ریتم در موسیقی جز – قسمت دوم

Groove بمعنی درک و احساسی است که از ریتم یک سبک موسیقی بدست می آید
Groove بمعنی درک و احساسی است که از ریتم یک سبک موسیقی بدست می آید
در مطلب قبل به این نتیجه رسیدیم که آنچه برای هر نوازنده یا خواننده موسیقی جز مهم است و به نوعی مشخص کننده تفاوت های او با سایر هنرمندان هم ردیف خود می شود روشی است که وی برای متصل کردن نت های مختلف به یکدیگر با استفاده از کشش ها و سکوتهای مختلف اختیار می کند.

“Groove” اصطلاح نسبتآ جدیدی است در موسیقی که بسیار متداول شده و بیان کننده درک و احساس از ریتم یک سبک خاص موسیقی است. هنگامی که قسمتی از یک قطعه موسیقی تکرار می شود، این نوع آرایش از موسیقی، احساس خاصی را در انسان پدید می آورد، این احساس چیزی جز درک از ریتم نیست که به آن “Groove” گفته می شود.

برای مشخص شدن بیشتر در حالت خاص می توان به موسیقی هایی توجه کنید که انسان را به حرکت و یا حتی رقص وا می دارند. هر یک از آنها “Groove” خاصی دارند و حس خاصی را در شما ایجاد می کنند. چه این موسیقی یک والس یا مازورکای مربوط به قرن ۱۸ باشد چه یک قطعه “تکنو” مربوط به قرن ۲۱، آنچه مسلم است بدون توجه به حرکت ملودی هر یک از این سبک موسیقی ها احساس متفاوتی در انسان بوجود می آورند. باید اشاره کرد که “Groove” در یک موسیقی به ریشه های عمیق و معنایی هر سبک خاص موسیقی و یا دوره موسیقی باز می گردد و بدیهی است که موسیقی جز نیز “Groove” مخصوص به خود دارد.

اگر درک درستی از “Groove” پیدا کرده باشید، باید بدانید که مشخصآ حسی که از یک مازورکا به انسان دست می دهد با حسی که از یک قطعه تکنو بدست می آید یکی نیست، این تفاوت حس بیشتر از آنکه به فرکانس یا پیچ (pitch) نت ها مربوط شود به کشش آنها و نحوه بکار بردن سکوت در میان آنها برمی گردد.

موسیقی جز هم به نوبه خود دارای “Groove” مخصوص به خود است. مشخصه مهم این “Groove” حضور نت های چنگ (یک هشتم) در غالب قسمتهای موسیقی است، هر چند از لحاظ اجرایی ممکن است نوازنده به هیچ وجه این نت ها را بصورت نت چنگ – آنگونه که در موسیقی کلاسیک بکار برده می شود- اجرا نکند، چرا که در اینصورت موسیقی “Groove” یا فضای جز را ایجاد نمیکند. عامل مهم دیگر که “Groove” خاص جز را بوجود می آورد، تاکیدی است که نوازنده به دلخواه خود بر روی نت های خاص می دهد. این تاکید اغلب بر روی ضربهای ضعیف یک میزان انجام می گیرد.

البته استفاده از نت های چنگ در موسیقی جز به این معنی نیست که نوازنده یا آهنگساز از سایر نتها استفاده نمی کند بلکه بیشتر به این معنی است که تاکید و فراوانی استفاده از این نتها در موسیقی جز به مراتب یشتر از سایر نت ها است ضمن آنکه یک نوازنده یا خواننده جز، این نت ها را با توجه به احساس خود ممکن است به هریک از صورتهایی که در شکل نشان داده شده است بنوازد یا بخواند.

