سلطانی: دولت مسئول حمایت از هنر پیشرو است

پيمان سلطاني
پيمان سلطاني
نقش موسیقی آوانگارد را در موسیقی معاصر ایران چطور ارزیابی می کنید؟
این جا موسیقی آوانگارد و پیشرو جایگاهِ چندانی ندارد؛ بیشتر موسیقی هایی اصطلاحاً ترگل وَرگل و رمانتیزمِ دِمُده و یا موسیقی هایی که آمیخته به شعارهای لوس باشند ( استفاده از شعار قطعاً در جایگاه خود زیبایی و صلابت خود را خواهد داشت) و الزاماً هم همراه خواننده مورد توجه قرار می گیرد. اگر این خواننده، تلویزیون و یا سینمای دست چندم را هم به قدوم خودش مزین کرده باشد، دیگر واویلاست.

حالا مدام یک عده تلاش کنند تا ملیک اصلانیان و حاج قربان و لیگتی و… را، به عنوان موسیقی های مهم معرفی کنند، پول دارِ تازه به دوران رسیده که اصولاً در پی به اصطلاح حال کردن است و چیزی از این ها نمی فهمد، می ماند پول دارهای قدیمی که از موتسارت و باخ و بتهون هم پایین تر نمی آیند و البته تا همین چند وقت قبل، اگر این اسامی را می شنیدند، فکر می کردند نوعی دسر است که آن وری ها می خورند، می مانند زیر دستی ها که باز دو گروه اند آن هایی که می فهمند ولی پول ندارند کنسرت ها را ببینند و آن هایی که باز پول ندارند و اگر داشته باشند هم می روند به دنبال همان به اصطلاح حال کردن. برای همین است که می گویند هنر آیینه ی روزگار هنرمند نخواهد بود، البته بگویم که این ها همه دردهایی مالامال از امیدواری است.

با این وصف، چه بر سر هنرمند می آید؟ هنرمند برای حفظ خود و هنرش چه باید بکند؟
خانواده برای من به نشانه ی وسعت تمام این سرزمین است و حافظه ی تاریخی ما، برای همین مهاجرت به جز دل و جرأت به تصور من یک بی گذشتگی می خواهد. آدم وقتی می رود باید رضایت دهد و رها کند. آدم آن طرف ناتمام است و قامتش به چشم نمی-آید، سرو خرامان هم که باشد گم و گور می شود. انسان های بزرگی داشته ایم که رفته اند و دل و تنشان به وطن شان بدجور بند بوده است، اما به نیت ساختن رفتند و هجرت کردند. اینان به هر حال صاحب حوالت تاریخی اند. هنرمندان آوانگارد مدام در حال خطر کردنند هستند و برای همین شبیه هجرت کننده گانی هستند که با تحمل از تنهایی و گم نامی در بحران، زندگی می کنند. کسانی که در حوزه ی هنر به عنوان مجریان دسته چندم فعالیت می کنند غالباً صدمه نمی بینند و آن بحران را طی نمی کنند چرا که به لحاظ اقتصادی صدمه ی آنچنان ندیده اند، به همین دلیل هجرت از هر نوعی را درک نمی کنند.

فکر می کنید این جا چه نهادی و چگونه باید از هنرمند پیشرو حمایت کنند، تا این بحران مرتفع شود؟
در یکی دو قرن اخیر در اغلب جاهای جهان، دولت ها، مسؤول حمایت از هنرمندان و فعالیت های هنری پیشرو بوده اند، در قرن هفده و هجده در هلند فئودال ها و سرمایه دارانی که تازه به اندوخته ای دست یافته بودند، حمایت از فعالیت های هنری آوانگارد را به عهده می گرفتند. که البته این حمایت ها به گونه ای دیگر هم بود، این که به صورت انحصاری انجام می-گرفت، یعنی این که هنرمند دولتی می شد و وابسته، و همین طور دست به سینه در خدمت دولت. نمونه هایی از آن در شوروی سابق و برخی کشورهای کمونیستی ( به استناد تاریخ هنر) بوده است و در ایران هم البته این رویه به شدت رواج دارد، پس هنر فرمایشی و ایدئولوژیک پدید می آید.

نتیجه ی این گونه حمایت ها این است که هنرمند از خطر کردن پرهیز می کند و آمیخته با برنامه های دولت می شود و چیزی به نام کشف از بین می رود. برای همین غالباً موسیقی هایی که در هر دولت به عمل می آیند و به سفارش دولت پخته می شوند، دوام ندارند و اصولاً هنرمندان یا واضح تر بگویم غالب موسیقیدانانی که مدام با سوبسید دولتی کار کرده اند و بدعادت شده اند، دیگر نمی توانند کاری در خور توجه ارائه کنند. نتیجتاً اگر این حمایت غیر مستقیم باشد، کار سازتر است مثل موسساتی که با حمایت خود از مالیات های کلان نجات یافته اند.

