عبدی: سعی میکنم به یک امضای شخصی برسم

بهزاد عبدي
بهزاد عبدي
در ارکستر سمفونیک نوازندگان جوان زیادی دیده میشوند که به تازگی جایگزین نسل قبل نوازندگان ارکستر سمفونیک شده اند که از پیش از انقلاب با ارکستر همکاری داشته اند، این نوازندگان را چطور میبینید؟
نوازندگان جوان ارکستر سمفونیک تهران با کار جدی و بدون وقفه ای که در پیش دارند به زودی به بار خواهند نشست و ارکستر صدایی که باید به گوش شنونده برساند را خواهد رسانید. به شرطی که انگیزه ها در این نوازندگان کشته نشود بلکه بارور شوند تا به ثمر برسند. نوازندگان پیش از انقلاب نیز هم اکنون در تربیت این جوانان نقش بسیار مهمی خواهند داشت.

برادر خود من، مهدی عبدی در همین ارکستر مشغول است. من گاهی به ایران می آیم به تمرینات مداوم او غبطه می خورم که چرا ما در جوانی خویش این گونه پی گیر نبودیم. من مطمئنم که دوستان مهدی نیز همین طور پی گیرند.

این نکته نیز فراموش نشود که دسترسی به نُت و فیلم های اجرا در حال حاضر با امکانات ارتباط جمعی سهل تر و آسان تر از قبل است و همین انگیزه نوازنده را چند برابر می کند.

استعداد های خوبی در سازهای بادی ما دیده میشوند از جمله، برادران قیطاسی، باربد بیات و… آیا این نوازندگان که در زمینه سولیستی موفق ظاهر شده اند، در کار ارکستری هم موفق هستند؟
تمامی دوستان جوان نوازنده که خوب بعضا سولیست های خوبی هم به حساب می آیند در کار گروهی نیز به خوبی می درخشند و طبیعی است که حضور آنان در ارکستر سمفونیک تهران نعمتی بزرگ است. صد البته نباید فراموش کرد این عزیزان باید از تجربه نوازندگان قدیمی ارکستر که استخوان خورد کرده این ارکستر هستند استفاده کنند و احترام آنان را در هر شرایطی نگاه دارند . .

این نوازندگان آیندگان درخشان موسیقی ما هستند. کشور ما به داشتن این عزیزان باید افتخار کند و در صدد نگاه داری اینان برای موُطقی کشور باشند. این جوانان اگر از ایران بروند با این نگاه باید بروند که روزی به کشور باز خواهند گشت و ارکستر را به سطحی مطلوب خواهند رساند. نوازندگان جوان ما وقتی که قطعات را اجرا می کنند گویی قطعه خودشان است و دل سوزی آنها برای اجرای بهتر قطعه واقعا زیباست.

کار آقای منوچهر صهبایی را نسبت به رهبران غربی چطور میبینید؟
آقای صهبایی رهبر خوبی هستند و البته کارشان را بلدند. هر رهبری سبک و سیاق خود را در رهبری دارند و ایشان نیز از همان گروه می باشند. امید که در درخشش ارکستر ما نقشی به سزا داشته باشند.

آهنگسازان ایرانی مورد علاقه شما چه کسانی هستند و آیا شما خود را مورد تاثیر آهنگسازی میدانید؟
آهنگسازان مورد علاقه من آقایان احمد پژمان و علی رهبری به خاطر نگاهی جهانی به موسیقی ایرانی و ارکستر بی نظیر، حسین دهلوی و بهمن ریاحی به سبب ارکستراسیون درخشان، محمد رضا درویشی در دیگر اندیشی در موسپقی و شاهین فرهت به خاطر نگاه عمیقشان به فرم و رعایت آن در موسیقی کلاسیک، هستند.

من در آثار خودم خود مورد تاثیر آهنگسازان مختلفی بودم در بعضی از آثار رد پای آهنگسازانی چون کانچلی و گاهی استراوینسکی پر رنگ دیده می شود اما به هر حال تلاش کردم که به سبک مورد نظر و آنکه همگان امضای آهنگساز می گویند برسم.

