چرا سنتور سل کوک؟ (II)

در این قسمت می پردازم به شرایطی که یک هنرجوی مبتدی با خرید یک سنتور سل کوک شروع به آموختن می کند. هنرجو با خرید سنتور به طور معمول با سه مسئله کم و بیش درگیر است اول داشتن میز سنتور، دوم پذیرش وزن سنتور (برای جابجایی های داخل خانه یا برای بردن آن به کلاس برای سیم انداختن یا کوک یا بردن سنتور به منزل اقوام و دوستان)، سوم در نظر گرفتن فضایی از خانه برای گذاشتن تشکیلات سنتور (میز، صندلیِ مناسب با آن، پایه ی نت، جعبه سنتور)

اغلب هنرجویان تازه وارد به این راه، محتاج میزی مناسب برای گذاشتن سنتور بر روی آن هستند که اول شرایط مناسب تمرین آنها فراهم گردد و دوم امنیت این ساز را روی آن میز حفظ کند و احیاناٌ با زدن یا خوردن ضربه ای، سنتور از روی میز سقوط نکند. چهار راه برای حل این مسئله وجود دارد:
۱- میزی را از مابین میزهای منزل انتخاب کند که ارتفاع و سطح و مقاومت آن حدوداٌ مناسب باشد و آن میز را بطور کلی از آن به بعد برای سنتور استفاده کند و دیگر جزو میزهای منزل محسوب نشود و انتخاب صندلی با ارتفاعی مناسب با ارتفاع میز.

۲- میزی را که از بین میزهای منزل انتخاب می کند هر بار موقتاٌ مجبور است آن میز را برای مدتی که می خواهد تمرین کند برای گذاشتن سنتور آماده کند و دوباره بعد از تمرین میز را برای استفاده در حالت عادی آن به جای اصلی برگرداند و سنتور را جمع کند، که این فرایند کمی وقت گیر و کمی سخت (برای بیشتر افراد) است و معمولا عاملی باز دارنده برای تمرین.

۳- اینکه قید میزهای خانه را بزند و برای خرید میز مخصوص سنتور متحمل هزینه شوند که تقریباٌ نیمی از هنر جویان به این زودی ها راغب به خرید میز سنتور نمی شوند. (بر اساس تجربه)

۴- برخی نیز ترجیح می دهند که تمرینات خود را روی زمین انجام دهند که معمولاٌ سنتور را روی جعبه قرار می دهند و با حالت دو زانو یا چهار زانو می نشینند و شروع به تمرین می کنند که البته این روش از نظر پزشکی امروز تائید شده نمی باشد. در مجموع منطقی ترین راه انتخاب حالت سوم است، یعنی خرید میز سنتور.

مورد دوم وزن سنتور سل کوک (بی جعبه یا با جعبه) است که همیشه معضلی بوده خاصه برای مبتدیان که تا مدتها مجبورند دو یا سه هفته یا یک ماه یکبار برای کوک به پیش معلم خود ببرند سختی حمل آن اغلب مانع این می شود که هنرجویان مبتدی ساز خود را به موقع برای کوک نزد استاد ببرند که تبعات نا خوشایندی در راه یادگیری آنها ایجاد می کند و نکته ی دیگر اینکه وزن سنتور سل کوک مخصوصا با جعبه ی آن به هیچ عنوان مناسب با قدرت کودکان و نوجوانانی که امروزه تعداد آنها نیز برای یادگیری این ساز زیاد شده نمی باشد و همیشه حتما باید با کمک پدر یا مادر خود و البته با ماشین آن را حمل کنند.

سوم جاگیر بودن تشکیلات سنتور است که تجربه نشان داده غیر از کسانی که همه چیز را برای تمرین خود مهیا کرده اند (تازه به شرط وجود جا در خانه) بقیه زمانی که تصمیم می گیرند شروع به تمرین کنند به این علت که شرایط تمرین را از قبل کاملا آماده نکردند یا به خاطر کمبود جا یا به علت تنبلی برای مهیا کردن کامل شرایط تمرین (هر دفعه) و یا مثلا هنوز نتوانسته اند میزی تهیه کنند در هنگام تمرین معمولا یک یا دو مورد از تجهیزات مورد نیاز را کم دارند مانند پایه ی نت که در این مورد مجبورند نت ها را به شکلی قرار دهند که هم نت ها را خوب ببینند و هم راحت ساز بزنند که این شرایط اکثرا کمتر اتفاق می افتد.

