گفتگویی با هنک جونز (I)

گفتگویی با پیانیست جاز هنک جونز (Hank Jones) از جاکوب تیشرو (Jacob Teichroew)
پیانیست بزرگ، هنک جونز، از زمان طلوع جاز مدرن در این سبک فعالیت و پیشرفت کرده است. زمانی که چارلی پارکر (Charlie Parker) و الا فیتزگرالد (Ella Fitzgerald) در اوج خود بودند، جونز نیز درست در امتداد آنان بود. او تقریبا با تمام ستارگان موسیقی جاز نواخته است، از کولمان هاوکینز (Coleman Hawkins) در سالهای ۱۹۴۰ تا جو لووانو (Joe Lovano) در سالهای ۱۹۹۰٫ هنک جونز در سن ۹۰ سالگی همچنان یکی از بهترین پیانیستهای جاز است و او به اجرای کنسرت و ضبط ادامه می دهد.

تعجبی ندارد که وی اخیرا جایزه “زندگی پر افتخار آلمان” (Grammy Lifetime Achievement Award) را کسب کرده است. جونز لطف فراوانی در حق من نمود و سوالات مرا که با ایمیل از وی پرسیده بودم پاسخ داد. مصاحبه ای که در پائین می خوانید حاصل ایمیل ها و یاداشتهای مشاور وی جیین-پییر لیداک (Jean-Pierre Leduc) در هفتم ژانویه ۲۰۰۹ است.

فکر می کنید چگونه این تحول پدید آمد، در خانواده ای که پدر، موسیقی جاز را شیطان می نامید، شما و دو برادرتان موسیقیدانان مشهور دنیای جاز شدید؟ آیا باید در خفا و به دور از چشم وی به آموختن موسیقی و تمرین می پرداختید؟
پدر من یک مسیحی بود و درست است، او فکر می کرد که جاز شیطان است، با اینحال ما را در یادگیری حمایت می کرد. مادر و پدرم هر دو حامیان بزرگ من در یادگیری موسیقی بودند. پدرم دوست داشت که من در کلیسا بنوازم. در مقابل پدر مجبور بودم کمتر به سبک جاز بنوازم، گرچه برادرانم این محدودیت را نداشتند، من به عنوان فرزند بزرگتر سخت گیری بیشتری، داشتم اما به هر حال من و برادرانم احترام زیادی برای پدرمان قائل بودیم.

شما در پونتیک – ایالت میشیگان، نزدیک به دیتریوت، بزرگ شدید. شهر دیتریوت البته در سالهای ۱۹۶۰، به موتئون (Motown)، نام سبکی از موسیقی به وجود آمده توسط کمپانی سیاهان نوازنده در دیتریوت، مشهور بود و گیتاریستهای بلوز، جان لی هوکر (John Lee Hooker) در سالهای ۴۰ و ۵۰ در آن شهر زندگی می کرد، اما در سالهای ۱۹۳۰ زمانی که شما آغاز به اجرا کردید، آیا موسیقی جاز آنچنان موفق و محبوب بود؟

من درباره وجود هوکر اطلاعی نداشتم، اگرچه دیتریوت در ۲۵ مایلی جنوب بود اما در آن زمان این مقدار فاصله زیادی محسوب می شد. من در شهر فلینت و چند شهر دیگر در میشیگان نواختم، اما نه در شهرهای بزرگ، بنابراین آشنایی زیادی با دیتریوت به عنوان مرکز موسیقی جاز نداشتم. زمانی که تازه بیری هریس (Barry Harris)، تومی فلانگن (Tommy Flanagan) و دیگر نوازندگان شروع به فعالیت می کردند، من در نیویورک بودم.

آیا در آن زمان موتئون شاهد گسترش این نوع موسیقی بود؟

هنوز نه، اما می دانم که در آن زمان بیری هریس و بری گوردی (Berry Gordy) به مدرسه موسیقی می رفتند.

وقتی به نیویورک رفتید تمرکز بیشتر روی تغییر از سوئینگ (swing) با ریتم آرام، به بیباپ (bebop) با ریتم پیچیده در جاز بود. آیا از لحاظ هنری مجذوب شیوه بیباپ شدید یا احساس کردید که برای ادامه کارتان مجبورید این نوع سبک را بیاموزید؟

احساس فشار و اجبار نبود. من کاملا مجذوب آن شده بودم، آنطور که این سبک هارمونی غنی و پیچیده را ارائه می داد.