ولی هنوز در حال نوشتنم و در حال تحقیق که موسیقی ایرانی جایگاه عظیم خود را در دنیای موسیقی دنیا پیدا کند. من در تمامی آثارم به شدت به موسیقی ایران پایبند بوده و هستم. ۶ سی دی که از من منتشر شده است که در همه آنها بوی ایران احساس می شود مخصوصا در اپرای عاشورا، کسی نمی تواند ادعا کند که این کار یک آهنگساز غربی است چون به شدت این کار ایرانی صدا می دهد با تمام پیچیدگی های ارکستری که در آن وجود دارد.

آثاری که شما خلق کرده اید بیشتر با تیترهای مذهبی بوده آیا فقط این آثار از شما اجرا میشود یا با تیترهای دیگر یا فرم ها موسیقی کلاسیک، دست به خلق اثری نزده اید؟
این آثار از من اجرا می شوند چون این ها سفارش هستند با این عنوان ها (هر چند داشتن این تیتر ها مانعی بر موسیقی نخواهد بود) اما کارهای شخصی دیکری هم دارم که به زودی آن ها را نیز ضبط خواهم کرد.

آیا این رویه صحیح است که دولت فقط آثار مورد نظر خود را که اکثرا با تیترهای مذهبی یا دولتی است را اجرا میکند؟
خیر. من معتقدم که ارکستر سمفونیک تهران باید آثار آهنگسازان ایرانی را در اولویت اجرا داشته باشد که البته حتما هم نباید سفارشی باشند. شاید کسی یک کنسرتو نوشته و کسی دیگری سمفونی و… دولت در حمایت اجرایی این آثار باید همکاری کند، به هر نحوی که ممکن است.

آیا اثری داشته اید که قبل از ساخته شدن از طرف دولت سفارش داده شده و خریداری شود؟
خیر. تمامی آثار من پِشنهاد خود من و علاقه و اعتقاد خود من بوده اند.

اگر شما مسئولیت اجرایی داشتید، آیا همین رویه دولت را پی میگرفتید یا سفارش آهنگسازی در فرمهای دیگر و تیترهای آزاد را میدادید؟
من عرض کردم که ما باید از نسل آهنگساز ایرانی حمایت کنیم. من حتما آثاری در تیترهای آزاد به آهنگسازان ایرانی سفارش می دادم.

نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری هستیم، از دولت جدید چه انتظاراتی دارید؟
من به عنوان یک نگارشگر موسیقی، فقط از دولت آینده تمنای نگاهی عمیق و شایسته به موسیقی دارم. نگاه آنان نباید نگاهی مصرفی باشد، برای منظوری خاص. ارکستر سمفونیک یک کشور، آبروی موسیقی آن کشور است. این بر همگان ثابت شده است. بایسته است که این ارکستر را جدی بگیرد و انگیزه هایی سازنده برای آنان ایجاد کند.

14 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۷, ۱۳۸۸ در ۹:۰۷ ق.ظ

    ارکستر سمفونیک یک کشور، آبروی موسیقی آن کشور است؟

  • سعیده
    ارسال شده در تیر ۷, ۱۳۸۸ در ۳:۵۴ ب.ظ

    به نظر من منظور از آبروی موسیقی یک کشور در این صحبت واضح هست.
    ارکستر سمفونیک یک کشور در سطح جهانی مطرحه .و مسلما آبروی جهانی موسیقی یک کشور هست.

