جونی آلیده، سلطان راک فرانسه (II)

جونی آلیده (2017–1943)
جونی آلیده (2017–1943)
در ابتدای کارش، جونی قدرت آوازی که به آن شناخته می شود را نداشت. آن چیزی که در اولین آلبوم هایش می شنویم صدایی بی ثبات است که به روشنی تحت تاثیر ستاره راک آمریکایی اِلویس پریسلی (Elvis Presley) قرار دارد. همانند سلطان راک، جونیِ جوان انتهای حرف های صدادار را به سمت زیر می سُراند و از نام آوا ها (onomatopée) خیلی استفاده می کرد (مثل yeah yeah معروف). او کلمات را بالا و پایین می برد همان طور که پایش را برای دعوت به رقص به زمین می کوبید.

روبرتو آلاینا بر این باور است که نبایستی تکامل صدای جونی آلیده را تنها در حجم دار شدن آن خلاصه کرد: «توانایی او بیشتر یک رنگ یا هویت صدایی بود. آن چیزی که بیش از همه نزد او تحسین برانگیز است، پوشش صداها است، تکنیکی که معمولا خواننده های وَریته و راک از آن استفاده نمی کنند. این پوشش به او اجازه می داد خیلی بالا بخواند و به سمت نت های زیر برود. از فای دیِز (fa dièse) او می توانست صدای خود را مانند یک تِنور پوشش دهد.»

پوشش صدا به یک خواننده اجازه می دهد از دانگ بَم بدون هیچ ناپیوستگی نُت های زیر را بخواند، بدون این که شنونده متوجه هیچ قطعی گردد. حال آن که برای پوشش صدا بایستی روی نفس ها تکیه کرد، همان تکیه کردن به دیافراگم. این گونه بود که جونی توانست بیش از شصت سال «فریاد بکشد» بدون این که به تارهای صوتی اش آسیب برساند. از اولین اجراهای ندامتگاه (Le Pénitencier ) سال ۱۹۶۴، تا صدای اسطوره ای بالا در کافی است (« Il suffira ») سال ۱۹۹۸، جونی آموخت چگونه انرژی صدا و شخصیت راک اند رول (rock’n roll) خود را مهار کند.

audio file بشنوید ترانه «ماری» را با صدای جونی آلیده

چون او می دانست چگونه انرژی صدایش را جهت بدهد توانست در رِپِرتوارهای جدید مانند بلوز، پاپ و وَریِته نیز بدرخشد. بزرگ ترین موفقیت تجاری او ترانه خون برای خون (Sang pour sang ) که در سال ۱۹۹۹ منتشر شد و توسط پسرش دَوید (David) ساخته شده بود، متعلق به ژانری لطیف تر یعنی تصنیف است. مربی آواز کال مورگان (Kaël Morgan) معتقد است که صدای ویژه آلیده یک استعداد ذاتی است که او از بدو تولد دارا بوده است و همچنین نتیجه تجربیاتش نیز هست: «صدای او مانند یک بولدزر است، نیرویی از طبیعت. صدای جونی از نظر آهنگ صدا و موزیکالیته به ماریا کالاس (Maria Callas) و از نظر نیرو و توان به پاواروتی (Pavarotti) شباهت داشت. این توانایی صدا و چنین تسیتورایی (tessitura) فطری و مادرزادی است.»

پس تنها بایستی جونی آلیده بود تا بتوان مانند جونی آلیده خواند. خواننده های بسیاری سعی کرده اند به صورت رسمی صدای او را تقلید کنند و چند ترانه او را شبیه به او بخوانند، اما در این میان تنها میشل گِرِگوریو (Michaël Gregorio) است که توانایی اجرایِ فوق العاده ترانه های افسانه راک فرانسه را دارد.

فوت جونی آلیده همزمان بود با درگذشت جان دُرمِسون (Jean d’Ormesson)، نویسنده، روزنامه نگار و فیلسوف فرانسوی. شارل ازنوور (Charles Aznavour) خواننده فرانسوی ،که چندین ترانه برای جونی نوشته بود و اجراهای دو تایی با جونی در تلویزیون و بر روی صحنه داشت، می گوید که از خبر فوت جونی بسیار متاثر و منقلب شده است و همزمانی فوت این دو چهره ملی فرانسه را، همانند بسیاری دیگر، با مرگ همزمان ادیت پیاف (Édith Piaf) و ژان کوکتو (Jean Cocteau) در اکتبر سال ۱۹۶۳، مقایسه می کند.