حال چیزی که داریم لین است: یک سنتور مشقی با صدای نه چندان مطلوب و میزی که برای تکمیل موقعیت تمرین مهیا کردیم (یا ترجیحا روی زمین می نشینیم!) با توجه به محدوده ای که مخصوص میز و صندلی سنتور تعیین کردیم و به طور قطع اشغال کننده ی گوشه ای از اتاق یا سالن خانه خواهد بود. (بدون در نظر گرفتن محلی برای نگهداری جعبه ی سنتور مخصوصا در خانه های نقلی امروزی)

حال که قرار این بوده است (و هنوز نیز همین است) سنتورهایی با کیفیت پایین هم از لحاظ مواد به کار رفته و هم از لحاظ صدا تولید شوند (تا قیمت تمام شده بالا نباشد) چه اصراری است که سنتورها همگی سل کوک باشند؟ شاید و احتمالاٌ تنها دلیلش استاندارد بودن سنتور سل کوک است که البته نظریه ای درست است، اما !؟ به چند دلیل رعایت ساخت سنتور های استاندارد سل کوک عملاٌ هیچ کاربردی برای مبتدیان نداشته و تنها باعث صرف مواد بیشتری برای ساخت آنها می شود، مضاف بر مشکلاتی که در بالا اشاره شد.

سنتور سل کوکِ مشقی (تازه به شرط کیفیت نسبتا مطلوب) فقط به درد کسانی می خورد که در نواختن سنتور حد اقل شش، هفت یا هشت سال تعلیم دیده باشند تا بخواهند با سازشان در برنامه هایی تک نوازی کنند یا با خواننده ای همراهی کنند یا بخواهند هماهنگ با دیگر سازها در یک گروه کنسرتی بدهند (که البته در موارد یاد شده نیز هم همیشه سنتور سل کوک به کار نمی آید). ولی در سنتور های لا کوک و سی کوک قضیه کمی فرق می کند که در قسمت سوم به شرح آن خواهم پرداخت.

2 دیدگاه

  • مهدی سالاری
    ارسال شده در تیر ۱, ۱۳۸۸ در ۸:۱۶ ب.ظ

    سلام و خسته نباشد.

    در وب سایتتون خیلی گشتم عالیه ولی اگه میشه اطلاعات کاملی از ساز سازی رو هم بزارید ( مخصوصا سنتور) و همین طور آموزش آن از کتاب اول آن (دستور سنتور- استاد پایور) و قطعات این کتاب بصورت mp3

    ممنون- موفق باشید

  • hamid
    ارسال شده در تیر ۳۱, ۱۳۹۰ در ۳:۵۶ ب.ظ

    مطالب سایتتون خوب ممنون

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IX)

در اوایل دهۀ نود، آقای بهداد بابایی هم با من تماس گرفتند و گفتند در این پروژه دارند کارهایی انجام می‌دهند و قرار بوده که این ردیف را اجرا کنند. دوست مشترکی گفته‌ بودند که چون من (اسعدی) هم در این زمینه‌ها علاقه دارم کار مشترک در این زمینه انجام دهیم و چند جلسه‌ای ما با هم رفتیم و آمدیم. پس از چهار پنج جلسه به ایشان گفتم این پروژه خیلی سنگین است و به این سادگی نیست؛ دقت بیشتری می‌خواهد و باید ملایم‌تر پیش برویم و پس از مدتی گفتم فعلاً به دلیل مشغله‌های کاری نمی‌توانم ادامه دهم، مگر آنکه یک سال فرصت مطالعاتی داشته باشم و همۀ کارهایم را تعطیل کنم و بر این مجموعه متمرکز شوم، ببینیم می‌شود یا نه و این کار را ادامه ندادم. آقای بابایی هم داشتند قسمت‌هایی از این ردیف را اجرا می‌کردند ولی هنوز منتشر نکرده‌اند.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

«به این ترتیب چه زمانی که تشخیص دگرگونی می‌دهیم و چه زمانی که عکس آن را درمی‌یابیم عملا در حال مقایسه با همین آثار هستیم. متاسفانه این مفهوم به خوبی مورد کاوش موسیقی‌شناسان و منتقدان ما قرار نگرفته و به همین دلیل اگر هم در ذهن موسیقی‌دانان به طور گنگ وجود دارد، اما به دلیل شفاف نبودن به راحتی قابل استفاده نیست.
در باب چالش‌ها و ابهامات داوری درباره‌ی یک متن موسیقایی در فضای مجازی