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۸, ۱۳۸۸ در ۸:۳۰ ب.ظ

    متاسفم…………………

  • دانشجو
    ارسال شده در تیر ۱۰, ۱۳۸۸ در ۳:۳۵ ب.ظ

    میتوانند آهنگساز عزیز ما یک کمی در مورد سیستم پیدا کردن پارتی و زد و بند با سفارت ایران در اوکراین برای گرفتن بورس دولتی
    یا جور کردن پول و گرفتن پورسانت برای اجرای و ضبط کیلو کیلو سمفنی های سفارشی شاهین فرهت( که بعدا همون ارکستر ها هم برای تشکراز این کارچاقکنی ،اثار ایشون رو اونجا اجرا کنند) یا جور کردن و اوردن ارکسترهای *درپیتی و دست پنجم* اوکراینی برای اجرای اثار علیزاده و درویشی به تهران( و باز جور کردن کار و پول برای اعضای همون ارکسترها) یا ارتباطات انچنانی با سفیر و کنسول برای جور کردن موقعیت با وزارت ارشاد و انجمن موسیقی و اجرای اثارشون به وسیله ارکستر سمفونیک تهران یا…یا…. توضیح ساده بدن که بقیه ی دانشجویان موسیقی در خارج از کشور،بتوانند مثل ایشون راه و چاه را یاد بگیرندو عاقبت به خیر شوند…ممون میشم از راهنمایی استاد !

  • بهزاد عبدي
    ارسال شده در تیر ۱۳, ۱۳۸۸ در ۹:۵۱ ب.ظ

    سلام آقای دانشجو که در ظاهر خارج از کشور زندگی می کنید و نیز با سفارت ایران در آن کشور که زندگی می کنید رابطه خوبی ندارید یا حداقل اگر رابطه داشتید بسیار ساده بود فهمیدن این نکته که سفارت های ایران در کشورهای دیگر خاصه بلوک شرق، کارهای فرهنگی شان علی الخصوص در زمینه موسیقی فقط به برگزاری مراسم اعیاد خلاصه می شود آن هم با دعوت از دانشجویان برای پر کردن کمیت برنامه و حالا کیفی هم بود که فبها المراد . اما اگر رابطه خوبی دارید و می توانید برای کارهای خود از سفارت محترم مطبوع کشورتان امتیازهای مادی و معنوی بگیرید باعث خرسندی فراوان است که فتح بابی است از جانب شما و به نفع دوستان شما که یار غار شما هستند
    در بیانیه شما چند مطلب کوچک به چشم می خورد که بزرگنمایی آنها خالی از فایده نیست
    ۱- ارکستری که به تهران آمد ارکستر ناسیونال اوکراین بود به رهبری ولادیمیر سیرنکو
    ۲- این ارکستر از نظر شما ارکستر در پیت درجه پنجمی بود
    ۳- کیلو کیلو ( البته واحد سمفونی بر قائده کیلو نیست ) توسط این ارکستر ضبط می شود
    ۴- کارهای بنده با این ارکستر برای تشکر از کارچاقکنی حقیر با این ارکستر اجرا می شود
    خوب چرا باید این قدر شما برافروخته شوید که کیلو کیلو سمفونی نه تنها شاهین فرهت که علی رضا مشایخی ، محمد رضا درویشی ، رضا تفضلی ، آرش عباسی و … توسط این ارکستر در پیت و درحه پنجمی ضبط شود؟
    در ضمن احساس عصبانِت آقای دانشجو این است که چرا حقیر برای ارکستر کارچاقکنی می کنم
    آیا این کار به نوشتن و اجرای آثار شما ضربه ای وارد کرده است ( فرض بر این است که آقای دانشجو،دانشجوی موسیقی هستند)و آیا آثار شما آقای دانشجو در گنجه ها خاک می خورند و کسی آنها را اجرا نمی کند چون حقیر برای ارکستر کار چاقکنی می کنم؟
    در مورد اجرای آثار بنده توسط ارکستر سمفونیک تهران این نکته را یاد آورمی شوم که این آثار به هیچ وجه سفارش انجمن موسیقی نبوده اند بلکه سفارش ها از جاهای دیکری بوده اند و ارکستر محترم سمفونیک تهران با همکاری انجمن موسیقی آن ها اجرا کردند
    عاقبت به خیری شما آقای دانشجو آرزوی همه ماست

