علیزاده: رئیس جمهور آینده باید با افتخار از موسیقی حمایت کند

فکر میکنید عمدی در کار باشد؟
نمیگویم حتما عمدی است و من نمی خواهم موضوع را سیاسی کنم؛ وقتی که احساس نمیکنند این موسیقی مشکل دارد طبیعتا هر مشکلی که سر راه آن باشد را اهمیت نمیدهند و در بسیاری از موارد هم به عقیده من تشخیص نمیدهند. برای مثال کسی که موسیقی گوش نمیکند یا اصلا با آن مخالف است، برایش مهم نیست که موسیقی چه مشکلاتی را سر راه خود دارد، مثلا این همه دانشجو در دانشگاه دارند موسیقی می خوانند که آخر سر بیایند و بیکار این مملکت شوند و یا همیشه بی حرمتی شود به رشته ای که خواندند!

ممکن است بگویید که نه! دولت بی حرمتی نمیکند و تند تند سفارش سمفونی میدهد و …! همانطور که دولت به اعتقادات این مردم حرمت میگذارد، باید واقعا به فرهنگ و تاریخ این مملکت نیز احترام بگذارد چراکه این موسیقی و فرهنگ نیز جزو اعتقادات مردم است.

در دهه ۶۰ این محدودیت ها بیشتر از الان بود، چرا آثار قوی تری تولید میشد؟
ببینید! نمی توانیم ما جلوی هنر را بگیریم و آنرا نمیشود از بین برد. در اوایل انقلاب هم که هنوز قوانین جا نیافتاده بود، گاهی وقتها کسانی که ساز دستشان بود را شبها پاسداران میگرفتند و ساز یک آلت جرم بود! الان اینطور نیست و موسیقی در جامعه حرمت زیادی دارد.

حالا شما فکر میکنید، در دولت بعدی که سر کار بیاید، سیاستها تغییر خواهد کرد و یا همین روند ادامه می یابد؟
متاسفانه وضعیت موسیقی به گونه ای است که فقط آقای کروبی جرات کردند کلمه “موسیقی” را به زبان بیاورند! روح مردم با موسیقی در تماس است، زندگی روزمره مردم و تمام ارگانهای دولتی با آن در تماس هستند، در حدی که اگر از تلویزیون موسیقی را حذف کنند فکر نکنم کسی شوق دیدن آن را داشته باشد و بیش از هر چیزی موسیقی از رادیو و تلویزیون پخش میشود چون نیاز مردم است؛ در قرن بیست و یک هم بسیار تعجب آور است که من از رئیس جمهور بخواهم که به موسیقی توجه داشته باشد! از آنجایی که میدانم آقای موسوی اهل فرهنگ و هنر هستند میدانم که به موسیقی گوش میکنند و یادم می آید که یکی دو دفعه که همراه آقای خاتمی به کنسرتم آمدند از من سوالاتی میکردند و مشخص بود که در جریانات موسیقی هم هستند.

نمیشود از رئیس جمهوری انتظار داشت که در همه زمینه ها احاطه داشته باشد ولی موسیقی مانند غذای روح است و نمی شود تصور کرد کسی که رئیس جمهور است و وظایف زیادی دارد میتواند از موسیقی غافل باشد. ضمن اینکه اعتقاد دارم یکی از وظایف مهم رئیس جمهور آینده این است که اعاده حیثیت کند از موسیقی؛ موسیقی ای که حتی در مجامع مذهبی هم جایگاه بسیار بالایی دارد، این همه ما هر سال با صرف هزینه های زیاد جشنواره های قرآن میگذاریم تا قضاوت کنیم که آن کس که با بهترین موسیقی قرآن را می خواند کیست. اگر موسیقی را از این جشنواره حذف کنیم، صدمه شدیدی به مذهب وارد میشود.