francemusique.fr
huffingtonpost.fr
leparisien.fr
fr.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «آواز دوره پهلوی اول، به روایتی دیگر» – بخش دوم و پایانی

در این مجموعه سه نمونه آواز شور وجود دارد که به ویژه ترَک سوم (و نه آنگونه که بارها در دفترچه آمده تراک) می‌تواند بهانه‌ای برای بازاندیشی به موضوعِ اختلاف ردیف‌های آوازی و سازیِ دستگاه شور باشد. (۱)

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (XIV)

استفاده سیاسی از هنر به مثابه یک وسیله در شوروی سابق باعث افت شدید ظهور آثار جاودان در این کشور شد و به همین نحو استفاده همچون یک وسیله از هنر در امریکا و غرب توسط اقتصاد، آن را به اندازه یک وسیله تبلیغی برای حضور یک کالا ساقط کرد و با گرایش به ابزارگرایی در هنر دیگر اثری جاندار چون آثار آلن پو و نظیر آن در امریکا خلق نمی شوند.

از روزهای گذشته…

آواز بنان (IV)

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.
خانلری و موسیقی (I)

خانلری و موسیقی (I)

خانلری، از همان زمان که در دارالفنون تحصیل می‏کرد، با شادروان روح الله خالقی‏ (موسیقیدان نامدار) مجالست و مؤانست و دوستی داشت. خالقی در کتاب سرگذشت‏ موسیقی ایران نوشته است: یکی از خاطرات خوش آن ایّام، پیدا کردن چند دوست بود که از دوران‏ تحصیل در دارالفنون باهم آشنا شدیم.
نی و حسن ناهید از زبان ناصح پور

نی و حسن ناهید از زبان ناصح پور

در تاریخ ۳۰/۰۴/۱۳۸۴ پنجشنبه ساعت شش بعدازظهر، به همت وزارت ارشاد استان مازندران و خانه موسیقی نکوداشتی برای استاد حسن ناهید نوازنده چیره دست نی در دانشگاه مازندران واقع در بابلسر برگزار شد.در این جلسه صمیمی نصرالله ناصح پور رئیس هیات مدیره خانه موسیقی و هادی منتظری نوازنده کمانچه و عضو هیات مدیره کانون مدرسان خانه موسیقی، فاضل جمشیدی معاون اجرایی مدیر عامل خانه موسیقی، جمشید قلی نژاد پژوهشگر موسیقی بومی مازندران، گروه نوا به سرپرستی مجید آقاجانی و علاقمندان موسیقی ایرانی حضور داشتند.
۸۵ سالگی اسطوره جاز (II)

۸۵ سالگی اسطوره جاز (II)

سال ۱۹۴۵، نورمبرگ محل تجمع سالیانه نازیها بود و آدولف هیتلر (Adolph Hitler) در طی آنها پیام نفرت خود را پخش میکرد و به همین خاطر شهرت بسیار بدی داشت. اما بعد از پایان جنگ، بروبک با گروه خود به نام Wolf Pack سالن اپرای نورمبرگ را بازگشایی کرد و در اول جولای ۱۹۴۵، پیام صلح و دوستی را به گوش همگان رسانید.
افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (II)

افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (II)

پیش از این دوره آهنگ با کلام ساختن اغلب بر شعری بود پرداخته‌ی ترانه‌سرا، اما با تغییر ذائقه‌ی پیش آمده پس از گسست ژرف آن سال‌ها، موسیقی‌دانان شعر کلاسیک ایران را دستمایه‌ی کار کردند. بی داوری در مورد آن که کدام‌یک از این روش‌ها پسندیده‌تر است و بدل کردن تفاوت‌های سبکی به دگم‌های ایدئولوژیک، با یک مرور سریع خاطره‌های تاریخی می‌توان گفت که آثار مشکاتیان از این نظر بهترین‌های شیوه‌ی دوم هستند.
صالحی: برای دومین بار کنسرتو ویولون چایکوفسکی را اجرا می کنم

صالحی: برای دومین بار کنسرتو ویولون چایکوفسکی را اجرا می کنم

از یازده سالگی ویولون را با آقای سیاوش ظهیرالدینی آغاز کردم. من یکسال با ایشان کار کردم و بعد با آقای علی رئیس فرشید هم یکسال و نیم کار کردم و بعد خودم کار کردم. جمعا دو سال و نیم در ایران کلاس ویولون رفتم تا اینکه در سال ۱۳۸۱ در تاجیکستان به دانشگاه رفتم.
ارکستر فیلارمونیک لندن (I)