  • دانشجو
    ارسال شده در تیر ۱۴, ۱۳۸۸ در ۴:۳۲ ب.ظ

    :)) استاد گرامی ، ممنون از جوابیه تون.
    برخلاف حدس جنابعالی من در ایران زندگی میکنم و دانشجوی موسیقی هم نیستم( مثل خود شما)
    با خواندن جوابه ی شما فهمیدم که حدس و گمان ها کماکان درست بوده و هیچ تعجب نکردم! نه تنها شکایتی نبوده(چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است) حتی درخواست هم کردم که کمی از راز و سر پیروزی تان برای دیگر دانشجویان داخل و یا خارج از کشور(فکر کنم خارج از کشوری ها بیشتر لازمشون میشه تا ماها!) که باسعی و کوشش به تحصیلات خودشون ( حتما نباید موسیقی باشه …)ادامه میدهند ، توضیح بدید که خوب و روشن بیان کردید ! :) خیلی هم منون … تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها :) ادامه بدید . ما سرا پا گوشیم… عاقبت به خیری شما هم با این رویه آرزوی همه ماست !
    P.Sشما درست میفرمایید… واحد سمفونی های این اقایان کیلو نیست! باید گفت گونی گونی یا لگن لگن… باز هم یک چیز جدید از شما یادگرفتیم :) ممنون!

  • مجید
    ارسال شده در تیر ۱۴, ۱۳۸۸ در ۹:۰۸ ب.ظ

    سلام
    من سالها در کشور ارمنستان دانشجوی موسیقی (ساز ویلن )بودم. بارها و بارها از سفارت ایران خواستم که به ماکمک کنند تا کارهای ما اجرا بشن . اما اون ها به ما می گفتند که شما در برنامه های مربوط به سفارت می تونین شرکت کنین و اجرا داشته باشین و هیچ بودجه ای برای ما تعریف نشده که بتونیم برای شما برای جنبی دیگه بذاریم. من تقریبا حرف آقای عبدی رو می پذیرم اما اگر ایشون تونستن که برای کاراشون و اجرای کاراشون از سفارت ایران در اوکراین کمکی بگیرند اشکالش چی می تونه باشه ؟ اما من خیلی خیلی بعید می دونم .چون خبر کارهای ایشون از کانال سفارت هرگز شنیده نشده.چون حتما سفارت سایت داره و برنامه فرهنگی اونها توش باید باشه . باید دید من می رم و می بینم .این رو هم بگم روس ها به هیچ وجه اهل معاملات این شکلی نیستند که اگر کار براشون جور کنی بعدا کارت رو اجرا کنن و خلاصه حال بدن،لااقل اونجا که این جوری بود .چون در ارمنستان و تمام روسیه اتحادیه آهنگسازان هست که اونها تصمیم می گیرند.

  • امیر حسین.ب
    ارسال شده در تیر ۱۴, ۱۳۸۸ در ۹:۲۲ ب.ظ

    آقای دانشجو.البته به نظر من این اسم شایسته کسی هست که جوینده دانش باشه نه اینکه وقتشو برای حرفایی بی اساس هدر میده و اصرار هم بر اون داره.
    اول اینکه شما باید برای حرفاتون مدرک داشته باشید.و تا زمانی که مدرک معتبر ندارید به هیچ عنوان حق گفتن کلامی بر علیه کسی رو ندارید.
    دوم اینکه شما خیلی ساده میتونید کارنامه کاری ارکستر اکراین و اجراهاشون رو پیدا کنید حتی اسامی افراد و ببینید که رتبه این ارکستر درجه چندمه؟
    مردم اگه حتی چیزکی هم میگن باید با مدرک بگن چه برسه به شما که چیزها گفتید
    من به شما پیشنهاد میکنم اگر به دنبال عاقبت بخیری هستید سعی کنید واقعا دانشجو باشید .دوره این رفتارها دیگه سر اومده . اما متاسفانه مردم ما هنوز به دنبال حرفای بی ارزش یا همون خاله زنکی ان.سعی کنید یک دانشجوی عاقبت بخیر باشید.

