مرور کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه»

موتسارتِ دیگر، موتسارتِ نوربرت الیاس
موتسارت افسانه‌ای، دردانه‌ی دنیای موسیقی را با نبوغ خارق‌العاده‌اش می‌شناسیم. حتا آنها که موسیقی‌اش را هم نشنیده‌اند احتمالا چیزکی از استعداد شگرف او به گوششان خورده. تصور ما را از این استعداد شگرف (و نیز خودِ مفهومِ نابغه‌ی درک نشده توسط مردم هم‌عصرش) زندگی‌نامه‌های رومانتیک قرن نوزدهمی و دنباله‌های قرن بیستمی‌شان به وجود آوردند و شاخ و برگ دادند. کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه» نوشته‌ی «نوربرت الیاس»، جامعه‌شناس برجسته اما راهی دیگر در واکاوی زندگی موتسارت در پیش می‌گیرد؛ پرسش جامعه‌شناسانه از نبوغ.

قسمت بزرگی از کتاب در اصل بخشی از یک پروژه‌ی ناتمام بوده با عنوان «هنرمند بورژوا در جامعه‌ی درباری» (یا در ویراست‌های دیگری «مقالاتی درباره‌ی هنر درباری») که توسط «میشائیل شروتر» با چند نوشته و پیش‌نویس سخنرانی مجزای دیگر ترکیب شده. برگردان فارسی که انتشارات «علمی فرهنگی» منتشر کرده از ترجمه‌ی انگلیسی «ادموند جفکات» است و عنوانش هم با عنوان آلمانی سازگارتر با موضوع، «موتسارت؛ جامعه‌شناسی یک نابغه»، متفاوت.

شروترِ ویراستار این مجموعه نوشته‌های بسیار مورد توجه الیاس را به دو بخش تقسیم کرده است. بخش اول هفت فصل آغازی را شامل می‌شود، با عنوان «تاملاتی جامعه‌شناختی درباره‌ی موتسارت» (از پروژه‌ی هنر درباری). بخش دوم بدون عنوان، از همان چند نوشته‌ی مجزا تشکیل شده است که همگی کم و بیش یک سمت و سو دارند. و آن چیزی نیست جز کاوش در نبوغ یک نابغه‌ی مسلم.

الیاس در کندوکاوش بیش از هر چیز بر نیروهای اجتماعی و ریشه‌های روان‌شناختی‌ای متمرکز است که وقایع زندگی موتسارت را شکل داد، از جمله آنچه نبوغ او را آن‌طور به ظهور رساند که در تاریخ مانده است؛ این که چطور جایگاه موسیقی‌دان بورژوا در دوره‌ی نوجوانی موتسارت (از جمله پدرش) موجب شد که او چنین تربیت شود. در نتیجه بخش اعظم کتاب تلویحاً به این پرسش می‌پردازد که «وضعیت انسانی نبوغ چگونه [بوده] است؟». الیاس می‌کوشد این پرسش را در پرتو کالبدشکافی جامعه‌ی قرن ۱۸، روان‌شناسی اجتماعی موسیقی‌دان، روان‌شناسی فردی موتسارت و همچنین با گوشه‌ی چشمی به نظریه‌ی مهم خودش، «فرآیند متمدن شدن»، پاسخ دهد. نویسنده حتا تا مرز بررسی لطیفه‌های خصوصی موتسارت پیش می‌رود تا وضعیت روان‌شناختی را بشکافد و گاه تقابل آن را با وضعیت جامعه‌شناختی نشان دهد که به نظر الیاس دلیل اصلی شکست نهایی موتسارت در همراه کردن جامعه‌ی مخاطبان وین و تسلیم و خاموشی زودهنگام آهنگساز است.

چنان که پیداست کتاب یک زندگی‌نامه با هدف روایت معمول رویدادهای زندگی هنرمند نیست. موتسارت برای مولف جامعه‌شناس یک رانه است تا مسایل جامعه‌شناسی هنر و حتا عمومی‌تر از آن، جامعه‌شناسی اقتصادی-سیاسی اواخر قرن ۱۸ را بشکافد. این امر در زمان نگارش بسیار پیشرو محسوب می‌شده اما امروزه کتاب را باید در پرتو مطالعات موسیقی‌شناختی، تاریخی و زندگی‌نامه‌نگاری به‌روزتری دید که در اختیار مولف نبوده یا بوده و مورد توجه قرار نگرفته است. برای ما این امر موجد یک ایراد جزئی است و آن این که ترجمه‌ی فارسی بدون همه‌ی آن پیش‌زمینه‌ها به بازار آمده و احتمالا تا مدت‌ها تنها منبع معتبر می‌ماند و دید خوانندگان به مساله‌ی موتسارت را از آن خود می‌کند.

