گروه ریمونز (I)

ریمونز یا ریمون ها (Ramones) یک گروه مشهور راک آمریکایی هستند که بیشتر به عنوان اولین گروه پانک راک شناخته شده اند. این گروه در منطقه ای در سال ۱۹۷۴ در تپه های جنگلی (Forest Hills, Queens) در نیویورک به وجود آمد. تمامی اعضای گروه، نام ریمون را به جای نام فامیل خود برگزیدند! آنها به مدت ۲۲ سال و بدون وقفه در حدود ۲۲۶۳ کنسرت برگزار کردند. در سال ۱۹۹۶ بعد از شرکت در جشنواره موسیقی لولاپالوزا (Lollapalooza)، گروه آخرین کنسرت خود را به مناسبت جدایی اعضا از یکدیگر اجرا کرد. در مدت این هشت سال جدایی، سه تن از بنیانگذاران گروه؛ جوی ریمون (Joey Ramone) خواننده، جانی ریمون (Johnny Ramone) گیتاریست و دی دی ریمون (Dee Dee Ramone) بیس نواز، فوت کردند.

ریمونز از مهمترین تاثیر گزاران جنبش پانک راک در آمریکا و هم در بریتانیای کبیر بودند، با اینحال از لحاظ تبلیغاتی موفقیت اندکی کسب کردند. مجموعه آلبوم ریمونز مانیا (Ramones Mania)، تنها ضبط آمریکایی آنها، همچنان به عنوان یک اثر طلایی فروخته می شود.

با تشخیص اهمیت این گروه در طی سالها و معرفی شدن آنها به عنوان بزرگترین گروه موسیقی راک زمان، آنها در لیست بهترین گروه موسیقی در مجله موسیقی-سیاسی – فرهنگی آمریکایی “Rolling Stone”، همچنین در بین ۵۰ هنرمند بزرگ زمان، ۲۵ آلبوم برجسته با اجرای زنده، بین ۱۰۰ هنرمند بزرگ هارد راک VH1 ( یا Video Hits One شبکه موسیقی نیویورک، از سال ۱۹۸۵ تا سال ۱۹۹۴) و بین ۱۰۰ آلبوم معروف Mojo (مجله موسیقی محبوب، چاپ شده در بریتانیا)، قرار گرفتند. در سال ۲۰۰۲ ریمونز به عنوان دومین گروه بزرگ زمان در مجله Spin، بعد از بیتلز شناخته شدند!

در ۱۸ مارچ ۲۰۰۰ ریمونز به همراه سه بنیانگذار آن و درام نوازان گروه؛ مارکی و تومی ریمون (Marky and Tommy Ramone) به موزه راک اند رول (Rock and Roll Hall of Fame) در کلولند-آمریکا دعوت شدند.

تاریخچه: سالهای اولیه ۱۹۷۴- ۱۹۷۵
اعضای اصلی گروه در محله Forest Hills (محله متوسطی در نیویورک) با یکدیگر آشنا شدند. جان کامینگ (John Cumming) و توماس اردلی (Thomas Erdelyi)، هر دوی آنان در گروه موسیقی گاراج دبیرستان فعالیت داشتند، در سالهای ۱۹۶۶-۶۷ به نام عروسکهای نارنگی شناخته شده بودند. آنها با داگلاس کولوین (Douglas Colvin) آشنا شدند، کسی که خانواده اش به تازگی به آن منطقه نقل مکان کرده بود.

جفری هیمان (Jeffrey Hyman) عضو گروه اسپینر (Sniper)- موسیقی گلام راک (glam rock)- اوایل دهه ۱۹۷۰، با آنها آشنا شد. در اوایل سال ۱۹۷۴ گروه ریمونز، شروع به شکل گیری کرد (زمانی که کامینگ و کولوین، هیمان را دعوت کردند تا به آنها بپوندد) در ابتدا کولوین خواندن و گیتار ریتم، کامینگ گیتار و هیمان درام نوازی را عهده دار شدند.

