نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XV)

در این جهان متمدن و به هم پیوسته تا قرن ۱۵ میلادی اساس فلسفه و علم، اساس هنر و زیباشناسی و از جمله موسیقی، و سه مذهب بزرگ و به هم پیوسته یهودی، مسیحی و اسلام بوجود آمده و استقرار یافته اند. مشکل از آنجا شروع می شود که این جهان متمدن با سابقه چند هزار ساله، تا به امروز تداوم نمی یابد. جهان چند هزار ساله فقط در زمان نسبتا کوتاه دو قرن (قرن های ۱۶ و ۱۷ میلادی) به کلی دگرگون می شود.

مهمترین رویدادها بعد از پیدایش آمریکا، البته پیدایش اروپا است. اروپا بر خلاف آنچه که در مدارس اروپایی (در تاریخ فلسفه، علم، هنر و فرهنگ و غیره) هنوز هم تدریس می شود تداوم تمدن یونان باستان نیست. تقسیم جهان به قاره های اروپا و آسیا در نقشه های جغرافی که از قرن ۱۶ میلادی به بعد که اولین بار در هلند ساخته شده اند دیده می شود.

این نوع تقسیم بندی حاصل از تحولات و تغییراتی است که بعد از رنسانس در جهان ایجاد شد. جهان متمدن، با فرهنگ و تاریخی به هم پیوسته و در بسیاری از مقوله های مشترک، با از هم پاشی آخرین امپراطوری (عثمانی) از هم پاشید و به فرهنگ های محلی و کوچک و بی اهمیتی تجزیه شد. از طرف دیگر اروپا به عنوان یک منطقه به هم پیوسته و بزرگ فرهنگی پدیدار شد و مرکز تمدن جهان به این اقلیم تازه منتقل شد. در قرن های ۱۸ و ۱۹ میلادی که هم دوران تولد ملیت ها و هم زمان بسط یافتن جهان متمدن به قاره های تازه یافته است که در نتیجه جهانی جدید و بزرگ غیر متصل و بی سابقه پدید می آید.

و از این دوره به بعد است که ما هم مانند همسایه های عرب و ترک و هندی خودمان در جستجوی فرهنگ های ملی هستیم و برای منطقه فرهنگی مشترکمان (که سابقه و اهمیت تاریخی اش به مراتب از منطقه فرهنگی اروپا و فرهنگ اروپایی بیشتر است) حتی نامی هم نداریم چه برسد به نشانی یا شناختی.

وضعیت فرهنگی جهان باستان در دوران شکوفایی اش قابل مقایسه با وضعیت فرهنگی اروپا در قرن های ۱۶ تا ۱۸ است. در عین حال که امپراتورها و حکام محلی مختلف مشغول رقابت و جنگ و گریز هستند، هنرمندان و دانشمندان هم به فعالیت های پر ثمر و بده بستان های فرهنگی مشغول اند و روابط فرهنگی در کل منطقه موجود و بارور است. با این تفاوت اساسی که در غرب با نام و تعریف «اروپا»‌ مشکل تعلق به یک منطقه بزرگ فرهنگی حل شده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گفت و گو با جان کیج (III)

در انتهای طولانی ترین راهروی بین مثلث ها یک فیلم پخش می شد و در راهرو دیگر اسلایدهایی به نمایش درآمدند. من بر یک نردبان رفتم و به سخنرانی پرداختم که سکوت هایی را نیز در بر داشت. نردبان دیگری نیز وجود داشت که ام. سی. ریچاردز (M. C. Richards) و چارلز اسلن (Charles Oslen) در زمان های متفاوتی بر روی آن رفتند. در برهه هایی، که من پرانتزهای زمانی (Time bracket) می نامم، بازیگران با رعایت محدودیت هایی آزاد بودند – فکر می کنم شما به آنها بازه (compartment) می گویید – بازه هایی که آنها مجبور به پر کردنشان نبودند مانند چراغ سبز در ترافیک. تا این بخش آغاز نمی شد آنها اجازه نداشتند اجرا کنند، اما وقتی که شروع می شد می توانتسند تا زمانی که می خواستند در طول آن به اجرا بپردازند. رابرت راشنبرگ (Robert Rauschenberg) گرامافونی قدیمی که شیپور داشت را روشن کرده بود و یک سگ در گوشه ای به آن گوش می داد، دیوید تیودر (David Tudor) پیانو می نواخت و مرس کانینگهام (Merce Cunningham) و رقصنده های دیگر بین و اطراف تماشاچیان حرکت می کردند. عکس های راشنبرگ بالای سر تماشاچیان آویزان شده بود.

«بازخوانی آرای فارابی در باب موسیقی» در کنگره فارابی

کنگره «فارابی» با همکاری نهادها و سازمان‌‌های فرهنگی و هنری در سال ۹۹ برگزار می‌شود. بخشی از این کنگره به «بازخوانی آرای فارابی در باب موسیقی» اختصاص دارد که با هدف ایجاد بستری مناسب برای شناخت آرای موسیقایی فارابی و تأثیرات آن بر موسیقی حوزه ایرانی، عربی و ترکی توسط فرهنگستان هنر برگزار می‌شود.

