موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VII)

ارزشمندترین قطعات اجرا شده در طول هفته مقدس دو مجموعه از موتِت های معروف به موتِت های جایگاه ها [یِ صلیب] (Motetos de Passos) و موتِت های [بانوی] رنج ها [یِ ما] (Motetos de Dores)، هر دو از مانوئل دیاس د الیویرا هستند. در فرم اصیل شان، آنها در قالب دو گروه آواز جمعی چهاربخشی، دو فلوت، دو هُرنِ فرانسوی و باس تنظیم می شوند، اما در کامپانا یکی از گروه های آواز جمعی، بخش های مربوط به فلوت و نیز هُرن های فرانسوی توسط ویلُن ها نواخته می شوند.

در شرایط فعلی، گروه آواز جمعی، تحت عنوان کُرِ کامپانا، در اواخر سال ۱۹۵۰ در تلاش برای اطمینان از اجرای شایسته کارگان مربوط به هفته ی مقدس، شکل گرفت. از آن به بعد با ترک برخی از اعضاء و جذب نیروهای تازه به جای آنها، عضویت در گروه در نوسان بوده است. اعضای گروه آواز جمعی در درجه ی اول از میان نخبگان محلی، اکثراً با رنگ پوست روشن تر، انتخاب می شوند.

علاوه بر این، نسبت زنان به مردان حدود سه به یک است. تمامی اعضای گروه آواز جمعی به صورتی داوطلبانه شرکت می کنند، و در مرحله ی اول درگیر لذت هایی می شوند که آنها را از آوازخوانی دور می کند. با اینکه تعداد بسیار کمی از آنها می توانند موسیقیِ نوشته شده را بخوانند، از ورقه های موسیقی استفاده می کنند، چرا که یک “حافظه کمکی” ملُدیک و ریتمیک را در اختیار می گذارد و به آنها جهت همراهی با متن هایی که اکثراً لاتین هستند، کمک می کند.

کارگان کامل هفته ی مقدسِ گروه آواز جمعی، اگر سرایش با حذف تکرارها باشد، حدود شش ساعت طول خواهد کشید، همه اینها در طول سالیان متمادیِ اجرا به خاطر سپرده شده اند. مردم کامپانا، خصوصاً گروه های متعلق به نخبگان محلی، با افتخار ادعا می کنند که شهر، مرکز فرهنگی منطقه در طول عصر طلا بود، و به ماهیت بارُکیِ جشن های هفته ی مقدس همانند میراث نگریسته می شود. بنابراین، عید نشان گر اصلی هویت محلی، برجسته کننده ی دست آوردهای فرهنگی شهر است. در اصطلاحات بوردیو، آواز جمعی و کارگان اش نشانه های تمایزی هستند که سلایق انتخابی افراد درگیر در آن را محدود می کند.

با این حال، هفته ی مقدس در کامپانا اکنون به علت تغییر در جهت گیری کلیسا از موضعی پدرسالارانه به گزینه-ای ترجیحی برای فقرا، در معرض خطر است. از نظر موسیقایی، این به معنای ترغیب آوازهای جمعیِ “مردم-پسند” است، که به کارگانی “نوین” با سرایشی “آسان” اولویت داده، و همچنین به عنوان تلاش های خود برای ممنوعیت استفاده از لاتین، همان زبان مورد استفاده در کارگان آواز جمعی، تلاش می کند. تغییرات در سال ۱۹۹۹ به کامپانا رسید، یعنی هنگامی که کشیشی که بیش از بیست سال در شهر بود، با یک کشیش جدید، بواسطه ی طرح به اصطلاح “نوسازی علم عبادات” جایگزین شد. توسط کشیش بعدی جنگ صلیبی علیه نخبه-گرایی، که در کلیسا بیشتر بوده است، دوباره قوت گرفت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

رمضانیان: دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است

روشن است. چون این برنامه‌ها برای ماست. دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است. اگر جشنواره‌ی فجر در تعامل مستقیم با محیط‌های آکادمیک موسیقی و جامعه‌ی جدی هنری باشد و سیاست‌هایی را پیاده کند که به نفع دانشجویان موسیقی، موسیقی‌دانان جدی، و هنر فاخر است، چرا شرکت نکنیم؟ باورتان می‌شود من تابه‌حال یک بار در یکی از اجراهای جشنواره‌ی فجر شرکت نکرده‌ام. چون اصلاً سیاست‌هایش را به رسمیت نشناختم. اصلاً انگار نه انگار که دانشجوی موسیقی، و متخصصان بسیار حرفه‌ای در این جامعه حرفی برای گفتن دارند. برای من جشنواره‌ی موسیقی فجر در این سال‌ها با جشنواره‌ی مد و لباس‌اش فرقی نداشته. اما خب امسال به‌خاطر برگزیده‌ها گفتیم شرکت می‌کنیم. چون لااقل در بخشی از سیاست‌گذاری‌اش به‌نحو غیر مستقیم سهیم بودیم.