یا بدین گونه که بخشی از ارگان های دولتی بکو شند تا هنرمندِ معاصر را برای خلق اثرش به نوعی تشویق کنند و او را از تمامی دغدغه-های حواشی اش برهانند، در این صورت هنرمند می تواند به اثرش پناه برد. وگرنه وابستگی و ایجاد وابستگی، قطعاً، کار به دست هنرمند و اثر هنری خواهد داد.

همیشه می گویند، پشت هر مرد موفق یک زن موفق است. به نظر می رسد در مورد شما هم صدق کند.
نیکو یوسفی همسرم بانوی با استعدادی است که بخشی از رشدمان و حاصل تلاش هایمان را در کنار هم بوده ایم. خوب ساز می زند، خوب آهنگ می سازد، باهوش است، خوب می نویسد و مهمتر از همه خوب می فهمد، اما عادت دارد کنار بنشیند و سر به راه خودش داشته باشد، البته گاهی هم به ستوه می آید، ولی با همه ی این ها حاضر هم نیست از آن کنار بودن دست بکشد و در درونش علاقه ای خاص به پارتیزان بودن دارد. به دور از احساسات شخصی با این که توانایی اش را داشته، باید بگویم عَلَمی نیفراشته است. بعضی ها نرفته تلاش می کنند که از یاد ِبروند، نیکو هم از آن جماعت است خودش دوست دارد پشتش خالی باشد و می کوشد راه را برای من هموار کند.

5 دیدگاه

  • حسن مقدم
    ارسال شده در خرداد ۱۵, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۴ ب.ظ

    دوستان چرا از زحمات استاد ساکت چیزی نمی نویسید؟امی وارم شما در گیر این باند بازی های بچه گانهنشده باشید.یا حق

  • neda_1362@yahoo.com
    ارسال شده در خرداد ۱۶, ۱۳۸۸ در ۱:۰۹ ق.ظ

    واقعا ممنون فوق العلده است.

  • amirhoseyn
    ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۵:۴۶ ب.ظ

    استاد ساکت بهتر است فعلا ساکت باشند چون حرفی برای گفتن ندارند.مدام تقلید و سرقت و بی فکری.تند و تند کار کردن و اراجیف درست کردن که کاری ندارد کوچه بازاری ها از این آقای به اصطلاح استاد! بیشتر کار می کنند حداقلش سرقت نمیکنند.در ضمن این قیاس تون درست نیست بهتره استاد!!! رو با اساتید!!! قیاس کنید نه متفکری مثل آقای سلطانی.

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۷:۲۸ ب.ظ

    امیرحسین تو حق نداری که اتهام وارد کنی به یک نفر بدون دلیل!!
    بگو چه اثری را سرقت کرده؟! چرا بی دلیل حرف می زنی؟!

  • mona
    ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۸۸ در ۱:۳۵ ق.ظ

    ببخشید آقای مقدم اصلا این گفتگوی آقای سلطانی چه ربطی به ساکت داشت که شما بی دلیل اسم این آقا رو آوردید.در ضمن به نظر من ساکت به غیر از اینکه تار رو بدون هیچ حس و حالی باسرعت برق میزنه (انگار که دیرش شده) هیچ کاری نکرده. آهنگ سازی که هیچ ملودی سازی به شیوه ۵۰ سال پیش هم که بلد نیست جدیدا رهبری هم که می کنه واویلا(اون قیافه رو تصور کنین در حال رهبری واقعا کمدیه.آخه هیچ کی نیست به این آقا بگه اگه وقت اضافه داری برو تار زدن تو درست کن که بهت نگن سرسام السلطنه.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

از روزهای گذشته…

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (IV)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (IV)

صدا در دامان موسیقی در مقابل تناقضات و اضداد بی شماری واقع می گردد. در موسیقی کلاسیک غرب (موسیقی برآمده از کلیسا) تناقض، درگیر عناصری شده که به این نوع از موسیقی اهمیتی فراتر از صوت داده است. اما در موسیقی دستگاهی ایران، جایگاه صدا و گرفتاری آن در درون تناقضاتی قرار گرفته که ناشی از سیستم مُدال و همچنین نشانه هایی وابسته به آیین ها، مراسم و مقولاتی است که ارجاعی بی واسطه به حساب می آیند و در چهارچوب موسیقی به عنوان منشأ باروری واقع شده اند.
به قلم یک بانوی رهبر (II)

به قلم یک بانوی رهبر (II)

زنان تا قرن بیستم، در واقع یعنی تا سال ۱۹۳۰، وارد عرصه رهبری نشدند. در آن سال، آنتونیا بریکو (Antonia Brico) برای نخستین بار با ارکستر فیلارمونیک برلین به اجرا پرداخت و البته خشم منتقدین را برانگیخت. سپس به کشورش یعنی ایالات متحده آمریکا بازگشت و هیچ پیشنهاد رهبری به او نشد.
«مهم این است که همه کار می‌کنیم»

