سلطانی: مردم عادی درک و فهم موسیقی جدی را ندارند – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

سلطانی: مردم عادی درک و فهم موسیقی جدی را ندارند

پیمان سلطانی
پیمان سلطانی
دریافت و دیدگاه شما به عنوان یک هنرمند نسبت به جامعه ی روشن فکری ایرانی چیست؟
از زمانی که یاد گرفتم دور و برم را به تنهایی نگاه کنم، دوره ی مجله آدینه بود و دنیای سخن و این چیزها که من و امثال من هم با افتخار می خریدیم و پُز روشنفکری می دادیم و سعی می کردیم خودمان را به جلوی صف بکشانیم، ولی آن جلو همیشه پیکر تعدادی از روشنفکران روی هم انباشته شده بود، عین گلادیاتورها پس از مبارزه، مردم از دیدن این صحنه ها، این که یک عده به هم فحش می دهند و یقه ی هم دیگر را می-گیرند ـ تا بالاخره یکی از آن ها از گود بیرون رود ـ اظهار خوشحالی می کردند و لذت می بردند(البته هنوز هم این رویه ادامه دارد). از آن زمان تا حالا هرچه جلوتر می آیم می بینم که این رویه ساحتِ نظامِ روشنفکری است. میدانی است پُر از زور و خون و هر کس می خواهد به زور سایه ی معاصرین و نسل بعدی را مطابق استیل و معیارهای خودش در بیاورد.

عده-ای هم هستند که مانند صوفیان ایستاده به فرمان مرشدشان. گروهی از این روشنفکران دارای دیدگاه و نظریه ی شخصی اند و متکی به تاریخ و دانش گذشته، چنان که زرتشت در سقوط آن بندباز به او گفت که: “ننگی به تو نیست چرا که تو شغل ات را در میان خطر انتخاب کرده ای و به همین سبب است که جان می سپاری پس من تو را با دست هایم به خاک خواهم سپرد.” از این منظر براهنی جز یگانه ترین افرادی است که گرچه خود را در مقام شاعر و نویسنده ای برجسته به ثبت رسانده ، اما همیشه خود را موظف کرده است تا با چشمانی باز محصول دیگران را بکاود.

تا آن جا که می دانم شما مسؤولیت و مقامی را در هیچ سازمان و ارگان دولتی نپذیرفته اید.چرا؟
من از خانواده ای متوسط آمده ام. خانواده ای نه غنی و نه فقیر؛ اما متین. در اواخر دهه ی دوم زندگی ام به لحاظ مالی مستقل شدم (البته این را خودم می خواستم) و خوشبختانه تا حالا هم درمانده نشده ام، چرا که از محاسن چند سویه بودنم در زندگی بوده است. روش م همیشه این بود که بدون انباشته مالی پیش آیم و تا دوره ای هم، هر روزم به لحاظ مالی وابسته به همان روز بوده است، گرچه اکنون هم گاه به همان وضع می رسم، اما خمیده راه نمی روم تا بهانه ای شود برای توبیخ از سوی دیگران. اما تازگی ها دیگر دوست ندارم مانند اعتماد السلطنه بگویم که “امروز را هم زنده ماندیم”. من همیشه کوشیده ام تا دیدم را وسیع کنم، چرا که هنوز فکر می کنم اشخاص فرهیخته یک حوالت تاریخی دارند. چه وضع بدی است اگر آدم گرفتار شود، آن چنان که عبید زاکانی می گوید: “گربه ای وارونه از مخرج شتری آویزان بود و دلش خوش، که با بزرگان وصلت دارد”.

من گرفتاری از این نوع را نمی پسندم. در دورانی که آموزش می دیدم و به طور جدی به کلاس های مختلف روی آورده بودم و هم زمان خاطرات انهدامی و ارزش های نابجا در موسیقی و حواشی موسیقی را دریافت می کردم، در وضعی قرار داشتم که انگار هر چیزی را کشف می کنم در برخورد با چشم و حس من، و هوا مسموم شده و در ذهن من رد پا می گذاشت. من نیز در پی این تخریب ها به چشم به هم زدنی علیه آنانی می-نوشتم که هوا را مسموم کرده و زیر طاقی مخفی شده بودند.

