میرهادی: نسل جدید آماده تر هستند

کیوان میرهادی
کیوان میرهادی
ارکستر زهی باربد به رهبری کیوان میرهادی و سرپرستی محمد هادی مجیدی در سومین دوره جشنواره بین المللی موسیقی معاصر تهران در تاریخ سوم اردیبهشت ماه ۹۷ ساعت ۱۸ در تالار رودکی به روی صحنه رفت. در این اجرا یک قطعه از کیوان میرهادی برای با نام کنسرتو تنبور اجرا شد. امروز گفتگوی ما را با کیوان میرهادی درباره این کنسرت می خوانید:

در مورد اجرایی که در جشنواره موسیقی معاصر داشتید صحبت کنید و بفرمایید که چطور شد که با ارکستر باربد همکاری کردید؟
همکاری من با ارکستر باربد در سومین دوره جشنواره موسیقی معاصر تهران بود؛ قبلا خودم با یک بند جز به نام O.R.P یا ارپ (به صورت چهارنفره) در دوره اول این جشنواره شرکت کرده بودیم.
Kayvan Mirhadi
در این دوره بعد از ۵ سال که با ارکستر کامراتا نتوانسته بودم همکاری کنم به دعوت آقای محمد هادی مجیدی سرپرست این گروه، رهبری ارکستر باربد را به عهده گرفتم. واقعا فرصت خوبی برای من بود که نفسی تازه کنم و به صحنه برگردم. بچه ها خیلی آماده و خوب و ورزیده و پذیرا بودند؛ رپرتوار به صورت توافقی انتخاب شد و کار شروع شد.

در این برنامه تمرینات کافی و خوبی داشتیم و کار به خوبی پیش رفت و نیاز به کار اضافه ای نشد. من فکر می کنم اصلا نسل تغییر کرده است، چراکه اگر من همین قطعات را می خواستم با کامراتایی که سال ۸۱ داشتم اجرا کنم یا حتی ارکستر سیمفونیتا که قبل از کامراتا داشتم، نمی توانستم این نوع موسیقی را با چنین سرعتی به اجرا برسانم.

ظاهرا هر دوره ای که جلو می رود (هر سه یا چهار سال) وضعیت نوازندگان بهتر می شود و همه خوب و آپگرید شده دیده می شوند. یعنی ما توقعی که از یک جوان ۳۰ ساله داریم، یک جوان ۲۲ ساله برآورده می کند! تازه ما با آن سی ساله چهار سال کار می کردیم تا یک رپرتوار مشکل را اجرا کنیم ولی حالا جوان های زیر ۲۵ سال به سرعت این موسیقی ها را اجرا می کنند. من در سال ۸۲ جرات اجرای این قطعات را نداشتم ولی در سالهای ۸۴ و ۸۵ دیگر فهمیدم که می شود این آثار را در مدت کوتاهی در آورد.

در این کنسرت اثری به نام کنسرتو برای تنبور را به روی صحنه بردید؛ چطور به فکر آهنگسازی برای این ساز افتادید؟
ساخت کنسرتو تنبور ماجرای طولانی ای داشت که سعی می کنم خیلی خلاصه ماجرا آن را تعریف کنم، حدود ۸ سال پیش شبی به همراه دوستم آقای امیرحسین تفرشی در جایی بودیم که ایشان تنبور را برداشتند و قطعه ای زدند که من مبهوت شدم، از ایشان خواستم این قطعه را تکرار کنند و چندین بار این اثر را نواختند. ایشان پیشنهاد دادند که این قطعه برای تنبور و گروهی از خوانندگان مرد تنظیم شود که البته نشد و دو سال بعد قسمت هایی از این اثر را برای ارکستر کامراتا آهنگسازی و ضبط کردم.
Kayvan Mirhadi
کیوان میرهادی و محمد هادی مجیدی

