گفتگویی با هنک جونز (II)

اجرا کردن به همراه الا فیتزگرالد چه حسی دارد؟ آیا همانند آن بود که شما با خواننده ای همراه بودید یا نوازنده؟
همراهی با الا، افتخار بزرگی بود. در واقع کمی بعد از اجرا در JATP، با وی کار کردم که هر دوی ما از آن راضی بودیم. وقتی شما یک خواننده را همراهی می کنید انگار که این خود شمایید که از آن تکنیک استفاده میکنید همینطور با یک نوازنده. شما سعی می کنید خواننده را با نواختن هر چه با احساس تر حمایت کنید، اجازه می دهید که او شما را هدایت کند. هنگامی که به همراه یک خواننده یا نوازنده می نوازید نتها را نمی نوازید، شما به نوعی “کوردال” (chordal) و هماهنگی با آنان می رسید.

در دهه ۵۰، شما کار را به عنوان پیانویست تلویزیون CBS و رادیو آغاز کردید. نتیجه آن برای شما عدم شهرت در دهه ۶۰ بود! زمانی که بیل ایوانز (Bill Evans) و هربی هانووک (Herbie Hancock) در اوج بودند. آیا شما از این پیش آمد استقبال کردید یا برایتان قربانی کردن شهرت دشوار بود؟

در واقع از آن استقبال کردم. من تازه ازدواج کرده بودم و کار ثابت و دستمزد مناسب برایم جذاب بود. با اینحال همیشه هدفم بازگشت به نواختن و ضبط کردن بود و آن را انجام دادم و هنوز هم ادامه می دهم.

در حرفه شما، قادر هستید آهنگهای فراوان موسیقی را در اختیار گیرید و در هر کدام نیز تبحر یابید. چه پروسه ای را در این رابطه طی می کنید؟ آیا مثلا برای ملاقات نوازندگانی حرفه ای جز همچو تنی ویلیامز و رُن کارتر، روش خود را تغییر دادید یا آنکه شما آنان را مجبور به دیدار خودتان کردید؟ درباره نوازنده کلارینت آرتی شاوو (Artie Shaw) و بنی گودمن (Benny Goodman) چطور؟

من روش خودم را داشتم در حالی که تلاش می کردم از موقعیتهای دیگری که پیش می آمد استفاده کنم. یادگیری هیچگاه پایان نمی یابد. زمانی که با تنی و رُن بودم بسیار آموختم و آنان نیز به طور متقابل. همراه با آرتی به دستیابی ترکیبهای کوچک فراوانی رسیدم. در هنگام اجرا به همراه بنی، تنها من و ژنه کروپا (Gene Krupa) و بنی بودیم که در جلوی ارکستر اجرا می کردیم.

شما چندین ضبط با پیانیستهای همچو تومی فلاناگن، جرج شرینگ (George Shearing) و جان لویز (John Lewis) انجام دادید، چگونه با روش خاص هر کدام، خود را وفق می دهید؟ سختیها و جذابیتهای کار با یک پیانیست دیگر چگونه است؟

راز کار این است؛ اهمیت ندارد به همراه چه کسی می نوازید، تنها باید قادر باشید نوازندگان دیگر را همراهی کنید. در واقع این یک راز نیز نیست، تنها یک قانون همیشگی است. باید بگویم موفقترین ضبط شما زمانی است که این قاعده را فراموش نکنید.

به عنوان کسی که سبک جاز را اجرا کرده اید و به نواختن آن ادامه دادید، درباره نقش مدرنیزم در موسیقی چه نظری دارید؟ به کلامی دیگر؛ آیا موسیقی که در دهه ۴۰ محبوب بوده در این زمان نیز می تواند به همان اندازه خوب باشد؟ چگونه موسیقی می تواند از مرز و محدوده زمان بگذرد و فراتر رود؟

بله و نه. وقتی زمان می گذرد، شاید بعضی چیزها را به طور هارمونیک یا ملودیک تغییر دهد. با این حال ممکن است تغییر جدی ایجاد نکند اما همیشه جایی برای خلاقیت وجود دارد حتی با اجرای آهنگهای تکراری.

شما احتمالا آثار فراوانی چه به عنوان رهبر چه نوازنده، ضبط کردید، چه چیزی بیشتر به نظرتان فوق العاده می آید؟ با موسیقیدانانی که می نوازید با کدام یک از آنان ارتباط موسیقی بیشتری برقرار کرده اید تا با دیگران؟

من از آثار خودم آنچنان راضی نیستم اما می توان گفت؛ خوشحالم از اینکه دیگران از آثارم لذت می برند. این امر باعث می شود هر روز تمرین کنم حتی امروز. به یاد ماندنی ترین تجربه ام به همراه موسیقیدانانی چون؛ چارلی پارکر، برادرانم الوین و ثاد، ماکس روچ (Max Roach)، رودی ریچ، جرج مارز، ری براون، نیلز هنینگ پدرسُن (Nils-Henning Orsted Pederson)، کلمن هاوکینز (Coleman Hawkins)، لاکی توماپسن (Lucky Thompson) و رُی هارگرو (Roy Hargrove) بوده است.

کلام آخر، جای دارد در اینجا به شما به خاطر دریافت جایزه آلمانی تبریک گویم. خیلی سپاسگزارم از وقتتان که در اختیار ما قرار دادید و برای خلق موسیقیتان.

ممنون برای این مصاحبه.

jazz.about.com

2 فکر می‌کنند “گفتگویی با هنک جونز (II)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.