جان سوزان منتشر شد

آلبوم موسیقی «جان سوزان» اثری در قالب کلاسیک ایرانی، با خوانندگی اسحاق انور، تنظیم حسین کاج و میلاد موحدی و تهیه کنندگی قاسم عابدین روانه بازار موسیقی شد. این آلبوم در ۲ بخش ابوعطا و بیات اصفهان ساخته شده که تنظیم بخش ابوعطا را حسین کاج و بخش بیات اصفهان را میلاد موحدی بر عهده داشته‌اند.

حسین کاج درباره این اثر تازه منتشر شده گفت: از شاخصه‌های «جان سوزان» این است که در حین اینکه اصالت موسیقی ایرانی را درون خود حفظ کرده است، دارای بافتی دو وجهی به صورت هُموفونیک و پُلی‌فونیک است. به این ترتیب که مخاطب در هنگام شنیدن اثر، بعضی جملات را دارای تنظیم هموفونیک و بعضی را به صورت پلی‌فونیک می‌یابد. این در حالی است که بیش‌تر کارهایی که در زمینه موسیقی ایرانی امروزه در بازار یافت می‌شوند شامل دو دسته هستند، دسته اول آثاری هستند که رنگ و بوی اصیل ایرانی را حفظ کرده‌اند و از نقطه نظر بافت کاملاً مونوفونیک هستند. دستۀ دوم کارهایی هستند که چندان به اصالت موسیقی ایرانی وفادار نمانده و بیش‌تر گرایش تلفیقی با جهت‌گیری مدرن دارند.

«جان سوزان» در مجموع چهار تصنیف و دو ساز و آواز دارد که شامل دو تصنیف و یک ساز و آواز در بیات اصفهان و دو تصنیف و یک ساز و آواز در ابوعطا است و تنظیم تصنیف‌ها در قالب ارکسترال انجام شده و در آن از گروه کامل سازهای زهی، بادی چوبی، کوبه‌ای و سازهای ایرانی استفاده شده است. همچنین تصنیف‌های این آلبوم با نام‌های «جان سوزان»، «صنما»، «شیدا» و «آی نگارا» هستند.

کاج آهنگساز و مدرس موسیقی افزود: در «جان سوزان» آهنگسازی ملودی‌های آوازی توسط محمد صادقی (که شاعر این مجموعه نیز هست)، انجام پذیرفته و آهنگسازی ملودی‌‌های مقدمه و میان بندها و همچنین تنظیم تصنیف‌ها در بخش ابوعطا توسط بنده و در بخش بیات اصفهان توسط میلاد موحدی انجام شده و نیز مسترینگ این آلبوم را کاوه عابدین به انجام رسانده است.

وی درباره روند تولید این آلبوم توضیح داد: بخش عمده‌ای از مراحل تولید «جان سوزان» ۹ سال قبل انجام شد اما بنا به دلایلی در استودیو معلق ماند و منتشر نشد تا اینکه سرانجام طی چند ماه گذشته کار مجدد به جریان افتاد و مراحل نهایی آن پایان یافت.

حسین کاج که آهنگسازی برای سریال «بانو» و ساخت سرود ملی صنایع دستی ایران را در کارنامه خود دارد افزود: یکی دیگر از شاخصه‌های این آلبوم، طولانی بودن نسبی زمان تصنیف‌ها است که البته سعی شده تنظیم به گونه‌ای باشد که تغییرات متنوعی در بافت موسیقی ایجاد شود و خط سیر افقی هر قطعه دارای پویایی باشد. همچنین ضبط و میکس این آلبوم که توسط قاسم عابدین، به صورت آنالوگ انجام شده باعث ایجاد صدایی گرم و تفکیک صوتی خوبی در ارکستر شده است، چنانچه شنونده صدای هر بخشی را که بخواهد دنبال کند به راحتی می‌تواند آن را در دل ارکستر بیابد.

در این آلبوم نوازندگانی همچون: زنده‌یاد علیرضا خورشیدفر، زنده‌یاد شهریار فریوسفی، علی جعفری پویان، میثم مروستی، کریم قربانی، ناصر رحیمی، افسانه افشاری نسب، پاشا هنجنی، سینا جهان‌آبادی، آزاد میرزاپور، پوریا وزیری و علی رحیمی به نوازندگی پرداخته‌اند. همچنین همنوازی آواز در ساز و آواز بیات اصفهان با ساز نی، توسط داوود کلوانی و در بخش ابوعطا با ساز تار، توسط نیما دلنوازی به انجام رسیده است.