نوشتار کتاب میان روایت شیوا و متن تکنیکی جامعه‌شناسی در نوسان است (گرچه ترجمه‌ی فارسی قدری موجب لکنت شده) و بنابراین توان جذب خواننده‌ی عام را نیز دارد. برقراری تعادل میان دو جنبه‌ی ظاهرا متضاد موجب شده است تا نوشته‌ی الیاس هنوز خصوصیات زبان رومانتیک را داشته باشد. این امر از دید خواننده‌ی علاقه‌مند به زندگی‌نامه‌ها امتیاز مثبتی است اما از دید جامعه‌شناسان ممکن است چنین نباشد.
نویز
***

گفتگوی هارمونیک
کتاب «موتسارت» تصویر یک نابغه، اثر نوربرت الیاس با ترجمه حسن خیاطی که توسط نشر علمی و فرهنگی به بازار آمده، از جمله پژوهش هایی است که نویسنده با کنار نهادن تئوری قتل موتسارت کوشیده نگاهی واقع بینانه به زندگی و مرگ این موسیقیدان بزرگ داشته باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (VIII)

به نظر می رسد همزمان با ظهور عصر فضا، در موسیقی نیز فناوری جدیدی متناسب با آن ظهور کرده است تا موسیقیدانان بتوانند احساسات خود را با آن بیان کنند. همین احساس بعدها (۱۹۸۳) هنوز در برایان انو زنده است و در پشت جلد آلبوم «آپولو» از شیفتگی خود برای خلق آثاری که در راستای دستاوردهای نوین علمی بشر باشد می نویسد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIX)

بیشتر آثار پرویز مشکاتیان برای گروه ساز های ایرانی تنظیم شده اند و تعدادی معدودی از آنها توسط هنرمندانی چون محمدرضا درویشی و کامبیز روشن روان برای ترکیب ساز های ایرانی و جهانی تنظیم شده اند. این آثار به شرح زیر هستند:

از روزهای گذشته…

گیتار با کوک خودکار

گیتار با کوک خودکار

موسیقیدان های سراسر جهان با در دست داشتن نوع جدیدی از تکنولوژی، با رها شدن از کار شاق کوک کردن ساز، به آزادی هنری بیشتری دست میابند. این فناوری روباتیک که توسط کمپانی آلمانی ترونیکال (Tronical Gmbh) و با شراکت کمپانی گیتار گیبسون (Gibson) به وجود آمده و توسعه یافته است، موجب شده است که جدیدترین مدل گیتار لس پاول (Les Paul) گیبسون، تنها در حدود ثانیه، خود را کوک کند.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (VI)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (VI)

این موضوع که در کتاب گسترش نظری بیشتری نیافته به نگر من یکی از مهم‌ترین دیدگاه‌های موسیقی‌شناسانه و منتقدانه‌ای است که محمدرضا فیاض به طرزی که مناسب هدفش باشد، مطرح ساخته است. از این توضیحات نسبتا فنی که بگذریم مجموعه ویژگی‌های دیگری هم دارد که در میان نوشتار‌های اخیر کمیاب است. مولف مانند بسیار از ماها به موسیقی و فرهنگش ارادتی دارد. رد پای ارادت را در دیگر کتاب‌های موسیقی‌مان نیز می‌توان یافت، اما این یکی کمی فرق دارد به خودبزرگ‌بینی و خودمحوری فرهنگی آمیخته نیست.
نگاهی به موسیقی قاره آفریقا (II)

نگاهی به موسیقی قاره آفریقا (II)

شاید بسیاری از انواع موسیقی آفریقایی برای ما قابل درک و یا حتی خوش‌آهنگ نباشد. البته جای تعجب نیست، زیرا هدف تولیدکنندگان آن هم خلق زیبایی نبوده است. موسیقیدان‌های سنتی آفریقا برای لذت بردن، صداها را با یکدیگر ترکیب نمی‌کنند. هدف آن‌ها بیان همه‌ی جنبه‌های زندگی از طریق عنصر صداست.
اصول نوازندگی ویولن (II)

اصول نوازندگی ویولن (II)

دست انسان به شکل طبیعی درحالت ایستاده، به فرمی قرار می گیرد که کف دست ها به موازات بدن می باشد. حال از آنجا که برای نواختن این ساز، لازم است تا کف دست و انگشتان نوازنده به سمت تخته انگشت گذاری( گریف ) متمایل گردد، بنابراین بایستی نوازنده دستش را در حین بالا آوردن ، به سمت گریف بچرخاند.
تکنیک های نی و محدودیت های آن (II)

تکنیک های نی و محدودیت های آن (II)