در باب چالش‌ها و ابهامات داوری درباره‌ی یک متن موسیقایی در فضای مجازی

«نخستین جشنواره‌ی وبلاگ‌ها و سایت‌های موسیقی ایران» دوباره به راه افتاده است. شاید تنها در شرایطی مانند ایران است که نخستین بارِ یک اتفاق می‌تواند پس از توقف «دوباره» رخ دهد. ما هیات برگزاری (داوران و غیره) قصد داریم که امسال این نخستین مرتبه را بالاخره به سرانجام برسانیم تا جایی برای دومین، سومین و… هم باز شود. حال که قرار است چنین شود باید به برخی پرسش‌ها که دست‌کم در ذهن خودمان (و دست‌بالا در ذهن خودمان و دیگران) باقی مانده است، پاسخ دهیم.
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (I)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (I)

گوستاو هولست (۱۹۳۴-۱۸۷۴) از آهنگسازان انگلیسی و از اعقاب سوئدی است که در انگلستان به دنیا آمد. هولست نیز مانند دوستش “ون ویلیامز” در کالج سلطنتی موسیقی نزد چارلز استنفورد آهنگسازی آموخت که از چهره های برجسته رنسانس موسیقی بریتانیا در قرن نوزدهم بود. هولست نخستین ترومبون نواز ارکستر اپرای کارل روزا و اسکاتیش ارکسترا بود. سپس در اپرای سلطنتی لندن نوازنده ارگ شد. مدیر موسیقی مدرسه دخترانه سنت پل شد و در مورلی کالج نیز به بزرگسالان درس داد (هر دو موسسه در لندن بودند). او اصیل، مستعد، با شخصیتی محکم و ذهنی کنجکاو، به تمدن شرق و ادبیات ودیک (ودیک: زبان مربوط به ودا. ودا: مجموعه متون رونویس شده توسط برهما) علاقه بسیار داشت. ارکستراتوری بی نظیر بود و گمان می رود که رساله سازبندی هکتور برلیوز، آهنگساز شهیر فرانسوی را در سیزده سالگی خوانده باشد.
صبای آموزگار (III)

صبای آموزگار (III)

شاید مهمترین اتفاقی که زندگی صبا را به سمت و سوئی تازه برد و سبب خلق چند اثر ماندگار در موسیقی ایرانی شد، صدور حکمی از سوی استاد وزیری و انتصاب ابوالحسن صبا به سمت ریاست مدرسه ی موسیقی رشت در سال ۱۳۰۶ بود. صبای بیست و پنج ساله با کوله باری غنی از آموزه های موسیقی کلاسیک ایرانی و غربی طی دو سال سکونت در رشت پژوهشی جامع را در خصوص موسیقی محلی این خطه از کشور دستور کار خود قرار داد و نتیجه ی این تلاشها ثبت و باز آفرینی چند قطعه موسیقی بود که “زرد ملیجه” یکی از آن قطعات است. آب و هوای نمناک رشت صبا را به شدت بیمار کرد و همین امر سبب شد که به زادگاهش تهران باز گردد و مهمترین کار زندگی اش را که تدریس موسیقی بود به طور جدی آغاز کند.
علوانی فقط یک آواز نیست (III)

علوانی فقط یک آواز نیست (III)

پس در چنین وضعی مردی از روستای برومی از توابع اهواز از خانواده شعر دوست و با فرهنگ و از طبقه فقیر در سال «۱۲۷۷ هجری» بنام «علوان الشویع» به دنیا می آید. (۷) تا بتواند بخش کوچکی از این فرهنگ را از خطر نابودی حفظ کند.
نمودی از جهان متن اثر (XV)

نمودی از جهان متن اثر (XV)