در اواخر دهه ۴۰، در ارکستر اندی کیرک (Andy Kirk’s Orchestra) مقداری اندک نواختید، همچنین در فیلارمونیک جاز نورمن گرنز (JATP). به نظر می آید، شخصی که همیشه در اجراهای شما با آن گروهها همراه بوده، ترومپت نواز فتز ناوارو (Fats Navarro) بود. آیا این اتفاقی بود یا انتخاب محکمی بر پایه حرفه شما بود؟ و آیا از نظر شما آن گروهها برای شروع حرفه شما نقش فراوانی داشتند؟

باید بگویم که فتز جز گروه کیرک نبود. من به همراه فتز در نیویورک چند قطعه اجرا کردم. یکبار در کلوپ جدید کتان با وی اجرا داشتم، من آنجا بودم زمانی که فتز از سکوی بالا به پایین پرید. می خواست که تک نوازی کند اما روی زمین افتاد! تماشاگران بسیار ناراحت شده بودند اما فتز در آن حالش نواختن را قطع نکرد. حرفه من بسته به او نبود، همکاری ما گاه گاه بود. من در گروه بیلی اکستاین با او نواختم. در سال ۱۹۴۷ با JATP آغاز کردم و این همکاری به حرفه من بسیار کمک کرد و تا سال ۱۹۵۱ اجرا با آنان را ادامه دادم.*

زمانی که با آنان می نواختید، آیا احساس می کردید که کولمان هاوکینز و چارلی پارکر در موسیقی جاز به اهمیت فوق العاده زیادی خواهند رسید؟

در آن زمان پیش بینی برای من غیر ممکن بود اما می توانم بگویم که درباره آنها در پونتیاک شنیده بودم، پس قطعا آن دو توانایی شکوفایی را داشتند. امروز، من به نقش کلیدی آن دو کاملا معتقدم.

زمانی که حرفه خود را به عنوان موسیقیدان بهبود می بخشیدید چه کسی تاثیر اصلی جنبه موسیقی را بر روی شما داشت؟ آیا استادان سبک پیشین بیباپ بر روی بیباپ نوازی شما تاثیر گذاشتند؟ برای آموختن سبک بیباپ، به پیانو نوازی چه کسی بیشتر گوش می سپردید؟

قبل از به وجود آمدن سبک بیباپ، استادانی همچون فتز والر (Fats Waller)، تدی ویلسون (Teddy Wilson) و ایرل هینس (Earl Hines)، این نوازندگان بزرگترین تاثیر گزاران بودند. آرت تائوم (Art Tatum) کسی که بعدها با وی آشنا شدم محبوب ترین نوازنده من برای همه زمانها است. من به مقوله بیباپ معتقد نیستم، ترجیح می دهم که تنها آن را موسیقی مدرن یا جاز معاصر بنامیم. حتی فکر می کنم وجود واژه “جاز” نیز خود مانند یک جعبه پست غیرضروری است! با توجه به آنچه آنان بیباپ می نامنند، من به برد (Bird)، باد پوول (Bud Powell) و مانک (Monk) گوش داده ام، با اینحال فکر می کنم “برد” بر روی موسیقی “باد” تاثیر گذاشته است.

*یادداشت: با توجه به سایت www.jazzdisco.org هنک جونز و فتز ناواروبه همراه ارکستر اندی کیرک در سال ۱۹۴۶ نواختند و آن را ضبط کردند. در این وب سایت، لیست چندین ریکورد دیگر از ارکستر اندی کیرک به همراه ناوارو یافت می شود.

jazz.about.com

2 دیدگاه

  • ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۳:۴۱ ب.ظ

    با سلام :
    در ترجمه مقاله گفتگو با هنگ جونز دو اشتباه وجود دارد .جایزه مربوطه از طرف موسسه گرمی است ،نه از طرف آلمان ،و دیگر اینکه زندگی پر افتخار در جایزه وجود ندارد بلکه جایزه به خاطر موفقیت هنگ جونز درتمام طول عمرش به او اعطا شده است .
    با تشکر .
    آل احمد .