از روزهای گذشته…

یکصد سال گمنامی

یکصد سال گمنامی

شاید جالب باشد اگر بدانید که تا یک صد سال پس از مرگ یوهان سباستیان باخ هیچ کس وی را بعنوان یک موسیقی دان بزرگ نمی شناخت!
پل

پل

بریدج (پل) معمولا” به قسمتی از موسیقی گفته می شود که برای ایجاد کنتراست در قطعه قرار داده می شود. بسیاری از موسیقیدانان بجای اصطلاح بریدج از عباراتی مانند کانال، قسمت B و یا حتی قسمت میانی استفاده میکنند. یک بریدج کلاسیک معمولا” – و نه لزوما” – از ۸ میزان تشکیل می شود و در فرمهایی مانند AABA یا ABAC و … استفاده می شود، همچنین در برخی موارد ریدج ممکن است دوبار بکار برده شود مانند فرم ABAB. (در اینجا منظور از B قسمت بریدج از موسیقی است)
موسیقی بلوز (I)

موسیقی بلوز (I)

بلوز چیست؟ برخی از موسیقی شناسان برای این سبک موسیقی تعریف ساده ای ارائه میکنند : “توالی آکوردهای I، IV و V در یک قالب ۱۲ تایی که معمولا ریتم ۴/۴ دارد و از گام خاصی به نام Blues Scale استفاده میکند.” باید اضافه کرد که گونه های متفاوتی از این گام وجود دارد و نوع متداول آن معمولآ یک گام پنتاتونیک است که در آن نتهای معروف به Blue notes وجود دارد.
اپرای مولوی توسط انتشارات ناکسوس منتشر شد

اپرای مولوی توسط انتشارات ناکسوس منتشر شد

اپرای مولوی توسط انتشارات ناکسوس به انتشار رسید؛ این اپرا که در دو حلقه سی دی صوتی به انتشار رسیده است، اولین اپرای ایرانی است که توسط یک انتشارات معتبر بین المللی به انتشار می رسد. اپرای مولوی توسط بهزاد عبدی آهنگسازی شده و لیبرتوی آن نوشته بهروز غریب پور است.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

“هنرمند می کوشد و باز می کوشد تا به غیر ممکن دست یابد. گاهی خوش اقبال است و کمی به هدفش نزدیک می شود. اما همه مدت به جایی دیگر رانده می شود، به جایی که کسی نمی تواند او را آرام کند، کسی نمی تواند کمکی به او بکند.”
وحید خادم- میثاق، از بزرگترین نوازندگان نسل جدید

وحید خادم- میثاق، از بزرگترین نوازندگان نسل جدید

وحید خادم میثاق بدون شک در زمره بزرگترین نوازندگان ویولن نسل جدید در عرصه موسیقی کلاسیک است. او در سال ۱۹۷۷ در اتریش متولد شد و در سن چهار سالگی اولین آموزش های نوازندگی ویولن را نزد پدر آغاز نمود. در یازده سالگی تحصیلات موسیقی را در کلاس های Boris Kuschnir در آکادمی موسیقی وین ادامه داد.
نگاهی به اپرای عاشورا (V)

نگاهی به اپرای عاشورا (V)

صدای خوف انگیز بادی چوبی ها با فاصله چند اکتاو از باسها، خبر از ورود ما به دربار یزید میدهد. یزید به عمر ابن سعد، دستور حمله به کاروان حسین میدهد و سلطنت بعد از این پیروزی… عمر هم میخواند “چه کردی ای امیر از مرحمت این لحظه سر دارم، ز اولاد علی یک تن به عالم زنده نگذارم…”
چکناواریان، هنرمند آزادی خواه

چکناواریان، هنرمند آزادی خواه

لوریس چکناواریان را نه تنها به عنوان یک موسیقیدان توانا که به عنوان هنرمندی که برای آزادی و استقلال وطن دوم اش ارمنستان کوشیده است، دوست دارم و می ستایم. در سال های اول استقلال کشور ارمنستان تعداد اندکی بودند که به تنهایی صدای تمامی مردم شدند و یک تنه در برابر ظلم حاکم ایستادند و در راه تامین آزادی اندیشه از پای ننشستند. در آن سال ها ارمنستان تمامی صدای موسیقی شده بود و ارکستر فیلارمونیک تنها برای یک ملت می نواخت چرا که از آن یک ملت بود، سکان دار این آهنگِ نا منتها کسی نبود جز لوریس چکناواریان.
موسیقی تنهائی (I)

موسیقی تنهائی (I)

در این نوشتار کلمه ی “تنهائی” نه به عنوان صفتی شاعرانه در وصف موسیقی ایرانی، که به مثابه یک ویژگی بنیادی و فنی مورد بررسی قرار گرفته است که اتفاقاُ تاُثیر آن بر فرم و محتوای موسیقی ایران گاه جلوه های شاعرانه هم به خود می گیرد. هرچند تاریخ کم فراز و پر نشیب موسیقی ایرانی قدمتی چند هزار ساله را در صفحات معدود اما گرانبار خود به ثبت رسانیده است، لیکن ویژگی های ذاتی این هنر شریف و صبور ایرانی همواره به گونه ای بوده است که بنا به دلایل فنی و گاه فرهنگی، با تنهائی عجین شده است.
معمای مرگ موتسارت

معمای مرگ موتسارت

یکی از موضوعات اصلی، به موازات بررسی ساختار و اندیشه موسیقیدانان بزرگ از رهگذر آثارشان، بازخوانی سیر و سلوک روحی و تاریخی آنها در گذر زمان و مواجه با مشکلات اجتماعی فرهنگی و حتی سیاسی زمان خویش است. با اینکه این رویکرد در مورد آهنگسازان رمانتیک (بعنوان مثال بتهوون) بسیار به درک بهتر آثارشان یاری می رساند، قضیه در مورد آهنگسازان کلاسیک و بویژه موتسارت، کمتر همسویی قابل توجهی بین روند زندگی آنها و ساختار و مفهوم آثارشان را آشکار میسازد.