در شماره قبل گفتیم که اگر ما پنج سوراخ روی نی را آزاد گذاشته و فقط یک سوراخ پشتی را ببندیم، هر نتی که در این حالت از انگشت گذاری تولید می شود نام آن نت روی نی گذاشته می شود یعنی اگر این نت “فای دیاپازون” بود، این نی را “فا کوک” می نامیم و به همین ترتیب تمامی نی ها به این صورت نامگذاری می شوند. با این حال می بایست پذیرفت که نامگذاری بر اساس این نوع انگشت گذاری هیچگونه مطابقتی با اصول سازشناسی نداشته و اگر قرار است انگشت گذاری ملاک قرارگیرد، بهتر است حالت دست بسته یعنی حالتی که تمام سوراخها را گرفته ایم (طبق نظر دکتر حسین عمومی) مبنای نامگذاری گردد.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XV)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XV)

در واقع، هم او است که شایع کرد «دستگاه ماهور» همان «گام ماژور» غربی است. در دستور تار اولین تعریف از موسیقی ایرانی در مورد آواز ماهور است:
ایران در کشاکش موسیقی (III)

ایران در کشاکش موسیقی (III)

نوازندگان و خوانندگان آنهم مرد در تعزیه و مرثیه خوانی شرکت می کردند، اگر ناصرالدین شاهی خواست اپرایی به سبک اپرای سلطنتی انگلستان در میدان بهارستان بسازد، ساخت اما با اعتراض معممین متعصب مذهبی قرار گرفت و بالاجبار اپراخانه به تعزیه خوانه تبدیل شد. بعد از گذشت زمانی هم پارکینگ مجلس سنا و… دیگر نمیدانم به چه فاجعه ای دچار شد!
نگاهی به سمفونی ایرانی علیرضا مشایخی و ادعاهایش

نگاهی به سمفونی ایرانی علیرضا مشایخی و ادعاهایش

پس از مطالعه کردن مصاحبه علیرضا مشایخی درباره سمفونی پنجمش با نام “ایرانی” تصمیم گرفتم یکبار دیگر به گفته های صاحب اثر اعتماد کرده و این اثر را تهیه کنم. مشایخی در این مصاحبه گفته بود: “این دو اثر؛ سمفونی شماره ۴ (زاگرس) و سمفونی شماره ۵ (ایرانی) هر یک نوعی نقطه اوج در آثار سمفونیک من است. سمفونی زاگرس نقطه اوج موسیقی سمفونیک آتونال من است و سمفونی ایرانی نقطه اوج موسیقی سمفونیک ایرانی من است.” پیش از این بارها شاهد ادعاهای مشایخی در مورد آثار و خط فکریش بودم و آشنایی نسبتا کاملم از آثارش به من در برداشتم از گفته های او کمک میکرد ولی اینبار موضوع جدیدی مطرح شده بود، اثری سمفونیک در راستای موسیقی کلاسیک ایران، نه موسیقی آوانگارد یا تصنیف موسیقی روی تزهای پیشین آهنگساز…
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گفت و گو در مورد قیاس با طرح یک ایراد معمول علیه آن گسترده شد. معمول است که گفته می‌شود «این دو چیز را نمی‌توان با یکدیگر مقایسه کرد زیرا از یک جنس نیستند» این ایرادی است که خیلی وقت‌ها به قیاس انجام شده می‌گیرند. اما در مورد موسیقی بهتر است پیش از این که تسلیم این ایراد شویم بررسی کنیم که قیاس از کدام جنبه انجام شده است. برای مثال مقایسه‌ی «شب دگرگون» اثر آرنولد شونبرگ و «مقام شاختایی» از کارگان خراسانی به طور عمومی ممکن است امکان‌پذیر نبوده و شایسته‌ی عنوان «قیاس مع الفارق» گردد اما مقایسه‌ی همین دو قطعه از نظر میزان جمعیتی که به آنها توجه نشان می‌دهند (آمار عددی میزان مردم‌پسندی) قیاسی -از لحاظ منطقی- درست است.
بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم!

بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم!

همانطور که میدانید ما برای بیان کیفیت صدا همواره از کلمات زیر و بم استفاده میکنیم که در فارسی کلمه زیر معنی پائین و بم که مخفف بام است، معنی بالا می دهد! میبینید که این، کاملا مغایر با کابرد این دو کلمه در موسیقی است؛ یعنی: ما به صدای بالا، زیر و به صدای پایین بم میگوییم. بصورت کل، جمله اخیر بی معنی و بلاتکلیف مینماید لذا ما برای حل این نقیصه بطور ناخودآگاه قرار گذاشته ایم که دو اصطلاح زیر و بم را با هم و بالا و پائین را با هم بکار میبریم تا اشتباهی رخ ندهد. با این وجود…