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۳۰, ۱۳۸۸ در ۷:۴۵ ب.ظ

    KHeyli Ali Bood.LotfaN Bazam Az IN kara BOKonid

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (III)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (III)

صداقت‌کیش ادامه داد: مثالی می‌زنم؛ شما اگر در مورد شنا کردن هم بنویسید همین اتفاق می‌افتد. یعنی از خواندن متنی در مورد شنا کردن، نه خیس می‌شوید، نه فشار آب را بر شش‌هایتان احساس می‌کنید و نه اگر شنا کردن بلد نباشید آبی وارد ریه‌هایتان می‌شود و الی آخر! این اتفاق نه در مورد خواننده می‌افتد و نه در مورد نویسنده که ممکن است زمانی این رویداد را تجربه کرده باشد و ممکن هم هست تجربه نکرده باشد. بنابراین درباره چیزی نوشتن، حداقل به گمان من، فاصله‌اش با خود آن چیز، در هر ساحتی زیاد است؛ حتی درباره ادبیات نوشتن در قیاس با خود ادبیات، منتها در این مورد دو چیزی که مورد استفاده قرار می‌گیرند هم سرشتند و در مورد موسیقی، نه.
نشر سوپرمارکتی، آری یا خیر؟

نشر سوپرمارکتی، آری یا خیر؟

چندیست انتشار سوپرمارکتی آثار موسیقی مورد بحث محافل موسیقی قرار گرفته است. این نوع پخش موافقان و مخالفان زیادی دارد و تا به حال نظر سنجی گسترده ای در این زمینه صورت نگرفته است. در سال گذشته، پیوستن هنرمندان نامداری چون محمدرضا شجریان و حسام الدین سراج به این جریان باعث شد، بحث در این زمینه ابعاد جدی تری پیدا کند. امروز در نامه ای که محمد معتمدی در گفتگوی هارمونیک منتشر کرده است، نظر این خواننده جوان در مورد نشر سوپرمارکتی اعلام شده است و او نظر خوانندگان را برای آمار گیری جویا شده. نامه او را می خوانیم:
چاهیان: روی موسیقی خراسان تحقیقات میدانی داشتم

چاهیان: روی موسیقی خراسان تحقیقات میدانی داشتم

به عنوان شخصی که فارغ التحصیل موسیقی ایرانی هستم، به هر حال شنوای موسیقی نواحی ایران بوده ام و البته بسیار هم کنجکاو بودم تا این آثار را تهیه کرده و گوش کنم اما پژوهش جدی من در این زمینه از مقطع ارشد آهنگسازی ام شروع شد؛ به ویژه در ارتباط با موضوع پایان نامه نظری من در این مقطع بود. انتخاب من هم سه دلیل داشت که دلیل اول این بود که بسیار مشتاق بوده ام تا این موسیقی ارزشمند را بتوانم آوا نویسی، ثبت و تحلیل کنم، دلیل دوم آن بوده است که به خاطر هدفی که در آهنگسازی برای خودم در نظر گرفته ام بتوانم فرهنگ و هویت موسیقی ایرانی را در آثارم نشان دهم و سعی دارم تا با استفاده از تجزیه و تحلیل این موسیقی ارزشمند بتوانم ویژگی های موسیقایی این نغمات را در آثارم به کار گیرم و دلیل سوم هم این است که به عنوان یک اجرا کننده موسیقی ایرانی بسیار مشتاق هستم تا بتوانم اجرا کننده این موسیقی هم باشم تا از این طریق نیز این موسیقی را به نوبه خود حفظ کنم.
تالار مشاهیر راک اند رول

تالار مشاهیر راک اند رول

بارها نام تالار مشاهیر راک اند رول (Rock and Roll Hall of Fame) را شنیده ایم و همچنین ثبت اسطوره های موسیقی راک و همچنین هنرمندان فعال در این عرصه در این تالار برای سپاس و حفظ نام و آثار این هنرمندان. این تالار مشاهیر و موزه آن در شهر کلیولند ایالت اوهایو آمریکا قرار گرفته است و مکانیست برای حفظ تاریخچه برترین هنرمندان و گروههای راک – تهیه کنندگان و دیگر اشخاصی که به نوعی با این سبک از موسیقی در ارتباط میباشند.
مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (II)

مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (II)

