گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.

آنچه را آقای مِنا دربارۀ دست‌نویس مرحوم حبیب سماعی فرمودند، من خود خدمت آقای عبدالرسولی دیده بودم و دست‌خط خود مرحوم استاد حبیب سماعی بود. دستخطی بود در اندازۀ نصف کاغذِ A4 که خود حبیب نوشته بود و شامل اسامی‌ای مثل دستگاه سوز و گداز بود و هرکار کردم که بتوانم از آن عکس بگیرم نشد! این است که ردیف یک برداشت و کانسِپت منحصر به خاندان فراهانی نبوده و این سند آن‌را اثبات می‌کند. روایت‌ها از ردیف طی زمان ثابت نمانده؛ نمی‌توانسته ثابت باشد؛ نباید هم باشد. من اصلاً مخالف با داشتن یک متن مرجع واحد نیستم اما به تعبیر دکتر اسعدی با «انجماد» ردیف‌ها هم به‌شدت مشکل دارم و فکر می‌کنم روایت‌های مختلف باید باشد؛ کانسِپت‌های مختلف؛ برداشت‌های مختلف.

از مطالعۀ کتاب حاضر و شنیدن اجرای دکتر قادری به این نتیجه رسیدم که وِرژن‌های امروزی ردیف، به‌ویژه با شاخص استاد داریوش طلایی، نسبت به قدیم شُسته‌رُفته‌تر، مدوّن‌تر، ویراسته‌تر و دارای شخصیت شهری‌تری است و از حس نیمه‌روستایی که نه‌فقط در موسیقی و لحن موسیقی بلکه در کل کاراکتر زندگی دورۀ قاجار می‌بینیم فاصله دارد.

به‌هرحال، من خوشحالم که این کتاب چاپ شده، در بدترین شرایط موجود در این کشور که معضلاتش زیاد است و یکی از معضلات این کتاب این است که در صفحۀ ۱۴ معضلات، «معظلات» نوشته شده است!

در ادامه،‌ دکتر هومان اسعدی به سخنرانی پرداخت و گفت: اولاً تبریک می‌گویم به جناب آقای مِنا و آقای قادری. آقای مِنا در این چند سالی که انتشارات خُنیاگر را تأسیس کرده‌اند کتاب‌های خیلی خوب و مفیدی را برای جامعۀ موسیقی منتشر کرده‌اند که یک فضای بینابین عملی_ نظری دارد و هم کاربردی است و هم بنیاد نظری یا تحقیقاتی دارد و از این نظر_ در کارهای دیگرشان هم گفته‌ام_ به‌شان تبریک می‌گویم. جناب آقای دکتر قادری هم می‌دانم که در شش سال اخیر درگیر ردیف نوشتۀ مهدیقلی هدایت بوده‌اند و دربارۀ آن زیاد تفحص کرده‌اند و درنهایت نتیجۀ قسمتی از کارشان را در قالب همکاری با دوست عزیزمان، آقای امیر اسلامی، و قسمت‌ دیگرش را در این کتاب می‌بینیم و یک تبریک ویژه‌ای باید به ایشان گفت به‌خاطر اینکه جسارت اجرای این ردیف را داشته‌اند و این خود مسئلۀ خیلی مهمی است.

بالاخره باید از یک جایی شروع شود. خودِ من یکی از اشکالاتم این است که خیلی ایده‌آلیست و کمال‌گرا هستم و تا چیزی آن‌طور که می‌خواهم نشود انجامش نمی‌دهم و به همین خاطر هم دوازده سیزده سال است پایان‌نامۀ دکترایم تمام شده و نمی‌خواهم چاپش کنم،‌ برای اینکه فکر می‌کنم باز هم باید بهتر شود و خوب نیست. دکتر صفوت هم به بنده می‌گفت این کار را نکن؛ همین‌ الآن چاپ کن و بعداً تجدیدِنظر کن. جسارتی می‌خواهد و خوب است که شما این جسارت را دارید و قطعاً در ادامه هم دستگاه‌های بعدی را که اجرا خواهید کرد بهتر و بهتر می‌شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

همین ویژگی‌هاست که موجب شده است این کتاب بارها تجدید چاپ و روزآمد شود و هنوز نیز پس از گذشت چهار دهه کماکان به‌عنوان یکی از پُرطرفدارترین منابع اصلی برای درس‌های آشنایی با موسیقی ــ البته با تمرکز بر موسیقی کلاسیک یا هنری غربی ــ کاربرد و رواج داشته باشد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIV)

«دستور تار» اولین کتاب تئوری موسیقی نوین و علمی ایران است. با بررسی آن می توان به علت عدم موفقیت مکتب وزیری که با امیدواری زیادی شروع شده بود، پی برد. یک اشکال اساسی در همان مقدمه ای که او بر دستور تار نوشته آشکار می شود:

از روزهای گذشته…

منظره صوتی

منظره صوتی

اگر به یک نقاشی یا منظره نگاه کلی داشته باشید، متوجه خواهید شد قسمت های مختلفی که می بینید از زوایای متفاوت با هم بالانس هستند و به نوعی به یکدیگر در زیبا سازی مجموعه کمک می کنند …
گفتگو با تیبو (I)

گفتگو با تیبو (I)

