لیر یا چنگ ارجان؟ (IV)

درباره چنگ و لیر و جایگاه آنها در رده بندی زاکس- هورن بوستل
موسیقی شناسان آلمانی و اتریشی “Curt Sachs” و “Erich von Hornbostel” سیستم رده بندی سازها را در ۱۹۱۴ ارائه دادند. خط کلی این رده بندی برمبنای بررسی اولین صفت مشترک سازها یعنی ویژگی فیزیکی ارتعاش ساز بنا شده است. بر این اساس سازها به پنج دسته تقسیم می شوند:
* سازهای پوستی (membranophones) که تولید صدای آنها ناشی از ارتعاش پوست است.
* سازهای خودآوا (idiophones) که تولید صدای آنها ناشی از ارتعاش جسم سخت یا انعطاف پذیر است.
* سازهای زهی (chordophones) که تولید صدا ناشی از ارتعاش سیم است.
* سازهای بادی (Aerophones) که تولید صدا ناشی از ارتعاش ستون هوا است.
*سازهای الکتریکی (Electrophones) که تولیدی صدای آنها ناشی از وجود جریان الکتریسیته است.

طبق رده بندی زاکس- هورن بوستل چنگ و لیر به دلیل مشابهت عامل مولد صدا که همان سیم مرتعش است در رده “سیم آوا” (chordophone) قرار می گیرند. با این حال این سیستم رده بندی همانند دیگر روشهای طبقه بندی و براساس صفات مشترک موجود بین اشیا لایه بندی های مختلفی را شامل می شود. در این سیستم رده بندی برای تفکیک جایگاه سازها هم از شیوه نامگذاری استفاده می شود و هم از شیوه کدینگ عددی.

در این رده بندی برای سازهای زهی عدد ۳ استفاده می شود و بر اساس صفات ممیزه لایه های جدید رده بندی تعریف و عدد دیگری اختصاص می یابد.

در رده بندی فوق الذکر سازهای زهی در ابتدا براساس پیچیدگی ساختار به دو لایه تقسیم می شوند:
– سازهای زهی ساده یا زیترها با کد ۳۱ که محفظه تشدیدشان بخشی از ساز نیست. در واقع با حذف محفظه تشدید ساز کماکان صدادهی دارد.

– سازهای زهی مرکب با کد ۳۲ که محفظه تشدیدشان بخشی از ساز است. با حذف محفظه تشدید ساز دیگر از بین رفته است.

چنگ و لیر در لایه دوم قرار می گیرند. در لایه دوم ۳ سطح دیگر وجود دارد:
– لوت (Lute) با کد ۳۲۱: در این سطح سیم ها بر روی سطح فرضی قرار دارند که موازی با سطح محفظه تشدید است.
– چنگ با کد ۳۲۲: در این سطح سیم ها بر روی سطح فرضی قرار دارند که عمود بر سطح محفظه تشدید است.
– چنگ-لوت با کد ۳۲۳: ترکیب از ساختمان چنگ و لوت.
در دسته لوت ها با توجه به ماهیت ساختاری خود می توان سطوح دیگری را تشخیص داد از جمله لیر (Lyre) با کد ۳۲۱٫ ۲٫

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

از روزهای گذشته…

موسیقى رنگ ها (III)

موسیقى رنگ ها (III)

حال با یک پرومناد دیگر به قصه قدیمى هدایت مى شویم – قصرى قدیمى در ایتالیا – این قسمت احساس قرون وسطایى دارد و با نت هاى باس اجرا مى شود و این نت ها کم کم بالا مى روند. به نظر مى رسد موسورگسکى هنگام دیدن این تابلو بیشترین درنگ را کرده است و آن را در تمپوى آندانته (کند معتدل، با ضرباهنگ گام زدن) نوشته.
جذابیت انکار شده

جذابیت انکار شده

کودکان عاشق داستانند. بیشتر آنها از آواز خواندن هم لذت می برند: پس می توان گفت اپرا رسانه طبیعی آنهاست. اما، مسلما، هیچ اپرایی برای آنها نوشته نشده است. هیچ یک از کودکانی که با داستان های «پری دریایی» و «دیو ودلبر» بزرگ می شوند، با پرنسس های آواز خوان مشکلی ندارند و اپرا بر پایه همین افسانه ها نوشته می شود. سالهاست که من راه های خارج کردن اپرا از زیر سلطه بزرگسالان را توضیح داده ام که این تجربه به خلق چند اپرا هم منتهی شد که مخاطبان آن تنها کودکان بودند. هر کدام از این اپراها یک تجربه بود و هر تجربه بیشتر به من و همکارم آلاسدر میدلتن می آموخت که شنوندگان خردسال ما چگونه به داستان هایی که با آواز بیان می شوند واکنش نشان می دهند.
صحنه هاى به یادماندنى

صحنه هاى به یادماندنى

چچیلیا بارتولى، پس از موفقیت چشمگیر آلبوم ویوالدى، به اجراى آثار گلوک پرداخت. کریستوف ویلیباد گلوک آهنگساز آلمانى- بوهمى نقش تاثیرگذارى در تاریخ موسیقى داشت. او در سن ۱۴ سالگى خانه اش را براى تحصیل موسیقى به مقصد پراگ ترک کرد و در آنجا به نواختن ارگ پرداخت. مدتى هم در لندن زندگى کرد، در آن زمان شنیدن آثار هندل دید تازه اى به او داد. در سال ۱۷۵۲ مجدداً به وین رفت و در آنجا کنسرت مایستر، ارکستر دربار شد.
دو مضراب چپ (قسمت هشتم)

دو مضراب چپ (قسمت هشتم)

