راز خوش‌طبعی ‌عارف؟

مرور کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی»
کم و بیش هدف همه‌ی تجزیه و تحلیل‌های موسیقی یافتن راز و رمز زیبایی، ارج و ارزش قطعه‌های موسیقی است با گوشه‌ی چشمی به تکرارپذیر ساختن‌شان. همچنین است کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» که در آن «مرجان راغب» ۱۵ تصنیف شناخته‌شده و معتبر عارف را آنالیز کرده است تا به گفته‌ی مولف از آنها «در حکم دستورالعمل‌هایی برای تصنیف‌سازی» (ص ۲۸) استفاده شود.

ساختار کتاب به سه بخش کلی تقسیم شده است. اولی که پنج فصل کوتاه را شامل می‌شود، گذری است فشرده بر زندگی عارف، تصنیف‌های او و مطالعات و تحقیقات دیگران درباره‌ی آثارش؛ دومی که در خود کتاب با عنوان «تجزیه و تحلیل‌ها» جدا شده، بدنه‌ی اصلی کتاب (آنالیز ۱۵ تصنیف) را تشکیل می‌دهد؛ و سومی «نتیجه‌گیری« و «ضمیمه» و در نهایت سی‌دی اجراهای مختلف تصنیف‌ها.

آنچه در بخش نخست به خواننده ارائه می‌شود در اغلب موارد همان است که در دیگر منابع پیشین به آنها اشاره شده بود. از همین رو در این قسمت‌ها متن شکل جزایری از نقل قول‌های پراکنده‌ی دیگران و گه‌گاه اظهار نظری از مولف را یافته است. پنج فصل مختصر آغازین نه یافته‌ی جدیدی در اختیار می‌گذارد و نه حتا سنتزی که مختص این تحقیق تازه باشد. تنها در فصل «آثار مکتوب عارف قزوینی» مقایسه‌ی سودمندی میان چند فهرست از تصنیف‌ها ترتیب داده شده اما در نهایت به خواننده هیچ فهرست نهایی یا مطالبی حاوی اصالت‌سنجی چند فهرست، با قصد به دست آوردن فهرست پالوده، داده نمی‌شود (مگر آن که ۱۵ تصنیف منتخب را نوعی فهرست پالوده‌ی تلویحی تلقی کنیم).

بنابراین آنچه را که آورده‌ی حقیقی کتاب است باید در بخش دوم دید، یعنی همان تجزیه و تحلیل آثار. در این بخش مولف ۱۵ تصنیف را از روی نغمه‌نگاری‌های «فرامرز پایور» از روایت «عبدالله دوامی» از آثار عارف -که احتمالا دقیق‌ترین نغمه‌نگاری موجود‌است ۱- از جنبه‌های مختلف آنالیز کرده است. روش آنالیز به کار رفته، چنان که این روزها می‌توان انتظار داشت، مبتنی بر بررسی ساختار مُدی، دامنه‌ی تغییرات روی مُد، تحلیل جمله‌بندی، نمای ملودیک و اندکی ویژگی‌های متریک و ریتمیک است. علاوه بر این ویژگی‌های صرفا موسیقایی، بررسی رابطه‌ی شعر و موسیقی (حتا ارتباط معنای کلام و ویژگی‌های ساختاری موسیقی) به عنوان مهم‌ترین عنصر یک قطعه‌ی باکلام (از دید مولف) در کانون توجه قرار دارد. در این راه نویسنده گوشه‌ی چشمی هم به ارزیابی آثار دارد و حتا گاه در مورد توفیق یا عدم توفیق تصنیف‌ها اظهار نظری می‌کند.

سرانجام در بخش نهایی، با عنوان «نتیجه‌گیری»، همه‌ی آنچه که از جمع آنالیزها به دست آمده به شکل فهرست‌وار ارائه می‌شود. در این فصل ضمن این که نویسنده سعی کرده دستاورد کارش را به عنوان سرمشقی برای تصنیف‌سازی به روش عارف جمع‌بندی کند داوری‌های او را نیز درباره‌ی این قطعات با اهمیت پایان دوره‌ی قاجار به شکل فشرده‌تر و روشن‌تر از متن تحلیل‌ها می‌توان دید. خارج از متن اصلی یک ضمیمه، با عنوان «درباره‌ی تصنیف» هم هست که حاوی خطوط کلی کار «ساسان فاطمی» بر تکوین تصنیف معاصر است و نکته‌ی تازه ای ندارد.