  • عليرضا سيفي
    ارسال شده در تیر ۱۴, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۳ ب.ظ

    آقای دانشجو
    آقای عبدی بدون شک بهترین آهنگساز جوان معاصر و بدون اغراق پدیده موسیقی سمفونیک امروز ما هستند و بحث در این زمینه بدون ایشان بدون در نظر گرفتن خدمات، آثار و دانش و توانایی ایشان در زمینه موسیقی از روی انصاف نیست.
    این مسلم است که در کشور ما همیشه هنر و علی الخصوص موسیقی زیر ضربه بوده و هستند. همینطور حق کشی های بسیاری هم در حق بسیاری از استعداد های ما شده و میشود. اما به زعم حقیر هنرمندانی مثل آقای بهزاد عبدی در نقش یک آلترناتیو کمک می کنند تا همین بدن لرزان و پوسیده موسیقی کشور پا بر جا بماند و توسط بهانه ها و پاپوش های واهی ای که هر روز برای موسیقی تراشیده می شوند به یغما نرود.

    همانقدر که معتقدم آهنگسازی مثل آقای عبدی استحقاق به خدمت گرفتن ارکستر قدرتمندی چون ارکستر ناسیونال اکراین را دارند، به همان میزان هم آرزومندم که این امکانات در اختیار دیگر آهنگسازان و علاقمندان حرفه ای موسیقی قرار بگیرد.

    دست آخر بعنوان عضو کوچکی از جامعه موسیقی از شما تقاضا دارم تا انتقادات خود را که مسلما از روی دلسوزی برای موسیقی کشور اما بطریقی کم صبرانه بیان شده بودند با لحن و بیان در خور تری ابراز نمایید.

  • مطلبی
    ارسال شده در تیر ۱۵, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۳ ق.ظ

    آدم مریضی هستی آقای دانشجو! موفقیت و بزرگی کسی، چیزی از موفقیت و بزرگی دیگران کم نمی کنه. ضمن اینکه آثار هنری هر هنرمند بهترین معرف آن شخص و پشتیبان پیشرفتش هست. به امید موفقیت هنرمند جوان آقای عبدی.

  • احسان
    ارسال شده در تیر ۱۵, ۱۳۸۸ در ۶:۰۱ ب.ظ

    بابا آقای دانشجو هم خیلی خوش بین هستین به خدا.کدوم کمک؟کدوم پورسانت؟ سفارت کی می آد برای موسیقی خرج کنه؟اگر می خواستن تو همین کشور خرج می کردند.در ضمن شما چرا به راحتی اساتید موسیقی ما رو زیر سوال می برین؟من ادعام اینه که شما اصلا یک اثر هم از آقای فرهت یا مشایخی و… نشنیدین. من نمی خوام بگم که از کاراشون خوشم می آد. اما شما خودتون کجای دنیای موسیقی قرار دارید که این جوری کارهای اونها این جوری مسخره می کنین.هر وقت تونستین کاری بنویسین که قابل دفاع باشه اون وقت اظهار نظر کنین .

  • Dr. Suzaan Aadiseh
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۸ در ۶:۴۳ ق.ظ

    It is so refreshing to see young educated composers, such as Mr. Abdi, are elevating the expectations one would have of Iran’s symphony. It has been long over due and hearing it is a breath of fresh air. I agree with Mr. Abdi that the current administration in Iran is not only responsible but obligated to provide the opportunity to our musicians to flourish in a democratic manner where they could shine and put forth their masterpieces. Hope is alive and well, and for that I’m thankful

  • ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۳ ق.ظ

    جناب پورقناد من عرض کردم که آقای عبدی بهترین آهنگساز نسل جوان در آن زمان که کامنت رو گذاشتم هستند نه بهترین آهنگساز تاریخ موسیقی ایران که عقیده تیتر رروزنامه مهر و برخی آهنگسازان! است. هرچه که جلوتر می رویم وظایف یک آهنگساز خوب سخت تر میشود و لقب بهترین آهنگساز بودن هم جاودانه نیست. مواظب باشید که چطور عمل می کتید. تاریخ در مورد سخنان ما قضاوت خواهد کرد.

  • ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۹ در ۶:۲۶ ب.ظ

    سلام
    نمیدانم شما جواب کدام نظر من را دادید! مگر ادعا شده که شما گفتید آقای عبدی بهترین آهنگساز تاریخ ایران است؟!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت گوتلیب والیش»

روزگاری ایران رسیتال نوازندگان پیانوی بزرگی را به خود می‌دید. اجرای نام‌های افسانه‌ای سده‌ی بیستم همچون «آرتور روبنشتاین» ناممکن نمی‌نمود. این جهانی دیگر بود و موسیقی کلاسیک غربی حمایت دولتی داشت و … . امروز اما دستِ تنها و درعین‌حال توانای جامعه‌ی مدنی در کار است تا به نیروی خویش برنامه‌ای مانند رسیتال «گوتلیب والیش»، نوازنده‌ای از همان تبار (گرچه هنوز کم‌تر افسانه‌ای)، را برای بار چندم ممکن کند. و این حتا پیش از خود موسیقی جلب توجه می‌کند اگر دیده‌ی تیزبینی باشد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.

از روزهای گذشته…

بررسی نقش جنسیت در انتخاب ساز (I)

بررسی نقش جنسیت در انتخاب ساز (I)

در طول تاریخ و با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی، همواره کلیشه های رفتاری و شخصیتی به زنان تحمیل شده است. به عنوان مثال فرهنگ آسیایی، “خانه دار بودن” یا ” مادربودن” را برای یک زن مهم می داند.
دوسکو گویکویچ به زبان خودش (II)

دوسکو گویکویچ به زبان خودش (II)

جوتا هیپ (Jutta Hipp) نوازنده پیانو، گروهش را به آلمان برد برای چند روز اجرا، یکی از اعضای ترومپت نواز گروه از من پرسید: “چرا به فرانکفورت نمی آیید؟ من قصد دارم در آنجا یک کلوپ جاز باز کنم.” او مرا دعوت کرد و رفتم و تا یازده سال به یوگوسلاوی باز نگشتم، تا آنکه به همراه گروه وودی هرمن در سال ۱۹۶۶ بعد از سفرمان به آفریقا و بعد آمریکا، به یوگوسلاوی رفتیم. فکر می کنم ما اجراهایمان را در قاهره به پاریس و از آنجا به بلگراد ادامه دادیم، پس از آن در بوداپست، بوخارست، لندن و در بازگشت به نیویورک رسیدیم.
شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

زمانی که مشغول به تنظیم قطعه «Playing Love» اثر «انیو موریکونه» (۱) بودم؛ متوجه کاستی های این تکنیک شدم. اگر ما آکوردی در پوزیسیون چهاردهم (XIV) گیتار می گرفتیم و برای کامل شدن هارمونی، نیاز به اجرای هارمونیک نتی، بر روی باره ی هفتم (VII) یا پنجم (V)گیتار پیدا می کردیم؛ امکان لمس سیم برای اجرای این نت هارمونیک وجود نداشت و البته «تکنیک Lip» هم برای گرفتن نت بود نه لمس و ایجاد صدای هارمونیک.
هوشنگ ظریف: در ضبطها کنترباس زده ام!

هوشنگ ظریف: در ضبطها کنترباس زده ام!

من ساز آقای لطف الله مجد را بسیار دوست داشتم و وقتی هم به هنرستان رفتم، آقای خالقی پرسیدند، چه سازی دوست داری بزنی؟ گفتم تار! همان موقع من با چوب، یک چهارچوب درست کرده بودم، یک دسته که به آن میخ شده بود داشت و به آن نخ بسته بودم …! به تار علاقه زیادی داشتم.
حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت سوم)

حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت سوم)

موسیقی بیش از هر چیزی با مفهوم و اندیشه سرو کار دارد و بیانگر مفهوم بوده و هست و اگر بخواهیم جنبه ی روایی موسیقی را در مفهوم مجرد آن دنبال کنیم باید بگوییم که جنبه ی روایی یا توصیفی آن نیز مفهومی است. موسیقی انقلاب بیش از هر چیز بر روی نه اندیشه نخبگان فرهنگی که در واقع بر اساس آثار آهنگسازان کم تعداد آن زمان به پیش می رفت. موسیقی آن دوره را نباید در خواب و خیال و هوا جستجو کرد، موسیقی انقلاب واقعیتی بود که در بستر خاص خود جاری گردید.
طراحی سازها (II)