به نظر می‌رسد تا زمانی که فرض اولیه‌ی آنالیز بر «تجزیه به عناصر…» قرار دارد، نمی‌توانیم این اشکال را برطرف کنیم چرا که این امر ذاتی کنش تجزیه و تحلیل است. اما از سوی دیگر درست است که طرح پرسش رابطه‌ی جزء و کل در یک اثر موسیقایی صحیح به نظر می‌رسد اما پذیرش این که آنالیز در دست یافتن به دانشی درباره‌ی کل ناتوان است اولا آن را کاملا بی‌اعتبار نمی‌سازد، چرا که می‌توانیم اعتبارش (یا دستکم بخش مهمی از آن) را به توانایی شرح روابط میان اجزای یک قطعه نسبت دهیم؛ ثانیا اگر بپذیریم که آنالیز به طور کلی از این طریق بی‌اعتبار می‌شود، مانند این است که فضای کار دانشورانه را به سوی نوعی «عرفان موسیقایی» یا گونه‌ای «شهود شنیداری» مبتنی بر درک بی‌واسطه و کاملا شخصی و البته به همان نسبت بدون قاعده‌مندی شناخته شده از آثار موسیقی هدایت کرده باشیم؛ در این صورت تنها راه‌هایی که برای «درک» اثر باقی می‌ماند، دست یافتن به کل اثر از طریق تجربه‌ی مستقیم شنیداری یا اجرای آثار (و احتمالا غرق شدن در لحظات ناب موسیقی بدون هر گونه فعالیت تحلیلی) است.
«آسمان، مهتاب» منتشر شد

«آسمان، مهتاب» منتشر شد

آلبوم «آسمان، مهتاب» با صدای هادی فیض آبادی و آهنگسازی کاوه سروریان به مناسبت نوروز ۹۲ منتشر شد. پس از گذشت ماه ها بالاخره آلبوم «آسمان، مهتاب»، توسط شرکت هزار نغمه بسته نگار روانه بازار موسیقی شد. آسمان مهتاب اثری در باب احیای موسیقی سنتی نیست، بلکه تلاش می کند تا با بهره گیری از امکانات موسیقی دستگاهی ایران سخنی به فراخور زمان ارائه کند، این نکته ای است که امروزه در میان آثار منتشر شده از هنرمندان موسیقی ایران کمتر دیده می شود.
زنان موسیقی یا موسیقی زنان! (II)

زنان موسیقی یا موسیقی زنان! (II)

در حوزه ی موسیقی چند نفر را می شناسی که با نام آذرمیدخت رکنی آشنا باشند؟ پیانیستی بی نظیر و برجسته که در اوج فلاکت، بدبختی و فقر از دنیا رفت بی آنکه یادگاری از خود به جای گذارد. در کدام یک از نشریات موسیقی به ایشان یا نمونه های دیگری چون زینب محمدی، خان گل مصرزاده، فریده رهنما و … پرداخته اند؟ چرا راه دور رویم کدامشان به فوزیه مجد و شیدا قرچه داغی و طلیعه کامران و فروغ کریمی پرداخته اند؟
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

مشکل اساسی منطقه ما – یعنی منطقه های خارج از حیطه اروپای مرکزی که خاستگاه تمدن باستانی بوده و شامل هند، خاور میانه، آسیای صغیر (ترکیه امروز)، یونان، مصر و شمال آفریقا و ایتالیا و اسپانیای جنوبی می باشد – این است که برای این منطقه بزرگ فرهنگی که فرهنگ، هنر، علم و فلسفه ما در آن نشو و نما کرده و زمانی مرکز تمدن جهانی بوده است، نامی خاص و قابل استفاده مانند اروپا نداریم. برای منطقه بزرگ فرهنگی ما اغلب از نام شرق استفاده می شود. این نام نه دقیق است و نه صحیح. چرا که شرق نامی خاص نیست و حدود نسبتا دقیق مانند اروپا ندارد. نام دیگری که اروپاییان برای این منطقه به کار برده اند، اورینت (Orient) است که آن نیز به معنای شرق یا خاور است، اما اسم خاصی است که شامل شرق دور (چین و ژاپن) نیست.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و چهارم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و چهارم)

هر کسی کاری را که برایش ساده تر است مایل است که آن کار را انجام بدهد. فای درست دیگر برای کودک ساده و طبیعی تر شد به این دلیل بعد از آن دیگر فقط صدای درست را توانست بخواند. نتیجه این است که خواندن غلط دیگر رخت بر بست و ناپدید شد، پس به جد نتایجی که می‌توان بر روی یک کودک در طول شش یا هفت ماه رسید، با این روش امکان پذیر است و می توان یک آموزش درست را جایگزین آموزش غلط کرد. در نتیجه آموختیم که هدف تصحیح کردن نبوده بلکه جایگزین کردن یک از مهارت بر جای یک روش اشتباه و غلط بوده است.