جمعه ۵ تیر ۱۳۸۸ ،
سجاد پورقناد
در اركستر سمفونيك نوازندگان جوان زيادي ديده ميشوند كه به تازگي جايگزين نسل قبل نوازندگان اركستر سمفونيك شده اند كه از پيش از انقلاب با اركستر همكاري داشته اند، اين نوازندگان را چطور ميبينيد؟
نوازندگان جوان ارکستر سمفونيک تهران با کار جدی و بدون وقفه ای که در پيش دارند به زودی به بار خواهند نشست و ارکستر صدايی که بايد به گوش شنونده برساند را خواهد رسانيد. به شرطی که انگيزه ها در اين نوازندگان کشته نشود بلکه بارور شوند تا به ثمر برسند. نوازندگان پيش از انقلاب نيز هم اکنون در تربيت اين جوانان نقش بسيار مهمی خواهند داشت.
برادر خود من، مهدی عبدی در همين ارکستر مشغول است. من گاهی به ايران می آيم به تمرينات مداوم او غبطه می خورم که چرا ما در جوانی خويش اين گونه پی گير نبوديم. من مطمئنم که دوستان مهدی نيز همين طور پی گيرند.
اين نکته نيز فراموش نشود که دسترسی به نُت و فيلم های اجرا در حال حاضر با امکانات ارتباط جمعی سهل تر و آسان تر از قبل است و همين انگيزه نوازنده را چند برابر می کند.
استعداد هاي خوبي در سازهاي بادي ما ديده ميشوند از جمله، برادران قيطاسي، باربد بيات و... آيا اين نوازندگان كه در زمينه سوليستي موفق ظاهر شده اند، در كار اركستري هم موفق هستند؟
تمامی دوستان جوان نوازنده که خوب بعضا سوليست های خوبی هم به حساب می آيند در کار گروهی نيز به خوبی می درخشند و طبيعی است که حضور آنان در ارکستر سمفونيک تهران نعمتی بزرگ است. صد البته نبايد فراموش کرد اين عزيزان بايد از تجربه نوازندگان قديمی ارکستر که استخوان خورد کرده اين ارکستر هستند استفاده کنند و احترام آنان را در هر شرايطی نگاه دارند . .
اين نوازندگان آيندگان درخشان موسيقی ما هستند. کشور ما به داشتن اين عزيزان بايد افتخار کند و در صدد نگاه داری اينان برای موُطقی کشور باشند. اين جوانان اگر از ايران بروند با اين نگاه بايد بروند که روزی به کشور باز خواهند گشت و ارکستر را به سطحی مطلوب خواهند رساند. نوازندگان جوان ما وقتی که قطعات را اجرا می کنند گويی قطعه خودشان است و دل سوزی آنها برای اجرای بهتر قطعه واقعا زيباست.
كار آقاي منوچهر صهبايي را نسبت به رهبران غربي چطور ميبينيد؟
آقای صهبايی رهبر خوبی هستند و البته کارشان را بلدند. هر رهبری سبک و سياق خود را در رهبری دارند و ايشان نيز از همان گروه می باشند. اميد که در درخشش ارکستر ما نقشی به سزا داشته باشند.
آهنگسازان ايراني مورد علاقه شما چه كساني هستند و آيا شما خود را مورد تاثير آهنگسازي ميدانيد؟
آهنگسازان مورد علاقه من آقايان احمد پژمان و علی رهبری به خاطر نگاهی جهانی به موسيقی ايرانی و ارکستر بی نظير، حسين دهلوی و بهمن رياحی به سبب ارکستراسيون درخشان، محمد رضا درويشی در ديگر انديشی در موسپقی و شاهين فرهت به خاطر نگاه عميقشان به فرم و رعايت آن در موسيقی کلاسيک، هستند.
من در آثار خودم خود مورد تاثير آهنگسازان مختلفی بودم در بعضی از آثار رد پای آهنگسازانی چون کانچلی و گاهی استراوينسکی پر رنگ ديده می شود اما به هر حال تلاش کردم که به سبک مورد نظر و آنکه همگان امضای آهنگساز می گويند برسم.
ولی هنوز در حال نوشتنم و در حال تحقيق که موسيقی ايرانی جايگاه عظيم خود را در دنيای موسيقی دنيا پيدا کند. من در تمامی آثارم به شدت به موسيقی ايران پايبند بوده و هستم. 6 سی دی که از من منتشر شده است كه در همه آنها بوی ايران احساس می شود مخصوصا در اپرای عاشورا، کسی نمی تواند ادعا کند که اين کار يک آهنگساز غربی است چون به شدت اين کار ايرانی صدا می دهد با تمام پيچيدگی های ارکستری که در آن وجود دارد.
