نماد‌شناسی عود (IX) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

نماد‌شناسی عود (IX)

مادامی که ابعاد واقعی ساز عود مورد بحث و کنکاش است، رسیدن به پاسخی قطعی در این خصوص بسیار دشوار خواهد بود چرا که درباره‌ی تناسب و ابعاد اجزای ساز عود، مقادیر متفاوت فراوانی را می‌توان یافت. هرچند به عنوان یک اصل کلی عرض کاسه را در عودهای رایج، حدود ۱۵ اینچ (برابر با۳۸ سانتی‌متر) و طول آن را حدود ۲۰ اینچ (برابر با ۵۰ سانتی‌متر) تعیین می‌کنیم. عودی تقریباً با این ابعاد در یک مینیاتور اسپانیایی یا مراکشی(۴۱) متعلق به سده‌ی سیزدهم میلادی ترسیم شده است. این مینیاتور عودنوازیِ «بیاض» برای معشوقه‌اش را نشان می‌دهد. اگر عرض دست نوازنده، ۴ اینچ (برابر با حدود ۱۰ سانتی‌متر) باشد، ابعاد سازی که در دست دارد کمابیش مطابق با ابعاد ذکر شده است. اگرچه در این تحقیق ما به شواهد موجود در نگاره محدود نخواهیم شد با این حال کنز‌التحف در تثبیت همین اعداد، چنان که اشاره شد، عرض کاسه را برابر با عدد مذکور و عمق آن را برابر با نصف عرض عنوان کرده است.(۴۲)

از این گذشته، عودهایی با اندازه‌های بزرگتر نیز وجود داشته‌اند. در یک مینیاتور ایرانی قرن ۱۶ که «میر‌ سید‌علی» آن را نقاشی کرده، تصویر عودنواز نشسته‌ای را می‌بینیم که ساز او چنان بزرگ است که دست‌اش به سختی برای زخمه زدن به کناره‌ی کاسه می‌رسد.(۴۳) به نظر می‌رسد سازی در این ابعاد، که تبحر شرقی در آن موج می‌زند، همان عودی است که ویلوتی از آن چنین یاد کرده: «عود حقیقی ازابعاد بسیار بزرگتری نسبت به سازهایی که امروزه همین نام را دارند برخوردار بود اما به دلیل حجم زیادی که داشت، عودی که ما امروز می‌شناسیم جانشین آن شد و آن را با نام «عود کویترا» تمیز می‌دادند که شباهت‌هایی به گیتار-لوت(۴۴) کوچک دارد».

عود با این ابعاد در رساله‌ا‌ی متعلق به قرن چهاردهم با عنوان «حاوی الفنون وسلوه المحزون» اثر «ابن الطحان الموسیقی» توصیف شده‌ است که طبق آن، عود عرضی برابر با ۳ فوت (حدود ۹۱ سانتی‌متر) دارد.(۴۵)

مؤلفان تفاوت بارزی بین چوب‌ها به عنوان بهترین چوب برای ساخت عود قائل‌‌اند: ابن‌الطحان(۴۶) چوب کاج را ترجیح می‌دهد. دیگر مؤلفان چوب راش یا گردو را بهترین چوب می‌دانند. اما در این میان همگان بر این نکته که چوب باید سبک، دارای ضخامت کم و به خوبی خشک‌شده باشد، اذعان دارند. به علاوه، نکته‌ی مهم دیگر این است که چوب در هر دو منطقه‌ی شکم و پشت ساز باید از ضخامت بیشتری برخوردار باشد.

اینکه عود در سده‌های میانه پرده‌بندی می‌شد یا نه، محل بحث و مناقشات فراوانی‌ست. بیشتر محققانی که نگارگری‌ها را مرجع خود قرار می‌دهند بر این باورند که عود پرده‌بندی نمی‌شد چراکه با وجود نگارگری‌های متعدد از عود، تصویر شناخته‌شده‌ای از عودی که پرده‌بندی شده باشد وجود ندارد. با این حال فارمر به شدت تاکید می‌کند که عود دارای دستان بوده است. (۴۷) وی این نتیجه‌گیری را با تکیه بر استفاده‌ی مکرر از واژه‌ی «دساتین» در منابع فارسی عنوان می‌کند. (دساتین جمع دستان –پرده‌های ساز- در لغت به معنی دست‌ها).

