«نقد موسیقی چیست؟»

آیا این نقد است؟ آیا این نقد نیست؟
بارها پیش آمده که ببینیم عده‌ای در مورد نوشته‌ای که عنوان نقد دارد با هم اختلاف نظر داشته باشند که آیا نقد است یا نیست. گاهی مشابه این جمله را می‌گویندکه نوشته را رد/حقیر کنند. خب، این نوع شک را می‌توان به حال خود گذاشت. فرض کنیم قصد تحقیر و تخفیف نوشته در کار نیست و سوال واقعی است. اگر این‌طور باشد برای اینکه با اطمینان بگوییم این نوشته نقد است یا نیست، باید ببینیم «نقد» چیست و چون ما در حوزه‌ی موسیقی کار می‌کنیم، درستش این است که بپرسیم «نقد موسیقی» چیست؟

خود کلمه‌ی نقد در فارسی امروزی معنایی نزدیک به ایراد گرفتن یا اشکال چیزی را گفتن، دارد و اگر کمی فنی‌تر یا قدیمی‌تر بخواهیم معنی کنیم؛ سبک و سنگین کردن یا جداکردن چیزهای کم‌ارزش از چیزهای پُرارزش. اگر تعدادی نقد موسیقی واقعی را در نظر بگیریم فوری متوجه می‌شویم که معنی فارسی امروزی «نقد» کاملا همان چیزهایی نیست که به عنوان نقد می‌توانیم بخوانیم. گویا با فهمیدن معنی این کلمه نمی‌شود به تعریف «نقد موسیقی» دست پیدا کرد. خیلی وقت‌ها برای این که بتوانیم چیزی را که نمی‌شناسیم تعریف کنیم باید تعدادی از نمونه‌هایش را بررسی کرده و آنگاه خصوصیات کلی‌شان را در صورت امکان در یک تعریف جامع و مانع بیاوریم.

بررسی نقدهای موسیقی نوشته شده تا حال (فارسی و غیر فارسی) نشان می‌دهد که وقتی منتقدها در حال نقد کردن هستند در حقیقت دارند یکی یا ترکیبی از مولفه‌های توصیف؛ یافتن زمینه‌های پیدایش، پند دادن، مقایسه، طبقه‌بندی، تجزیه و تحلیل، تفسیر و ارزیابی را، برای بررسی یک اثر موسیقی به کار می‌گیرند. برخلاف تصور می‌بینیم که خرده‌گیری (تنها یک نوع خاص از ارزیابی) اصلی‌ترین ویژگی نقدها نیست. البته بعضی‌ها فکر می‌کنند ارزیابی مهم‌ترین کار نقد است. پس همه‌ی مولفه‌ها باید در خدمت ارزیابی نهایی قرار بگیرند و بعضی‌ها هم فکر می‌کنند لازم نیست حتما ارزیابی آشکاری در کار باشد.

اگر به قدر کافی نقد موسیقی مطالعه کنیم، می‌بینیم حتا نیازی نیست نقد همیشه در مورد خود اثر موسیقی باشد. گاهی تنها ایده‌ی یک اثر یا ویژگی‌های گروهی از آثار نقد می‌شود یا خود اثر بهانه‌ای می‌شود برای نقد موضوعی کلی‌تر در موسیقی. در هر حال، کلی یا جزئی، معطوف به داوری یا بدون داوری آشکار، آنچه نقد می‌خوانیمش با استفاده از هشت مولفه‌ی یادشده نور تازه‌ای به اثر موسیقی، ایده‌های آن یا ارزش هنری‌اش می‌تاباند. نقد روزنه‌ای تازه برای درک اثر موسیقی می‌گشاید و به همین دلیل اثر پس از نقد، دیگر همان نمی‌ماند که تا پیش از نقد بود.
نویز

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (II)

ضربی: این قطعات در موسیقی قدیم ایران اکثرا دوضربی یا سه ضربی بودند و معمولا به همراه ساز تنبک اجرا می شدند. ضربی هم به مانند چهارمضراب در اکثر ردیف های سازی موسیقی دستگاهی ایران به چشم می خورد و در اکثر مواقع به عنوان اثری مستقل در میان گوشه ها یا تکنوازی ها اجرا می شده است. شاید بارز ترین قطعۀ تحت این عنوان، قطعۀ ضربی اصول از ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلی خان برومند باشد که قطعه ایست کاملا مستقل که از توالی نغمات متعدد در دستگاه شور تشکیل شده است.

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.

از روزهای گذشته…

روز شهناز

روز شهناز

اول خرداد ماه مصادف است با تولد منسوبی جلیل شهناز، نوازنده ای که بیش از نیم قرن افتخار و سرآمد هنر تارنوازی ایران بوده است.
پرده بندی سازهای زهی

پرده بندی سازهای زهی

یکی از مهمترین کاربردهای نسبتهای طولی سیم در ساز٬ استفاده جهت پرده بندی دسته سازهای زهی است. در این مورد می توان مثالهایی را ذکرنمود : اگر طول اولیه سیم نصف شود یا به عبارتی طول بخش مرتعش و فعال سیم نصف طول اولیه گردد٬ فاصله حاصله ۱/۲ یا اکتاو کوک سیم خواهد بود…
اُرفِ ایرانی؟ (III)

