر آنچه تولید می کند و یا بدست می آورد مسئول و متعهد است،آنچنان که از نتیجه دست ساخته خود نیز می تواند دچار موفقیت و یا شکست شود، حال که می توان با برنامه ریزی و نگاه صحیح به عناصر و قسمتها به نتیجه ای مطلوب و کارامد رسید،چرا باید وارد عرصه تصور و توهم شویم؟

نشانه ها و علائم مشخص هستند همه آنچه ما نیاز داریم،شفاف و معلوم در برابر اختیار ما تسلیم هستند، چرا انتخاب ما در اکثر مواقع دچار نوسان و اعوجاج می شود؟
راه کار چیست و باید چگونه آغاز کرد؟

راه کار در کشف چگونگی، در من و توست،آنچه من در قالب آن متجلی می شوم و آنچه تو و دیگری به فراخور آن وارد عرصه حضور می شوی. به نوعی، شناخت ما از خویشمان،آغاز نوع حرکت است و سمت و سوی آن،که این پدیده نیز خود نیازمند صحت و سلامت عقل و اندیشه و احساس است و اینکه در حصار مکر و حیله بر خود محصور نباشیم و با دنیای عینی واقعیات و محسوسات زندگی کنیم.

بپذیریم آنچه را که در حیطه توانایی و شعور ماست و بپذیریم که قلمرو و محدوده ما در کدام محور زیستی در این کره خاکی تعریف شده و بایسته و ارزشمند است،آنگاه در آن حوزه به تربیت و پرورش خویش بپردازیم. در این جدال،بین واقعیت و عدم پذیرش،به علت نا محرم بودن ما با خودمان، همیشه شکست خورده و ناکام از میدان به در می شویم.

پس در قدم اول پذیرفتن آنچه هستیم و در تلاش رسیدن به آن به سر می بریم و در پله بعدی،بعد از شناخت مسیر و جهت، آموزش و پرورش در آن حوزه بر اساس اصول و قوائد علمی و تجربی است که البته در این موقعیت نیز می توانیم با کم کاری و سهل انگاری به سراغ حواشی رفته و به روز مرگی کشیده شویم.

باید همیشه در نظر داشت که امکان انحراف به سمت روز مره شدن و تلفیق با سطح و سراب وجود دارد،باید این مراقبه دائما در نقطه دید و عملکرد ما باشد که اصول تحول و خلق را جدی بگیریم و ترجیحا بر موازات آن حرکت کنیم. در چنین وضعیتی امکان دستیابی به امکانات و پدیده های این جهان امکان پذیر می شود و رضایت و ثمربخش بودن ملموس تر می گردد.

در این وضعیت است که هنرمند نقاش و یا معمار و یا ساز گر به محصول خود اشراف می یابد و زوایای وجودی آنرا به دقت بررسی می کند،علت و معلول را در هر توان و تلاش،و در محدوده فعالیت فکری و عملی خود، در می یابد و در نتیجه، اقدام و عمل،او را سهل و راحت تر به جلو می راند. حال باید دید در اجتماعی که ما با نامهای مختلف از آن یاد می کنیم از جمله سازندگان ساز و یا نقاشان و خطاطان و غیره،تا چه مقدار و میزانی این تفکر جاری و نهادینه است، در نتیجه می توان به راحتی فهمید که مشکلات از کجا و چگونه بروز می کند.

3 دیدگاه

  • ارسال شده در خرداد ۹, ۱۳۸۸ در ۶:۳۴ ب.ظ

    جالب بود..

  • ارسال شده در خرداد ۱۰, ۱۳۸۸ در ۸:۴۳ ق.ظ

    رضا ضیایی عزیز
    اولا مرسی از مقاله خوبت. امروزه خلق یک اثر هنری بویژه در موسیقی در حصار تعاریفی چون ایده ، نوپردازی و … گرفتار شده است . این است که خیلی ها در توهم آگاهی شدید دست به (مثلا) نوآوری می زنند بدون اینکه دو پله ای که تو در پاراگرافهای آخر مقاله ات توضیح دادی را در نظر بگیرند.
    قواعد و ساختار در تمامی حوزه های هنری بسیار شفاف است. هیچ خلقتی نیز بدون شناخت از اصول و فن، دارای اصالت نمی باشد و به قول تو سرابی بیش نیست و خیلی زود به روزمره گی می پیوندد.
    اصولا خلق ایده در جایی غیر از خلق اثر رخ می دهد.که شاید اصلا در پیدایش جایگاه قوی برای آن اثر چندان موثر نباشد.نمونه آن موسیقی باخ ، نقاشی ون گوگ، رمان دیکنز و پروست، شعر ویتمن که همگی ایده خلق آن در سادگی و بیان تجربیات زندگی می باشد اما دلیل ماندگاری آنها ساختار و چارچوب محکم آن است .
    ببخشید که اینقدر حرف زدم . موضوع مورد علاقه خودم بود.