این آغاز این مطلب به چند قطعه از آثار میلاد کیایی می پردازیم که در آنها از تکنیک دومضراب چپ استفاده شده است. در ابتدا به قسمتی از نت و اجرای چهارمضراب افشاری ساختۀ میلاد کیایی توجه کنید.
استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

این گروه، معلمان خود را در ابتدا به شدت شگفت زده و خوشحال می کنند. زیرا تمام درسهای ارائه شده توسط معلم را در جلسه بعد بی کم و کاست اجرا می کنند. یعنی نه چیزی به آن اضافه و نه از آن کم می کنند. این گروه از هنرجویان در عین حال که به تشویق و توجه زیادی نیازمندند، از سویی تحمل شنیدن انتقاد را ندارند. همچنین در نواختن خود بیشتر به اجرای قطعات سرعتی و نمایشی برای جلب نظر دیگران می پردازند و از اجرای قطعاتی که احتیاج به فکر دارد گریزانند. این دسته از هنرجویان معمولا خیلی زود از پیشرفت باز می ایستند و از گردونه خارج می شوند.
دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (II)

دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (II)

یکی از این راه‌ها شاید فرارفتن از دایره‌ی تنگ تاریخ هنر محض و نگاه‌کردن به امور مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی باشد. کیست که نداند پاگرفتن –تقریباً- هرجریانی در تاریخ هنر و موسیقی وابسته به بسترهای چندجانبه‌ی شکل‌گیری آن بوده است. نکته‌ی قابل‌توجّه امّا اینجاست که این تغییر وتحوّل در هنر همیشه کاملاً همزمان با تغییرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی نیست. امکانات جدید ضبط، پیشرفت‌های تکنولوژیک، یا حتّی پیشرفت «الکتریسیته»، تأثیری مشخص روی تغییرات سبکی موسیقی در غرب و حتّی تعریف خود مفاهیم موسیقایی داشته است؛ امّا این تغییرات در دنیای موسیقی معلول عواملی بوده‌اند که پیش از جهان موسیقی محض، در دنیای بیرون رخ نمایانده بود. بنابراین، اگر منتقد بخواهد به چنین توانایی‌ای دست پیدا کند، ناچار باید تا حدّ ممکن به هرچه پیرامونش می‌گذرد آگاه باشد، قدرت تحلیل و اندیشه‌ورزی درباره‌ی آن را داشته باشد و بالاخره بتواند به اثرات قریب‌الوقوع احتمالی آن در هنر و موسیقی بیاندیشد یا لااقل هنرمندان را نسبت به این وضعیت آگاه کند.
خوزه مونسراته فلیسیانو (II)

خوزه مونسراته فلیسیانو (II)

در ادامه مطلب قبل راجع به خوزه مونسراته فلیسیانو (Jose Feliciano) باید اضافه کرد که وی در مجموع توانسته است که تا کنون شش Grammy Award را نصیب خود کند، این جوایز را دو بار در سال ۱۹۶۸ و مابقی را در سالهای ۱۹۸۴، ۱۹۸۶، ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ بدست آورد.
مردان حرفه ای آواز (VI)

مردان حرفه ای آواز (VI)

بازخوانی همه جانبه ی فرهنگ، در رودرروییِ با اوضاعِ پیچیده ی فرهنگِ جهانی، اگر قرار باشد به از دست رفتنِ هویت بیانجامد، ما باید از نو تمامیِ پندار، گفتار و رفتارمان را به صورتِ انتقادی بازخوانی کرده و به آن شکلی نهادی بدهیم. چرا که با درک همین محدودیت ها و مقدورات می توان از عارضه های بازدارنده فاصله گرفت. این که چگونه یک آوازخوانِ امروزی می تواند به بازخوانیِ فرهنگِ گذشته و دوره ی خود بپردازد، تنها با عریان شدن، فاصله گرفتن از خود و مستقر شدن در ذاتِ فرهنگی و تاریخی خویش و سرزمینش خواهد بود.
اجرای کنسرتو پیانوی بهزاد رنجبران

اجرای کنسرتو پیانوی بهزاد رنجبران

کنسرتو پیانوی آقای بهزاد رنجبران از ۵ تا ۸ ژوئن ۲۰۰۸ به روی صحنه رفت. این کنسرت قسمتی از سری کنسرت های کلاسیک دلتا بود. موسیقی رنجبران به دلیل ملودی های ابتکاری و اوج گیرنده اش قابل ستایش است. این کنسرتو پیانو الهامیست از یکی از آثار پیانیست فرانسوی آقای تیبادت که نقش تکنواز در این کنسرت جهانی را هم به عهده داشت.
روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

با اینکه از جانب موزیسین‌های هموطن خودم که با پیشگوئی‌هایشان مرا دلسرد می‌کردند و می‌گفتند کلینگر شاگرد خصوصی نمی‌پذیرد و من هم بسیار ناامید و دلسرده شده بودم، چهارشنبه بعد از آن جوابی از کلینگر گرفتم: «نزد من بیایید!»؛ باید بگویم که من سالها همین رفتار را با کوجی تویودا (Koji Toyoda) که نوزده ساله بود کرده بودم. چون با انگیزه و خواست خود و حرکت خود آرزومند این بود که شاگرد من بشود و من او را پذیرفتم. من باید در کوچه و خیابانهای غریب برلین می‌گشتم تا خانه کلینگر را پیدا کنم… او از من خواست برایش کنسرتو رود (Rode) را اجرا کنم، در حالی که من بخش‌هایی را اشتباه می زدم و پاساژها را تکرار می‌کردم با ناامیدی می‌اندیشیدم که این فرصت از دست رفت و همه چیز تباه شد اما در کمال ناباوری شنیدم که او گفت: چه موقع می‌توانید دوباره بیائید؟