دوست ما آقای دکتر تفرشی برای پیرهای منطقه اورامان این موسیقی را پخش کردند و بخش هایی که به نظر آنها مقام های قابل اجرا داشت با مجوز آنها قطعی شد؛ ما خیلی با احتیاط در این زمینه عمل کردیم و با محافظه کاری شدیدی پیش رفتیم. حدود دو یا سه سال هم طول کشید این پروژه چراکه بعضی از مقام هایی که ما اجرا کرده بودیم را خواستند اجرا نکنیم و ما هم به احترام شان این کار را نکردیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

درخشش مژگان چاهیان، در چهل و چهارمین فستیوال بین المللی هنر ایتالیا

مژگان چاهیان به عنوان آهنگساز و نماینده ایران در این فستیوال برگزیده و دعوت به آهنگسازی شد و اثر جدیدش در فستیوال بین المللی هنر ایتالیا اجرا خواهد شد. تعامل بین هنرمندان بین المللی و استعدادهای جوان در آهنگسازی از جمله اهداف این فستیوال است.

از روزهای گذشته…

گفتگویی با جولیان بریم (IV)

گفتگویی با جولیان بریم (IV)

متأسفانه من معلم خوبی نیستم. فقط گاهی اوقات دوره های آموزشی کوتاه مدت، برای کسانی که علاقه و اشتیاق خیلی زیادی دارند می گذارم که آن هم در مقاطعی برایم خسته کننده می شود و انرژی لازم برای خوب تدریس کردن را از دست می دهم. خب برای یک معلم، خیلی بد است که اینطور باشد. فکر می کنم وقتی که پیرتر شوم بیشتر به تدریس بپردازم.
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

اتخاذ شیوه‌هائی از این دست سخت‌ مؤثر افتاد و رودکی بزودی به عنوان نشریه‌ای فرهنگی-که توجهی ویژه به مسائل و رویدادهای موسیقی دارد-از اعتباری برخوردار شد که بسیاری از نشریه‌های‌ مشابه در طی سال‌ها بدان دست نیافته بودند.
زنان و فضای موسیقی در ایران (II)

زنان و فضای موسیقی در ایران (II)

آن جوامعی که ناتوان از تولید مازادها اند، ناتوان از تولید فرهنگ نیز می باشند و چون در تصورشان فرهنگ به چیزی تکراری تبدیل می شود، به سرعت تحت تاثیر جوامعی قرار می گیرند که دارای توان زایش فرهنگی اند. بنابراین محرومیت گروه های اجتماعی از حضور در قلمرو کار به معنی وابستگی است. نمونه ی این نوع از وابستگی در جامعه ی خودمان آن گاه که فرهنگ زاینده ی غرب در مقابل فرهنگ ایستای ما قرار گرفت، به صورت آن چه که غرب زدگی می گویند تجربه کرده ایم.
درباره کتاب «شورانگیز» (III)

درباره کتاب «شورانگیز» (III)

ملودیِ گوشه‏ ها برگرفته از ردیف‏های معتبر و گوناگون موسیقی ایرانی است و در گزینش و نگارش آنها ملاک اصلی تنها جمله‏ بندیِ روان، فضای مُدالِ واضح و روشن و سادگیِ نسبی ازنظر تکنیک اجرایی بوده است و نه تعلق به مکتب یا شیوه‏ای خاص. قطعات ضربی نیز بر همین سیاق از شیوه‏ ها و سبک‏های مختلف آهنگسازی و نوازندگی انتخاب شده ‏اند.
توماس آلن ویتز Thomas Alan Waits

توماس آلن ویتز Thomas Alan Waits

توماس آلن ویتز، خواننده، ترانه سرا، آهنگساز و بازیگر آمریکایی متولد ۱۹۴۹ در پونومای Pomona کالیفرنیاست. او کار حرفه ای خود را در اوایل دهه ۷۰ به عنوان خواننده در بارهای کثیف و ارزان آغاز کرد. او در ابتدا به شدت تحت تاثیر نسل شعرایی چون آلن گینسبرگ Allen Ginsberg و ویلیام اس باروز William S. Burroughs بود. ویتز علی رغم اینکه از طرف منتقدان با استقبال خوبی مواجه شده بود، نمیتوانست خرج زندگی خود را از موسیقی خود بدست آورد. مردم آن دوره، به ترانه های سبک پیش از راک، موسیقی کلاسیک کافه ای و آمریکانای Americana او که یادآور سبکهای جز، بلوز، وودویل و کلا موسیقی دهه ۴۰ و ۵۰ بود، علاقه نداشتند.
موسیقی های آشنا از دو هنرمند

