گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VI)

هومان اسعدی، بابک خضرایی، شهاب منا، مرجان راغب
هومان اسعدی، بابک خضرایی، شهاب منا، مرجان راغب
جاهایی رویکرد انقلابی لازم است؛ برخی از عناصر باید تغییر کنند و در مجموع، کارهای آنالیتیک و عقلانی می‌تواند بسیار کمک کند حتی به فرایند هنری. من فکر می‌کنم در ایران سوء‌تفاهمی وجود دارد. هرجا اسم از عقل و آنالیز می‌آید، یک برچسب غرب و غرب‌زده به‌اش زده می‌شود و خود من‌هم که بیست‌ویک سال پیش شروع به تدریس کردم گاهی این برچسب به کارم زده می‌شد و می‌گفتند کار عقلانی در سنّت نیست و کار غربی است ولی چنین چیزی صحت ندارد برای اینکه اجداد ما ابن‌سینا و فارابی هستند و برخورد عقلانی کاملاً دقیقی هم کرده‌اند و به‌مرور زمان ایران به وضعیت خاصی دچار شد که شاید کارهای عقلانی و تحلیلی کمرنگ‌تر شده و نتیجه‌اش هم در سطح کلان‌تر، در حیات فرهنگی و اجتماعی ایران، کاملاً دیده می‌شود.
در هر حال، این جلسه جای بررسی این کتاب نیست. تجزیه‌وتحلیل هم یک فرایند تفصیلی است و افراد مختلف می‌توانند نظرات مختلفی داشته باشند و از زوایای مختلف می‌توان به یک اثر هنری نگاه کرد. یک قطعۀ موسیقی یک اثر هنری محسوب می‌شود و غیر از برخوردهای آنالیتیک ساختار صوتی و ساختار موسیقایی مسائل زیبایی‌شناسی و فلسفی هم می‌تواند واردش شود و جای کار در همۀ این حوزه‌ها قطعاً وجود دارد و هیچ‌وقت تمام نمی‌شود.

خود من قطعه‌ای را که بیست سال پیش آنالیز می‌کردم برای هزارمین‌بار آنالیز می‌کنم و نتیجۀ جدیدی می‌گیرم. فرایندی است که همیشه قطعاً رو به تحول و تکامل است. در هر حال، به خانم راغب تبریک می‌گویم که در این راه سخت وارد شده‌اند.

معمولاً در رشته‌های موسیقی‌شناسی و اتنوموزیکولوژی تمایل به این است که از این حوزه کمی دور بزنند و وارد مسائل سهل‌وصول‌تر بشوند اگرچه مسائل فرهنگی و اجتماعی خیلی مهم است ولی مسئلۀ تجزیه‌وتحلیل واقعاً کار سخت و پیچیده‌ و زمان‌بر و فرسایشی است که نیاز به بازبینی زیاد دارد.

همین‌که ایشان در این راه قدم گذاشته‌اند و امیدوارم دیگران نیز این راه را ادامه دهند موجب خوشحالی است و به نتایج عملی هم می‌رسند. ایشان به ۲۲ نکته دربارۀ سبک‌شناسی تصنیف عارف قزوینی اشاره کرده‌اند که هرچند به‌صورت دستورالعملی برای آهنگسازی نیست اما اگر کسی به سبک عارف قزوینی بخواهد کاری بسازد حداقل می‌تواند از این طریق آن‌را بشناسد و پس از دانستن سبک‌شناسی عارف قزوینی، امیرجاهد و دیگران همه را کنار بگذارند و کاری کنند که سبک خودشان را داشته باشند. در غرب هم، هارمونی، کنترپوان و… را یاد می‌گیرید، نه برای اینکه عین آنها را پیاده کنید. وقتی قانونی را می‌شکنید و قانونی جدید می‌توانید وضع کنید با یک پختگی، تازه از آنجا هنر آغاز می‌شود…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

یک نظریه ی تاریخی

یک نظریه ی تاریخی

الگو ها در آن سو (اروپا و آمریکا) طی نیم قرن اخیر، ما را به سوی زوال غربی سوق داده اند و این در حالی است که ما در عین تقلید مداوم از غرب همیشه هم از آن عقب مانده ایم. ما دو سه قرن پس از دورانی که نهضت کرامولی قرن هفده پشت سر گذاشته می شد، تقلید پیش پا افتاده و ناچیزی از آن کردیم؛ و حالا که غربی ها از خود به بیزاری رسیده اند و فرهنگ غرب عملاً راه زوال و نیستی را در پی گرفته است و تمدنش، با انواع مختلف سلاح ها تجهیز شده، تا از این طریق بتواند خود و دنیا را در یک آن نابود کند، عده ای از ما پشت سر غربی ها راه افتاده اند و مدام پیشرفت ها، بزک ها و تفاوت آنجا را به رخ ایرانیان می کشند درحالی که می توانند مانند هند فرهنگ ایران را به جهان عرضه کنند و در راه شناساندن این فرهنگ کوشا باشند.
نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (IV)

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (IV)

غیر از یک نفر از تنظیم‌کننده‌های جوان که پاسخ برخی از پرسش‌های ذهنی من را داشت و اتفاقاً چون ارتباط خوبی با یکی از آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌زمان با واروژان دارد، پیشنهاد کرد که برای رسیدن به بهترین اطلاعات باید به آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌دوره‌ی واروژان مراجعه کنم؛ ولی چون مطمئن بودم در این شماره‌ی ماهنامه‌ی هنر موسیقی حتماً همکاران نویسنده سراغ استادانی چون «ناصر چشم‌آذر» خواهند رفت و ممکن است مطلب من دچار معضل دوباره‌کاری و موازی‌کاری با مطلب نویسنده‌ای دیگر شود، از این کار پرهیز کردم.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