گفت و گو با جان کیج (IX)

شما پاسخ این پرسش را می دانید. بخشی از تاریخ شده است. آلن کا پرو (Allan Kaprow) عنصر زمان را بیشتر و بیشتر در کارهایش وارد کرد. در حالت عادی یک موزیسین بر اساس میزان، آهنگش را می نویسد و سپس فیگورهای مترونومیک را برای واحدهای میزانی تعیین می کند. در نتیجه آندانته، لارگو و همه این موارد را داریم. در قطعه ای به نام موسیقی تغییرات (Music of Changes) که برای کتاب تغییرات (Book of Changes) ساخته بودم تمام چیزهایی که می توانستم در یک قطعه موسیقی تشخیص دهم دستخوش شانس شده اند.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه، چهارم اردیبهشت ماه ۱۳۹۲، دوازدهمین جلسه از «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» با عنوان «نقد روان‌شناسانه‌، و تحلیل زبان‌شناسانه‌ی موسیقی» در محل ساختمان فاطمی خانه‌ی موسیقی برگزار شد.
یوگنی کیسین، نابغه پیانو

یوگنی کیسین، نابغه پیانو

یوگنی کیسین (Evgeny Kissin) نابغه پیانو را میتوان موتسارت معاصر دانست. در اکتبر ۱۹۷۱ و در مسکو روسیه بدنیا آمد. پیانو را بدون هیچ آموزشی تنها از طریق گوش و با بداهه نوازی در سن ۲ سالگی شروع نمود. شاید بسیار شگفت انگیز باشد که این کودک چنین استعداد خارق العده ای را در موسیقی و نوازندگی آنهم در آن سن از خود نشان داد.
موسیقی تانگو (II)

موسیقی تانگو (II)

تانگو به زودی از سمت فرانسه، در تمام اروپا محبوبیت یافت. رودولف والنتینو Rudolph Valentino 1895-1926 متولد ایتالیا سوپراستار سینمای صامت آمریکا، با ایجاد تصویری جذاب از رقص تانگو در فیلمهایش، مخاطبین تازه ای برای تانگو به وجود آورد. در دهه ۱۹۲۰ تانگو از انحصار خانه های بدنام و طبقه نه چندان درستکار بیرون آمد و به فرمی آبرومند و قابل احترام از موسیقی و رقص درآمد.
کلاف سردرگم (III)

کلاف سردرگم (III)

سال‌های بعد نیز وضع به همین منوال بوده است. دست‌کم هر دو یا سه سال یک بار چرخشی اساسی در دیدگاه‌ها و نحوه‌ی برگزاری این جشنواره رخ داده است. این موضوع که در آغاز در جهت تازگی و کمال به نظر می‌رسد از آن جهت که تداوم و انسجام این جشنواره را بر هم می‌زد نکته‌ی منفی‌ای به حساب می‌آید که تا امروز نیز به عنوان اصلی‌ترین پدیده‌ی آسیب‌شناختی جشنواره‌ی فجر به حساب می‌آید.
جان کیج و ذن بودیسم (V)

جان کیج و ذن بودیسم (V)

به جرات می توان گفت که مهمترین اثرِ پر حاشیه ی جان کیج به نام «چهار دقیقه و سی و سه ثانیه» حاصل همین اندیشه ی منبعث از فلسفه ذن بودیسم است که قصد دارد همسنگیِ سکوت و صدا را به مثابه مرگ و زندگی به مخاطب القا کند. در این قطعه که نوازنده ی پیانو در محصوره ای از زمان (۴٫ ۳۳) به نواختن سکوت! می پردازد، می خواهد مخاطبین را به شنیدن زندگی جاری در سالن اجرا دعوت کند و یادآور شود که صداهای روزمره نیز با این نگرش می تواند مصداقی از هنر باشد و این همان تفکر ذن بودیسمی در برخورد با زندگی و مرگ است.
گفتگو با تیبو (VI)

گفتگو با تیبو (VI)

یکی از عالی ترین و زیباترین خاطره های من در زمینه موسیقی به جلسه کوارتت و کوئینتت زهی (با پیانو) در خانه ام در پاریس بر می گردد. در این جلسه ما ۴ اثر از دوست داشتنی ترین آثار موسیقی مجلسی را به ترتیب زیر اجرا کردیم: کوارتت هفتم بتهوون (ایزایی ویولون یک، من ویولون دو، کرایسلر ویولا که خیلی هم خوب می نواخت و کاسالز ویولون سل)؛ کوراتت شومان (کرایسلر ویولون یک، ایزایی ویولون دو، من ویولا و کاسالز ویولون سل) و کوارتت سل ماژور موتسارت (من ویولون یک، کرایسلر ویولون دو، ایزایی ویولا و کاسالز ویولون سل). سپس ما به پونیو (Pugno) تلفن زدیم و او هم به ما پیوست.
به بهانه معرفی آثار چند صدایی آهنگسازان ایران و ترکیه (I)