دو کتاب دیگر هر دو به موضوعاتی تخصصی می‌پردازند. کتاب «تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایران»، کتابی است که برخلاف عنوان‌اش تجزیه و تحلیلی در مورد ردیف و بنیان‌ها و خاستگاه‌هایش نمی‌دهد و با رویکردی قدیمی و رد شده صرفاً برداشت‌های دوره‌ی جوانی مؤلف نسبت به ردیف را بازمی‌نمایاند و نشانی از یافته‌های اخیر در حوزه‌ی ردیف و موسیقی کلاسیک ایرانی ندارد. موسیقی‌شناسان ایرانی در گذشته، هرچند رسالات قدیمی را مدنظر قرار می‌دادند اما به جز برخی شباهت‌های اسمی، معمولاً در کارهایشان چیزی که متن رسالات را به عمل موسیقایی امروز وصل کند وجود نداشت. چنین ارتباطی شاید با مدنظر قرار دادن موسیقی کشورهای همجوار که در آنها سنت موسیقایی، همچون جفرافیای امروز ایران منقطع نبوده، می‌توانست محقق گردد که در دو دهه‌ی گذشته پژوهش‌های ارزشمندی در این خصوص صورت گرفته است.
یکصدمین سال تأسیس هنرستان موسیقی؛ خوب یا بد

یکصدمین سال تأسیس هنرستان موسیقی؛ خوب یا بد

کنسرواتوار موسیقی یا مرکز «سرودها و آهنگ‌های انقلابی»؟ نهادی برای تربیت «موسیقی‌دان» یا کارخانه‌ای برای تولید ماشین‌های نوازنده؟ کانونی برای هدایت درست استعدادها یا آشفته‌بازاری برای سردرگم‌کردن نوجوانان؟
جایزه گولدن گلاب موسیقی متن

جایزه گولدن گلاب موسیقی متن

شب گذشته در مراسم اعطای جوایز گولدن گلاب، جایزه بهترین موسیقی متن برای فیلم The Painted Veil به الکساندر دسپلات Alexandre Desplat تعلق گرفت.پیانو سولوی این موسیقی توسط لنگ لنگ Lang Lang پیانیست نابغه و جوان چینی (متولد ۱۹۸۶) و ویولون سل آن نیز توسط وینسنت سیگال Vincent Ségal اجرا شده است.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (V)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (V)

بافت کلان «قطعه‌ای در ماهور» کنترپوانتیک است مانند بیشتر آثاری که از فرامرز پایور به جای مانده است. استفاده از این تکنیک در موسیقی ایران بسیار معمول‌تر از بهره‌گیری از تکنیک هارمونی است، چرا که همراهی ملودی‌ها بهتر می‌توانند مشخصه‌های موسیقی دستگاهی را تداعی کنند تا نغمه‌های عمودی و هارمونیک که شائبه «غربی صدا دادن» را در نگاه منتقدان تشدید می‌کند البته باید توجه داشت اگر قوانین کنترپوال دقیقا مطابق قوانین کنترپوان کلاسیک استفاده شود، طبعا حال و هوای موسیقی نیز غربی می‌شود، پس باید توجه داشته باشیم که استفاده از تکنیک کنترپوان به معنی رعایت تمامی قوانین غربی کنترپوان (مخصوصا کنترپوان تنال) نیست. (۷)
جایی میان آفرینش و تفسیر (II)

جایی میان آفرینش و تفسیر (II)

در روی‌کرد‌های سخت‌گیرانه و بسیار بنیادگرایانه دایره‌ی آنچه که موجب روا شدن انگ «تحریف» می‌شود، چنان تنگ است که عملا کار اجرای مجدد به نسخه‌برداری می‌کشد و احتمالا بازسازی شایسته‌ترین عنوان برای آن می‌شود. در چنین دیدگاهی تاریخ زیست یک اثر پس از خلق همیشه رو به پس دارد همیشه بهترین‌ها در گذشته رخ داده‌اند و امیدی هم برای بهبود به چشم نمی‌خورد. خلاقیت فردی نوازنده کم‌تر دیگرگونه دیدن و تفسیر در اجرای مجدد کارآیی دارد.
گزارش از نقد آلبوم عطاریه (I)

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (I)

همزمان با بزرگداشت روز عطار (شیخ فریدالدین محمدعطار نیشابوری) آلبوم موسیقی «عطاریه» در فرهنگ سرای ارسباران رونمایی شد. در این برنامه، در کنار رونمایی از این آلبوم، بزرگداشتی برای عطار نیشابوری با سخنرانی دکتر محمد بقایی (ماکان) و نقد آلبوم توسط علیرضا میرعلی نقی و سجاد پورقناد به همراه اجرای زنده بخش هایی از آلبوم به اجرا رسید.