علاوه بر این با توجه به این‌که عود در آزمایش‌ها و تجربه‌های صوت‌شناسی مورد استفاده بوده، فرضیه‌ی پرده نداشتن آن نامعقول به نظر می‌رسد. با اینحال ممکن است این نظریه صحت داشته باشد. همچنین می‌توان انگاشت که ساز عود مانند ویولا‌دا‌گامبا در دو حالت دارای دستان و فاقد دستان نواخته می‌شده اما به هر حال اینکه عود امروزی دستان ندارد، غیر‌قابل بحث است. شاید هم، آنگونه که فرض کردیم، دستان تنها در تحقیقات آزمایشگاهی کاربرد داشته و زمانیکه موسیقی‌دانان چیره‌دست می‌نواختند، از ساز جدا می‌شده است.

پی نوشت
۴۱- تصویر این مینیاتور در کتاب زیر موجود است:
R. Ettinghausen, Arab Painting, 129.

۴۲- H. Farmer, “The Structure, ” 48
۴۳- تصویری از این مینیاتور که در موزه‌ی Fogg نگهداری می‌شود در این کتاب منتشر شده:
E. Graube, The World of Islam, New York: McGraw-Hill, n.d, 126
۴۴- M. Villoteau, Description historique, 850.
۴۵- H. Farmer, “The Structure,” 47
۴۶- همان، ۴۶
۴۷- H. Farmer, Studies in Oriental Musical Instruments II, 59-68

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

حال من مسئله‏اى دیگر را مطرح مى‏کنم آن آثار نه به خاطر علیزاده و مشکاتیان و لطفى و… و نه به خاطر شجریان و یا ناظرى و… ماندگار شد. بلکه به خاطر همدلى این هنرمندان با مردم بود. یعنى آنها آن چیزى را ساختند و خواندند که مردم نیاز داشتند نه آن چه را که دلشان مى‏خواست. این مردم هستند که آثار را باید ماندگار بدانند یا بى‏اثر.
اولین زنی که اسکار موسیقی گرفت

اولین زنی که اسکار موسیقی گرفت

مدتها است که ریچل پورتمن آهنگساز / ترانه سرا به خاطر سبک رمانتیک مجلل و توانایی نا متعارفش در یافتن نت صحیح ارتباطی، بین داستان روی پرده و احساسات تماشاگر شهرت یافته است. او از سال ۱۹۸۲ به طور خستگی ناپذیر و مداوم بر روی موسیقی فیلمهای مختلف برای تلویزیون و سینما، کار کرده است و بیش از ۳۰ اثر را به نام خود ثبت نموده است. خانم پورتمن با کسب جایزه اسکار بهترین موسیقی متن فیلم “اما” (Emma) توانست نام خود را به عنوان اولین آهنگساز زن برنده اسکار، در تاریخ سینما جاودان کند.
عمر فاروق، موسیقیدان ترک (I)

عمر فاروق، موسیقیدان ترک (I)

نامش عمر فاروق است اما می توانید فاروق صدایش کنید؛ «همه او را فاروق صدا می کنند»، این حرف را برایان کین (Brian Keane) تهیه کننده و همکار عمر فاروق به زبان می آورد. داستان فاروق داستانی غیر عادی است؛ داستانی که در آن استودیوی کین در کانکتیکات نقش مهمی را بر عهده داشته است. اولین حضور فاروق در عرصه بین المللی به آلبوم سال ۱۹۸۸ کین یعنی Suleyman the Magnificent بر می گردد.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (III)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (III)

«هر دستگاه یا آواز یک مقام اصلی دارد که به آن مقام مادر می گویند.» علاوه بر اینکه این یک عامیانه گویی است، معلوم نیست که کجا و چه کسانی چنین «می گویند». شاید ذکر این نکته جالب باشد که زنده یاد محمد رضا لطفی در تئوری پردازی خود بر این باور بود که «شور مادر دستگاه ها است». اما اینجا مقام درآمد هر دستگاه «مقام مادر» نامیده شده است که با این حساب «شور» آقای لطفی «مادربزرگ» دستگاه ها خواهد بود!
تحلیلی بر «چنگ رودکی» (V)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (V)

این آرامش، به دلیل به کارگیری برخی عناصر مشابه با ملودی مصرع اوّل بیت قبل، احساسی از «بازگشت» (و آرامشی حاصل از این بازگشت) را نیز با خود در بردارد که در هماهنگی با مضمون معنایی بیت (سرو سوی بوستان آید همی) است. تعلیق و تنش ملودی مصرع قبل نیز دارای رابطه ای مشابه با مضمون آن مصرع (میر سرو است و بخارا بوستان) است.
برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت سوم)

برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت سوم)

ادامه آموزش های مربوط به پوزیسیون ها، اتودها و قطعات ویولن کلاسیک از برنامه های این دوره است. در این ترم، آموزش اتودهای منتخب کتاب ولفارت که از ترم قبل آغاز گردیده بود، پی گیری می گردد.
صمد پور: براى بعضى اتفاقات، پشت دست خایانم!

