چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

آن‌ها تنها به اجرای قطعات بسیار معروف موسیقی دستگاهی می‌پرداختند، عموماً با مترهای شش‌تایی؛ مثل مرغ سحر. برای انتخاب مکان اجرایشان چارهٔ دیگری نداشتند:‌روبه‌روی آن‌ها آب‌خوری ایستگاه بود، کنارشان سوپرمارکت و سمت راستشان پله‌برقی‌های مترو. اگر از پله‌برقی هم پایین می‌رفتند به راهرویی می‌رسیدند که بسیار تنگ‌تر و شلوغ‌تر از آن بود که دو نوازنده را در خود جای دهد.

نقطهٔ دوم که مرکز تجمع این‌نوع نوازندگان است پایین همان پله‌برقی‌هایی است که به نقطهٔ اوّل منتهی می‌شود. راهروی طویل و تمام‌نشدنی ایستگاه متروی انقلاب هیچ فضایی برای توقف و نفس کشیدن باقی نمی‌گذارد و تنها نقطه‌ای که ممکن است کسانی بتوانند در آن بنشینند و سازی بنوازند همان پای پله‌برقی‌هاست، یعنی ابتدای راهرو که از یک‌سو با دیوار بسته شده است و درنتیجه نمی‌تواند مانند سایر بخش‌های راهرو مسیر عبور باشد.

با این‌حال، این فضا آن‌چنان فراخ نیست که بتواند بیش از یک‌ نوازنده را در خود جای دهد. بنابراین، باید نوازنده کسی باشد که هم بتواند ساز بزند و هم بتواند آواز بخواند و بدون نیاز به تجهیزات اضافی صدایش به‌اندازهٔ کافی در آن ازدحام به گوش برسد، آن هم نوعی از نواختن و خواندن که آن‌چنان ظرایفی نداشته باشد که شنیده نشدن بخش‌هایی از آن به دلیل نوفهٔ فراوان، ازدحام و تنگی فضا باعث ناقص به نظر رسیدن محتوای شنیداری آن شود.

نواختن گیتار به سبک پاپ و خواندن به همراه آن در این شرایط احتمالاً یکی از منطقی‌ترین گزینه‌هاست. تا جایی که به‌خاطر دارم تنها شکلی از اجرا که در این نقطه از ایستگاه شنیده‌ام و دیده‌ام به همین ترتیب بوده است. خواننده‌/نوازنده هم معمولاً قطعاتی از موسیقی پاپ را اجرا می‌کند؛ معمولاً ترانه‌هایی از شادمهر عقیلی و اِبی. هرچند بعضی از این نوازنده‌ها ظاهر خود را طوری می‌آرایند که این‌طور القاء کنند که از طبقات فرادستند، مثلاً کراوات می‌پوشند، امّا تشخیص اینکه چنین نیستند چندان دشوار نیست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.

از روزهای گذشته…

نگاهی به اپرای مولوی (III)

نگاهی به اپرای مولوی (III)

در تاریکی مطلق سالن، ناگهان فریادی شنوندگان را شوکه میکند… پرده باز میشود و نمایی از شهری سوخته و حمله مغولها دیده میشود؛ در همین صحنه مانند پرده اول اپرای عاشورا غریب پور با نهایت تکنیکهای تئاتر عروسکی بیننده را میخکوب میکند، البته تکنیک نور بسیار قوی تر از اپرای عاشورا خودنمایی میکند. ارکستر سمفونیک با تمام حجم در حال نواختن در چهارگاه است و طنین صدای “گانگ” فضا را پر استرس تر میکند.
مرزهای زنانگی در هنر (III)

مرزهای زنانگی در هنر (III)

به همین دلیل است که برخی از افرادی که به دیدن نمایشگاه های نقاشی مدرن می روند دست خالی از هر گونه برداشتی از نمایشگاه خارج می شوند و می گویند چیزی نفهمیدم . اما فهم شهودی ما هرگز درمانده نمی شود و به همین دلیل است که افراد نامبرده ممکن است بگویند چیزی نفهمیدم اما کارهای زیبایی بود یا اصلاً چرندیاتی بیش نبود و این نظر دوم حاصل از نوع تاثیر پذیری مخاطب از راه فهم شهودی است. حتی دیدن یک تابلوی نقاشی از یک منظره طبیعی که همه ی ما به راحتی می توانیم توسط فهم تجربی درک کنیم نیز می تواند ادراکات شهودی غیر مشترک و حتی متضاد را در ما ایجاد کند.
بیل ایونس از مایلز دیویس می گوید

بیل ایونس از مایلز دیویس می گوید

کمتر از سه دهه پیش، زمانی که مایلز دیویس (Miles Davis) تصمیم گرفت پس از یک وقفه هفت ساله آخرین گروه موسیقی اش را تشکیل دهد، جایگاه (tenor/soprano) را برای بیل ایونس (Bill Evans نوازنده سازهای بادی متولد ۱۹۵۸) ناشناس در نظر گرفت تا نوای ترومپت دیویس را که معمولا حزن انگیز بود، همراهی نماید.
روش سوزوکی (قسمت سی یک ام)

روش سوزوکی (قسمت سی یک ام)