ارکستر فیلارمونیک لندن (I)

ارکستر فیلارمونیک لندن (LPO) یکی از شاخص ترین ارکسترهای انگلستان می باشد که در تالار جشنواره سلطنتی قرار دارد، به علاوه LPO اصلیترین ارکستر جشنواره اپرای Glyndebourne می باشد. همچنین ارکستر LPO در Congress Theatre، East Bourne و Brighton Dome کنسرت داده است. این ارکستر در سال ۱۹۳۲ توسط سر توماس بیکام (Sir Thomas Beecham) شکل گرفت و اولین کنسرت آن در ۷ اکتبر ۱۹۳۲ در تالار ملکه لندن بود. رهبر بنیانگذار آن مالکوم سرجنت (Malcolm Sargent) بوده، در سالهای ابتدایی، ارکستر توسط پال بیرد (Paul Beard) و دیوید مک کالوم (David McCallum) رهبری می شد، همچنین از جمله نوازندگانی که ارکستر را مدیریت می کردند، آنتونی پینی (Anthony Pini)، رینالد کل (Reginald Kell)، لئون گُسنس (Léon Goossens)، گیون بروک (Gwydion Brooke)، جفری گیلبرت (Geoffrey Gilbert)، برند والتون (Bernard Walton) و جیمز برادشو (James Bradshaw) بودند.
یادداشتی بر آلبوم «صوفی»

یادداشتی بر آلبوم «صوفی»

«صوفی» از دقیق‌ترین نام‌هایی‌ست که تاکنون برای یک آلبوم موسیقی انتخاب شده است. برای شرح این مدعا باید کمی به عقب برگردیم. سال ۱۳۷۹ آلبومی منتشر شد با نام «مستانه» به خوانندگی علیرضا افتخاری و سه‌تار جلال ذوالفنون که تا امروز به لطف رسانه‌ی ملی زیاد شنیده شده است. همه‌ی تصنیف‌های آلبوم -به جز یک مورد- شش‌‌وهشت‌های مستانه‌ای بودند، هر کدام روی غزلی. هر تصنیف از درآمد یک دستگاه شروع و با دم دستی‌ترین ملودی‌ها بالا و پایین می‌شد و با چاشنیِ الحان و اطوار آشنای خواننده‌ی آلبوم نیز همراه بود. چه ایرادی دارد؟
وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (I)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (I)

مساله‌ی انتخاب مواد و مصالح اولیه برای آهنگسازی یکی از دغدغه‌های موسیقی‌دانان ایرانی است که به موسیقی سمفونیک می‌پردازند. این موسیقی‌دانان چه در ایران کار کنند و چه خارج از آن با این چالش روبرو می‌شوند که چه عناصری را برای کار خودشان برگزینند. به طور معمول این دغدغه‌ای است که هر آهنگسازی ممکن است با آن مواجه شود، اما نزد ما معنایی فراتر از مکاشفه‌ای هنرمندانه برای یافتن آوایی نو نیز می‌تواند داشته باشد. معناهایی مانند: روبرو شدن با هویت‌مان تحت تاثیر تحمیلیِ «دیگری»، سازوکار دفاعی هویت‌گرا (که هر دو می‌توانند به گونه‌ای ژرف با سطوح مختلفی از حساسیت‌های ملی‌گرایانه ترکیب شود)، داشتن سبک و زبانی متمایز در موسیقی‌ سمفونیک، یا حتا به سادگی چون نمی‌توانیم جور دیگری تصنیف کنیم، که می‌توانند در مجموعه‌ای از علاقه‌مندی‌ها و گرایش‌های فنی نهان شوند.
نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (I)

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (I)

سال‌هاست درباره‌ی محوریت خواننده در آنچه به تصور خودمان صنعت موسیقی در ایران گفته می‌شود، بحث شده است. «خواننده‌محوری» از دوران پیش از انقلاب رفتار حاکم بر کسب‌و‌کارهای مرتبط با موسیقی و متأسفانه دیدگاه عمومی از سوی مردم بوده است. به‌جز خواننده‌محوری، عوامل متعدد و مختلفی هم در کنار «کاهلیِ نهادینه» و علاقه‌ی ما ایرانیان به‌عنوان مخاطب موسیقی وجود دارد که این مشکل را دامن زده است و دور از واقعیت نیست اگر بگوییم که به‌جز علاقه‌مندان پرو‌پا قرص موسیقی و برخی از اهالی موسیقی، کسی نام بسیاری از زحمت‌کشان موسیقی کشورمان را نمی‌داند.