درباره ملکه برومند

ملکه برومند (۱۲۹۶ - ۱۳۶۹)
ملکه برومند (۱۲۹۶ - ۱۳۶۹)
ملکه برومند که با نامهــای «م.ب»، «ملکه هنر» و «ملکه حکمت شعار»، شهرت داشت، نام اصلی اش ملکه الزمان برومندفرد و اهل نائیج از توابع نور مازندران بود. ابوالحسن صبا در مدت اقامت خود در مازندران او را کشــف کرد و با خود به تهران آورد. ۶ سال تحت تعلیم صبا بود و مدتی هم نواختن ســنتور را نزد حبیب سماعی آموخت. وی جزو معدود افرادی است که آواز را فقط از صبا آموخته و نزد هیچ یک از استادان آن روزگار برای آواز شاگردی نکرده است.

او پس از درگذشت صبا در سال ۱۳۳۶ به طورکلی از خوانندگی کناره گیری کرد.

ملکه برومند از طریق استادش صبا با جامعه باربد آشنا شد و به اجرای نمایشهای موزیکال زیر نظر اســماعیل مهرتاش پرداخت که بر شهرت هنری او افزود و باعث شد که در سال ۱۳۱۸ به همراه ۵ تن از هنرمندان یعنی ابوالحســن صبــا (نوازنده ویلن)، مرتضی محجوبی (نوازنده پیانو)، حســینقلی طاطایــی (نوازنده ویلن)، تاج اصفهانی (خواننده) ســیدجواد بدیع زاده (خواننده) و ملوک ضرابی (خواننده) به شــهر حلب در سوریه برود و آثار متعددی را به روی صفحات سودوا با لیبل زرد رنگ به ضبط برساند که توسط کمپانی آغاســی در ایران به فروش می رســد.

در آثار ضبط شــده از ملکه برومند نام اختصاری او «م.ب» روی صفحات گرامافون حک شده است. اجرای برخی گوشه ها چون گریلی و آثار شیدا به نوعی حلقه اتصال موسیقی قاجار با دوره جدید را گوشزد می‌کند همچنین چند آهنــگ محلی که قابلیت اجرای صدای ملکه برومند را هم در این حیطه نشان می دهد.

از آثار ضبط شده ملکه برومند تاکنون ۱۴ صفحه گرامافون (۲۸ روی صفحه) مشاهده شده که تمامی آنها با ویلن ابوالحسن صبا و پیانوی مرتضی محجوبی اســت؛ در برخی صفحات (۶ روی صفحه) سامی مالح، نوازنده برجسته عود اهل سوریه، نیز همکاری دارد.

از آثار جالب و منحصر به فرد ملکه برومند، اجرای اثر دوصدایی با بدیع زاده و تاج اصفهانی است، روی صفحه گرامافون چنین نوشته شده اســت: «دو دلداده، تاج اصفهانی، م. ب.، شماره کاتالوگ B ,A 128. پیانو مرتضی خان، ویلن صبا و تصنیف «من مال تو» ۱ و ۲ .م.ب.، بدیع زاده، شماره کاتالوگ B و A 129 ،پیانو مرتضی خان، ویلن صبا».

پس از بازگشــت به ایران حضور فعال ملکه برومند در جامعه باربد و اجــرای نمایشهای مختلف جالب توجه اســت. در اوایل ســال ۱۳۲۷ همکاری گسترده خود را با انجمن ملی موسیقی آغاز می‌کند و در کنسرت انجمن موسیقی ملی در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۲۷ ش در سینما رکس با عنوان «کنسرت به یاد حافظ» ملکه برومند، آواز می خوانــد. روح الله خالقی در مجلــه موزیک ایران در معرفی این کنســرت می نویسد: «این کنسرت برنامه جالبی داشت که تار تنهای استاد علینقی وزیری از قسمت های مهم آن بود. ضمنا برای اولین بار ملکه هنر (حکمت شعار) دو قطعه از ساخته های وزیری با نام «غم مخور» و «دلتنگ» را با آوازی دلنشین خواند.»