در آلمان، جائی که من بعد از جنگ جهانی اول به عنوان دانشجو زندگی می‌کردم، تورم اقتصادی شدیدی حاکم بود. هیتلر پدیدار و جنگ جهانی دوم آغاز شد. برلین دچار سردرگمی‌ ها و ماجراهای پیچیده ای شده بود، همه از آلمانی‌ و غیرآلمانی درگیر شده بودند؛ در آنجا حتی به دانشجویی مثل من پیشنهاد می‌کردند که: در فلان جا یک خانه پنج طبقه برای فروش موجود می‌باشد، شما می‌توانید آن را در ازای حتی ۱۰۰۰۰ ین (Yen) صاحب شوید و من همیشه رد می‌کردم و می‌گفتم که برای پول درآوردن به آلمان نیامده ام.
شریف؛ مردم سالار موسیقی (II)

شریف؛ مردم سالار موسیقی (II)

در رابطه با سبک نوازندگی فرهنگ شریف سخن بسیار گفته شده و آن چه کمتر مورد بحث قرار گرفته است، مواضع جریان های مختلف موسیقی ایرانی در این سالها راجع به فرهنگ شریف و بطور کلی این نوع سبک از نوازندگی و اجرای موسیقی است. از دید نگارنده جریان های مختلف موسیقی در ایران معاصر را می توان در سه دسته کلی مورد تقسیم بندی قرار داد.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (I)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (I)

پرده‌ی آهنین که روزگاری کشورهای زیادی را از باقی جهان جدا می‌ساخت، همچون بسیاری پرده‌ها و دیوارهای دیگر دو کارکرد داشت؛ یکی پوشاندن جهان خارج پرده از چشمان درونیان و دیگری پوشاندن دنیای داخل پرده از چشم بیرونیان، و گویا این دومی برای برپا دارندگانش مهم‌تر بود. همین دو ویژگی اصلی پرده (اگرچه با نسبت‌هایی متفاوت) سودمندی و ناسودمندی‌های کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر»، نوشته‌ی جمعی از موسیقی‌شناسان روس و ترجمه‌ی «مسعود ابراهیمی» مترجم باهمت و پرتلاش چندین جلد از آثار نظریه‌پردازان روسی درباره‌ی هارمونی و…، را بر ما می‌گشاید که این بار او متنی روزآمدتر را برگزیده و احتمالا اولین ترجمه‌ی این کتاب پیشرفته‌ را به زبانی دیگر فراهم آورده است (ترجمه‌ای به زبان دیگر از آن یافت نشد).
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (IV)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (IV)

در حقیقت خیر. من درباره وزن دست صحبت نمی کنم زیرا معتقدم دست برای ایجاد رفت و آمد آرشه روی سیمها است، همانند پاها برای راه رفتن، پاها هنگام راه رفتن احساس سنگینی نمی کنند، دستها زمانی که ویلنسل می نوازند باید حس سبکی داشته باشند. اینجاست که قیاس بال پرنده در میان می آید، زیرا بال پرنده حس سبکی در حرکت را، به وضوح به تصویر می کشد. به جای وزن دست، من روی قابلیتهای نقاط مختلف فشار روی خود سیمها تکیه می کنم. فشار سیم بستگی به چگونگی نواختن آن دارد، چقدر فاصله سیم تا پل نزدیک است زمانی که آرشه به روی سیم می آید و دست چپ نوازنده در چه ارتفاعی، بر روی دسته ساز می نوازد.
پل

پل

بریدج (پل) معمولا” به قسمتی از موسیقی گفته می شود که برای ایجاد کنتراست در قطعه قرار داده می شود. بسیاری از موسیقیدانان بجای اصطلاح بریدج از عباراتی مانند کانال، قسمت B و یا حتی قسمت میانی استفاده میکنند. یک بریدج کلاسیک معمولا” – و نه لزوما” – از ۸ میزان تشکیل می شود و در فرمهایی مانند AABA یا ABAC و … استفاده می شود، همچنین در برخی موارد ریدج ممکن است دوبار بکار برده شود مانند فرم ABAB. (در اینجا منظور از B قسمت بریدج از موسیقی است)
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VII)

با گذشت زمان و صاحب شدن خانه ای دائمی تر، ذوق موسیقایی الگار برای باری دیگر فوران نمود: “سوئیت سورن” (Severn Suite op. 87)، “، قسمت دیگری از “رژه ی شکوه و جلال” (Pomp and Circumstance March op. 39)، “سوئیت پرستاران” (Nursery Suite)، و چندین و چند قطعه ی کوچک دیگر. اپرای “زن اسپانیایی” (The Spanish Lady op. 89) و “سمفونی سوم” (Symphony No 3 op. 88) نیز در همین دوران نگاشته شدند. اگرچه، این قطعات ادامه پیدا نکردند چرا که در اکتبر ۱۹۳۳، الگار دچار عارضه ی سرطان شد.
د-دورز (II)

د-دورز (II)

“آتش مرا روشن کن” تک آهنگی از گروه که توسط الکترا ضبط شد و بر روی بیلبورد در جایگاه اول قرار گرفت و بیش از یک میلیون نسخه از آن به فروش رفت. گروه در برنامه های تلویزیونی بسیاری حضور یافت، با اینحال اجراهای آنان در تلویزیون آنطور که باید اثر گذار و موفقیت آمیز نبود تا آنکه آنها در “برنامه اد سالیوان” (The Ed Sullivan Show) حضور یافتند و بسیاری از توجه ها را جلب خود نمودند.