نمیدانم چرا این مشکل برای مسئولین حل نمیشود، این مشکل برای مردم جامعه مدتهاست حل شده! چرا وقتی اجازه دادید موسیقی وجود داشته باشد رادیو و تلویزیون وظیفه اش را در مورد موسیقی اینقدر بد و ضعیف انجام میدهد؟ چرا کاری میکنید که من موسیقیدان رغبت نمیکنم که در یک برنامه تلویزیونی بروم و بنشینم و صحبت کنم؟ به خاطر اینکه کار من در این سازمان قباحت دارد! اگر هم در برنامه ها موسیقی پخش میشود با تصاویر بی ربط و …
فرخ مظهری، مجید درخشانی، حسین علیزاده، نصرالله ناصح پور، جمال سماواتی و جمشید عندلیبی در چاووش (تصویر از وبگاه نصرالله ناصح پور)
روی هم رفته این مسائل بسیار بسیار ابتدایی هستند و مطمئن باشند آقای موسوی یا هرکس که رئیس جمهور خواهد شد، اگر در تلویزیون، موسیقیدانی، نوازنده ای یا خواننده که برنامه دارد نشان داده شود، روحیه مردم بسیار عوض خواهد شد؛ اگر علاقه دارید مردم، بانشاط باشند و این همه امراض روحی و روانی نداشته باشند، باید راه موسیقی سالم و درست را باز کنید. شما آمده اید و فیلترهایی گذاشته اید و یادتان رفته است که موسیقی خوب و بد باید جایگاهش مشخص باشد…

ما اجازه نداریم چون جایگاه و مقامی داریم به تاریخ و فرهنگ مملکتی بی اعتنا باشیم. انتظاری که من از رئیس جمهور آینده دارم به عنوان موسیقیدان، این است که به وضعیت ارگان های مربوط به موسیقی و هنرمندان این رشته رسیدگی شود، همانطور که در تمامی کشورهای دنیا، چه فقیر و چه غنی، هنرمندان جایگاه بالایی دارند، حرمت دارند و امکان عرضه بی دردسر آثارشان را دارند.

بنده نوعی نباید بعد از ۴۰ سال فعایت موسیقی در این مملکت، هنوز برای انتشار یک سی دی، منتظر اجازه سازمانهایی باشم! من برای این مجوز ها ارزشی قائل نیستم و حاضرم موسیقی را کنار بگذارم ولی از کسی اجازه نگیرم که این موسیقی را اجرا کنم یا نه! هنوز این مشکل وجود دارد که بعضی از مسئولین فکر میکنند، ممکن است بعد از سی سال کنسرت دادن من، زدن یک قطعه با ساز، جامعه را دچار خطر کند! بهتر است مسئولین به مردم مراجعه کنند تا ببینند که موسیقی با ارزش و ناب تا چه حد در دل مردم نفوذ دارد. همه چیز وقتی به مرحله عالی میرسد تبدیل به هنر میشود و مسئولین باید کاری کنند که مردم با موسیقی خوب روحشان را تصفیه کنند.

نمیدانم چرا همکاران ما در مقابل هر نوع بخشنامه ای که در مورد موسیقی داده میشود و به این هنر توهین میشود، سکوت میکنند و مسئولین هم فکر میکنند در این مملکت فقط باید کار سیاسی کنند و به اقتصاد هم فکر میکنند. روح و روان یک ملت با هنر ارتباط دارد و رئیس جمهور آینده باید با افتخار از موسیقی حمایت کند.

کلمه سبز

3 دیدگاه

  • آرام ميلاني
    ارسال شده در تیر ۱۵, ۱۳۸۸ در ۸:۰۳ ب.ظ

    به نظر می‌رسد که آقای حسین علیزاده محترم نباید نگران حمایت رئیس جمهور آینده از موسیقی باشند چون در هر صورت ایشان مورد حمایت آن رئیس جمهور محترم خواهند بود.

  • دينام
    ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۸۸ در ۹:۲۷ ق.ظ

    با سلام
    استاد عزیز و بزرگوار
    خانه از پای بست ویرانست

  • کاوه قدیمی
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۸ در ۵:۵۰ ق.ظ

    انصافا یکی دوبار بدجوری توی ذوقم خورد
    بار اول وقتی که مرتضی ممیز وارد بازی های سیاسی و انتخاباتی شد و صد شکر کردم که حسین علیزاده به خویش و هنر خویش بیشتر احترام می گذارد اما دریغ! از آن حسین دریغ! آخر تا به حال در هر دوره ای کئام سیاستمدار یا حاکم از هنر و موسیقی حمایت کرده است که موسیقیدان و هنرمند بیاید و برای آنها جانفشانی کند و یا چنین متوهم شود که مثلا فلانی از هنر چیزکی سرش می شود!
    به هر حال آثار مثلا هنری بعضی از این حضرات آنقدر آبکی است که حتی در محافل دوستانه هنری موجبات تفریح و تمسخر را به بار می آورد! یک کلام، برای کسی بمیر که برایت تب کند.از مشکاتیان خوشم می آید که هیچگاه وارد حمایت های سیاسی نشد بلکه برخلاف آن، به درستی این انتظار را داشت که سیاستمداران از او حمایت کنند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IX)