ملکه برومند به اجرای صحنه ای نیز پرداخت؛ خالقی در معرفی این برنامه ها می نویسد: «کنسرت در ۸ مهرماه {۱۳۲۷} بــا برنامه مخصوصی همراه بود. در این برنامه ملکه هنر دو قطعه یکی به نام «شــکایت نی» از استاد وزیری و دیگری آهنگی موسوم به «می نــاب» از نگارنده (خالقی) خواند؛ قطعه دوم اولین بار بود که شنیده می شــد. کنسرت دیگری در سالن انجمن موسیقی ملی در تاریخ ۱۵ خردادماه ۱۳۲۸ ش به مناســبت ششمین سال تأسیس انجمن داده شــد. غلامحســین بنان آهنگ «مشتاق و پریشان» اثر وزیری و ملکه هنر هم قطعه «ناامید» را از وزیری به ســبک شیوایی خواندند که در حضار اثر مطلوب گذاشت.»

نکتــه جالب توجه عدم همکاری ملکه برومند با رادیو در طول مدت فعالیت هنری اســت. تنها دو یا سه بار صفحات وی از رادیو پخش شــد. این در حالی بــود که بســیاری از هنرمندان تلاش می‌کردند که در آن روزگار یکبار در رادیو حضور یابند. شــهرت وی در زمان خود باعث شــد که به وسیله پهلبد و از طریق خالقی از وی برای حضور در مراســم عروســی پهلوی دوم با ثریا دعوت به عمل آید تا به همراهی ارکســتر انجمن ملی و عبدالعلی وزیری اجرای برنامه داشته باشد.

ملکه برومند با عباس حکمت شــعار از هنرمندان موسیقی و تئاتــر ازدواج کرد و پس از مدت کوتاهی از وی جدا شــد. پس از چندی با علی اصغر نیکزاد (مینیاتوریســت) ازدواج کرد که تا پایان عمر با وی بود؛ از ایشان یک پسر به نام هومان نیکزاد باقی است.

ملکه برومنــد در ۸ مردادمــاه ۱۳۶۹ دار فانی را وداع گفت. آرامگاهش در بهشت زهرا قطعه ۷۳ ردیف ۳۱ شماره ۲۱ است.

audio file تصنیف «پیام عاشق» را با آهنگسازی عبدالحسین برازنده و شعری حسن صدرسالک و پیانوی مرتضی محجوبی و ابوالحسن صبا و صدای ملکه حکمت شعار بشنوید

منابع و مأخذ:
جزوات صفحه ســنگی امیر منصور شــماره ۱۲ – کالس دیســکوگرافی، دیماه ۱۳۸۶
توکا ملکی، زنان موسیقی ایران از اســطوره تا امروز، تهران، کتاب خورشید، ۱۳۸۰ ،ص ۲۶۴

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روشی برای کمک به هنرجویان در انتخاب کوک درست (II)

الف- مطمئن شوید دست چپ روی انگشت دوم و سوم متعادل شود و انگشتان، بالای نت هایشان شناور باشند و به راحتی روی آن‌ها فرود آیند.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

از روزهای گذشته…

سعیدی: قطعات پیانو را برای قانون تنظیم کردم

سعیدی: قطعات پیانو را برای قانون تنظیم کردم

من تا الآن زیاد از پیانو قطعه تنظیم کرده‌ام. ولی خب پیانو سبک خاص خودش را دارد. ببینید قانون سبک اجرایی خاص خودش را دارد. مثلاً من قطعه ژیلای آقای جواد معروفی را روی قانون کاملاً پیاده کردم. ولی بینید مثلاً تار خب یک مضراب دارد و تک مضراب می‌زنند، بعد با دست چپ پرده‌ها را می‌گیرند. این قطعه بندباز آقای وزیری را من طوری تنظیم کردم که ما از انگشتان مختلف در خیلی از جاهایش می‌توانیم کاملاً استفاده کنیم.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VIII)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VIII)