آثاري كه شما خلق كرده ايد بيشتر با تيترهاي مذهبي بوده آيا فقط اين آثار از شما اجرا ميشود يا با تيترهاي ديگر يا فرم ها موسيقي كلاسيك، دست به خلق اثري نزده ايد؟
اين آثار از من اجرا می شوند چون اين ها سفارش هستند با اين عنوان ها (هر چند داشتن اين تيتر ها مانعی بر موسيقی نخواهد بود) اما کارهای شخصی ديکری هم دارم که به زودی آن ها را نيز ضبط خواهم کرد.
آيا اين رويه صحيح است كه دولت فقط آثار مورد نظر خود را كه اكثرا با تيترهاي مذهبي يا دولتي است را اجرا ميكند؟
خير. من معتقدم که ارکستر سمفونيک تهران بايد آثار آهنگسازان ايرانی را در اولويت اجرا داشته باشد که البته حتما هم نبايد سفارشی باشند. شايد کسی يک کنسرتو نوشته و کسی ديگری سمفونی و... دولت در حمايت اجرايی اين آثار بايد همکاری کند، به هر نحوی که ممکن است.
آيا اثري داشته ايد كه قبل از ساخته شدن از طرف دولت سفارش داده شده و خريداري شود؟
خير. تمامی آثار من پِشنهاد خود من و علاقه و اعتقاد خود من بوده اند.
اگر شما مسئوليت اجرايي داشتيد، آيا همين رويه دولت را پي ميگرفتيد يا سفارش آهنگسازي در فرمهاي ديگر و تيترهاي آزاد را ميداديد؟
من عرض کردم که ما بايد از نسل آهنگساز ايرانی حمايت کنيم. من حتما آثاری در تيترهای آزاد به آهنگسازان ايرانی سفارش می دادم.
نزديك به انتخابات رياست جمهوري هستيم، از دولت جديد چه انتظاراتي داريد؟
من به عنوان يک نگارشگر موسيقی، فقط از دولت آينده تمنای نگاهی عميق و شايسته به موسيقی دارم. نگاه آنان نبايد نگاهی مصرفی باشد، برای منظوری خاص. ارکستر سمفونيک يک کشور، آبروی موسيقی آن کشور است. اين بر همگان ثابت شده است. بايسته است که اين ارکستر را جدی بگيرد و انگيزه هايی سازنده برای آنان ايجاد کند.
تیر ۷م, ۱۳۸۸ at ۹:۰۷ ق.ظ
ارکستر سمفونیک یک کشور، آبروی موسیقی آن کشور است؟
تیر ۷م, ۱۳۸۸ at ۳:۵۴ ب.ظ
به نظر من منظور از آبروی موسیقی یک کشور در این صحبت واضح هست.
ارکستر سمفونیک یک کشور در سطح جهانی مطرحه .و مسلما آبروی جهانی موسیقی یک کشور هست.
تیر ۸م, ۱۳۸۸ at ۸:۳۰ ب.ظ
متاسفم…………………
تیر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۳:۳۵ ب.ظ
میتوانند آهنگساز عزیز ما یک کمی در مورد سیستم پیدا کردن پارتی و زد و بند با سفارت ایران در اوکراین برای گرفتن بورس دولتی
یا جور کردن پول و گرفتن پورسانت برای اجرای و ضبط کیلو کیلو سمفنی های سفارشی شاهین فرهت( که بعدا همون ارکستر ها هم برای تشکراز این کارچاقکنی ،اثار ایشون رو اونجا اجرا کنند) یا جور کردن و اوردن ارکسترهای *درپیتی و دست پنجم* اوکراینی برای اجرای اثار علیزاده و درویشی به تهران( و باز جور کردن کار و پول برای اعضای همون ارکسترها) یا ارتباطات انچنانی با سفیر و کنسول برای جور کردن موقعیت با وزارت ارشاد و انجمن موسیقی و اجرای اثارشون به وسیله ارکستر سمفونیک تهران یا…یا…. توضیح ساده بدن که بقیه ی دانشجویان موسیقی در خارج از کشور،بتوانند مثل ایشون راه و چاه را یاد بگیرندو عاقبت به خیر شوند…ممون میشم از راهنمایی استاد !
