دختر بچه ای با آوای یک ستاره کهنه کار

Joss Stone در سالهای اخیر
Joss Stone در سالهای اخیر
ر سالهای اخیر، دنیای موسیقی چهره های جوان و بسیار مستعدی را به خود دیده است که تعدادی از آنها علی رغم سن کم، دارای صدا و شیوه اجرای بسیار پخته ای هستند که موجب شگفتی دست اندرکاران موسیقی شده است. از جمله این چهره های درخشان میتوان از نورا جونز (Nora Jones) خواننده جاز و فولک، شارلوت چرچ (Charlotte Church) خواننده اپرا و جاش گروبن (Josh Groban) خواننده کلاسیک، نام برد.

جاس استون (Joss Stone) متولد سال ۱۹۸۷، خواننده موسیقی soul هم یکی دیگر از این استعدادهای درخشان سالهای اخیر است.

استون از همان ابتدا، با وجود سن کم – ۱۶ سال – ، موسیقی ‍‌‍Soul و R&B را مانند یک خواننده کارکشته اجرا کرده استو و جالب این که او اهل هیچ یک ازمراکز موسیقی ‍‌‍Soul مانند ممفیس، فیلادلفیا یا موتون نیست و مانند بسیاری از هم نسلانش فقط به موسیقی آرتا فرانکلین (Aretha Franklin)، ویتنی هیوستن (Whitney Houston) و همتای بریتانیایی آنها داستی اسپرینگ فیلد (Dusty Springfield) گوش نمی داده است، بلکه او متولد شهرستان کوچکی در دوون (Devon) بریتانیا است و هر نوع موسیقی ممکن را می شنیده است.

او می گوید :”والدین من عادت داشتند که تمام مدت در خانه موسیقی پخش کنند، بعضی از آنها سول بود بعضی نه، بعضی اوقات به موسیقی راک گوش میکردند و گاهی به پاپ.”

اما چرا جاس استون ۱۴ ساله، با وجود اینکه میتوانست از الگوهای موفقی چون ستارگان پاپ نوجوان مانند بریتنی اسپیرز (Britney Spears) و کریستینا آگویلرا (Christina Aguilera) استفاده کند، در شب کشف ستاره جدید که در شبکه BBC برگزار میشد، به سراغ موسیقی ‍‌‍Soul و آنهم ترانه کلاسیک آرتا فرانکلین به نام You Make Me Feel Like A Natural Woman رفت؟

استون میگوید:” من به خاطر جنس صدای خوانندگان سول، بیشتر به این موسیقی تمایل داشتم، برای اجرای موسیقی سول، خواننده بلاید صدای خوبی داشته باشد و من از زمانی که خیلی کوچک بودم این موسیقی را دوست داشتم.”

کمی پس از اینکه استون با اجرای ترانه On the Radio از دونا سامر (Donna Summer)، از این مسابقه سربلند بیرون آمد، راهی نیویورک شد تا برای بستن قراردادی با استیو گرینبرگ (Steve Greenberg) مدیر کمپانی S-Curve Records امتحان بدهد. گرینبرگ که یکی از کاشفین استعدادهای جوان به شمار می آید گفته است:

“من نمیتوانستم باور کنم که این آوای پخته، جاندار، زیر و بم دار، پر ارزش و فوق العاده از حنجره این دختر ۱۴ ساله خارج میشود، اصلا منطقی نبود. حتا تصور کردم که او یک دستگاه پخش صوت کوچک با خود آورده است و با آواز آن لب میزند، اصلا باور کردنی نبود.”

گرینبرگ به سرعت قراردادی با استون منعقد کرد و از بتی رایت (Betty Wright) ، یکی از پیشگامان موسیقی ‍‌‍Soul میامی دعوت کرد تا مربی جاس باشد و استعداد او را به درجات بالاتری سوق دهد.

رایت گفته است: “چیزی که بلافاصله در جاس متوجه آن شدم این بود که هرچه او را بیشتر به جلو هل میدادم، او به راحتی جلو تر میرفت. ما همان ابتدای کار کلمه “نمیتوانم” را فراموش کردیم، چون من اصلا چنین چیزی را قبول نمیکردم.”

گروهی که اولین آلبوم جاس را همراهی کرد، شامل لیتل بیور (Little Beaver) نوازنده گیتار، بنی لاتیمور (Benny Latimore) نوازنده پیانو و تیمی توماس (Timmy Thomas) نوازنده ارگ بود و این آلبوم که The Soul Sessions نام دارد، در ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۳ منتشر شد. این آلبوم بازخوانی آثاری از خوانندگان دهه ۷۰ مانند لورا لی (Laura Lee) و بتی سوان (Bettye Swann) و همچنین بتی رایت و آرتا فرانکلین، بود.