طراحی سازها (II)

در زمینه سازهای موسیقایی، از زمان عود و چنگ موسیقی دان معروف Orpheus که اغلب تصور می شد دارای یک نیروی رقیق سحرآمیز ویژه می باشند، نوعی مقاومت یا مخالفت فعال والبته نه تنها ذهنی، به ویژه در ماهیت محافظه‌کار نوازنده، با پذیرش این واقعیت وجود دارد که یک شیء یا موضوع حساسی وابسته به عواطف و احساسات، از قبیل یک ساز می‌تواند دست‌کم وتا حدودی نتیجه یک واسطه غیرحسی و مکانیکی و قطعاً فرا انسانی، نظیر محاسبات ریاضی باشد. نکته جالب آن‌که از منظر حامیان این عقیده، مسائل جدای از این عامل ذهنی، روندی است توام با قیاس از میزان موفقیت سازنده این سازها در تطبیق دو جریان متضاد که عموماً در جهت عکس یکدیگر واقع‌اند.
برای علیرضا خورشید فر، هنرمندی که سایه ای بلند داشت

برای علیرضا خورشید فر، هنرمندی که سایه ای بلند داشت

از هنگامیکه موسیقی ما در این شش دهه اخیر، بیشتر به جانب موسیقی ارکسترال و چند صدایی (پلی فونیک) تمایل یافت و سعی داشت تا لایه ها و مفاهیم تازه ای را در موسیقی به ذهن و ضمیر مخاطب تشنه ادراکی عمیق تر از هنر بود، منعکس نما ید، هنرمندانی با دانش و توان لازم با این راه گام نهادند و با خلاقیت هایی هنر موسیقی ماندگاری بخشیدند.
کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (II)

کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (II)

آنچه که از شهروز شعاعی در این دو نوازی شنیده می شد دو ویژگی مهم داشت. اول اینکه با فرض حذف ایشان از صحنه ی اجرا، برای کلیّتِ اثر هیچ اتفاقی نمی افتاد. به این معنا که در این دو نوازی، ساز کوبه ای صاحب شخصیت مستقلی نبود و حتی در ارائه ی انگاره های ریتمیک، وابسته و تحت سلطه ی سه تار عمل می کرد. و دوم اینکه اجرای شعاعی توجیهی عقل پذیر برای حضور سازی سه قسمتی را به مخاطب ارائه نمی کرد. زیاد شنیده ایم که نوازندگان سازهای کوبه ای از مناطق مختلف پوست یک ساز صداهای به مراتب متنوع تری را تولید می کنند.
روش سوزوکی (قسمت هشتم)

روش سوزوکی (قسمت هشتم)

هر کمبودی که در پیرامون زندگی وجود دارد، جلوی رشد را میگیرد. ما وسیله ای در اختیار نداریم که پی به ویژگی ها، خصوصیت و صفات یک نوزاد ببریم. شایستگی و توانایی و وسیله ای که مورد اعتماد و اطمینان من است موسیقی است، به این دلیل میل دارم که با استفاده از آن در این مورد صحبت کنم. آیا استعداد، صفت و خصوصیت موروثی وجود دارد یا نه؟
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

مثلاً اگر سرعت و زمان بندی یک مقام یا گوشه کمتر یا بیشتر شود، امکان تجلی محتوای واقعی آن موسیقی مشکل می شود. یا مثلاً اگر زمان بندی طرح ها و نقش های داخلی یا بیرونی یک گنبد تغییر کند و ابعاد آن چند برابر بزرگتر یا کوچکتر شود، تأثیر بصری و حسی متفاوتی را نسبت به اصل خود در بیننده ایجاد می کند. بنابراین: موسیقی های سنتی ما زمان-بندی و سرعت ویژه خود را داشته اند. این زمان بندی و سرعت با آنچه امروزه از سرعت استنباط می شود متفاوت است.