تیر ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۱ ب.ظ
سلام آقای دانشجو که در ظاهر خارج از کشور زندگی می کنید و نیز با سفارت ایران در آن کشور که زندگی می کنید رابطه خوبی ندارید یا حداقل اگر رابطه داشتید بسیار ساده بود فهمیدن این نکته که سفارت های ایران در کشورهای دیگر خاصه بلوک شرق، کارهای فرهنگی شان علی الخصوص در زمینه موسیقی فقط به برگزاری مراسم اعیاد خلاصه می شود آن هم با دعوت از دانشجویان برای پر کردن کمیت برنامه و حالا کیفی هم بود که فبها المراد . اما اگر رابطه خوبی دارید و می توانید برای کارهای خود از سفارت محترم مطبوع کشورتان امتیازهای مادی و معنوی بگیرید باعث خرسندی فراوان است که فتح بابی است از جانب شما و به نفع دوستان شما که یار غار شما هستند
در بیانیه شما چند مطلب کوچک به چشم می خورد که بزرگنمایی آنها خالی از فایده نیست
۱- ارکستری که به تهران آمد ارکستر ناسیونال اوکراین بود به رهبری ولادیمیر سیرنکو
۲- این ارکستر از نظر شما ارکستر در پیت درجه پنجمی بود
۳- کیلو کیلو ( البته واحد سمفونی بر قائده کیلو نیست ) توسط این ارکستر ضبط می شود
۴- کارهای بنده با این ارکستر برای تشکر از کارچاقکنی حقیر با این ارکستر اجرا می شود
خوب چرا باید این قدر شما برافروخته شوید که کیلو کیلو سمفونی نه تنها شاهین فرهت که علی رضا مشایخی ، محمد رضا درویشی ، رضا تفضلی ، آرش عباسی و … توسط این ارکستر در پیت و درحه پنجمی ضبط شود؟
در ضمن احساس عصبانِت آقای دانشجو این است که چرا حقیر برای ارکستر کارچاقکنی می کنم
آیا این کار به نوشتن و اجرای آثار شما ضربه ای وارد کرده است ( فرض بر این است که آقای دانشجو،دانشجوی موسیقی هستند)و آیا آثار شما آقای دانشجو در گنجه ها خاک می خورند و کسی آنها را اجرا نمی کند چون حقیر برای ارکستر کار چاقکنی می کنم؟
در مورد اجرای آثار بنده توسط ارکستر سمفونیک تهران این نکته را یاد آورمی شوم که این آثار به هیچ وجه سفارش انجمن موسیقی نبوده اند بلکه سفارش ها از جاهای دیکری بوده اند و ارکستر محترم سمفونیک تهران با همکاری انجمن موسیقی آن ها اجرا کردند
عاقبت به خیری شما آقای دانشجو آرزوی همه ماست
تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۴:۳۲ ب.ظ
:)) استاد گرامی ، ممنون از جوابیه تون.
برخلاف حدس جنابعالی من در ایران زندگی میکنم و دانشجوی موسیقی هم نیستم( مثل خود شما)
با خواندن جوابه ی شما فهمیدم که حدس و گمان ها کماکان درست بوده و هیچ تعجب نکردم! نه تنها شکایتی نبوده(چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است) حتی درخواست هم کردم که کمی از راز و سر پیروزی تان برای دیگر دانشجویان داخل و یا خارج از کشور(فکر کنم خارج از کشوری ها بیشتر لازمشون میشه تا ماها!) که باسعی و کوشش به تحصیلات خودشون ( حتما نباید موسیقی باشه …)ادامه میدهند ، توضیح بدید که خوب و روشن بیان کردید ! :) خیلی هم منون … تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها :) ادامه بدید . ما سرا پا گوشیم… عاقبت به خیری شما هم با این رویه آرزوی همه ماست !
P.Sشما درست میفرمایید… واحد سمفونی های این اقایان کیلو نیست! باید گفت گونی گونی یا لگن لگن… باز هم یک چیز جدید از شما یادگرفتیم :) ممنون!
تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۹:۰۸ ب.ظ
سلام
من سالها در کشور ارمنستان دانشجوی موسیقی (ساز ویلن )بودم. بارها و بارها از سفارت ایران خواستم که به ماکمک کنند تا کارهای ما اجرا بشن . اما اون ها به ما می گفتند که شما در برنامه های مربوط به سفارت می تونین شرکت کنین و اجرا داشته باشین و هیچ بودجه ای برای ما تعریف نشده که بتونیم برای شما برای جنبی دیگه بذاریم. من تقریبا حرف آقای عبدی رو می پذیرم اما اگر ایشون تونستن که برای کاراشون و اجرای کاراشون از سفارت ایران در اوکراین کمکی بگیرند اشکالش چی می تونه باشه ؟ اما من خیلی خیلی بعید می دونم .چون خبر کارهای ایشون از کانال سفارت هرگز شنیده نشده.چون حتما سفارت سایت داره و برنامه فرهنگی اونها توش باید باشه . باید دید من می رم و می بینم .این رو هم بگم روس ها به هیچ وجه اهل معاملات این شکلی نیستند که اگر کار براشون جور کنی بعدا کارت رو اجرا کنن و خلاصه حال بدن،لااقل اونجا که این جوری بود .چون در ارمنستان و تمام روسیه اتحادیه آهنگسازان هست که اونها تصمیم می گیرند.
تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۹:۲۲ ب.ظ
آقای دانشجو.البته به نظر من این اسم شایسته کسی هست که جوینده دانش باشه نه اینکه وقتشو برای حرفایی بی اساس هدر میده و اصرار هم بر اون داره.
اول اینکه شما باید برای حرفاتون مدرک داشته باشید.و تا زمانی که مدرک معتبر ندارید به هیچ عنوان حق گفتن کلامی بر علیه کسی رو ندارید.
دوم اینکه شما خیلی ساده میتونید کارنامه کاری ارکستر اکراین و اجراهاشون رو پیدا کنید حتی اسامی افراد و ببینید که رتبه این ارکستر درجه چندمه؟
مردم اگه حتی چیزکی هم میگن باید با مدرک بگن چه برسه به شما که چیزها گفتید
من به شما پیشنهاد میکنم اگر به دنبال عاقبت بخیری هستید سعی کنید واقعا دانشجو باشید .دوره این رفتارها دیگه سر اومده . اما متاسفانه مردم ما هنوز به دنبال حرفای بی ارزش یا همون خاله زنکی ان.سعی کنید یک دانشجوی عاقبت بخیر باشید.
تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۳ ب.ظ
آقای دانشجو
آقای عبدی بدون شک بهترین آهنگساز جوان معاصر و بدون اغراق پدیده موسیقی سمفونیک امروز ما هستند و بحث در این زمینه بدون ایشان بدون در نظر گرفتن خدمات، آثار و دانش و توانایی ایشان در زمینه موسیقی از روی انصاف نیست.
این مسلم است که در کشور ما همیشه هنر و علی الخصوص موسیقی زیر ضربه بوده و هستند. همینطور حق کشی های بسیاری هم در حق بسیاری از استعداد های ما شده و میشود. اما به زعم حقیر هنرمندانی مثل آقای بهزاد عبدی در نقش یک آلترناتیو کمک می کنند تا همین بدن لرزان و پوسیده موسیقی کشور پا بر جا بماند و توسط بهانه ها و پاپوش های واهی ای که هر روز برای موسیقی تراشیده می شوند به یغما نرود.
همانقدر که معتقدم آهنگسازی مثل آقای عبدی استحقاق به خدمت گرفتن ارکستر قدرتمندی چون ارکستر ناسیونال اکراین را دارند، به همان میزان هم آرزومندم که این امکانات در اختیار دیگر آهنگسازان و علاقمندان حرفه ای موسیقی قرار بگیرد.
دست آخر بعنوان عضو کوچکی از جامعه موسیقی از شما تقاضا دارم تا انتقادات خود را که مسلما از روی دلسوزی برای موسیقی کشور اما بطریقی کم صبرانه بیان شده بودند با لحن و بیان در خور تری ابراز نمایید.
تیر ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۳۳ ق.ظ
آدم مریضی هستی آقای دانشجو! موفقیت و بزرگی کسی، چیزی از موفقیت و بزرگی دیگران کم نمی کنه. ضمن اینکه آثار هنری هر هنرمند بهترین معرف آن شخص و پشتیبان پیشرفتش هست. به امید موفقیت هنرمند جوان آقای عبدی.
تیر ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۶:۰۱ ب.ظ
بابا آقای دانشجو هم خیلی خوش بین هستین به خدا.کدوم کمک؟کدوم پورسانت؟ سفارت کی می آد برای موسیقی خرج کنه؟اگر می خواستن تو همین کشور خرج می کردند.در ضمن شما چرا به راحتی اساتید موسیقی ما رو زیر سوال می برین؟من ادعام اینه که شما اصلا یک اثر هم از آقای فرهت یا مشایخی و… نشنیدین. من نمی خوام بگم که از کاراشون خوشم می آد. اما شما خودتون کجای دنیای موسیقی قرار دارید که این جوری کارهای اونها این جوری مسخره می کنین.هر وقت تونستین کاری بنویسین که قابل دفاع باشه اون وقت اظهار نظر کنین .
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۶:۴۳ ق.ظ
It is so refreshing to see young educated composers, such as Mr. Abdi, are elevating the expectations one would have of Iran’s symphony. It has been long over due and hearing it is a breath of fresh air. I agree with Mr. Abdi that the current administration in Iran is not only responsible but obligated to provide the opportunity to our musicians to flourish in a democratic manner where they could shine and put forth their masterpieces. Hope is alive and well, and for that I’m thankful