به گفته جاس: “خیلی موقعیت غریبی بود، این افراد با بسیاری از خوانندگان بسیار بزرگ کار کرده بودند، آنها بهترین هستند. و من همینطور وارد شدم، یک دختر بچه، و شروع به خواندن کردم. تمام مدت احساس عجیبی داشتم، واقعا باید اینجا باشم؟ آخر هیچ تجربه ای نداشتم، نمیدانستم دارم چه کار میکنم. اما عالی بود چون همه کاری کردند که من احساس راحتی کنم. آنها به هیچ وجه بد خلق یا پر مدعا نبودند، همه انسانهایی خوب بودند.”

آلبوم The Soul Sessions موفقیت بزرگی بود و بیش از ۲ میلیون کپی از آن به فروش رفت. آلبوم بعدی استون به نام Mind, Body & Soul در سال ۲۰۰۴ منتشر شد که شامل ۱۴ ترانه است و ۱۲ ترانه برای اشعاری ساخته شده که توسط استون یا با همکاری او، سروده شده اند.

در فوریه ۲۰۰۵، استون کاندیدای سه جایزه موسیقی بریتانیا Brit Awards شد و دو جایزه را از آن خود کرد. او کاندید ۳ جایزه گرمی Grammy هم شد و در مراسم اهدای این جوایز، ترانه Cry Baby/Piece of My Heart را با یکی از ستارگان بزرگ راک، ملیسا اتریج Melissa Etheridge اجرا کرد. این اجرا به صورت تک ترانه منتشر شد و اولین حضور استون در Top 40 آمریکا بود. جاس استون در جولای ۲۰۰۵، همراه با هنرمندان متعدد دیگر، حضور بسیار موفقی در کنسرت هایدپارک Live8 داشت.

از سایت VH1

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

از روزهای گذشته…

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (I)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (I)

«ادوارد گریگ» (Edvard Grieg)، یکی از مشهورترین موسیقی‌دانان نروژی، پانزدهم ژوئن سال ۱۸۴۳ به‌دنیا آمد. پدربزرگ ادوارد اهل اسکاتلند بود که پس از نبرد کالودن (نبردی در سال ۱۷۴۶ بین نیروهای انگلیسی و اسکاتلندی در محلی به همین نام) به اسکاندیناوی مهاجرت کرده بود. ادوارد فراگیری پیانو را نزد مادرش آغاز کرد و در نوجوانی به مهارتی چشمگیر در نوازندگی دست یافت. او در مدرسه از سوی همکلاسی‌هایش اذیت و آزار می‌شد و همین سبب شده بود از مدرسه‌رفتن ناامید شود. دیداری اتفاقی با دوستی خانوادگی به‌نام «اول بول» (Ole Bull)، همان نوازنده‌ی ویرتئوز ویلن، خیلی زود به فرستادن ادوارد پانزده‌ساله به کنسرواتوار لایپزیگ انجامید. ادوارد در پایان تحصیلاتش در کنسرواتوار، معتقد بود که تحصیل در آنجا چیزی به دانشش نیفزوده است: «همان اندازه که پیش از آمدن به اینجا نادان بودم، الان هم هستم.»
Mission Impossible

Mission Impossible

لالو شیفرین (Lalo Schifrin) در سال ۱۹۳۲ در بوینوس آیرس آراژانتین بدنیا آمد. پدرش او را با موسیقی بخصوص ویولن آشنا کرد و تا مدتها ساز اصلی او ویلن بود.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (III)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (III)

‌‌«واژه فرهنگ در زبانهای اروپایی (انگلیسی، فرانسوی و آلمانی)، Kultrur, Culture, Culture می گویند که از واژه CULTURA برمی آید، و از ریشه لاتینی COLERE‌‌» (پهلوان/۱۳۸۲، ۳). ‌‌«فرهنگ در معنای انتزاعی خود سه کاربرد عمده پیدا می کند: اول به صورت یک اسم مستقل و انتزاعی که فراگرد عام رشد فکری، معنوی و زیبایی-شناسانه را می نمایاند؛ دوم آن که کاربردی عام یا خاص پیدا می کند که معرف روش زندگی معینی است (در یک گروه، مردم، دوره یا بشریت بطورکلی)؛ و سوم توصیف آثار و تجربیات فکری که بخصوص فعالیتهای هنری را هدف می گیرد‌‌» (پهلوان/۱۳۸۲، ۶). امروزه بسیاری از فعالیت های هنری را با فرهنگ مترادف می گیرند و وزارتخانه هایی در دنیا به اسم وزارت فرهنگ برپا شده اند که بسته به مورد و کشور، فعالیتهای مختلفی را به نام فرهنگ و هنر سازمان می دهند.
مایلز دیویس، سولیستی با توانایی های خارق العاده