اُرفِ ایرانی؟ (III)

از صفحه‌ی چهل به بعد جلد دوم بیشتر به آن چیزی پرداخته که نویسنده از پیش آن را هدف کتاب دانسته است؛ موسیقی ایرانی، آن‌هم از طریق ملودی‌های نابش. «رنگ حربی»، کرشمه‌ی ماهور، «زنگوله‌ء راست‌پنج‌گاه» قطعه‌هایی است که به شکل ساده شده از ردیف نقل شده است. در همه‌ی موارد پیش از شروع قطعه توصیه شده با هجاهای معمولی مانند «لا» و «ها» و … وزن درست تمرین شود. به این ترتیب حالت‌های اصلی بر ساس میزان‌بندی و نواخته شدن در گروه از بین نخواهد رفت.
درویش خان در گذار تمدن (III)

درویش خان در گذار تمدن (III)

درویش خان با زخمه های دل انگیز تارش، چهره های بسیاری از جمله روح الله خالقی را شیفته ی موسیقی و نوای تار می کند و اغلب شاگردان خود را که دوره های عالی را نزد ایشان طی کرده بودند را با نشانی به شکل تبرزین (طلا، نقره و برنز) مورد تقدیر قرار می داد و آنان را با لقبِ دوستانه ی “یا پیر جان” مورد خطاب قرار می دهد.
موتسارت افکت

موتسارت افکت

به عقیده بسیاری از محققین گوش دادن به موسیقی موتزارت باعث تقویت حافظه و باهوش تر شدن آدم میشد. متخصصین فیزیک و پزشکی امروزه معتقدند، هنگامی که بیدار نیستم و در خواب بسر می بریم، یا حتی وقتی که بدلیلی در کما قرارداریم، موسیقی به دلیل ارتعاشات خود میتواند در اعماق سلول های بدن نفوذ کرده و اثرات خود را روی بدن بگذارد.
ارکستر سازهای ملی به روی صحنه می رود

ارکستر سازهای ملی به روی صحنه می رود

به گواه دانش اتنوموزیکولوژی، کشور ایران از معدود ممالک جهان است که دارای موسیقی کلاسیک ملی است. موسیقی کلاسیک ایران نیز در سالیان درازی که در حال رشد و پویایی بوده است به قابلیت های مختلفی از نظر تکنیک های نوازندگی و آهنگسازی رسیده است؛ این واقعیت به خودی خود جای خالی یک ارکستر بزرگ غیر خصوصی از سازهای ایرانی را که قابلیت اجرای موسیقی چند صدایی ایرانی را داشته باشد گوشزد می کند.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (II)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (II)

در ترکیب فرهنگ‌ها دو نوع فرایند از نظر تئوریک قابل دسته بندی است که به آن‌ها اصطلاحاً ظرف سالاد و دیگ حلیم گفته می‌شود. در شرایط اول خصوصیات دو فرهنگ با هم به گونه‌ای مخلوط می‌شوند که هنوز اجزای اولیه هریک از جنبه‌های فرهنگی به وضوح در ترکیب حاصله قابل روئیت است. در شرایط دوم که به آن در این‌جا اصطلاحاً دیگ حلیم گفته شد، جنبه‌های فرهنگی آن‌چنان در هم ادغام می‌شوند که عناصر اولیه در ترکیب حاصله دیگر قابل بازشناسی نیست. شکل زیر این دو فرایند را به وضوح نمایش می‌دهد:
زندگی کرد، سختی کشید و …

زندگی کرد، سختی کشید و …

تحلیلگران موسیقی در رابطه با شوبرت می گویند “زندگی کرد، سختی کشید و مرد”. ظاهرآ او آنقدر در زندگی درگیر گرفتاری و رنج بود که طعم خوشبختی را هرگز نچشید و شاید هیچوقت خود متوجه رنج و محنتی که می کشید نبود.
شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.
نقش گم شده‌ی ویراستار (IV)

نقش گم شده‌ی ویراستار (IV)

نوشتن نام‌ها با الفبای فارسی شاید مغشوش‌ترین قسمت کتاب باشد. در این قسمت نه تنها اثری از نام‌ها به شکلی که خوانندگان فارسی زبان با آن مانوس‌اند، نیست، بلکه در جاهای مختلف هم اسامی یک نفر به شکل‌های مختلفی آمده است. برای مثال: نام آنتون وبرن به غیر از یک یا دواستثنا (ص ۱۸۸) (۸) همه جا به شکل «وبر» (ص ۹۸ و …) نوشته شده و معلوم هم نیست چرا این تغییر صورت گرفته است. همچنین است نام «بولز» (ص ۲۰۰) و تغییر یافته‌اش «بولتز» (ص ۲۰۹). یا نام کتاب پل هیندمیت، «آگاهی برای هارمونی» (ص ۱۴۰) و «اطلاعاتی پیرامون هارمونی» (ص ۱۴۶) ترجمه شده، معلوم نیست چه عاملی باعث می‌شود تا ترجمه‌ی نام یک کتاب در طول ۶ صفحه دستخوش چنین تغییر بزرگی بشود. خواننده‌ای که با آثار و نوشته‌های این آهنگساز آشنا نباشد احتمالا گمراه خواهد شد که آهنگساز دو کتاب به این نام‌ها داشته است.