در طراحی جلد آلبوم نیز نام عوامل اصلی آلبوم برای عزیزان نابینا به خط بریل نوشته شده و در پشت جلد یاد دو استاد از دست رفته را گرامی داشته و نوشته شده است:
• شهریار فریوسفی، برای «جان سوزان» تار را جانانه و دلسوخته نواخت، اما حوصله نکرد و بیش از این تاب زمین را نیاورد و آسمانی شد. او نماند تا «جان سوزان» در تار و پود وجود نازنینش تنیده شود.
• علیرضا خورشیدفر هم که سودای سوتش از کرخه تا راین رفت، چنان زمختی کنترباس را با نجابت طبع لطیفش درهم ‌آمیخت، که ماندنی شد در ذهنمان. هنوز در برمان بود که «جان سوزان» جان گرفت.
• گرچه امروز نیستند، اما جایشان سبزِ سبز است میانمان.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت شصت و پنج)

در آمریکا این خبررسانی ها تحت عنوانِ اخبار هفتگی در ۲۵ ماه مارس ۱۹۶۴ درباره کنسرتِ کودکان ژاپنی آغاز شد. در آخرین هفته یکی از روزها در زمان صرف ناهار که همگی دور میزی طولانی نشسته بودیم آزاکو هاتای (Asako Hata) هفت ساله به عنوان شوخی یک قطعه یخ به پشت یکی از بچه ‌هایی که در کنارش نشسته بود انداخت و بچه‌ ها شروع به خندیدن کردند.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (V)

بخشی از آثار مربوط به دفاع مقدس، در سال های بعد از آن ساخته شده اند. نظیر قطعاتی که آقایان: روشن روان، انتظامی و شریفیان ساخته اند و اکثر آنها شنیده شده اند. بیشتر این آثار و بلکه تمام آنها، برای ارکستر بزرگ (بخوانیم ارکستر سمفونیک) و گاه گروه کر همراه آن نوشته شده و اجرا شده اند که در عرف معمول موسیقیدانان ما محمل مناسبی هستند برای نمایاندن شکوه و عظمت نبرد ۸ ساله ایران و عراق.

از روزهای گذشته…

بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (II)

بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (II)

در نظر رایس (۱۳۸۴: ۱۳۱)، مدل‏دهی نیازمند پرسش دو سؤال است: «چه کار داریم می‏کنیم؟» و «چه کار باید بکنیم؟». این دو سؤال در ارتباط با دو نوع مدل‏ سازی هستند که «گیرتز» میان آن‏ها تمایز قائل شده ‏است (هاروود ۱۳۸۵: ۱۷۴). نوع اول در ارتباط با سؤالی توصیفی و نوع دوم در پیوند با سؤالی تجویزی است و به ترتیب، این‏طور نشان داده‏ می‏شوند: «مدلِ» و «مدل برای». به عقیده‏ی رایس (۱۳۸۴: ۱۳۱)، مؤثر بودن نوع اول به میزان «گستره‏ی شمول»ِ آن بر کارهای پیشین، و در نوع دوم به «”الزام اخلاقی” که برای کنش آینده فراهم می‏‏آورد» بستگی دارد.
نقدی بر اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر (II)

نقدی بر اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر (II)

گروه موسیقی آذربایجان با ارکستر ترکیبی از سازهای آذربایجان و سازهای کلاسیک به اجرای برنامه پرداخت، در این برنامه قطعه ای که در گذشته با تار رامیز قلی اف شنیده بودیم، به شکلی ضعیف اجرا شد و کلا” صدای ارکستر نه بالانس مناسب داشت، نه کوک دقیق (البته رطوبت هوا هم در تغییر کوک بی تاثیر نبود) در قسمت دیگر از این برنامه ارکستر به اجرای قطعه ای با سولوی نقاره وحید اسدالهی پرداخت.
رابرت فارنون : افسانه ای در عرصه موسیقی لایت ( بخش اول)

رابرت فارنون : افسانه ای در عرصه موسیقی لایت ( بخش اول)

رابرت فارنون را می توان بزرگترین آهنگساز موسیقی لایت نیمه دوم قرن بیستم در جهان به شمار آورد. این آهنگساز کانادایی الاصل که آثار برجسته ای در زمینه موسیقی فیلم نیز ارائه کرده، بدون شک در صورت اقامت در هالیوود به شهرت و ثروت قابل توجهی دست می یافت، اما در کمال ناباوری و برخلاف تصور همگان، کشور انگلستان را به عنوان محل اقامتش برگزید.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (I)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (I)

