نماد‌شناسی عود (V)

پس آنچه در اینجا مهم تلقی می‌شود، انتقال موسیقی از «مویه»‌ی بلبل به درختی است که پس از آن توسط انسان قطع می‌شود و قادر است ترجمان آوازی باشد که از پرندگان آموخته است. به همین مناسبت، بی‌فایده نیست به این نکته اشاره کنیم که این امر همانند آنچه تصور شده، در واقعیت نیز رخ می‌دهد. چرا که مضرابِ عود در حقیقت از پر یا چنگال پرنده ساخته می‌شود. بنابراین پرنده به یک معنا همانطور که در خیال بر سیم‌های عود آواز می‌خواند در واقعیت نیز چنین می‌کند. باید اضافه کنیم که چنین باورهایی به هیچ روی مختص جهان عرب نیستند. آرمسترانگ (۱۶) یک شعر قرون وسطایی ایرلندی نقل می‌کند که در مورد چنگ عبریان است و در آن چنگ به این شکل توصیف شده‌:
چنگِ پادشاهم را نزد من آرید تا اندوهم را به فراموشی سپارم
با نغمه‌های درخت موسیقی، اندوه آدمی آنی برطرف می‌شود
او، آنکه این درخت موسیقی به وی تعلق داشت، اشراف‌زاده‌ای بود که شیرین می‌نواخت
چه بسیار آوازهای شگرفی که به شیرینی با آن ساز خوش‌صدا و موزون خواند…

همچنین در حماسه‌ی فنلاندیِ کالاوالا قهرمان داستان وایناموینن، چنگ خود را که از استخوان ماهی ساخته شده‌بود گم می‌کند و با پریشان‌حالی در یک جنگل سرگردان می‌شود. او صدای ناله‌ی درخت غان را می‌شنود و می‌گوید:
من اندوه تو را به شادی بدل خواهم کرد
من تو را وادار خواهم کرد تا با شادی بخندی و آواز بخوانی
سپس چنگی از چوب غان می‌سازد.

در ادامه‌ی شعر بیان می‌شود که او گوشی‌های این ساز را از طلا و نقره و زه‌ها را از گیسوان دوشیزه‌ای ساخت.(۱۷)

مثال‌های دیگری از این نوع نگرش راجع به سازهای موسیقی را به سهولت می‌توان اضافه کرد؛ اما به طور کلی می‌توان گفت بارزترین مصداق‌های آن که در این‌جا ذکر کردیم: ساختِ ساز از بدن نزدیکان (فرد مورد علاقه)، از جسد حیوان (حیوان توتمی) و یا از درخت است. هدف، بیان این نکته که رابطه‌ی مستقیم و بی‌واسطه‌ای بین واژه‌های سلتی، فین‌واوگری و سامی وجود دارد، نیست. گرچه نمی‌خواهیم آن را تکذیب هم کنیم چرا که تشابهات این دو، به حدی زیاد است که نمی‌توان آن را انکار کرد.

گذشته از این، دسته‌ی دیگری از نوشته‌ها درمورد آلات موسیقی به حوزه‌ی اسلامی مربوط می‌شود. در میان انبوه نوشتار‌های نظری در موسیقی در آثار فیلسوفان بزرگ عرب زبان از جمله الکندی، فارابی و ابن سینا منابع زیادی در مورد ساز عود موجود است که می‌توان به عنوان منابعی علمی و آکادمیک به آنها رجوع کرد.
پی نوشت

۱۶- نقل از آرمسترانگ:
R. Armstrong, Musical Instruments Part One: The Irish and the Highland Hrp, Edinburgh: Douglas, 1904, 12.
۱۷- نقل از پانوم:
H. Panum, Stringed Instruments of the Middle Ages, London, Reeves, n. d

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «روز ششم»

اگر اهمیت یک آلبوم را تنها در انتشار یک قطعه‌ی مهم تاریخی هم بدانیم، باید اهمیتی چشم‌گیر برای «روز ششم» قائل شویم. زیرا بالاخره پس از هفت دهه ضبطی شایسته از قطعه‌ی پروانه (نسخه‌ی ارکستری) امانوئل ملیک اصلانیان به دست می‌دهد. نسخه‌ی پیانویی پروانه را اصلانیان در سال ۱۳۳۳ نوشت. دانستن همین نکته کافی است تا پس از دقیق شنیدن آن دریابیم چه اندازه رویکردش به استفاده از مصالح موسیقی ایرانی نو و جسورانه بوده است.