نقد فمینیستی (و البته بعضی گرایش‌های دیگر در نقد نیز) هراسی از آن ندارد که به جای جهانشمول دیدن معیارهای ارزیابی هنرهای زیبا و آثار مرجعی که مصداق‌های ارزیابی و بسترهای عینی آن را شکل می‌دهند، آنها را آفریده‌ی گرایش‌های «مرد سفیدپوست اروپایی» بداند و به جست‌وجوی علل حذف گرایش بخش‌های بزرگی از جمعیت جهان (به‌ویژه غیبت زنان و زنانگی در تعیین آثار مرجع) در آن بپردازد.
صداسازی در آواز (VIII)

صداسازی در آواز (VIII)

برای این که به راستی با یک رویداد، یا یک عطف مواجه شویم لازم است این پرسش‌ها طرح شده باشد، نه فقط در نوشته‌ی منتقدان یا پچ پچ بدخواهان بلکه علاوه بر آن در کُنه فعالیت هنری نیز. اینجا هنرمند باید لحظه به لحظه از خودش و اثرش بپرسد که آیا صدای خودش را یافته است؟ صدا به هر دو معنایی که در چنین جایگاهی ممکن است داشته باشد که اتفاقا در این زمینه سخت به هم مربوط هم هستند، یعنی صدا به مفهوم یک امر آکوستیکی (به عام‌ترین شکلش) و استعاره‌ی بیان شاخص فردی/جریانی. این پرسش مداوم هر بازیگر این صحنه باید باشد؛ آیا این صدای ماست که شنیده می‌شود؟ بعضی‌ها در مورد رویداد مشابه چنین فکر می‌کنند:
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

اتخاذ شیوه‌هائی از این دست سخت‌ مؤثر افتاد و رودکی بزودی به عنوان نشریه‌ای فرهنگی-که توجهی ویژه به مسائل و رویدادهای موسیقی دارد-از اعتباری برخوردار شد که بسیاری از نشریه‌های‌ مشابه در طی سال‌ها بدان دست نیافته بودند.
“مثل رولینگ استون”

“مثل رولینگ استون”

باب دیلن درژوئن ۱۹۶۵ پس از نوشتن و ضبط بهترین آهنگ زندگی خود می گوید : “بالاخره آنرا نوشتم، موفق شدم، کار چندان مشکلی هم نبود”. درباره ترانه Like a Rolling Stone هیچ توصیفی بهتر از اجرای متحول کننده مرد جوان خالق این آهنگ که بیست و چهار سال بیشتر نداشت، نبوده و نیست.
برنده جایزه پیانوی باربد در شهر لندن نواخت

برنده جایزه پیانوی باربد در شهر لندن نواخت

پنجشنبه ششم آپریل، ۱۶ فروردین در شهر لندن کشور سویس اشکان لایق، پیانیست جوان و برگزیده جشنواره پیانوی باربد قطعاتی را برای پیانوی سولو و دونوازی به همراه ویولونسلیست انگلیسی، توماس ایساک اجرا کرد.
مروری بر «کنسرت کوارتت رسپینا» سالن رودکی اسفند ۹۶

مروری بر «کنسرت کوارتت رسپینا» سالن رودکی اسفند ۹۶

کوارتت رسپینا رپرتواری از آثار پیش‌تر اجرا شده‌ی آهنگسازان ایرانی را به روی صحنه آورده است. این برای کوارتتی که یکی از اهدافش «تمرکز بر آثار آهنگسازن ایرانی [با هدف] ایجاد آرشیو صوتی و تصویری از قطعات نوشته شده و همچنین ایجاد سیر تاریخی به واسطه‌ی اجراهای پیاپی از آثار زهی آهنگسازن نسل قدیم تا حال حاضر» است، موفقیتی محسوب می‌شود، به شرط آن که به این سطح محدود نماند و به سوی فراهم آوردن تفسیرهای ماندگار آثار برود.
نامگذاری سمفونی شماره سه بتهوون

نامگذاری سمفونی شماره سه بتهوون

بتهوون قبل از آنکه نام سنفونی سوم خود را اروییکا بگذارد در نظر داشت تا نام آنرا بناپارت بگذارد.
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (VI)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (VI)

در دوره‌ای که صبا می‌زیست مفاهیمی مانند انسجام در موسیقی دستگاهی کمتر مورد بحث نظری قرار می‌گرفت و بیشتر موضوع یک عمل موسیقایی درونی شده بود. اما او احتمالا برای نخستین بار به شکل مکتوب و آگاهانه به مفهوم پیوستگی در موسیقی دستگاهی پرداخته و معتقد است که علاقه‌مند حتماً باید موسیقی ایرانی را به روش عملی یاد بگیرد «[…] زیرا تا گوشه‌های آن را دقیقاً در یک سازی ننوازد و دقت نکند، طبعاً خط‌مشی و ارتباط آن‌ را با فراز‌های ماقبل و مابعد و طرز فرود (Cadance) آن‌ را به اصل دستگاه، یا گذر (Passage) آن را با گوشۀ بعدی نمی‌تواند درک کند.» (۶) شاید تلاش او برای جا دادن گوشه‌های جدید در متن ردیف باعث شده که به شکل آگاهانه به موضوع بنگرد یا شاید هم سر و کار داشتن با اجرای هنرمندانه بر اساس ردیف.