فکر می کنید موسیقی جدی در میان مردم چه جایگاهی دارد یا می-تواند داشته باشد؟
کنسرت های موسیقی همیشه این امکان را داشته اند که در اختیار عموم باشند، خیلی از مردم پس از پایان کار روزانه-شان به ظاهر و هیبتی دیگر در می آیند و به سوی دیدن کنسرت یا تأتر و … می شتابند، که قطعاً در کنارشان در تالارهای کنسرت و تأتر چهره های فرهنگی و اندیشه نیز نشسته اند. به این معنی که در خیلی از کنسرت ها تفاوتی در بین عوام و خواص وجود ندارد و همه می توانند به صورت مساوی از یک موقعیت استفاده کنند. بنابراین درباره ی کنسرت ها هر شخصی از هر قشری اظهار نظر می کند.

اما امروزه به خصوص با دستیابی به تکنولوژی، امکان شنیدن موسیقی جدی کل جهان در سی دی ها و دی وی دی ها و …. امکان پذیر است، اما غالباً این خواص هستند که سراغ موسیقی جدی می روند و عامه به همان موسیقی و کنسرت های دسته چندم رو آورده اند ( که البته همیشه این اشکال بر گردن آنان گذاشته نمی شود) و یا نهایتاً موسیقی های مورد پسند خود را از کنار خیابان و دور میدان انقلاب تهیه می کنند.

این دموکراسی نیست که چون مردم عادی درک و فهم موسیقی جدی را ندارند، حمایت دولت و رسانه باید از موسیقی دسته چندم و پست باشد و موسیقی جدی دور از دسترس عامه قرار گیرد. در واقع دولت ها با این تصور که نقش یک دموکرات متظاهر را ایفا می کنند، فی نفسه بنای ریشه کن کردن فرهنگ و هنر واقعی را بنیان می گذارند. خوب است که موسیقی در دسترس عموم باشد و مورد توجه قرار گیرد، اما واقعیت این است که موسیقی با این که همه ی قشرها را در هر سطحی درگیر کرده، اما نتوانسته به اندازه ی سینما مردم را همگون و هماهنگ کند.

3 دیدگاه

  • ساعی مغیثی
    ارسال شده در خرداد ۱۳, ۱۳۸۸ در ۲:۴۸ ق.ظ

    اگر موسیقی مانند سینما در کنار مردم باز هم قرار گیرد، اگر مردم و توانایی درک آن را نداشته باشند، پس باز هم فرقی ندارد

  • ارسال شده در خرداد ۳۱, ۱۳۸۸ در ۸:۰۵ ق.ظ

    “مردم عادی درک و فهم موسیقی جدی را ندارند”
    به عنوان یک موزیسین مفهوم این شعار ها و جملات بی محتوا را نمی فهمم.
    “مردم عادی”
    مردم عادی در مقابل ” مردم غیر عادی”
    “درک و فهم” در مقابل “عدم درک وشعور”
    ” موسیقی جدی” در مقابل “موسیقی شوخی”

    کاش تریبون به دست مردم بزعم ایشان “عادی”
    می افتاد و ما حرفهای آنها را هم می شنیدیم.
    به نظر من
    روشنفکران “غیر عادی” ما “درک و فهم” درستی از مفهوم”زندگی”، “مردم” و “موسیقی”
    و”هنر”ندارند.