مسعود نجفی: از چهار بخش صدای انسان استفاده کردم

در خصوص ترکیب گروه باید عرض کنم به جای ساز های دیگر، در کنار سنتور، از چهار بخش صدای انسان استفاده شده است که خواننده اصلی با صدای تنور خط ملودی را اجرا می کند و از خواننده های سوپرانو، آلتو و باس به منظور اجرای خط های کنترپوان، نت های پدال و بافت هارمونیک، رنگ دهی و حجم دهی استفاده شده است.

از روزهای گذشته…

مشکاتیان را تنها باید شنید (II)

مشکاتیان را تنها باید شنید (II)

مشکاتیان، موسیقیدانی است که در مقابل او، سرنوشت و تاریخ موسیقی به شیوه ای مطرح می گردد که منحصر به خود اوست و این شیوه در حضور هیچ موسیقیدان دیگری قبل از او بدین گونه نبوده است. شگفتی عارف قزوینی در این بود که در قالب قراردادیِ محدود به قرائت موسیقایی شعر فارسی پیش از خود قرار نمی گیرد و رفتار محفلی موسیقایی را به اجتماعی بزرگ تر از محافل دوستانه و نشست های کوچک، یعنی جامعه ی عینی شهرنشین می کشاند و در ضمن آن را با ضرب فکری ـ عاطفی و اندیشه ی کلی جامعه ی دوران خود ترکیب می سازد و به حق موسیقی ای متأثر از اجتماع به معنای واقعی از شالوده ی اجتماع پدید می آورد که البته این ریشه دارد در تاریخ موسیقی و شعر کلاسیک ایران.
تحلیلی بر «چنگ رودکی» (II)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (II)

البته چنین تفسیری، بر پایه ی این فرض مورد پذیرش و نسبتاَ عمومیّت یافته بنا شده که «ماهور» تداعی گر احساسات نشاط آورتری است. تداعی حس «تحرک» در این موتیف ها به گونه ای دیگر نیز بروز یافته و آن نیز نواختن تمامی نت های چنگ (به استثنای آنهایی که با تریل اجرا می شوند) با «استکاتو» ست که حالتی کوبه ای تر به آنها می بخشد.
“رازهای” استرادیواری (II)

“رازهای” استرادیواری (II)

افرادی که به درستی نمی اندیشند و سو نیت دارند، چنین اظهار می‌ کنند که Sacconi اگر بخواهد می‌تواند ویولونی بسازد که از آثار Stradivari قابل تشخیص و تمایز نباشد. Sacconi ضمن احترام به این تعریف کنایه‌آمیز، با لبخندی خاطر نشان می‌کند، در حقیقت این اتفاق افتاده است که ویولون ساخت وی با ویولون Stradivari، ویولونیست نامدار اشتباه گرفته شود، سپس او سرش را تکان می ‌دهد، شانه‌ها را بالا می‌اندازد و سیمای وی بیانگر آن است که از اندیشیدن به توانایی و قابلیت بی ‌همتای مردی که Sacconi وی را «استاد» (Master) می ‌نامد چنان خرسند و مشعوف است که گویی از انسان زنده‌ای سخن می‌گوید که هنوز هم هنگام قدم زدن در خیابان‌های Cremona می‌تواند او را ملاقات نماید.
مقدمه ای بر گام پنتاتونیک

مقدمه ای بر گام پنتاتونیک

گام پنتاتونیک از جمله گامهایی است که در موسیقی Jazz کاربرد دارد، یکی از متداول ترین آنها گامهایی است که بر اساس یک گام ماژور ساخته می شود. گامی است متشکل از ۵ نت که از فاصله های دوم بزرگ و سوم کوچک تشکیل شده است.
محمودی: سولیستی از سخت ترین مهارتهاست

محمودی: سولیستی از سخت ترین مهارتهاست

نام این ارکستر “جام جم” است که نامش را به خاطر مرکزیت آن در صدا و سیما و همچنین افسانه های تاریخی مربوط به این نام، اینگونه انتخاب شده است از سال ۱۳۸۷ با همکاری دانشجویان دانشکده موسیقی صدا و سیما پایه ریزی شد. در اوایل کار پیاپی با اشکالاتی مربوط به برنامه ریزی مواجه میشد ولی با پیگیری بنده و سایر دوستان و علاقمندان این ارکستر بتواند به حدی برسد که اجرای برنامه داشته باشد.
تاریخچه سازهای الکترونیک (II)

تاریخچه سازهای الکترونیک (II)