مایلز دیویس، سولیستی با توانایی های خارق العاده

مایلز دیویس (Miles Davis) را باید بیش از یک موسیقیدان جز (Jazz) دانست، او برای بسیاری از مردم – حتی آنان که تفاوت بی باپ (Bebop) را با فشن (Fusion) و دیگر سبکهای موسیقی جز نمی دانند، – نماینده فرهنگ خاصی از موسیقی جز است.
گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (II)

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (II)

ولی من به انقلاب دائمی که تروتسکی میخواست داشته باشد اعتقادی ندارم (خنده) میدانی بر سر او و تمام انقلابها چی آمد؟ ضد انقلاب از راه رسید.
بنیادهای موسیقی (IV)

بنیادهای موسیقی (IV)

در این مرحله باید وارد مرحله گوش درونی شد که متشکل از مجاری نیم دایره ای و بخش حلزونی شکل می باشد، این دو بخش ،هر دو از مایعی انباشته هستند البته بخش مجاری نیم دایره ای تاثیری در حالت شنوایی ندارد اما وظیفه مهمتری همچون برقراری تعادل بدن را به عهده دارد.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

نقد فمینیستی (و البته بعضی گرایش‌های دیگر در نقد نیز) هراسی از آن ندارد که به جای جهانشمول دیدن معیارهای ارزیابی هنرهای زیبا و آثار مرجعی که مصداق‌های ارزیابی و بسترهای عینی آن را شکل می‌دهند، آنها را آفریده‌ی گرایش‌های «مرد سفیدپوست اروپایی» بداند و به جست‌وجوی علل حذف گرایش بخش‌های بزرگی از جمعیت جهان (به‌ویژه غیبت زنان و زنانگی در تعیین آثار مرجع) در آن بپردازد.
ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (I)

ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (I)

ماریان اندرسون (Marian Anderson) خواننده سیاه چرده آمریکایی و یکی از با استعدادترین خوانندگان قرن بیستم بود. وی صدایی قوی، لرزان و زیبا داشت. بیشتر آثار او بین سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۶۵ بود که شامل اجراهایی در کنسرتها به همراه ارکسترهای بزرگ آمریکا و اروپا می باشد. اگرچه بسیاری از اپراهای مهم اروپا از وی دعوت به اجرا و بستن قرارداد کردند اما خانم اندرسون هیچ کدام را نپذیرفت و ترجیح داد به جای اجرا در اپرا، تنها در رسیتالها و کنسرتها خوانندگی اش را ادامه دهد. البته بعدها در اپرا هم هنر زیبای خود را به گوش همگان رسانید. وی آلبومهای فراوانی دارد که نشان دهنده اجراهای وسیع و فراوانش می باشد، از دانش درباره ادبیات اجرا در یک کنسرت گرفته تا اشعار و اپرا تا اشعار سنتی و معنوی آمریکایی… این خواننده آمریکایی-آفریقایی به عنوان یک هنرمند سیاهپوست در راه مبارزه با تبعیض نژادی در اواسط قرن بیستم آمریکا به شخصیتی مهم بدل شد.
در عمق کارون (II)

در عمق کارون (II)

اگر کمی در ذهنتان جستجو کنید می‌بینید وقتی من گفتم ترانه‌ی دختر شیرازی استفاده شده احتمالا توجه شما کمتر جلب شد تا لب کارون، چرا؟ چرا یک ترانه‌ی مردم‌پسند شهری که نام سازنده‌اش از خاطرها رفته برای ترکیب با موسیقی کلاسیک غربی موضوعی خنثا یا حتا مطلوب تلقی می‌شود، اما دیگری به همان اندازه غریبه؟ چون ما عادت کرده‌ایم این موسیقی‌ها را از هم جدا کنیم نه به خاطر مشخصه‌های موسیقایی‌شان بلکه به دلایلی فراتر از این.
آیا همیشه باید واضح خواند؟

آیا همیشه باید واضح خواند؟

این سئوال در موسیقی ایران بارها تکرار شده، عده ای روی واضح خواندن خواننده تاکید دارند و اعتقاد دارند که اگر قرار است کلامی به گوش شنونده برسد و ما موسیقی با کلامی عرضه کنیم، چرا کلام واضح نباشد؟!