کولوین از گیتار ریتم به گیتار بیس رسید و اولین کسی بود که نام خانوادگی خود را به ریمون تغییر داد و به عنوان دی دی ریمون شناخته شد، او از پال مک کارتنی (Paul McCartney) در تغییر نام، اثر پذیرفت که کارتنی در دوره نقره ای بیتلزی خود نام پال ریمون را برگزیده بود. دی دی، دیگر اعضای گروه را متقاعد کرد که نام خود را به ریمون تغییر دهند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که گروه را ریمونز (ریمون ها) بنامند. هیمان و کامینگ به جوی ریمون و جانی ریمون تغییر نام دادند.

یکی از دوستان این گروه مونته ای.ملنیک (Monte A. Melnick) که بعدها برنامه ریز تورهای آنان شد، در استودیوی اجراهای منهتن برای آنها مکانی برای تمرین فراهم کرد، جایی که خود در آنجا به کار مشغول بود و هم گروهی پیشین جانی، اردلی (Erdelyi) سرپرست گروه شد. خیلی زود پس از شکل گیری کامل گروه، دی دی به این نتیجه رسید که قادر نخواهد بود که در یک زمان هم بخواند هم بیس بنوازد، با تشویق اردلی، جوی (نوازنده درام گروه) خواننده جدید گروه شد.

اما جوی نیز خیلی زود به این نتیجه رسید که نمی تواند هم درام بنوازد هم بخواند و از نقش درام نوازی کناره گرفت. در حالی که انجام تست برای یافتن درام نواز انجام می شد، اردلی خود درام نوازی گروه را بر عهده گرفت و نیز گروه را در چگونه خواندن یک قطعه راهنمایی می کرد. در نتیجه مشخص شد که او بهتر از هر کس دیگری می تواند گروه نوازی کند و سرانجام به عنوان تومی ریمون (Tommy Ramone) به گروه پیوست. ریمونز برای اولین بار در مکان تمرین خود برای تماشاگران در ۳۰ مارچ ۱۹۷۴ نواختند.

آهنگهای آنان خیلی سریع و کوتاه بود، اغلب آنها بیشتر از ۲ دقیقه طول نمیکشید. در این دوره، موسیقی جدیدی در نیویورک ظاهر شد که در کلوپهای مرکزی منهتن و شهر کانساس مکس و مشهورترین آنها، CBGB مرکزیت داشت. ریمونز اولین اجرای خود در CBGB را در ۱۶ آگوست برگزار کردند. لژز مک نیل (Legs McNeil) از بنیانگذاران مجله پانک، بعدها تاثیر اجرای ریمونز را اینچنین ارزیابی کرد: “همه آنها کت چرمی مشکی پوشیده بودند و همه با هم اشعار را می خواندند و همانند حجمی از صدا بودند… آنها بسیار جذاب در عین حال غیر معمول به نظر می رسیدند. این افراد هیپی نبودند، بلکه پدیده ای کاملا نو بودند.”

گروه به سرعت و به طور مرتب در این کلوپها اجرا می کردند. در پایان سال، هفتاد و چهار بار اجرا داشتند! بعد از کسب توجه فراوان نسبت به اجراهایشان – که مدت هر اجرا در حدود هفده دقیقه بود – گروه در پائیز ۱۹۷۵ قراردادی را با سیمور استین (Seymour Stein) از ریکوردهای سیره (Sire Records) بستند. همسر استین لیندا استین (Linda Stein) که اجرای گروه را در CBGB دیده بود، بعدها مدیریت گروه را به همراه دنی فیلدز (Danny Fields) عهده دار شد. در این زمان ریمونز به عنوان رهبر موج جدید و بیشتر به عنوان پانک شناخته شدند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مسئولیت هوشنگ ظریف بودن!

درباره جایگاه هوشنگ ظریف نیاز به هیچ مقدمه ای نیست. به قدری منش و شخصیت او در میان اهالی موسیقی شناخته شده است که تنها نامش به خودی خود سمبل و الگوی جوانان است. «هوشنگ ظریف شدن» رویای بسیاری از جوانانی است که به دنیای حرفه ای موسیقی وارد می‌شوند و عموما با این حسرت بازنشسته.

تکروی بااستقامت! (IV)

قطعاتی مثل: به زندان، در قفس، زرد ملیجه، رنگ ناز و ضربی هایی مثل «اکبرآباد رفته بودی…»، «اتل متل توتوله» و حتی بسیاری از قطعات نوحه خوانی و سینه زنی که بین مردم تهران قدیم، شناخته شده بود. این ایده او بسیار مورد توجه کامبیز روشن روان، آهنگساز مطرح زمان ما قرار گرفت و او این تلاش و ایده رجبی را تحسین کرد.