سینتی های اولیه حالت منو فونیک (monophonic) داشتند یعنی قادر بودند فقط یک صدا را در آن واحد ایجاد کنند و توانایی ایجاد بیش از یک صدا را در یک لحظه نداشتند. بیشتر آثاری که توسط سینت سایزر های موگ (Moog) تولید می شد، بر روی کاست های ضبط صوت (ریل) در استودیوها ضبط و ثبت می شد و نوازنده برای ساخت یک اثر مالتی ترک (Multi Tracks) یا چند صدایی (Poly phonic) باید اثر خود را لایه بندی می کرد.
صبا از زبان سپنتا (III)

صبا از زبان سپنتا (III)

کوک ویلن صبا در آن اثر، از نت معیار که در آن‌ زمان‌ در نت لا، HZ 439 (هرتز) بوده است تبعیت‌ کرده و به آن مناسبت، تن درخشان ویلن در کل اثر عرصهء تجلی یافته است. صبا درآمد ابو عطا را در اجرای «ویبراتور» سنگین و با تأنی، از نت شاهد ابو عطا شروع کرده و پریودهای دیگری را نیز در درآمد ابو عطا در اکتاوهای دیگر اجرا کرده‌اند بعد از آن «حجاز» را از نت شاهد آنکه درجه پنجم گام‌ شور است با جمله‌های مختلف در سه اکتاو که از نت‌ B4 (سی) روی سیم دوم ویلن شروع می‌شود، آغاز کرده و اکتاو دوم آن را روی سیم اول با نت‌ B5 و اکتاو سوم آن را روی همان سیم از نت‌ B6 (فرکانس ۵۷۹۱ هرتز)در پوزیسیون نهم روی سیم‌ «می» اجرا کرده است.
کیتارو(II)

کیتارو(II)

اگر بخواهیم موسیقی کیتارو را مورد بررسی قرار دهیم، میتوانیم از روند حرکت ملودی در قطعه و تاثیر آن بر مخاطب آنالیز را آغاز کنیم… تکرار جمله ها در این سبک بسیار پدیدار میباشد و این نوع روند تکرار که در ملودی وجود دارد، نوع موسیقی او را منحصر به فرد میکند.
گفتگوی هارمونیک پنج ساله شد

گفتگوی هارمونیک پنج ساله شد

با لطف و همیاری شما دوستان “گفتگوی هارمونیک” به پنجمین سال فعالیت خود رسید. “گفتگوی هارمونیک” در این پنج سال با به روز شدن بدون توقف توانست، بیش از ۱۸۲۵ صفحه مطلب تولید کند. همچنین در تالار گفتگوی سایت بیش از ۲۵۰۰۰ صفحه توسط دوستداران موسیقی به ثبت رسید. در مدت فعالیت ژورنال گفتگوی هارمونیک، ۵۱۳ صفحه به شاخه “موسیقی کلاسیک ایرانی”، ۴۷۱ صفحه به شاخه “موسیقی کلاسیک غربی”، ۱۷۷ صفحه به شاخه “موسیقی جز و بلوز”، ۹۷ صفحه به شاخه “موسیقی راک”، ۷۰ صفحه به شاخه ” فیزیک و مهندسی موسیقی”، ۵۴ صفحه به شاخه “موسیقی فیلم”، ۵۳ صفحه به شاخه “موسیقی ملل”، ۱۵۳ صفحه به شاخه “موسیقی معاصر”، ۶۱ صفحه به شاخه “مبانی نظری موسیقی کلاسیک”، ۷۵ صفحه به شاخه “مبانی نظری موسیقی جز”، ۷۶ صفحه به شاخه “مصاحبه و گفتگو”، ۳۰۲ صفحه به شاخه “مطالب عمومی”، ۱۲۸ صفحه به شاخه “اخبار موسیقی جهان”، ۱۹۶ صفحه به شاخه “دانستنی های موسیقی” و ۲۲۸ صفحه به شاخه “ساز و نوازندگی” تعلق داشت.
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (II)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (II)

این چارچوب، دو چارچوب پنهان دیگر را در دل خود داشت؛ گذشتهٔ درخشان که روزگاری این سرزمین از سر گذرانده، عظمتی – گاه – خیالی که شاید کارکرد اصلی‌اش متوازن کردن تحقیری بود که یک فرهنگ در جریان آگاه شدن از چارچوب نخست (عقب‌ماندگی) تحمل می‌کرد؛ پناه بردن به نشئهٔ افتخاری در گذشته. چارچوب فکری دیگر آن بود که تقصیر وضعیت شرم‌آور موجود بر گردن یک عامل «بیگانه» (یا مجموعه‌ای از آن‌ها) انداخته می‌شد.