  • محمد
    ارسال شده در خرداد ۱۳, ۱۳۸۹ در ۲:۱۷ ق.ظ

    اگر چه به نظر من آقای anonymous تند رفتید و خیلی هم تند رفتید من به شما میگویم چرا شما که این دنیایی که میگویید دیگران درک نمیکنند را رها نمیکنید فقط برای لحظه ایی از منظری دیگر با این مساله برخورد نمکنید؟

    ولی جدا از این من بیشتر با کلمات موسیقی جدی و موسیقی پست مشکل دارم به نظرم از نگاهی آری میشود گفت این پست آن والا اما من هرگز نپنداشتم که این تمام ماجراست

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (X)

شورانگیز (چهارمضراب شور): این قطعه با الگوی ساختاری چهارمضراب طراحی و ساخته شده است. وزن اصلی قطعه دو ضربی ترکیبی بوده و از ابتدا تا انتها با سرعت ثابت و بدون تغییر ادامه می یابد. نکتۀ بارز و اصلی این اثر در استفادۀ آهنگساز از ترکیبات متفاوت و متنوع در وزن و ضرباهنگ اثر است و با اینکه وزن اثر تا انتها ثابت است ولی تغییرات درونی در سرضرب ها و استفاده از حالات متنوع آنها فضایی متفاوت به این اثر بخشیده است.

از روزهای گذشته…

گزارش مراسم رونمایی کتاب  «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VII)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VII)

در ادامه، بابک خضرایی به‌عنوان آخرین سخنران دربارۀ این اثر گفت: این جلسه جلسۀ نقد و بررسی نیست و صرفاً برای آشنایی مخاطبان با کتاب است. از‌این‌رو، من فقط چند نکتۀ‌ کوتاه را عرض خواهم کرد: عنوان کتاب شامل چند کلمه است: «ساختار»، «تصنیف»، «عارف قزوینی».
گری مور

گری مور

به عقیده اغلب منتقدین او بهترین موسیقیدانی است که تا به حال از مجموعه جزایر انگلستان پای به عرصه هنر گذاشته است و در دوران کار حرفه ای خود که آغاز آن به سالهای ۶۰ برمیگردد به جز چند مورد استثنا، تمام انواع موسیقی و سبکهای مختلف آنرا با چیره دستی آزموده و گروههایی چون Thin Lizzy، Colosseum II و Skid Row با حضور او به مراحل بالای شهرت و محبوبیت رسیده اند.
نقدی بر هارمونی زوج (III)

نقدی بر هارمونی زوج (III)

تاکید نویسنده در این مقاله بر روی درجه های زوج بوده و در ادامه خواسته است آن را اثبات کند اما درجه ی پنجم در موسیقی کلاسیک ایرانی چندان هم بی ارزش نیست چون شاهد بسیاری از شاه-گوشه ها (واژه ای که استاد عمومی برای گوشه های اصلی یک دستگاه نام برده است) درجه ی پنجم شاهد درآمد دستگاه ها هستند و هیچ دستگاهی نیست که در درجه پنجم یک تا چند گوشه ی مهم نداشته باشد. مثلا:
آفرینندگی اعداد (II)

آفرینندگی اعداد (II)

با این توضیح دسته نت های فوق نغمگی به تصاعد حسابی فرکانس ها با قدر نسبت ۲ و دسته نت های مادون نغمگی به تصاعد حسابی طول موج (معکوس فرکانس) با همان قدر نسبت بستگی دارند. تصاعد حسابی اعداد با قدر نسبت دو، سری اعداد ۳، ۵، ۷، ۹، ۱۱، ۱۳ و … را به دست می دهد. در جدول زیر نسبت فرکانسی دسته نت های فوق و مادون نغمگی در محدوده یک اکتاو ارائه شده است.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دهم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دهم (I)

بین موسیقی و بدن ارتباطات بیشماری قابل تصور است. ساز به عنوان یک ابزار اجرایی که به وسیلۀ اندام‌های نوازنده نواخته می‌شود، خود زمینۀ بسیار گستردۀ مطالعاتی را فراروی پژوهشگران موسیقی قرار می‌دهد. مطالعات مربوط به شیوۀ کار بدن و ارتباط دو سویۀ ساز و اندام نوازنده از موضوعات قابل طرح در این حوزه است که در شاخه‌های نشانه‌شناسی (semiology, semiotics)، معناشناسی (semantics) و حتی بهداشت نوازندگی قابل بررسی است. موسیقی یکی از محرک‌هایی است که علاوه بر کارکرد شنوایی و ذهنی آن بر روی مخاطب، باعث تحرکات اندام‌واره‌های او نیز می‌شود.
about violin design – طرح و مدل (I)

about violin design – طرح و مدل (I)