از روزهای گذشته…

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (IV)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (IV)

در خرمشهر این مراسم رو به «گِرگِشون و گِرگِشون» معروف بود که در شب ۱۵ رمضان بچه ها محله دور هم جمع می شدیم و در حالی که با ریتم خاصی دست می زدیم این اشعار رو می خواندیم:
معرفی یک اپلیکیشن میکروتونال تحت سیستم عامل اندروید (II)

معرفی یک اپلیکیشن میکروتونال تحت سیستم عامل اندروید (II)

با کمک آیکون + در گوشه سمت راست بالا می توان تعدادِ فواصلِ موجود در اکتاو را زیاد کنیم. مثلا در شکل زیر با کمک آیکون + توانستیم گامی ایجاد کنیم که دارای ۷ فاصله مساوی دراکتاو است. این گام همان گام ۷ قسمتی مساوی یا “۷-EDO” است (لازم به ذکر است این اپلیکیشن برای طراحی سیستم های فواصل تقسیم مساوی طراحی شده است). با برگشت به پنجره “Play” می توان فرکانس های گام را مشاهده کرد و با ضربه زدن بر روی درجات صدای نت ها را شنید و به خلق موسیقی پرداخت. در انتهای این نوشتار می توانید نمونه صوتی کوچکی در گام “۷-EDO” را که توسط این اپلیکیشن اجرا شده است گوش کنید.
مستر کلاس هورن نادر زینلی برگزار می شود

مستر کلاس هورن نادر زینلی برگزار می شود

نادر زینلی نوازنده با سابقه ساز هورن، دارای دکترای موسیقی از کنسرواتوار شهر لیون و ساکن فرانسه است. وی تجربه تدریس در مراکز مطرح موسیقی را در کارنامه خود دارد که از آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (VI)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (VI)

انتظار این می‌رود که تا پایان این دو بخش دانشجویی که کتاب را به عنوان ماده‌ی درسی مطالعه کرده است، با آنالیز شنکری آشنایی پیدا کرده و آمادگی لازم برای خواندن و درک متن‌های سطح بالاتر تجزیه و تحلیل شنکری را به ‌دست آورده باشد. با این فرض، فصل آخر (دوازدهم)، به عنوان سرپُلی برای ورود خواننده به متن‌های تکمیلی و پیشرفته‌تر طراحی شده و در مقدمه به بعضی از مسائل بنیادی تجزیه و تحلیل موسیقی در دوران خودش (۱۷) می‌پردازد. طرح پرسش‌هایی چون «چه تفاوتی بین تئوری و آنالیز وجود دارد؟» یا «چگونه آگاهی ازمسائل تئوریک به موسیقیدان برای آنالیز کمک می‌کند؟» با این پیش‌زمینه معنی پیدا می‌کند زیرا اینها پرسش‌های بسیار با اهمیتی هستند که خواننده در مراحل پیشرفته‌ی تجزیه و تحلیل به عنوان بستر نظری با آنها برخورد خواهد کرد.
دهه ۶۰ آغاز میشود

دهه ۶۰ آغاز میشود

زمانی که دهه ۵۰ جای خود را به دهه پر شر و شور ۶۰ داد، ستاره های سبک “rockabilly” (آمیزه ای از موسیقی کانتری و بلوز) دهه گذشته، از جمله روی اوربیسون ، الویس پریسلی و اورلی برادرز (The Everly Brothers) هنوز ترانه های بسیار موفقی اجرا میکردند اما مسن تر ها، در جستجوی مصالحی برای جوان پسند کردن ترانه هایشان، مخاطبین گذشته را هم از دست دادند و کم کم از صحنه کنار رفتند.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (II)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (II)