کتاب همانند همه‌ی کارهای مشابه، فارغ از چگونگی کاری که انجام داده یک پرسش را پیش رو می‌گذارد؛ آیا چنین دستاوردهای تحلیلی‌ای راه خود را به آموزش باز می‌کنند و در نهایت به شکل‌گیری نوعی روش آهنگسازی در موسیقی ایرانی منجر می‌شوند؟ این پرسشی است که تنها امید و زمان می‌تواند پاسخش را روشن کند.

پی نوشت
۱- نمی‌توان نادیده گرفت که خود عارف با دوامی بر سر چگونگی اجرای تصنیف‌هایش اختلاف نظر داشت.
noise.reviews

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «موسیقی نو در ایران (۲)»

آنگاه که یک مجموعه‌ی دنباله‌دار «موسیقی نو در ایران» نام می‌گیرد و از پس شماره‌ی نخستش شماره‌ی دومی نیز می‌آید، انتظاری را در پس خود برمی‌انگیزد. آن انتظار از جنس توصیف است یا تبیین. بدین معنا که شاکله‌ی «موسیقی نوی واقعا موجود» همچون یک بیانیه دست‌کم از خلال فرایندهای شناسایی/گزیدن و اعتباربخشی پدیدآورنده‌ی آن برابر ما بایستد.

پرتی ینده، الماس جدید اپرا (II)

پرتی ینده ۶ مارس ۱۹۸۵ در آفریقای جنوبی متولد می شود در حالی که هنوز نظام سیاسی آپارتاید در این کشور برقرار است. او در محله سیاه پوست نشین به نام تَندوکوخانیا (Thandukukhanya) در شهر پیِت رِتیف (Piet Retief) بزرگ می شود. او در نوجوانی از طریق تبلیغ هواپیمایی بریتانیا که دوتایی برای گل ها (Duo des fleurs ) اثر لئو دلیب (Léo Delibes) را به تصویر می کشد با اپرا آشنا می شود. در سن شانزده سالگی در یک کنکور آواز برنده می شود و از این طریق به مصاحبه ای در کالج موسیقی آفریقای جنوبی وابسته به دانشگاه کیپ (Cap) راه می یابد.

از روزهای گذشته…

نباید نگران بود (II)

نباید نگران بود (II)

این درست همان ایرادی است که معمولا در گام اول بروز می‌کند؛ تصمیم می‌گیریم که موسیقی ایرانی را با یک زمینه‌ی دراماتیک و شاید با متنی که کمتر تاکنون همراه آن بوده به هم بیامیزیم اما نه بیان تکنیکی متحول شده و نه مفاهیم زیباشناختی، موسیقی همان است که بوده. این ایراد عمده‌ای است که در اغلب تلاش‌های اینچنینی دیده‌ایم. در واقع وقتی به قول شما صحبت از تغییر «زیست» نوعی موسیقی است (من واژه‌ی زیست را که شما به کار بردید به عنوان استعاره‌ای برای طیفی از تغییرات فرض می‌کنم) انتظار داریم موسیقی نیز برای هماهنگ شدن با شرایط زیست جدیدش لااقل کمی تغییر کند اما اغلب چنین نمی‌شود.
درگذشت ری چارلز

درگذشت ری چارلز

روز گذشته در خبرها داشتیم که ری چارلز (Ray Charles) خواننده و نوازنده پیانو در سن ۷۵ سالگی از دنیا رفت. او با وجود آنکه بیشتر یک خواننده بود تا نوازنده پیانو بخاطر توانایی در مطرح کردن قطعات زیادی از سبکهای Jazz ،Blues ،R&B و Soul به عنوان قطعات کلاسیک، به عنوان یک نابغه معروف شده بود و واقعا” هم اینگونه بود.
آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (II)

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (II)

این اثر یکی از آثار به شیوه رمانتیک بود که او را (از نظر تازه به دوران رسیده ها) در وین به مقامی که واگنر در آلمان به دست آورده بود رسانید. از آنجا که شنبرگ، به خاطر احساس نوآوری در وجودش همیشه تمایل به خلاقبت های بیشتری داشت در سال ۱۹۰۳ به تصنیف چند اثر مجلسی شش آواز با همراهی کوارتت زهی و ارکستر در ر مینورتصنیف نمود که با توجه به روش موسیقی شناسان آن زمان، شیوه آثار او را به عنوان کلاسیک نوین، معرفی کردند. آشنایی شنبرگ با نقاش بزرگ اکسپرسیونیست باعث شد که آثار اپوس یازده و پنج اثر ارکستری او رنگ و بوی اکسپرسیونیستی پیدا کند. یکی از آثار برجسته او که نوآوری بیشتری در آن به کار رفته بود «پی یری مهتابی است که در سال ۱۹۱۲ اجرا گردید۔
دهه ۶۰ آغاز میشود