با توجه به ویژگیهائی چون سختی، جرم و اصطکاک درونی می توان ویژگیهای ارتعاشی چوب را تعیین کرد. ما سعی داریم به شما نشان دهیم که چگونه می توان صفحه روی ویلنی را ساخت که به ما ویژگیهای آکوستیکی (ارتعاشی) مورد نظرمان را بدهد.
تعزیه خوانی (I)

تعزیه خوانی (I)

“تعزیه گردانی”، “شبیه خوانی” یا “تعزیه” ریشه در مراسم “سوگ سیاوش” دارد. این نمایش در اصل مربوط به مصیبت هایی است که بر خاندان پیغمبر و خاص امام حسین (ع) در عاشورا رفته است. ولی به زودی گسترش می یابد. به طوری که در دوره قاجار تعزیه های کمیک و شاد هم اجرا می شد.
گفتگو با حسین علیشاپور (I)

گفتگو با حسین علیشاپور (I)

حسین علیشاپور را یکی از آوازخوانان توانای نسل جدید موسیقی ایران می دانند که در چند سال اخیر حرکتی رو به جلو داشته است. از آنجایی که او یکی از معدود صداهای مستقل و متفاوت نسل جدید آواز است – نسلی که بیش از هر چیز از معضل تک صدایی بودن و تقلید رنج می برد – یکی از بهترین گزینه های بحث پیرامون مسائل و مشکلات آواز این روز ها به شمار می رود. با حسین علیشاپور در گفت و گویی مفصل پیرامون این مسائل و همچنین فعالیت های خود او بحث کردیم.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (I)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (I)

ادوارد الگار (Sir Edward Elgar) در دوم ژوئن سال ۱۸۵۷ در “برادهیت” (Broadheath) که روستایی در سه مایلی شهر کوچک “وُرسِستر” (Worcester) است به دنیا آمد. پدر وی، صاحب یک فروشگاه موسیقی بود که در آن پیانو کوک می کرد. بر این اساس، الگار جوان نیز از این مزیت برخوردار بود تا در محیطی مملو از موسیقی رشد کرده و بزرگ شود.
سارا برایتمن

سارا برایتمن

سارا برایتمن (Sarah Brightman) سال ۱۹۶۰ در انگلستان متولد شد و از سن سه سالگی شروع به فراگیری فنون رقص نمود.
پرآرایش و رامش و خواسته (IV)

پرآرایش و رامش و خواسته (IV)

زهی ها دیگر نقش فضا سازی و زمینه سازی برای مضرابی ها را ایفا نمی کنند. جملاتی که برای آنها نوشته می شود دارای کاراکتر کششی است و این مساله ای است که در جای جای سیمرغ نمود می یابد. به همان اندازه که سازهای مضرابی تاثیر گذارند، کششی ها هم (گاه بیشتر) اهمیت پیدا می کنند. مضرابی ها و زهی – کششی ها یک ملودی را با هم نمی نوازند و شخصیت یافته اند و تصور این که هر یک از قسمت های موسیقی، توسط گروه دیگری از سازها نواخته شود غیر منطقی به نظر می رسد.
نقد آرای محمدرضا درویشی (VII)

نقد آرای محمدرضا درویشی (VII)

موسیقی‌دانان و متفکران قرون گذشته از آنجا که خود، تجسّم زنده‌ی معنویت شرقی بودند، همچون ما از فرط عجز و درماندگیِ فکری مدام به‌دنبال گریزگاه و پناهگاه هنری و فکری نبودند.» (درویشی۱۳۷۳/ج: ۲۰) و همان نگرانی‌ها در نوشته‌ی شایگان: «گفتنِ اینکه ما باید با خاطره‌ی قومیِ خود ارتباط داشته باشیم، دال بر این است که این خاطره و گنجینه‌های آن در معرض نیستی است. آیا متفکران گذشته […] چنین می‌اندیشیدند؟ […] نه، آن‌ها برای یافتن این ارتباط نمی‌کوشیدند، آن‌ها خود تجسّم زنده‌ی این خاطره بودند، نه در حاشیه. آن‌ها گنجینه‌های معنوی را به‌تجربه بی‌واسطه درمی‌یافتند و موجب باززاییِ مدامش می‌شدند. آن‌ها برخلاف درماندگان امروزی، در جستجوی گریزگاه و پناهگاهی نبودند.» (شایگان۱۳۵۶: ۵۷)