نخستین تم موومان اول که آوازی نمونه از آوازهای اسلاو است به سادگی هرچه تمام تر توسط پیانو سراییده می شود، در حالی که یک آکومپانیمان ریتمیک در کنار آن به گوش می رسد. در این بخش آکومپانیمان به یاری سازهای زهی مجهز به سوردین و پیتسیکاتوی کنترباس ها انجام می گیرد.
در باب متافیزیک موسیقی (IX)

در باب متافیزیک موسیقی (IX)

یک رشته آکورد کنسونانت، همچون کرختی ناشی از برآورده شدن امیال، ملال آور و خسته کننده و پوچ می شود. از این رو گرچه دیسونانس ها ناراحت کننده اند و تاثیری تقریبا دردناک دارند، با این حالب باید به کار روند، اما تنها برای آنکه دوباره و با آمادگی مناسب در کنسونانس ها حل شوند. در حقیقت، در سرتاسر موسیقی تنها دو آکورد اصلی وجود دارد، یعنی آکورد دیسونانت هفتم و تریاد هارمونیک و تمامی آکوردهای موجود را می توان به این دو آکورد برگرداند.
نابوکو (I)

نابوکو (I)

نابوکو (Nabucco) بخت النصر، اپرایی در چهار قسمت، ساخته جوزپه وردی و اشعاری از تمیستوکل سولرا (Temistocle Solera) است. این اپرا بر اساس داستانی از کتاب مقدس و نمایشنامه ای در سال ۱۸۳۷ از آگوسته بوگریوز (Auguste Anicet-Bourgeois) و فرانسیس کورنو (Francis Cornue) ساخته شده است. این سومین اپرای وردی می باشد و اولین اثری که او را به عنوان یک آهنگساز قدر مطرح نمود. نوبوکو داستان وضعیت یهودیانی است که به آنان یورش برده شد و سرانجام از سرزمینشان توسط نابوکو پادشاه بابل به تبعید فرستاده شدند.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (I)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (I)

سخن درباره‌ی یکی از تاثیرگذارترین موسیقی‌دانان سه دهه‌ی گذشته است. کسی که نه تنها با موسیقی بلکه با اندیشه‌ی خویش بر دنیای اطرافش اثر گذاشته است (۱). با موسیقی‌اش با مردم همراه شده، در شورشان در شادی‌شان در ماتم‌شان پنجه بر ساز سائیده و نوا ساخته است. خوانده و نوشته، برای این که تغییر دهد و خود نیز تغییر کند. او از نسلی است که بازگشت به ریشه‌های هویت -که می‌پنداشتند فراموش شده- دغدغه‌ی اصلی کارشان بود.
موسیقی بلوز – قسمت ششم

موسیقی بلوز – قسمت ششم

مضامین ترانه های بلوز برگرفته از واقعیات زندگی بود: کار(در مزارع و اردوگاهها و کارخانه ها)، گرسنگی، بی خانمانی ، فقر، خشونت ، تنهایی ، حسرت ، زن ، عشق ، بی وفایی ، سفر، مرگ، تبعیض و بی عدالتی.
مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (II)

مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (II)

“مد: اشل صوتی + فونکسیون درجات یا نقش نغمات (+ ملودی مدل یا فرمول های ملودیک خاص).”
گفت و گو با جان کیج (III)

گفت و گو با جان کیج (III)