دهه ۶۰ آغاز میشود

زمانی که دهه ۵۰ جای خود را به دهه پر شر و شور ۶۰ داد، ستاره های سبک “rockabilly” (آمیزه ای از موسیقی کانتری و بلوز) دهه گذشته، از جمله روی اوربیسون ، الویس پریسلی و اورلی برادرز (The Everly Brothers) هنوز ترانه های بسیار موفقی اجرا میکردند اما مسن تر ها، در جستجوی مصالحی برای جوان پسند کردن ترانه هایشان، مخاطبین گذشته را هم از دست دادند و کم کم از صحنه کنار رفتند.
نی و قابلیت های آن (XIV)

نی و قابلیت های آن (XIV)

مطالب ذکر شده در این قسمت برای نی هفت بند رایج نگاشته شده. بسیاری ازنوازندگان و آهنگسازان معتقدند که بهتر است برای ترکیب بندی ساز های ایرانی از نی هفت بند ساده استفاده کنند و برای برخی محدودیت های صوتی آن از ترکیب چند ساز به صورت انتقالی استفاده می کنند. برخی از نوازندگان چیره دست در اجرا های زنده هم ممکن است از چند ساز متفاوت استفاده کنند. با این روش بسیاری از فواصل و گوشه ها در محدوده های متفاوت و با رنگ بندی های متنوع قابل اجراست.
اپرای لیلی و مجنون (I)

اپرای لیلی و مجنون (I)

اپرای لیلی و مجنون اثر اوزیر حاجی بیف (Uzeyir Hajibeyov) در دوازدهم ژانویه ۱۹۰۸ میلادی برای نخستین بار در باکو اجرا شد. آذربایجانی ها افتخار می کنند که این اپرا، اولین اپرایی است که نه در کشور آذربایجان بلکه در کل جهان اسلام بر روی صحنه رفته است. علاوه بر این، این اپرا اولین اثری است که در آن بداهه نوازی های مقام (mugam) سنتی آذربایجان در قالب اپرای اروپایی گنجانده شده است.
کوک و کاربرد آن در سنتور لاکوک (II)

کوک و کاربرد آن در سنتور لاکوک (II)

سوال متداولى که همیشه از طرف هنرجویان مطرح است این است که آیا اختلاف یک پرده در کوک ساز براى هماهنگى با خواننده اینقدر حائز اهمیت است که نوازنده مجبور به استفاده از مثلاً سنتور لا کوک بشود؟ در جواب این سوال شما باید اطلاعاتى راجع به خوانندگى و صدا سازى داشته باشید تا موضوع کاملاً برایتان روشن شود؛ اما اجالتاً اگر بخوایم به صورت مختصر توضیح دهیم اینگونه می توان موضوع را تشریح کرده که:
آمد بهار ِ جان‌ها ای شاخ ِ تر به رقص آ

آمد بهار ِ جان‌ها ای شاخ ِ تر به رقص آ

دهه شصت را می توان سال های اوج تمرکز آهنگسازان ایرانی بر روی اشعار مولوی دانست؛ گویا فضای خاص کشور تحت تاثیر جنگ، موجبات گرایش جامعه به سمت مفاهیم عرفانی اشعار مولوی را دوچندان کرده بود و تصانیفی که برای ارکستر سازهای ایرانی و حتی ارکستر سمفونیک در آن برهه ساخته می شد، از اشعار مولانا بهره زیادی می بردند.
Double Time & Double Time Feel

Double Time & Double Time Feel

اگر با گروه های موسیقی بخصوص Jazz کار کرده باشید حتما” برای شما رخ داده که بنا به دلایلی تصمیم می گیرد که قطعه را Double Time Feel اجرا کنید. رهبر گروه به نوازنده ها می گوید که خب لطفا” قطعه را Double Time Feel یعنی با حس اینکه میزان ها به هم فشرده شده اند اجرا کنید.
آهنگ شعر معاصر (II)

آهنگ شعر معاصر (II)

شعر کلاسیک یک پیشینه ی قدرتمندِ نقش بازی کردن برای ارضاءِ حسِ هنریِ ایرانی داشته است و به دلیل ممنوعیت سایر هنرها از جمله موسیقی تنوانست آهنگ درونیِ شعر را متبلور کند اما در دوره ی معاصر به دلیل گذر از انقلاب صنعتی و هم آمیزی با دوران توسعه در علم و هنر موسیقی در شعرِ بسیاری از شاعران از جمله هوشنگ ابتهاج نمودی عینی پیدا کرد.