نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VI)

اگر به این رویداد تاریخی از دیدگاه فرهنگ ملی بنگریم و آنچنان که نویسنده کتاب ایران گواهواره دانش و هنر… بررسی نموده و آواز خواندن چند بنای ایرانی را (که موسیقی دان حرفه ای هم نبوده اند و معلوم نیست که بدون ساز چه می خوانده اند) در مکه باعث رواج موسیقی ایرانی در مملکت عرب دانسته، بررسی کنیم، باید به این نتیجه برسیم که موسیقی ایرانی در دوران بهرام گور ساسانی (موسیقی دوران خسرو پرویز و داستان های نظامی درباره بارید و نکیسا مربوط است به حدود ۱۵۰ سال بعد از این واقعه) در حقیقت موسیقی هندی بوده و ایرانیان موسیقی خاص خود یعنی موسیقی ایرانی نداشته اند.

اما از دیدگاه موسیقی شناسی به این نتیجه می رسیم که در این دوران بین موسیقی ایرانی و هندی نمی توان تفکیکی قائل شد، چرا که در غیر این صورت دستان سازان و مطربان هندی نمی توانند در هر شهر و بُقعه ای خلق را خوش کنند و خوش باشند. این نوع فعل و انفعالات در ادبیات و شعر امکان ندارند و شاعران فارسی زبان در مکه و هندی زبان در شهرها و قصبات ایران فهمیده نمی شوند و نمی توانند رابطه برقرار کنند. شرط اولیه این اتفاق و رابطه، مشترک بودنِ زبان موسیقیایی است.

البته در زمان حال، از دیدگاه هنری و فنی، موسیقی ایرانی از موسیقی های عربی، ترکی، هندی یا اروپایی قابل تفکیک است و ویژگی آن بر دو پایه اصلی قرار دارد: اول نظام دستگاهی و ردیف های آن و دوم سازها و تکنیک های نوازندگی خاص موسیقی ایرانی. حتی آن موسیقی که تنها بر یکی از این دو پایه اصلی قرار داشته باشد، از دیدگاه هنری به حیطه موسیقی ایرانی وارد می شود. اگر ردیف دستگاهی با ویولن یا پیانو نواخته شود، ایرانی بودنش قابل شناسایی است هرچند که در این مورد عقاید مختلفی مطرح شده و جای بحث و نقد موجود است.

همچنین اگر یک آهنگ عربی یا ترکی و حتی یک والس اروپایی با ساز تار و تکنیک خاص موسیقی ایرانی نواخته شود، ایرانی نبودنش دقیقاً محرز نیست. اما از این دو پایه اصلی در طول تاریخ، تحقیقاً نشانی قدیمی تر از حدود ۲۰۰ سال پیدا نخواهیم کرد. با حدس و گمان می توان پنداشت که چنین تحولی در موسیقی ایران، یعنی استقرار آن بر نظام دستگاهی و سازهای خاص ایرانی احتمالاً در دوران صفویه آغاز شده است.

از دیدگاه جامعه شناسی، موسیقی ایرانی هم در زمان حال و هم در طول تاریخ آن، موسیقی ای است که مردم ایران – در هر دوره و زمانی – آن را می شناسند، می فهمند و مورد استفاده قرار می دهند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

پیمان سلطانی

پیمان سلطانی

متولد ۱۳۴۹ تهران گرافیست، نوازنده تار، سه تار و سنتور، آهنگساز و رهبر ارکستر [email protected]
نمودی از جهان متن اثر (VIII)

نمودی از جهان متن اثر (VIII)

اما هر چقدر هم که تحلیل‌گری موفق شده باشد نمودهای ارزش‌گذاری را حذف کند، به ‌ناچار در دو نقطه داوری‌های ارزشی در کارش دخالت خواهد یافت؛ یکی از این نقاط پیش از این بررسی شد و در جریان آن به این نتیجه رسیدیم که انتخاب ویژگی‌های موسیقایی برای بررسی، حاوی نوعی ارزش‌گذاری است. این ارزش‌گذاری ممکن است مرتبط با متن خود قطعه باشد یعنی بتوان گفت «ویژگی مورد بحث در قطعه شاخص است» (۳۱)، یا مرتبط با علاقه‌مندی‌های تحلیل‌گر یا ارزش‌های تاریخی.
موسیقی کریسمس (III)

موسیقی کریسمس (III)

این سرودها از قرن ها پیش شنیده میشدند و قدیمی ترین آن ها نیز سرود وکسفورد (Wexford Carol) است که متعلق به قرن ۱۲ است. جدیدترین آن ها نیز از اواسط تا اواخر قرن نوزدهم به این صورت درآمده است. زادگاه بسیاری از این سرودها کشورهای غیر انگلیسی زبان است، سرودهایی که اغلب موضوعات غیر مسیحی هم دارند اما بعدها با شعرهایی که به آن ها افزوده شد به سرودهای انگلیسی تبدیل شدند. البته این سرودها جدید همیشه هم از متن اصلی ترجمه نمی شدند و برخی نیز از نو نوشته شده اند که تاریخ برخی از آنها به اوایل قرن بیستم باز می گردد.
دورژاک، آهنگسازی از چک (III)