در انتهای طولانی ترین راهروی بین مثلث ها یک فیلم پخش می شد و در راهرو دیگر اسلایدهایی به نمایش درآمدند. من بر یک نردبان رفتم و به سخنرانی پرداختم که سکوت هایی را نیز در بر داشت. نردبان دیگری نیز وجود داشت که ام. سی. ریچاردز (M. C. Richards) و چارلز اسلن (Charles Oslen) در زمان های متفاوتی بر روی آن رفتند. در برهه هایی، که من پرانتزهای زمانی (Time bracket) می نامم، بازیگران با رعایت محدودیت هایی آزاد بودند – فکر می کنم شما به آنها بازه (compartment) می گویید – بازه هایی که آنها مجبور به پر کردنشان نبودند مانند چراغ سبز در ترافیک. تا این بخش آغاز نمی شد آنها اجازه نداشتند اجرا کنند، اما وقتی که شروع می شد می توانتسند تا زمانی که می خواستند در طول آن به اجرا بپردازند. رابرت راشنبرگ (Robert Rauschenberg) گرامافونی قدیمی که شیپور داشت را روشن کرده بود و یک سگ در گوشه ای به آن گوش می داد، دیوید تیودر (David Tudor) پیانو می نواخت و مرس کانینگهام (Merce Cunningham) و رقصنده های دیگر بین و اطراف تماشاچیان حرکت می کردند. عکس های راشنبرگ بالای سر تماشاچیان آویزان شده بود.
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (V)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (V)

در مورد مفهوم واژه مترونومی که حق با منتقد محترم است، اما اصطلاح تمپورال، این واژه در اصل ایتالیایی است و نه انگلیسی و در موسیقی هم کاربرد دارد (Sadie 1998، ۶۸۵). درباره کاربرد صدای اوم برای اجرای سکوت سه مورد وجود دارد، اولاً مگر در ایران نیز مانند هند سیستم سرایش وجود داشته که «اکنون پس از هزار سال برای بیان سکوت “اوم” قرار گرفته» (بیضایی ۱۳۸۴، ۱۹۹) و مشکل­ ساز گردیده است. ثانیاً در اغلب موسیقی های خاورمیانه در سرایش به جای سکوت از صدای اِس (es) استفاده می شود و مشکلی هم در ریتم خوانی و سرایش ندارند، ثالثاً صدای اوم، در مدیتاسیون کاربرد ندارد و این موضوع برداشتی سطحی و غلط از فلسفه وجودی و کاربردی این صدا در فرهنگ هند است. «به طوری که موسیقی در هند با فلسفه و مذهب پیوند ناگسستنی دارد و گفته می شود صدا به دو گونه تولید می گردد» (صارمی ۱۳۷۴، ۴۵)، «یکی صوت غیر قابل شنوایی آناهاتا نادا (Anahata Nada) و دیگری صوت قابل شنوایی آهاتا نادا» (مسعودیه ۱۳۸۳، ۳۲)؛ و «اوم (AUM) که جزء آناهاتا نادا محسوب می شود، یک وِرد نیست و کاربرد آن هم در مدیتاسیون و مراقبه نیست» (اشو ۱۳۸۲، ۱۱۸ و ۱۱۹).
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VI)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VI)

مدرس را حین خواندن نماز با عمامه خودش خفه کردند و بعد از کشتن وی، محافظینش گزارش ذیل را تقدیم داشتند: صورتمجلس و گزارش لیله ۱۰/۹/۱۳۱۶ ساعت ۳۰/۲۲ یوم جاری اینجانب رسدبان‌ ۳ مستوفیان کفیل شهربانی کاشمر به جمعیت سرپاسبان یکم موسی شجاعی به منزل واقعه در محله نو که شخص سید حسن مدرس زندانی، در آنجا بود، رفته مشاهده شد زندانی مزبور فوت در صورتیکه سرپاسبان اظهار می‌دارد در یک ساعت قبل که من جهت بازدید او رفتم‌، محمد فراموشکار پاسداران زندانی مزبور اظهار می‌دارند که متوفای فوق به مرض تنگ نفس‌ سینه مبتلا بوده و تا یکساعت قبل حیات داشته که بعدا فوت نموده است. امضا.