پایانی بر آغاز (III)

اکثر افرادی که اهل موسیقی سمفونیک بودند و با فعالیتهای پیشین شما آشنایی داشتند تصور میکردند که وقتی شما رهبری ارکستر سمفونیک تهران را به عهده بگیرید حجم زیادی از آثار مربوط باشد به آثار آهنگسازان بزرگ ایرانی که البته در مصاحبه های قدیمی شما هم این پیشنهاد همیشه به رهبران آن دوره ارکستر توسط شما داده شده ولی در عمل دیدیم که چنین نشد، تقریبا برنامه های ارکستر سمفونیک تهران در دولت نهم که قسمتی از آن مصادف بود با رهبری دائم شما بر ارکستر، مملو از قطعات سفارشی بود که اگر از افرادی مثل بهزاد عبدی صرف نظر کنیم اکثرا کم مایه و دارای سطحی نازل بودند، چرا ارکستر به این سمت کشیده شد؟
اولا من به یاد ندارم که به رهبران دیگر گفته باشم آثار آهنگسازان ایرانی را اجرا کنند شاید در مصاحبات گوناگون پیش از این گفته باشم که خودم در حال حاضر (یعنی در آن زمان و در اروپا) مشغول اجرا و ضبط آثار آهنگسازان بزرگ ایرانی هستم. اما این موضوع ربطی به آن نداشته که من برای رهبران قبلی تعیین تکلیف کنم!

اما در مورد قطعاتی که به قول شما در دولت نهم توسط بنده اجرا شده، همان طور که خودتان اشاره کردید برخی از برنامه ها سفارشی بوده یعنی قطعات از طرف نهاد های مختلف پیشنهاد شده بودند. متاسفانه آهنگسازان قدیمی ما که می توانند آثار بزرگ خلق کنند کار سفارشی قبول نمی کنند و میدان را خالی کرده و روشن است که چه اتفاقی در این میان رخ میدهد.

من در اینجا از این افراد دعوت می کنم که چنین آثاری بنویسند و مطمئن باشند که اگر آثارشان قدرت لازم را داشته باشد، حتما ماندگار خواهند بود این مناسبتها در تمام تاریخ موسیقی کلاسیک وجود داشته و دلیلی ندارد که در ایران وجود نداشته باشد. به عنوان مثال بسیاری از قطعات جرج فریدریش هندل، ولفگانگ آمادئوس موتسارت و یا نزدیک تر دیمیتری شوستاکویچ آثاری بوده اند که به مناسبتهای مختلف نوشته شده اند و امروزه جزء رپرتوارهای ارکسترهای دنیا هستند.

آیا در دیگر نقاط جهان نیز اینگونه است؟
من از تمام دنیا خبر ندارم ولی در اروپا که مهد موسیقی سمفونیک است در مناسبتهای خاص از قطعاتی که قرن ها پیش نوشته شده و جزء رپرتوار ارکسترهاست نیز استفاده می شود.

ولی یک مشکل وجود دارد و آن این است که هیچ وقت وزارت فرهنگ و ارشاد سفارش قطعه ای مثلا در فرم کنسرتو یا سونات یا… نمیدهد! همیشه سفارش ها با عنوان های خاصی و فرمای خاصی بوده است.
این سوال را لطفا خودتان از وزارت ارشاد بپرسید. ولی در مورد اجراهای ارکستر سمفونیک که مربوط به من می شود محدودیتی در مورد فرم کار و سبک نیست. تنها ملاک استحکام و اصالت کار است.

به عنوان آخرین سئوال میپرسم که شما چه انتظاری دارید از دولت جدیدی که سرکار می آید؟
من از دو منظر میتوانم جواب دهم. یکی از دید یک ایرانی و دیگری از دید یک موسیقیدان. از دید یک شهروند ایرانی مانند خیلی از مردم انتظار دارم رئیس جمهوری که قرار است مدیریت کشور ما را به عهده بگیرد، به دو مشکل اقتصادی و امنیتی در درجه اول توجه کند.

تورمی که در ایران وجود دارد تا حد زیادی مصنوعی است و مربوط به کسبه و بازاریانی است که بدون دلیل خاصی قیمت کالاهایشان را بالا میبرند، پیگرد قانونی زیادی هم در این زمینه دیده نمیشود، اگر دولت بتواند با سیاست های اقتصادی با کمک تیمهای متخصصین برنامه ریزی کرده و این روند را متوقف کند که چه بهتر ولی اگر چنین توانی را ندارد اقلا با زور یا بوسیله پلمپ کردن و متوقف کردن فعالیت این افراد، جلوی این رشد تورم رامیتواند بگیرد. مسئله دیگر این است که در شهرهای کوچک و روستاها امکانات رفاهی و اقتصادی بوجود آورد تا این سیل کوچ به تهران را شاهد نباشیم که باعث ازدحام جمعیت کنونی تهران شده است. مشکل دیگر امنیت است. جایی که یک خانم جوان نتواند یک کیلومتر پیاده راه رود بدون اینکه کسی مزاحمش شود، باید قوانین سنگینی برای مزاحمین مانند زندان، شلاق و… در نظر گرفته شود تا امنیت برقرار گردد.