در گفتمان علمی و غیر عامیانه قبل از شروع هر رساله ای اول از آنچه تا به حال رفته و فکر شده و نوشته شده و وضعیت دقیق پیشرفت در مقطع زمانی نوشتن آن رساله گزارش داده می شود، تا روشن شود که نوشته جدید تا چه اندازه به وضعیت موجود چیزی اضافه یا تغییری پیشنهاد می کند؛ از سوی دیگر مؤلفین در مقدمه مدعی هستند که: «تئورهایی که در قرن حاضر برای موسیقی ایرانی نوشته شده اند بیشتر به مبانی نظری موسیقی اروپایی توجه کرده اند تا به پیشینه طولانی مباحث نظری در موسیقی ایرانی – عربی- ترکی» از این رو مؤلفان «احساس ضرورت» نموده اند به تالیف «یک تئوری موسیقی ایرانی… که از دل همین موسیقی برآمده باشد.»

آروین صداقت کیش، کارگاهی با عنوان «آموزش نقد موسیقی» برگزار می‌کند

آروین صداقت‌کیش (منتقد و پژوهشگر موسیقى) از هفته اول آبان در خانه موسیقی، کارگاهی با عنوان «آموزش نقد موسیقی» برگزار می‌کند. او پیش‌تر در سال ۹۱-۹۲ کارگاه دیگری با عنوان تقریبا مشابه (آشنایی با نقد موسیقی) برگزار کرده بود که گزارشی از جلسات آن بر روی همین وب سایت به طور کامل به انتشار رسیده است و این بار ضمن به‌روز کردن محتوای آن‌چه می‌آموزد بر مسائل ملموس و عملی نقد موسیقی بیشتر تمرکز کرده است. در ادامه مصاحبه ای از نرگس کیانی خبرنگار سایت خبری ایلنا را که در این خبرگزاری هم منتشر شده است می خوانید:

از روزهای گذشته…

نوازنده و تمرین (II)

نوازنده و تمرین (II)

در مطلب قبل به پنج مورد از نکاتی که برای تمرین کردن باید به آنها توجه کرد اشاره کردیم، در این قسمت توجه شما را به ادامه نکات جلب می کنیم.
آلبوم «آرزو» رونمایی شد

آلبوم «آرزو» رونمایی شد

جمعه دهم شهریور ساعت ۱۶ در انتشارات فرهنگ، جلسه رونمایی از آلبوم آرزو (arzu) با صدای مسعود فصیحی و پیانوی دلبر حکیم آوا برگزار شد. در این مراسم در کنار ایراد سخنرانی درباره تولید این آلبوم که احتمالا اولین آلبوم آواز و پیانو به سبک اپراتیک در ایران است، آثاری از موسیقی کلاسیک آذربایجان با صدای مسعود فصیحی به صورت زنده اجرا شد.
رامین صدیقی: گفتم که دیگر در جشنواره نیستم

رامین صدیقی: گفتم که دیگر در جشنواره نیستم

من تا پیش از نشست خبری از آمدن گروه اطلاعی نداشتم. اصلا اگر بهترین گروه دنیا هم بودند، باید مسئول بخش بین الملل از آن خبردار می شد. حتی اگر رایگان و بدون تحمیل هزینه به جشنواره آمده بوده باشند. این بدترین بی احترامی و ناهماهنگی اداری بود.
«احوالات شخصی» رونمایی می‌شود

«احوالات شخصی» رونمایی می‌شود

«احوالات شخصی» عنوان پروژه‌ای شنیداریست که ایده‌ی مقدماتی آن در سال ۱۳۹۰ شکل گرفت. طی این پروژه در مرحله‌ی نخست مقرر شده‌است تا با حمایت مالی خانه‌ی هنر منظومه‌ی خرد، پانزده آهنگساز جوان که تا حال آلبوم مستقلی نداشته‌اند انتخاب و سفارشی برای تولید یک آلبوم موسیقی به آنها داده شود. شاید مهمترین ویژگی این پروژه در نوع و محتوای همین سفارش باشد.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (IV)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (IV)