در این قسمت از مباحث ساخت ویلن، به مرحله ای می رسیم که از دقت و توجه خاصی برخوردار است. این موضوع مشخصا در تمام متد های آموزشی ساخت ساز، بخشی مهم و قابل پردازش است. در طول تاریخ سازگری نظرات متفاوتی در راستای چگونگی عملکرد برای ورود به عرصه ظهور ماهیت فیزیکی ساز مطرح بوده است.
کلاف سردرگم (III)

کلاف سردرگم (III)

سال‌های بعد نیز وضع به همین منوال بوده است. دست‌کم هر دو یا سه سال یک بار چرخشی اساسی در دیدگاه‌ها و نحوه‌ی برگزاری این جشنواره رخ داده است. این موضوع که در آغاز در جهت تازگی و کمال به نظر می‌رسد از آن جهت که تداوم و انسجام این جشنواره را بر هم می‌زد نکته‌ی منفی‌ای به حساب می‌آید که تا امروز نیز به عنوان اصلی‌ترین پدیده‌ی آسیب‌شناختی جشنواره‌ی فجر به حساب می‌آید.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«اگر محور اصلی این شعر را ترس بگیریم و لحظه‌ای به خاطر بیاوریم که در تاریکی ظلمات قدم‌زنان در معبر یک باغ حرکت می‌کنیم و درک و استنباط ما از محیط اطرافمان فقط و فقط به واسطه‌ی حس شنیداری برقرار می‌باشد و این به همراه خود توهمات و تصویرهایی از آنچه دور ماست در ذهنمان می‌سازد که می‌تواند اضطرابی در خود نهفته داشته باشد. اینجا ترمولوی کمانچه را می‌شنویم که بسیار آرام نواخته می‌شود و در لایه‌های دیگر کمانچه طراحی سوال و جواب‌هایی را به عهده می‌گیرد که در نهایت فیگور استیناتویی را به آهستگی طرح می‌کند. همان ضرباهنگ رو به تندی و کندی با ضربه‌ی آرشه روی سیم‌های کمانچه […]» (ص ۲۳)
در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (II)

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (II)

این همان نکته‌ای است که وضعیت را برای ما متفاوت می‌سازد و ساختار آن کتاب‌ها را که براساس اهدافشان تنظیم شده کم‌تر برای کاربرد در دانشگاه‌های ایران توجیه‌پذیر باقی می‌گذارد. اما هدف کتاب فارسی چنان که خود مولف می‌گوید: «بالا بردن سطح اطلاع و آگاهی در آنالیز موسیقی آتنال است و نه ترویج سبک خاصی در آهنگسازی. همچنین هیچ تلاشی برای علاقه‌مند کردن مخاطب به موسیقی مورد بررسی یا تشویق او به لذت بردن از آن صورت نگرفته است.» (ص ذ)
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

این تلقی خاص از پیشرفت یا پیشرو بودن ممکن است تنها مرتبط با زمان حال (هم‌عصر شونبرگ) تعبیر شود اما نکته‌ای بسیار ظریف‌تر هم در اینجا نهفته است و آن گرایش به آینده است. این نوع نگاه به پیشرفت موسیقایی به این معناست که آهنگساز یا منتقد نه تنها آینده را حدس بزند بلکه از رخ‌دادن آن مطمئن باشد و به اثر موسیقایی کنونی از نگاه ناظری در آن آینده‌ی مفروض بنگرد و ببیند که در آینده این بیان موسیقایی پذیرفته شده و تلاش‌های امروز نیز نقشی با اهمیت در آن بازی کرده است.