به بهانه معرفی آثار چند صدایی آهنگسازان ایران و ترکیه (I)

بیست و چهارم دیماه گذشته، فستیوال سه گاه در پیستبورگ-پنسیلوانیای آمریکا میزبان نوازندگی لیلا رمضان بود. در این برنامه لیلا رمضان قطعاتی از آهنگسازان معاصر ایران و ترکیه شامل: نصیل کاظم اکسس (Necil Kazim Akses)، اوندر ازکک (Önder Özkoç)، ییگیت کلت (Yigit Kolat)، فوزیه مجد، علیرضا مشایخی، بهزاد رنجبران و ایرج صهبایی را در قالب یک رسیتال پیانو بر روی صحنه برد. در این فستیوال که با همکاری دانشگاه کارنگی ملون پیتسبورگ (Carneigie Mellon University-Pittsburgh) و مرکز موسیقی ایران (Center for Iranian music) و انجمن دانشجویان اهل ترکیه در پیتسبورگ به مدت سه روز برگزار شد، از کیان سلطانی و اسماعیل لومانوسکی (Ismail Lumanovsky) هم به عنوان سولیست دعوت شده بود و قطعات “دوبل کنسرتو برای نی و کمانچه ” از رضا والی و “کنسرتو برای کلارینت و آنسامبل” از اربرک اریلماز (Erberk Eryilmaz) اجرای نخست شدند.
چاهیان: روی موسیقی خراسان تحقیقات میدانی داشتم

چاهیان: روی موسیقی خراسان تحقیقات میدانی داشتم

به عنوان شخصی که فارغ التحصیل موسیقی ایرانی هستم، به هر حال شنوای موسیقی نواحی ایران بوده ام و البته بسیار هم کنجکاو بودم تا این آثار را تهیه کرده و گوش کنم اما پژوهش جدی من در این زمینه از مقطع ارشد آهنگسازی ام شروع شد؛ به ویژه در ارتباط با موضوع پایان نامه نظری من در این مقطع بود. انتخاب من هم سه دلیل داشت که دلیل اول این بود که بسیار مشتاق بوده ام تا این موسیقی ارزشمند را بتوانم آوا نویسی، ثبت و تحلیل کنم، دلیل دوم آن بوده است که به خاطر هدفی که در آهنگسازی برای خودم در نظر گرفته ام بتوانم فرهنگ و هویت موسیقی ایرانی را در آثارم نشان دهم و سعی دارم تا با استفاده از تجزیه و تحلیل این موسیقی ارزشمند بتوانم ویژگی های موسیقایی این نغمات را در آثارم به کار گیرم و دلیل سوم هم این است که به عنوان یک اجرا کننده موسیقی ایرانی بسیار مشتاق هستم تا بتوانم اجرا کننده این موسیقی هم باشم تا از این طریق نیز این موسیقی را به نوبه خود حفظ کنم.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (X)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (X)

برای ژینو که تحسین و وفاداری خاص و بی حدی برای بانویِ بزرگش، ادیت داشت، ورود به دنیای دوستی با ادیت به مانند ورود به مذهب می ماند. ژینو به کسی ایمان پیدا کرده بود که به او عشق ورزیده بود. ژینو خود در این باره این چنین بیان می کند: «پیروزی های ادیت، موفقیتش، خوشبختی هایش، در دوستی یا در عشق، من را لبریز می کرد. همیشه دوست داشتم او را شاد، خوشبخت و شکوفا ببینم و شدیداَ زجر می کشیدم زمانی که حادثه ای او را تحت تأثیر قرار می داد. من به ادیت احتیاج داشتم همان گونه که او به وفاداری تمام و کمالِ من احتیاج داشت.» از نظر ژینو این دو کلمه به خوبی ادیت را توصیف می کنند: «عشق» و «رنگِ آبی».
سخنرانی پورقناد در نقد نغمه (II)

سخنرانی پورقناد در نقد نغمه (II)

مشکلی بزرگ در همنوازی سازهای مضرابی وجود دارد که باعث شده حتی عده ای از منتقدان، موافق گروه نوازی سازهای مضرابی نباشند و آن ایجاد نویزی است که هنگام همنوازی ایجاد می شود. وقتی ما گرافی که مربوط به ثبت سازهای کششی است را می بینیم متوجه می شویم یک فرکانس همراه با هارمونیک هایش به شکل موازی و نامیرا از ابتدا تا انتهای نت اجرا شده دیده می شود، در حالی که در سازهای مضرابی یک پیک قوی همراه با نویز و نوفه و فرکانسهای بالا بوجود می آید و پس از آن طنینی از فرکانس اصلی را به صورت میرا داریم.