به نحوه استفاده از نتهای چنگ در این قطعه که اجرایی از کیت جرت است گوش کرده دقت کنید که چگونه نت های چنگ در مقاطع مختلف موسیقی احساس مختلف را بیان می کنند که حاصل کار “Groove” موسیقی جز است.

audio fileKeith Jarrett – Five Brothers

باید توجه داشت با وجود آنکه در سازهای مختلف تکنیک های مختلفی برای بیان و اجرا نت های چنگ بصورت Jazz وجود دارد، اما حاصل کار یک نوازنده جز جدای از آنکه ساز آن چه باشد، “Groove” خاصی ایجاد می کند. یک پیانیست باید با حرکت و جابجایی مناسب انگشتان خود حس جز را در موسیقی پدید آورد و یک نوازنده ترومپت یا سکسیفون باید با استفاده از زبان و دم خود این حس را بوجود آورد.

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (II)

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

از روزهای گذشته…

توبا

توبا

این ساز یکی از کشفیات اخیر است که در ارکستر سمفونیک های دنیا موجود می باشد. توبا برای اولین بار در اواسط قرن ۱۹ میلادی بوجود آمد و جایگزین مناسبی برای Ophicleide (نوعی ساز بادی برنجی) بود.
ارکستر کامه راتا و دو کنسرتو

ارکستر کامه راتا و دو کنسرتو

امروز ارکستر کامراتا آخرین تمرین خود را برای اجرای برنامه ای سرنوشت ساز به انجام رساند. ارکستر کامراتا به رهبری و مدیریت کیوان میرهادی، یکی از ارکستر های فعال موسیقی است که با هدف اجرا و معرفی موسیقی معاصر فعالیت میکند، هرچند گاه به اجرای دیگر آثار موسیقی کلاسیک نیز میپردازد.
راپسودی آبی – قسمت اول

راپسودی آبی – قسمت اول

Rhapsody in Blue قطعه ای است که در سال ۱۹۲۴ توسط جورج گرشوین (George Gershwin) برای تک نوازی پیانو و ارکستر جز نوشته شده و در آن از ترکیب عناصر موسیقی کلاسیک با مفاهیم برگرفته از موسیقی جز به وضوح قابل مشاهده است.
یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (I)

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (I)

یحیی زرپنجه که نام دوم او هارون جزاسند (Haron Jzasnd) بود در تهران و در خانواده ای موسیقی دوست و موسیقی کار، در به سال ۱۲۷۰ شمسی متولد شد. پدرش آقا ربیع نوازنده دایره بود و آوازهای ضربی هم می خواند. برادرش هم به شیوه مرسوم آن دوره -که تار رایج ترین ساز آن زمان بود- به نواختن مشغول بود. خانواده زرپنجه از آن جا که موسیقی را وسیله ارتزاق و امرار معاش خود قرار داده بودند، فرزندان خود را نیز به یادگیری این فن تشویق می نمودند.
جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

به هر روی در اجراهای کلاسیک موسیقی ایرانی، امروزه چهارمضراب نقشی تثبیت شده دارد و کمتر اجرایی را می‌توان یافت که چهارمضراب در آن نباشد. بیشتر نوازندگان و آهنگسازان از این نوع قطعات برای اجراهای خود می‌سازند. جلیل شهناز نیز یکی از موسیقی‌دانانی است که در اجراهای زنده، رادیویی و ضبط شده‌ی خود تعداد زیادی چهارمضراب اجرا کرده است. اهمیت این چهارمضراب‌ها از آن جهت است که وی نوازنده‌ای بداهه‌پرداز است و کمتر کسی از محققین و موسیقی‌دانان در ایران در این توانایی وی شک دارد (برای مثال نک. مقدمه‌ی تجویدی در (ظریف ۱۳۸۷) یا نوشته‌ی میرعلی‌نقی در (شهناز ۱۳۷۸)).
ستایش؟