«مهم این است که همه کار می‌کنیم»

در ماه‌های گذشته، برای بررسی سروده‌های فروغ فرخزاد، شاعره‌ی نوپرداز ایرانی، همایش‌های گوناگونی در اروپا برگزار شد. اما شنبه شب، ۱۲ ژوییه، کنسرتی در لندن برپا شد که در آن اثری به نام «میان تاریکی» روی سروده‌های فروغ، از امیر مهیار تفرشی پور اجرا شد. کاری مدرن برای آواز و گروه نوازندگان کلارینت که مایا ساپون (Maya Sapone) خواننده‌ی آن بود.
Jazz Repertoire

Jazz Repertoire

اگر موسیقی کلاسیک (به معنای عام) کار کرده باشید حتما” متوجه شدید که برای یادگیری سبک و سیاق این موسیقی باید کارهای تعدادی از آهنگسازان این دوره ها را شنیده یا با ساز خود تمرین کرده باشید.
اپرای سان فرانسیسکو (I)

اپرای سان فرانسیسکو (I)

اپرای سان فرانسیسکو(SFO) دومین شرکت اپرا از جهت بزرگی در آمریکای شمالی است. آن در سال ۱۹۲۳ توسط Gaetano Merola 1953-1881 تاسیس شد. شب باشکوه افتتاح اپرای سان فرانسیسکو یکی از خاطره انگیزترین اتفاقات سال برای مشتریان اپرا بود.
جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل (George Szell) رهبر و آهنگساز متولد مجارستان، بزرگ شده اتریش و بعدها شهروند رسمی آمریکا، از مشهورتری هنرمندان معاصر مجارستان بود. وی بیشتر برای دوره طولانی و موفقیت آمیزش به عنوان مدیر موسیقی ارکستر کلولاند و ضبطهایی که از آثار کلاسیک استاندارد موسیقی جهانی به همراه این ارکستر و دیگر ارکسترها از خود به جای گذاشته، نامش در تاریخ موسیقی ثبت شده است. جرج سل در سال ۱۹۴۶ برای رهبری ارکستری قابل احترام اما کوچک که در آن زمان در تلاش برای احیای دوباره پس از جدایی موسیقیدانان آن و لطمه های وارده از جنگ جهانی دوم بود، به کلولاند آمد.
نت خوانی و اجرا

نت خوانی و اجرا

از نکاتی که در اجرای صحیح ترقطعات یاریگر نوازندگان است، نت خوانی آنهاست. در اغلب اوقات نوازندگان تمایلی به نت خوانی موسیقی مورداجرا دردوره ای که سرگرم تمرین آن هستند، ندارند.
گفتگو با حسین علیشاپور (II)

گفتگو با حسین علیشاپور (II)

دلیل دوم هم بحث عدم تحقیق است که این دوستان در شیوه هایی مانند شیوه ی تاج، شیوه ی ادیب، شیوه ی اقبال، شیوه ی طاهرزاده و … خیلی غور و تفحص نمی کنند و در این جزییات وارد نمی شوند که از آنها آگاهی یابند و با توجه به گفتمان امروزی آواز بتوانند حرف امروز خود را با شیوه ی خاص خود بیان کنند. مرحوم همایونپور همیشه به بنده نصیحتی می کردند که ”تو اگر در آواز خواندن تقلید نکنی، به شخصیت خودت احترام گذاشته ای و اثبات می کنی که یک انسان مستقل با فکری مستقل هستی”.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

پس از آن او به نوشته‌ای از خودش اشاره کرد با عنوان «شکافتن یک بافته» (درباره‌ی «پرسه در آیینه» اثر «محمدرضا فیاض») که در «فرهنگ و آهنگ» شماره ۱۷ منتشر شده بود، که در متن آن هم به شکلی واضح (و دامنه‌دارتر از نوشته قبلی) تجزیه و تحلیل موسیقی به کار گرفته شده است (قسمت ۱، قسمت ۲). همچنین نوشته‌ی خود «محمدرضا فیاض» با عنوان «رمزگشایی راز نو» منتشر شده در فصلنامه‌ی ماهور شماره‌ی ۲ همین تکنیک را به شکل گسترده‌تر به کار گرفته است.
ویژگیهای احساسی گامهای موسیقی

ویژگیهای احساسی گامهای موسیقی

کریستین فردریش دانیل شوبارت ادیب و شاعر آلمانی است که به دلیل علاقه زیاد و همکاری با موسیقیدانان به دانش موسیقی بالایی دست پیدا نمود. او مدتها مسئولیت مدیریت و کارگردانی موسیقی تاترهای نمایشی در آلمان را بر عهده داشت و تالیفات زیادی در زمینه ارتباط میان موسیقی و ادبیات دارد.