گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

تفکیک امروزی موسیقی «غربی» از موسیقی «شرقی» براساس سیستم صداهای موجود در موسیقی غربی (گام کروماتیک دوازده قسمتی تعدیل شده) و سیستم های صداهای مورد استفاده (گام های دیاتونیک ماژور و مینور) و قواعد آهنگسازی و هارمونی حاصله از سیستم های صداها و بالاخره سازهای جوابگوی این فواصل و قواعد است. اما می دانیم که این عوامل در موسیقی غربی همه پدیده هایی هستند که در قرن هفدهم و هجدهم در اروپا به وجود آمده اند.

تفکیک امروزی موسیقی «غربی» از موسیقی «شرقی» براساس سیستم صداهای موجود در موسیقی غربی (گام کروماتیک دوازده قسمتی تعدیل شده) و سیستم های صداهای مورد استفاده (گام های دیاتونیک ماژور و مینور) و قواعد آهنگسازی و هارمونی حاصله از سیستم های صداها و بالاخره سازهای جوابگوی این فواصل و قواعد است. اما می دانیم که این عوامل در موسیقی غربی همه پدیده هایی هستند که در قرن هفدهم و هجدهم در اروپا به وجود آمده اند.

قبل از آن و به خصوص قبل از رنسانس در اروپا تفاوت های اساسی در سیستم صداهای موسیقی های غربی و شرقی ملاحظه نمی شود و گواه آن نیز رواج ساز عود (عربی) یا بربط (فارسی) یا لاونه (اروپایی) در تمام دنیای کوچک و متمدن آن زمان است و گویای این مهم که اختلافات امروزی بین موسیقی غربی و شرقی یا عربی، ترکی، ایرانی و اروپایی پدیده نسبتا جدیدی است که حاصل تحولات بعد از رنسانس در اروپا (قرن ۱۶ میلادی) است. پیش از این تاریخ، احتمالاً زبان موسیقایی یک زبان موسیقی قدیمی و مشترک در یک منطقه بزرگ فرهنگی و چند ملیتی آن زمان است.

این تز توسط ابونصر فارابی در کتاب موسیقی کبیر تایید می شود. او در مقاله دوم از مدخل صناعت موسیقی حدودی از جهان را معین نموده که شهادت مردمان آنجا اساس پذیرفته شدن تئوری و برداشت او از موسیقی است و منطقه مورد شناسایی او در حقیقت شامل تمام جهان متمدن آن دوران (قرن دهم میلادی) است:
«…. انسان نمی تواند به آنچه خود از راه آزمایش و قیاس دریافته اکتفا کند بلکه لازم است از آزمایشهای حواس دیگران نیز بهره گیرد. در علم موسیقی، مانند علم نجوم تا دیگران نیز بر امری شهادت ندهند آن امر پذیرفته نخواهد بود. مردمانی که می توان شهادت حواس آنان را در نغمات ملایم غیر ملایم مقیاسی جهت یافتن الحان طبیعی قرار دارد، آن کسان اند که بین پانزده تا حدود چهل و پنج درجه عرض شمالی سکونت دارند. از این میانه خاصه ساکنان سرزمینی هستند که عرب بین سالهای ۱۲۰۰ و قبل از آن تا سال ۴۰ از سالهای اسکندری بر آن حکومت داشته و نیز کسانی که سرزمینشان در حدود شرق و غرب این اقلیم ها واقع است. بر این گروه ساکنان سرزمین روم را باید افزود.

این اقوام همه دارای زندگانی و آب و خوراکی طبیعی اند. اما اقوامی که در بیرون از این سرزمین ها سکونت دارند چنانکه در جنوب آن نژادهای مختلف زنگیان و سپاهیان و در شمال آن و در سمت مشرق قبایل ترک صحرانشین و در سمت مغرب اقوام صقلبی (اسلاوها)، همه از آنچه روش طبیعی انسان است به وضوح تمام خارج اند. اینان همه در بسیاری از امور مربوط به انسان عادات کاملاً غیرطبیعی دارند، به خصوص اقوامی که در منتها الیه شمال زیست می کنند. (ص۵۰)

خسرو جعفرزاده

متولد ۱۳۲۰ همدان – ۱۳۹۸ وین
موزیکولوگ و معمار
khdjzadeh@gmail.com

۱ نظر

بیشتر بحث شده است