و اما نگاه دیگر من از دید یک موسیقیدان: ارکستر سمفونیک در هر کشور از دیدگاه جهانی، یک سمبول پیشرفت و تمدن بین المللی است، مشخص است که شان و جایگاه فرهنگی کشوری که ارکستری در سطح بین المللی دارد بسیار متفاوت است با کشوری که چنین ارکستری ندارد، امروزه از فقیرترین تا غنی ترین کشورهای دنیا ارکستر سمفونیکی دارند.

ما نیز باید اقلا ارکستری داشته باشیم که اگر در سطح عالی نیست، سطح قابل قبولی را داشته باشد. من فکر میکنم که اگر در برنامه هایی که برای ارکستر سمفونیک تهران داریم پیشرفتهایی کنیم، بدون شک شاهد رشد خوبی خواهیم بود که در عرصه هنر و فرهنگ اعتبار بین المللی زیادی را برای کشورمان به همراه خواهد داشت.

یک دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در بهمن ۴, ۱۳۹۲ در ۲:۴۳ ق.ظ

    اقای استاد گرامی مگر در این مملکت گل و بلبل زندان و شلاق وجود ندارد که شما دارید تجویز میفرماید!در اروپایی که شما زندگی میکنید مگر شلاق هست که زنان در امنیت هستند؟؟ بنازم به این رقت قلب هنریتون.
    واقعا از ماست که برماست!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امینی: انتقال نت ها کار وقت گیری است

قرار است یعنی این مجموعه آلبوم ۸ تایی در یک جزوه پارتیتور چاپ شود و گروه‌ها از این به بعد می‌توانند یک پارت ارکستر کامل هم داشته باشند و اگر خواستن استفاده کنند.

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VI)

در پی تظاهرات های ضد دولتی ماه های اخیر که به کشته شدن یکی از نوازندگان اِل سیستما به نام آرماندو کانیزالس (Armando Cañizales) نیز منجر شد، گوستاوو “خشونت و سرکوب” را شدیدا محکوم کرد و از رییس جمهور، نیکلاس مادورو درخواست کرد که “به صدای مردم گوش فرادهد”.

از روزهای گذشته…

مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (IV)

مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (IV)

بررّسی‌های انجام شده دربارۀ ساختار کالبدی آمفی تئاترها و آکوستیک آن نشان می‌دهد که در طراحی آن‌ها حجم جمعیّت استفاده کننده از بنا مؤثر است. حجم و تعداد جمعیّت شنونده مشخص می‌کند که معماری شنیداری بنا به چه شکل باید کالبد یابد. مسئله صرفاً فراهم‌کردن تجربۀ شنیداری خوب برای گروه کوچکی از شنونده‌هایی که در بهترین نقطۀ آکوستیکی قرار دارند نیست؛ بلکه، رضایت تمامی افراد حاضر در فضا مورد نظر است و بنابراین، در مصداق بعدی معماری آمفی تئاتر است.
بابک ولی پور

بابک ولی پور

متولد ۱۳۶۵ تهران نوازنده گیتار کلاسیک Valipour.b@gmail.com
درباره کتاب «شورانگیز» (I)

درباره کتاب «شورانگیز» (I)

چاپ دوم کتاب و سی‌دی «شورانگیز: آشنایی مقدماتی با دستگاه‌های موسیقی ایرانی برای سنتور» به گزینش، نت‌نگاری و تنظیم رامین صفایی توسط نشر خنیاگر منتشر شد. شورانگیز، ‌چنان‌که از نامش برمی‌آید، تلاشی است برای برانگیختن شور و شوق هنرجویان سنتور برای یادگیری دستگاه‌ها و ردیف موسیقی ایرانی؛ کتابی است برای هنرجویانی که می‌خواهند با کلیتی از دستگاه‌های موسیقی ایرانی و مهم‌ترین گوشه‌های آن آشنایی یابند و همۀ دستگاه‌ها و آوازهای ردیف را به‌جز نوا و راست‌پنجگاه در بر دارد.
اهمیت بخش باس در تنظیم قطعات (II)

اهمیت بخش باس در تنظیم قطعات (II)

در نوشته قبل بطور خلاصه راجع به تهیه یک مقدمه ساده برای قطعه ای که ملودی آنرا می شناسیم صحبت کردیم و راهنمایی هایی برای تنظیم ساده اما تا حد امکان زیبا ارائه کردیم. در این نوشته سعی می کنیم به روشهای استفاده از بخش باس برای تنظیم و اجرای زیبای یک قطعه اشاره داشته باشیم.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