  • شمسایی
    ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۹ در ۵:۰۴ ب.ظ

    لطفا یک مقاله که به شکلی قابل استناد و استاندارد روش گام به گام تعویض موی آرشه را آموزش دهد در سایت قرار دهید.با تشکر

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (XI)

همانطور که قبلا تاکید کردم، آهنگساز باید آزاد باشد که به هر نوع زبان موسیقایی و به هر نوع استیل که می خواهد آهنگسازی کند. آشنایی با موسیقی ایران افق دید آهنگساز را باز می‌کند صرف نظر از هر استیلی و هر زبان موسیقایی که آهنگساز بخواهد در آن کار کند.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

از روزهای گذشته…

تولد کنترپوآن

تولد کنترپوآن

در قرن ششم فیلسوفی بنام Cassiodorus برای اولین بار نظریه ای را در موسیقی مطرح و ثبت کرد که در نوع خودش بی نظیر بود. او گفت که امکان این وجود دارد که شما بطور همزمان صداهای متفاوتی را بشنوید و از نتیجه آن راضی باشید.
کیتارا

کیتارا

به احتمال بسیار زیاد کیتارا (Kithara) از جمله اولین سازهایی بوده که رومیان باستان برای نواختن موسیقی از آن استفاده می کردند. کیتارا سازی بوده که – همانند چنگ (Lyre) در یونان باستان – برای تولید صدا، نوازنده می بایست سیمهای آن را به سمت بیرون بکشد.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

عصر روز چهارشنبه ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۲، کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» پس از وقفه‌‌ای چند هفته‌ای به مناسبت تعطیلات نوروزی، با برگزاری دهمین جلسه، کار خود را پی‌گرفت. این جلسه که همچون جلسه‌ی پیش از آن (نهم)، از دوره‌ی دوم کارگاه (متمرکز بر «سبک‌ها و مکتب‌های نقد موسیقی») محسوب می‌شد، عنوان «نقد تفسیری» را بر خود داشت.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (I)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (I)

یک گام بلندتر برای سرک کشیدن به کمی دوردست‌تر. کیهان کلهر را با گام‌های دوستانه‌اش به سوی همسایگان جغرافیایی می‌شناسیم. او می‌گوید: «فاصله‌ی ما با شبه قاره‌ی هند و فلات آناتولی تنها یک گام به راست و یک گام به چپ است.» (نقل به مضمون) و در نتیجه به دنبال همنشینی و تجربه‌ی موسیقایی با آن‌ها می‌رود. او با این جملات در حقیقت بخشی از ایده‌ی موسیقی تلفیقی امروز دنیا را بازگو می‌کند و نیز برخی بی‌توجهی‌های پیشین به فرهنگ‌هایی که شاید همسایگی‌شان با ما بیش از آن باشد که می‌پنداریم.
موسیقی آفریقای جنوبی (II)

موسیقی آفریقای جنوبی (II)

سازهای غربی برای نواختن آهنگ های روستایی مورد استفاده قرار گرفتند که به نوبه خود باعث شد که سبک های جدید و دو رگه (ترکیبی) ساخت موسیقی (و همچنین رقص) در مراکز شهریِ در حال توسعه، افزایش پیدا کند.
منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

همین ویژگی‌هاست که موجب شده است این کتاب بارها تجدید چاپ و روزآمد شود و هنوز نیز پس از گذشت چهار دهه کماکان به‌عنوان یکی از پُرطرفدارترین منابع اصلی برای درس‌های آشنایی با موسیقی ــ البته با تمرکز بر موسیقی کلاسیک یا هنری غربی ــ کاربرد و رواج داشته باشد.
کارهای پیانوی آهنگسازان ایرانی در لندن

کارهای پیانوی آهنگسازان ایرانی در لندن

روز چهارشنبه پنجم اکتبر ۲۰۰۵، تعدادی از ساخته های آهنگسازان معاصر ایران برای پیانو، توسط تارا کمانگر در دانشکده سنت پاول لندن به اجرا درخواهد آمد. در این برنامه که به کوشش بنیاد جادوی ایران (Magic of Persia) برگزار خواهد شد این قطعات نواخته می شود:
نماد‌شناسی عود (III)

نماد‌شناسی عود (III)

عبری‌ها خود می‌گویند که جوبَل پسر دیگر لامک «پدر تمام سازهایی همچون چنگ (کینور یا در واقع لیر) و ارگان (اوقاب)» بوده است. (۹) به عبارت دیگر از این منظر موسیقی از فرزندان گناهکار قابیل و لوط به ارث رسیده و مهم نبوده است که می‌توانست از کسی چون داوود به ارث برسد. هر کسی که در آفریقای جنوبی کار کرده می‌تواند شهادت دهد که در این کشور حتی در حال حاضر نیز، همچنان موسیقی یک شغل سطح پایین باقی مانده و در نظر مسلمانانِ محترم با هرزگی و زیاده‌خواهی جنسی توأم است. (۱۰)
مقام هنرمند در آثار شلینگ (III)

مقام هنرمند در آثار شلینگ (III)

هنرمند در آفرینش به آخرین چیزی که می اندیشد، جستجوی بعدی در پی زیبایی است، اما چون اثر آفریده شد و کار به پایان رسید، تازه کار فیلسوف و هنرشناس آغاز می شود. البته فیلسوفان – معمولا – با شهود سروکاری ندارند و ادراک آنان نمی تواند تا حد ادراک و شهود هنرمند کامل باشد.
صبای آموزگار (III)

صبای آموزگار (III)

شاید مهمترین اتفاقی که زندگی صبا را به سمت و سوئی تازه برد و سبب خلق چند اثر ماندگار در موسیقی ایرانی شد، صدور حکمی از سوی استاد وزیری و انتصاب ابوالحسن صبا به سمت ریاست مدرسه ی موسیقی رشت در سال ۱۳۰۶ بود. صبای بیست و پنج ساله با کوله باری غنی از آموزه های موسیقی کلاسیک ایرانی و غربی طی دو سال سکونت در رشت پژوهشی جامع را در خصوص موسیقی محلی این خطه از کشور دستور کار خود قرار داد و نتیجه ی این تلاشها ثبت و باز آفرینی چند قطعه موسیقی بود که “زرد ملیجه” یکی از آن قطعات است. آب و هوای نمناک رشت صبا را به شدت بیمار کرد و همین امر سبب شد که به زادگاهش تهران باز گردد و مهمترین کار زندگی اش را که تدریس موسیقی بود به طور جدی آغاز کند.