ستایش؟

آیا همیشه باید از ستایش شدن خوشحال باشیم؟ تعریف شنیدن همیشه خوب است؟ سوال عجیبی است. چون همه فکر می‌کنیم جوابش از قبل معلوم است؛ یک بله‌ی محکم و بدون تردید. اگر این طور فکر کنیم قطعا اشتباه کرده‌ایم. بگذارید یک واقعه از تاریخ موسیقی را مرور کنیم تا معلوم شود موضوع به این سادگی‌ها هم نیست. «روبرت شومان» آهنگسازی که در ضمن منتقدی چیره‌دست نیز بود، یک ماه پس از اولین دیدار «یوهانس برامس» جوان را با عنوان مسیحِ موسیقی که «رسالتش بیانِ متعالیِ عصر خود است»، ستود. آهنگسازِ جوان خردمندانه به شومان نوشت: «تمجید آشکار شما از من، شاید چنان انتظار شنوندگان را بالا می‌برد که نمی‌دانم چگونه می‌توانم آن را برآورده کنم.» (۱)
جورج موستکی (I)

جورج موستکی (I)

جورج موستکی (Georges Moustaki) در تاریخ ۳ می ۱۹۳۴ در شهر اسکندریه مصر چشم به جهان گشود. وی نویسنده، شاعر، نوازنده، آهنگ ساز و خواننده ی فرانسوی است که اصلیت یونانی دارد. نام اصلی او گیسِپه موستچی (Giuseppe Mustacchi) است. او همچنین برای فیلم های سینمایی، تئاتر و تلویزیون آهنگ می سازد و علاقه زیادی به نویسندگی، طراحی و نقاشی دارد. او نه تنها فرانسه بلکه تقریبا همه دنیا را برای ملاقات با دوستان و طرفدارانش، کشف ایده های تازه و آواز خواندن، زیر پا گذاشته است.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IX)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IX)

با وجودی که هر سه از انواع مختلف دراب به عنوان تزیین استفاده کرده‌اند صداهای تشکیل دهنده یکسان نیست (نمونه‌ی ۱۸). در این مورد خاص به نظر می‌رسد که تفاوتی که در نوشته‌ی بهجت با دو نوشته‌ی دیگر موجود است حاصل سلیقه‌ی او در تنظیم برای سنتور بوده باشد، چرا که اجرای این نوع از دراب با تار چندان مرسوم نیست و با توجه به این‌که منبع اصلی وی به گفته‌ی خودش نواخته‌های برومند بوده، محتمل‌ترین حالت این است که دخالت سلیقه‌ی او را بپذیریم.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (II)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (II)

نکات زیادی کار آریستوگزنوس را از دیگر اندیشمندان یونانی که درباره‌ی موسیقی به کار نظری پرداخته‌اند متمایز می‌سازد، اما آنچه از بقیه مهم‌تر است نقدی است که او به نظرات طرفداران فیثاغورث درباره‌ی موسیقی وارد می‌کند (۴). در حقیقت او با این کار گامی بسیار مهم در شناخت‌شناسی علم برمی‌دارد (Barker 1978: 9). موسیقی از نظر او موضوع دانش ریاضی نیست؛ همچنین موضوع فیزیک یا اخترشناسی. بلکه موضوع دانشی است برآمده از الزامات خود موسیقی:
سه خواننده در یک حنجره

سه خواننده در یک حنجره

در میان خوانندگان برنامه گلها، سیما بینا چهره ای بی‌مانند است؛ او که از کودکی وارد رادیو شد، با تعالیم پدرش اولین مروج جدی موسیقی محلی در رادیو است. پدر سیما، شاعر و اهل موسیقی و مشوق اصلی و در واقع مهمترین پشتوانه فرهنگی او بوده است. توجه به سیما بینا به اندازه‌ای بود که گویا داوود پیرنیا برنامه «گلهای صحرایی» را تحت تاثیر آوازهای او بنیان نهاد. سیما بینای جوان به این موفقیت اکتفا نکرد و در کنار روایت موسیقی محلی ایران، به طور جدی به موسیقی دستگاهی پرداخت.