در این وقت «قاسم آفرین» پرسید؛ به نظر شما آیا این دگرگونی‌ها در محتوا هم اتفاق افتاده یا تنها در شکل ظاهر آثار است؟ برای پاسخ به این پرسش مدرس از وی خواست دقیقاً توضیح دهد که آیا منظورش از محتوا، محتوای موسیقایی (Musical Content) و قرار دادن آن در برابر فرم است؟ یا موضوع دیگری؟ در هر حال به گفته‌ی مدرس قصد نشان دادن تغییرات در گروه‌نوازی (به‌ویژه رنگ) بود و بحثی از تغییر دیگر مولفه‌های محتوای موسیقایی به میان نیامده است.
دوران طلایی فیلارمونیک وین

دوران طلایی فیلارمونیک وین

هنگامی که هانس ریشتر رهبری اجرای “حلقه نیبلونگن” (The Ring of the Nibelungen) از واگنر را در فیلارمونیک وین بر عهده گرفت دیگر برای هیچ فردی جای شک و شبهه باقی نماند که اینک ارکستر فیلارمونیک وین بهترین ارکستر جهان می باشد. ناگفته نماند که بدست آوردن این شهرت بدون کمک های موسیقیدانانی چون واگنر، وردی، برامس، لیست و … چه در مقام نوازنده، سولیست و چه در مقام رهبر ممکن نبود.
جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (II)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (II)

یکی از وقایع مهم دوران بهرام گور پیدا شدن گنج جمشید است که به گنج گاوان نیز معروف است و موجب پدید آمدن آهنگی به همین نام است که جزء یکی از الحان باربد است و داستانش به شرح زیر است: می گویند دهقانی مشغول آبیاری زمین خود بود که ناگاه متوجه چاله ای شد که همه ی آبها در آن فرو می رفت. نزدبهرام آمد و موضوع را با او در میان گذاشت، بهرام به آنجا رفت و دستور داد زمین راکندند. مجسمه ی دو گاو میش را پیدا کردند که از طلا ساخته شده بود و چشم هایشان از یاقوت قیمتی پر شده بود و شکم هایشان پر از نار و سیب و میوه های زرین و درون میوه های زرین پر از مروارید بود. در جلوی سر گاو میشها آخوری از طلا بسته شده بود.
ارسلان کامکار: نمیدانم کسی به اندازه من عاشق موسیقی است؟

ارسلان کامکار: نمیدانم کسی به اندازه من عاشق موسیقی است؟

معلم من در ابتدا پدرم بود و در سن ۱۶-۱۷ سالگی، برادرم هوشنگ که آن زمان دانشگاه بود برای من نت‌هایی را می‌آورد. بعد از اینکه وارد دانشگاه شدم اولین و تنها معلمم منوچهر انصاری بود که بسیار از او آموختم ولی با شروع انقلاب فرهنگی درس و دانشگاه هم تعطیل شد و مدت زیادی نتوانستم از کلاس ایشان استفاده کنم.
یک نمونه از کاربرد هارمونی چهار بخشی

یک نمونه از کاربرد هارمونی چهار بخشی

قبل از ادامه سلسه مطالبی که در گذشته راجع به هارمونی چهار بخشی ارائه کردیم و با توجه به سئوالاتی که چند نفر از دوستان راجع به فواید این مباحث پرسیده اند، قصد آن داریم که در یک مطلب کوتاه فواید آگاهی از قوانین هارمونی چهار بخشی که در کتاب های هارمونی می توان آنها را مطالعه کرد، را بصورت عملی تشریح کنیم.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

در سال ۱۹۷۵ هیئت مدیره کنسرواتوار دولتی موسیقی ترکی در استانبول (İstanbul Devlet Türk Müziği Konservatuarı) عارف ساق را به عنوان استاد مدرس و عضو هیئت علمی خود برگزید. تدریس موسیقی مردمی و نوازندگی باغلاما در این آکادمی بر عهده او بود. در سال ۲۸۹۱ از کنسرواتوار بیرون آمد و تدریس را در خانهی موسیق عارف ساق ادامه داد. خانهی موسیقی عارف ساق در سال ۱۹۸۰ با همکاری یوسف تورامان (Yusuf Toraman) نوازنده و سازندهی باغلاما پایه گذاری شد. در یک دوره از سال ۴۸۹۱ تا ۷۸۹۱ با دیگر استادان باغلاما از جمله موسی اَراُغلو (Musa Eroğlu)، مُخلص آکارسو (Muhlis Akarsu) و یاووز تُپ (Yavuz Top) سری آلبومهای “محبت ۵-۱” را منتشر کرد( معروف به گروه چهار نفرهی باغلاما).