صمد پور: براى بعضى اتفاقات، پشت دست خایانم!

مى توانم بگویم که یادم نیست چطور! موسیقى درونى ترین لایه ى حس و وجود من بود و شخصى ترین انتخاب. هرچند نمى دانم که با این حس عمیق چه کرده ام و چقدر موفق بوده ام. در خانه اى بزرگ شدم که انواع و اقسام سازها در آن بود به لطف برادرهاى بزرگ تر! ولى بازى کردن با سازها از بچگى عادت شد و بعدتر جنگ مقدارى رشته ى پیوندم با موسیقى را براى چند سالى گسست تا دوباره از ١۴ سالگى با تار آموختن را شروع کردم و بالاخره راضى شدم در ١٧ سالگى به کلاس آقاى ظریف بروم.
رولاندو ویلازون (II)

رولاندو ویلازون (II)

علاوه بر کنسرتهای مشهور این سولیست بزرگ آواز، رولاندو ویلازون به عنوان رهبر ارکستر بر روی سن در بسیاری از کشورها برنامه داشته است، اجراهای مهمی در تالار باربیکن لندن، تاتر الیسس در پاریس و بسیاری سالنهای دیگر. در کنسرتهایش در نیو یورک، میامی، ونکوور، توکیو، تولس، مونته کارلو، مسکو، خیابان پترزبورگ، پراگ، زوریخ، روم، آتن، استانبول، مونته کارلو و کوپنهاگن. در سال ۲۰۰۷ رولاندو نقش آلمانی خود را در دیچترلیبه (Dichterliebe) به خوبی به نمایش گذاشت، او این برنامه را به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) ایفا کرد، موفقیت وی در خانه اپرای برلین، سالهای بعد نیز تکرار شد.
نگاهی به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ (I)

نگاهی به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ (I)

یادداشت زیر نگاهی‌ است کوتاه به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ که اوّل و دوم آبان‌ماه در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. سعید نایب‌محمدی، آهنگساز و نوازنده‌ عود این برنامه بود که آواز مهدی امامی و تنبک و بندیر حمید قنبری او را همراهی می‌کردند.
گفتگو با آرش محافظ (III)

گفتگو با آرش محافظ (III)

سیستم دستگاهی با سیستم مقامی تناقضی ندارد. سیستم دستگاهی جدید است و ربطی به تیموری و صفوی ندارد. یک چیزی بین اواخر صفوی قرن هجدهم دوره زندیه و اوایل قاجار است. بین قرن ۱۸ و ۱۹٫ شما هر تقسیم از هر استادی گوش کنید کوتاه و نهایتاً ۵دقیقه است. در آن نهایتا ۲ ،۳ دقیقه‌ی اول فقط مقام اصلی است و بقیه مدگردی است. هنر موزیسین مقام‌شناس این است که بعد از آن می‌خواهد چکار کند. در ایران هم همینطور بوده اما بعد از اواخر صفوی که دربار سلیقه‌ی نازلی داشته و بعد از سقوط اصفهان و حمله‌ی افاغنه، ظهور دربار زندی با موسیقی نازل‌تر، بخش بزرگی از رپورتوآر آهنگسازی از بین می‌رود. قطعه‌ها فراموش شدند. آنقدر وضع اجتماعی خراب بوده و عرضه و تقاضای موسیقایی به هم ریخته بوده که منتقل نشده. وقتی تا این حد موسیقی تحت انحطاط بوده که از صدها قطعه حتی یکی به دوره‌ی بعد منتقل نشده، مسلماً خیلی از مقام‌ها و ریتم‌ها از بین رفته است. به‌نظر می‌رسد با این ضربه‌ی وحشتناک یکسری موزیسین به این نتیجه می‌رسند که دوباره هرچه مانده را سازماندهی کنند تا از بین نرود. به‌نظر دستگاه اینگونه شکل گرفته که چند مقام همگن‌تر را چیده‌ و مجموعه‌ی جدیدی ایجاد کرده‌اند.