دورژاک، آهنگسازی از چک (III)

سمفونی شماره ۸ در ماژور C در تضاد شدید با سمفونی هفتم است زیرا مملو از حسی خوشبینانه تر و گرمتر می باشد. کارل شومان این اثر را با اثر گوستاو مالر مقایسه کرده است. بسیاری از منتقدان این سمفونی را اثری برتر از سمفونی نهم دانستند، اما محبوبیت و شهرت سمفونی نهم بر تمام آثار قبلی دورژاک سایه گسترد. سمفونی شماره ۹ به عنوان بهترین سمفونی دورژاک با نام “دنیای نو” شناخته شده، دورژاک این اثر را در مدت اقامتش در نیویورک نوشته است.
گروه ریمونز (III)

گروه ریمونز (III)

آلبوم تک آهنگی “Baby I Love You با طرح جلدی از گروه دختران راک “رونتسگ” (Ronettes)، از بزرگترین موفقیتهای ریمونز بود که در رده هشتم قرار گرفت. در سال ۱۹۸۱ ششمین آلبوم ریمونز “رویاهای شیرین” (Pleasant Dreams) عرضه شد. تولیدات آنان بار دیگر رونق گرفت و این بار گراهام گولد من (Graham Gouldman) از موسیقی پاپ انگلستان بود که آنان را حمایت کرد.
رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (IV)

رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (IV)

چنین گفت مولای بزرگ خواجه نصیر الدین طوسی که خداوند خاک بر وی خوش کناد و گور او معطر کناد که: علم موسیقی از دو علم تشکیل شده است.
نامجو از نگاه منتقدان (I)

نامجو از نگاه منتقدان (I)

نقد آلبوم ترنج برنامه سیزدهمین نقد نغمه بود که به همت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران در خانه هنرمندان به اجرا گذاشته شد. این برنامه در حالی برگزار میشد که ساعتی پیش از شروع جلسه، سالن، جایی برای نشستن نداشت و البته این اتفاق را با توجه به شهرت و جنجالی که صاحب این اثر آفریده، میشد پیش بینی کرد. این برنامه نقد نغمه بدون شک، شلوغ ترین و بی نظم ترین این سلسله جلسات بود. روز یکشنبه ۱۹ اسفند در تالار فریدون ناصری خانه هنرمندان بسیاری از منتقدان بیرون سالن ماندند و فقط صندلی های تالار مملو از طرفداران محسن نامجو بود.
دیمیتری شوستاگویچ (IV)

دیمیتری شوستاگویچ (IV)

تاثیر شوستاکویچ بر آهنگسازان غیر روس پس از خود کم بود، اگرچه آلفرد شنیتکه (Alfred Schnittke) از مکتب التقاطی و تضاد بین حرکت و سکون شوستاکویچ اقتباس کرده و همچنین موسیقی آندره پروین (André Previn) ارتباط واضح آثار او را با سبک ارکستری شوستاکویچ نمایان می کند. تاثیر او همچنین بر روی آهنگسازان اسکاندیناوی دیده می شود همانند؛ کالفی آهو (Kalevi Aho)، لارس-اریک لارسون (Lars-Erik Larsson). بسیاری از معاصران روس او و هنرجویانش در کنسرواتور لنینگراد، بسیار زیاد تحت تاثیرسبکش بودند همچون؛ جرمن اکنف (German Okunev)، بوریش تیچنکو (Boris Tishchenko) که سمفونی پنجم سال ۱۹۷۸ خود را به شوستاکویچ تقدیم کرده؛ همچنین سرجی اسلونیمسکی (Sergei Slonimsky) و دیگر آهنگسازان.
رحمتی: بررسی زندگی و عملکرد وزیری را مهم می دانم

رحمتی: بررسی زندگی و عملکرد وزیری را مهم می دانم

سال گذشته به دعوت مدیر بخش پژوهش های موزه ی موسیقی ایران و با هدف بازنویسی سخنرانی ها و کنفرانس های ماهانه ی تخصصی اتنوموزیکولوژی -که در سالن همایش های موزه ی موسیقی برگزار می شد-، وارد همکاری شدم. کنفرانس های متعدد و متنوعی را که گاه توسط اتنوموزیکولوگ های ایرانی و گاه غیر ایرانی و با موضوعات و روش های جدید و به روز دنیا ارائه می شد، با چشم انداز انتشار کتابی سالانه با عنوان “کتاب سال موزه ی موسیقی” بازنویسی کردیم، که زمستان سال گذشته مراحل مختلف آن به پایان رسید و در انتظار انتشار است.
موسیقی جیپسی کینگز

موسیقی جیپسی کینگز

جیپسی کینگز به یک سبک شبه فلامنکو می نوازد، نوعی از موسیقی که تا قبل از آنها سابقه نداشته است. نیکلاس یکی از اعضای این گروه در مورد موسیقی خودشان اینگونه می گوید :