امروزه براى اکثر مردم تعیین وقتِ مناسب براى تمرین نه تنها اختیارى نیست بلکه اگر زمانِ تمرینِ کمى هم در طول روز پیدا کنند، در تعیین زمانِ تمرینشان اجبارِ کامل دارند و نمى توانند مقدارى که مى خواهند را در زمانى که دوست دارند تمرین کنند. ابتدا براى بررسى زمانِ تمرین، افرادى را در نظر مى گیرم که از هر لحاظ تأمین هستند و مى توانند تمام وقتِ خود را به موسیقى اختصاص دهند که عموما و اصولا (البته طبق مطالعات و تحقیقاتِ نگارنده) تمرینهاى آنها بدین صورت است که صبح ها تمرین هایى را در سطح ساده و متوسطه (بنا بر سطح خودشان) انجام مى دهند و یا آهنگ هاى ساده اى را فقط جهت گرم کردن دست ها اجرا مى کنند.
یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

سالن خیلی خلوت است؛ تعداد زیادی جا خالی است. عده ای از تماشاگران که جای نامناسبی دارند با متصدیان سالن بحث می کنند و می خواهند جایشان را عوض کنند. متصدیان خونسرد جواب می دهند : “ صبر کنید اگر جایی باقی ماند، حتماً. ” البته آن ها مطمئن بودند حتی یک جای خالی هم باقی نمی ماند!
صبا از زبان سپنتا (I)

صبا از زبان سپنتا (I)

استاد ابو الحسن صبا در سال ۱۲۸۱ هجری‌ شمسی در تهران تولد یافت. پدر او کمال السلطنه‌ که مردی ادیب و هنرمند بود، ابو الحسن خان‌ شش ساله را برای فراگرفتن سه تار نزد میرزا عبد الله‌ هدایت کرد. صبا سه تار را از استاد زمانه میرزا عبد الله و درویش‌خان، سنتور را از میرزا علی اکبر شاهی، تنبک را از حاجی خان، کمانچه را از حسین خان اسماعیل‌زاده، فلوت را از اکبرخان و ویلن را از حسین هنگ آفرین فرا گرفت.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«اگر محور اصلی این شعر را ترس بگیریم و لحظه‌ای به خاطر بیاوریم که در تاریکی ظلمات قدم‌زنان در معبر یک باغ حرکت می‌کنیم و درک و استنباط ما از محیط اطرافمان فقط و فقط به واسطه‌ی حس شنیداری برقرار می‌باشد و این به همراه خود توهمات و تصویرهایی از آنچه دور ماست در ذهنمان می‌سازد که می‌تواند اضطرابی در خود نهفته داشته باشد. اینجا ترمولوی کمانچه را می‌شنویم که بسیار آرام نواخته می‌شود و در لایه‌های دیگر کمانچه طراحی سوال و جواب‌هایی را به عهده می‌گیرد که در نهایت فیگور استیناتویی را به آهستگی طرح می‌کند. همان ضرباهنگ رو به تندی و کندی با ضربه‌ی آرشه روی سیم‌های کمانچه […]» (ص ۲۳)
در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

پس از این «حسین علیزاده» فرا می‌رسد. او امکاناتی را که در خود موسیقی دستگاهی موجود است به شکلی هوشمندانه به کار می‌گیرد. مساله برای علیزاده‌ی اواخر دهه‌ی ۱۳۶۰ این بود که از دل خود آواز کلاسیک ایرانی، بدون تسطیح یا تغییر بنیادی، هم‌آوایی برآورد. او ذهنیت منجر به آن تجربه‌ها را سال‌ها بعد چنین شرح می‌دهد: « می‌خواستیم [هم‌آوایی] شکل قراردادی یا تکراری کر که بیشتر شبیه به آوازهای غربی [است] نباشد به این فکر رسیدم که چگونه می‌شود در خود آوازهای موسیقی ایرانی یک حالت پولیفونی در آواز ایجاد کرد و در عین حال هر کدام از خطوط استقلال خودشان را داشته باشند و جملاتی را که می‌خوانند همان تکنیک موسیقی آوازی در آن باشد.» (۵)
فرامرز پایور در قیاس با هم عصرانش

فرامرز پایور در قیاس با هم عصرانش

مطلبی که در پیش رو دارید سه سال پیش به مناسبت تولد فرامرز پایور در سایت موسیقی هنری ایران قرار گرفت. در این نوشته مقایسه ای بین فرامرز پایور با هنرمندان دیگر موسیقی، صورت گرفته است؛ مسلما” مقایسه دو هنرمند در دو رشته مختلف کاری دشوار است ولی می توان بصورت کلی از زاویه های مختلف، مقایسه ای به عمل آورد (همانطور که امروز بزرگانی مثل ابن سینا و داوینچی را از نظر خلاقیت و نوآوری با هم مقایسه میکنند) و در آخر معدلی از فعالیتهای موسیقی او به دست آورد.