در چنین وضعیتی کتابی روانه‌ی بازار می‌شود با عنوان «هشت گفتار درباره‌ی فلسفه‌‌ی موسیقی» با این ادعا که اولین کتاب مستقل درباره‌ی این موضوع در زبان فارسی است. ناشر در متنی که در پشت جلد کتاب آورده می‌نویسد: «…دکتر «صفوت» با استفاده‌ی آگاهانه از فرصت‌های مغتنم، به توجیه پاره‌ای از وجوه بنیادین فلسفه‌ی موسیقی پرداخته است.» همان‌طور که از این نوشته پیدا است، خواننده منتظر است که کتابی در مورد بنیادی‌ترین مسایل فلسفه‌ی موسیقی پیش رو ببیند و از منظر آن به دل این عنوان دور از دسترس و جذاب رخنه‌ کند.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XI)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XI)

در این دوران بود که او عصر جدیدی از آثار خود را که شامل یک اپرای بلند بود آغاز کرد. “زن اسپانیایی” و “سمفونی سوم” نیز شامل همین دوره می شوند. در سال ۱۹۳۳ او به پاریس رفت تا در آنجا کنسرتوی ویلن خود را به همراه “یهودی منوهین” به اجرا درآورد. در زمانی که در فرانسه بود، الگار به دیدن “دلیوس” شتافت. (هر دوی این مردان سال بعد وفات یافتند) در ماه اکتبر، الگار به عارضه ی توموری که بر روی عصب سیاتیک او قرار داشت گرفتار شد. اجرای بعدی وی ناممکن شد و او در بیست و سوم فوریه ی سال ۱۹۳۴ جان به جان آفرین سپرد.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (III)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (III)

رشد این رشته‌ی علمی در شرایطی که ارتباط با جهان خارج روزبه‌روز کم‌تر می‌شد (به ویژه در دوره‌ی استالین) یک مسیر منحصر به فرد را رقم زد، به ویژه که در دیگر حوزه‌های اندیشه مثل نشانه‌شناسی، نقد ادبی فرمالیست‌های روسی و … نیز خطوط تفکر متمایزی بود که روی نظریه‌پردازان موسیقی تاثیر می‌گذاشت. شرایط بسته، شاید شبه‌گل‌خانه‌ای، موجب رشد مجموعه‌ای از مفاهیم، حوزه‌های مورد علاقه و روشمندی‌های پژوهش موسیقایی شد که یا به‌کلی مختص موسیقی‌شناسی روسی‌اند (موزیکوودینیا) یا اگر در موسیقی‌شناسی غیر روسی هم معادل‌هایی دارند؛ در موزیکوودینیا به معنایی کاملا متفاوت یا در جایگاه‌هایی دیگر به‌کار می‌روند (۶).
بتهوون چمن آرا

بتهوون چمن آرا

چه خوب دریافته بود سردبیر گفت وگوی هارمونیک اهمیتی را که خبرش برایم داشت، مثل آن که خبر فوت پدری بخواهند به فرزند بدهند، ندانند چه طور. بالاخره گفت: کریم چمن آرا فوت کرد. یک دنیا خاطره خراب شد بر سرم. ضربه‌های تیمپانی درآمد کنسرتو پیانوی ر مینور برامس بر سرم کوبیدند. در کسری از ثانیه، فیلمی به درازای چند سال در پس ذهن مرور شد…
مروری بر «کتاب گوشه؛ فرهنگ نواهای ایران» (I)

مروری بر «کتاب گوشه؛ فرهنگ نواهای ایران» (I)

انتشار «کتاب گوشه» رخداد مسرت‌بخشی برای موسیقی ایران است. در این فرهنگ، تلاش‌های گذشته با آنچه ارشد تهماسبی گردآورده به تلاقی رسیده‌اند. این فرهنگ می‌تواند به بسیاری از داستان‌سرایی‌ها و افسانه‌‌بافی‌ها و اطلاعات اشتباهی که در کلاس‌های موسیقی رد و بدل می‌شود پایان دهد. دقت، همت و پشتکار مؤلف در بیش از بیست سال کار بر روی این کتاب در جای‌جایِ آن هویداست. منظم کردن پانصد مدخلِ ابوتراب رازانی و حذف چهار عنوان تکراری در آن، تنها یک از صدها نمونه از این دقتِ کمیاب است. این فرهنگ، در مقام یک کار فردی شگفت‌انگیز است وآن را تنها می‌توان نتیجه‌ی یک عشق بزرگ دانست.