موسیقی های آشنا از دو هنرمند

بنا به درخواست چند نفر از دوستان اقدام به بررسی فعالیت های هنری Richard Clyderman، نحوه گرایش او به موسیقی، سبک خاصی که دنبال می کند و … خواهیم داشت. قبل از شروع این مباحث مناسب دیدیم تا راجع به دو تن از همکاران کلایدرمن یعنی Paul de Senneville و Olivier Toussaint صحبت کنیم. قبل از آن به این قطعه زیبا ساخته پاول سنویل که توسط کلایدرمن اجرا شده توجه کنید، قطعه دارای Vocal نیز می باشد.
سطحی شنوی (I)

سطحی شنوی (I)

مطلبی که پیش رو دارید نوشته ضیاالدین ناظم پور آهنگساز و نوازنده رباب است که در این شماره اولین قسمت از سلسله مقالات ایشان را خواهید خواند؛ به مرور نوشته های دیگری از این نویسنده، در وب سایت «گفتگوی هارمونیک» انتشار می یابد.
موسیقی ترنس

موسیقی ترنس

در دنیای موسیقی امروز اصطلاح ترنس (Trance) شامل محدوده وسیعی از موسیقی می شود. در قسمتی از این طیف همانند کارهای یان ون دال (Ian Van Dahl) یا حتی گروه ATB شاهد موسیقی ای هستیم که بیشتر شبیه به موسیقی رقص مردمی (Pop Dance) است و شما می توانید آنها را در منزل، اتومبیل یا هنگام پیاده روی با دستگاه پخش موسیقی خود گوش کنید و احساس کنید که دقیقا” در یک مهمانی بزرگ هستید. در قسمت دیگر از طیف موسیقی ترنس به افرادی مانند ساشا و ویلیام اربیت (Sasha & William Orbit) بر میخوریم که موسیقی الکترونیک مردمی را به سمت موسیقی ترنس سوق داده اند.
آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (II)

آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (II)

فاصله زمانی سال ۱۷۵۰ تا ۱۸۲۰ به صورت حدودی را دوره کلاسیک می نامند چراکه در این بازه زمانی هنر چه از نظر دیدگاه فلسفی و چه از نظر مسائل تکنیکی، تغییراتی قابل لمس نسبت به دوره قبل (باروک) داشت. عنوان «کلاسیک» برای این دوره باعث شده بعضی از هنرجویان موسیقی تصور کنند، موسیقی این دوره تنها کلاسیک نامیده می شود ولی این فرض اشتباه است؛ موسیقی کلاسیک یک اصطلاح کلی است برای موسیقی هایی که برای مخاطب فرهیخته ساخته می شود و ارتباطی به بازه زمانی یاد شده یا نوع خاصی از موسیقی ندارد.
جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

به هر روی در اجراهای کلاسیک موسیقی ایرانی، امروزه چهارمضراب نقشی تثبیت شده دارد و کمتر اجرایی را می‌توان یافت که چهارمضراب در آن نباشد. بیشتر نوازندگان و آهنگسازان از این نوع قطعات برای اجراهای خود می‌سازند. جلیل شهناز نیز یکی از موسیقی‌دانانی است که در اجراهای زنده، رادیویی و ضبط شده‌ی خود تعداد زیادی چهارمضراب اجرا کرده است. اهمیت این چهارمضراب‌ها از آن جهت است که وی نوازنده‌ای بداهه‌پرداز است و کمتر کسی از محققین و موسیقی‌دانان در ایران در این توانایی وی شک دارد (برای مثال نک. مقدمه‌ی تجویدی در (ظریف ۱۳۸۷) یا نوشته‌ی میرعلی‌نقی در (شهناز ۱۳۷۸)).