ژاک تیبو (Jacques Thibaud)ویولونیستی است که موفق شده با استعداد خود به عنوان یک نوارنده تفسیرگر دوستان و تحسین کنندگان فراوانی را در ایالات متحده آمریکا به خود جذب کند. او در واقع یکی از نمایندگان برجسته مکتب فرانسوی مدرن ویولون نوازی است. او از بیست سالگی به سبک نوازندگی خاص خود دست یافته است. تیبو از پست خود به عنوان کنسرت مستر در ارکستر کلون (Colonne orchestra) استعفا داد تا استعداد خود را صرفا وقف صحنه کنسرت نماید. حتی در سنین جوانی نیز تکنیک او در منابع بسیار موثق مورد تمجید قرار گرفته است. به عنوان مثال در ویرایش آخر کتاب Musik-Lexicon از هوگو ریمن (Hugo Riemann) که نیز در سال ۱۹۱۵ چاپ شد درباره تکنیک تیبو اینگونه آمده است که: «تکنیک او در تمامی جنبه ها به خوبی پیشرفت کرده و شیوه تفسیر او آتشین و شاعرانه است.»
آرنولد شونبرگ، بنیانگذار آتونالیته (I)

آرنولد شونبرگ، بنیانگذار آتونالیته (I)

آرنولد شونبرگ (Arnold Schoenberg) آهنگساز اتریشی (بعدها آمریکایی)، دارای سبک اکسپرسیونیست شعر و هنر آلمان و سرپرست دومین مدرسه موسیقی وین است. دست آوردهای شونبرگ بیشتر در زمینه هارمونی بوده، اندیشه وی دست کم در سه نسل آهنگسازان بعد از خود، چه در آمریکا و چه در اروپا به طور وسیعی ریشه دوانده است. در زمان حزب نازی در اتریش، موسیقی اش در کنار موسیقی جاز به عنوان “هنر فاسد” شناخته شد! شونبرگ به سرعت در همان ابتدای حرفه خود، موج متضاد در عین حال موفقی را با سبک رومانتیک آلمانی برامس و واگنر به وجود آورد.
گزارشی از پرفرمنسی درباره موسیقی در خانه هنرمندان

گزارشی از پرفرمنسی درباره موسیقی در خانه هنرمندان

نوشته ای که پیش رو دارید گزارشی است از پرفورمنسی درباره موسیقی با عنوان «شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد» که در خانه هنرمندان به اجرا رسید. این گزارش به قلم مسعود قدسیه، هنرمند گرافیست نوشته شده است.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

در سال ۱۹۲۱ ارکستر فیلارمونیک با ارکستر سمفونی ملی نیویورک یکی شدند. با ترکیب این دو ارکستر، فیلارمونیک رهبری هلندی به نام ویلم منگل برخ (Willem Mengelberg) را منسوب کرد. برای فصلهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳ استرانسکی و منگل برخ رهبری ارکستر را به طور مشترک بر عهده داشتند، اما استرانسکی بعد از پایان یک فصل مشترک آنجا را ترک کرد و منگل برخ برای مدت نه سال رهبری اصلی ارکستر را در میان دیگر رهبران بر عهده داشت از جمله؛ برونو والتر (Bruno Walter)، ویلهم فورت وانگلر (Wilhelm Furtwängler)، ایگور استراوینسکی (Igor Stravinsky) و آرتور توسکانینی (Arturo Toscanini). در این دوره، فیلارمونیک اولین ارکستر آمریکا بود که سری سمفونیهایی را در کنسرتهای تابستانی با قیمت پائین در استادیوم لویسون، منتهتن، برگزار کرد.
نگاهی به موسیقی رمانتیک

نگاهی به موسیقی رمانتیک

لغت رمانتیک در اواخر قرن هجدهم، ابتدا برای بیان ایده های جدیدی که در هنر نقاشی و ادبیات بکار برده می شد مورد استفاده قرار گرفت. بعد ها پس از آغاز قرن نوزدهم موسیقیدان ها نیز از این لغت برای بیان شیوه های نوین آهنگسازی و اجرا استفاده کرند. برخلاف موسیقیدان های کلاسیک، هدف رمانیتک ها بیان بسیار پر قدرت احساسات توسط موسیقی بود که معمولا” بیان کننده احساس درونی آهنگساز بود. نباید اشتباه کرد و موسیقی رماتنیک را تنها بیان احساسات عاشقانه انسانی دانست، بلکه موسیقی رمانتیک علاوه بر آن می تواند طیف وسیعی از احساسات را شامل شود از حس میهن پرستانه تا حس ناگوار یا حتی گوارای مرگ.
اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (III)

اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (III)

رویکرد اشتوکهاوزن مانند ستاره شناسی بطلیموسی، شدیدا با امور انتزاعیِ ایده آل پیوند خورده بود و در نتیجه، این رویکرد، نمی توانست بدون اینکه صدمه ببیند با دنیای واقعی درگیر شود. همچنین وقتی شنونده به موسیقی او گوش می دهد باید پیوسته از خود دفاع کند که این مسئله در نتیجه گیری حکایت شفر مجسم شده است: «او به چسباندن نوار ها مشغول شد و با خوشحالی نزد ما برگشت. ما هم گفتیم خب حالا بیایید به این اثر گوش دهیم و نوار را به عقب برگردادندیم و تنها چیزی که شنیدیم صدای سوووت بود. این بود مطالعه اشتوکهاوزن بر روی صدا: نوعی سووووت! البته او از نتیجه کار بسیار خرسند بود…»
مگر کار سختی است؟ (درسی از عدم موفقیت در موسیقی پاپ)

مگر کار سختی است؟ (درسی از عدم موفقیت در موسیقی پاپ)

نوشتن یک ترانه آسان است. مگر نه؟ ظاهرا هرکسی که بتواند درست بخواند، چند آکورد بر روی گیتار نواخته یا یک ملودی را با پیانو اجرا کند، تمام دانش مورد نیاز برای نوشتن یک ترانه سه دقیقه ای پاپ کلاسیک را خواهد داشت. اما ماجراهایی که در دنیای ترانه سرایی وجود دارند به ما میاموزند که این قالب هنری ظاهرا عامه پسند، در حقیقت به استعداد و مهارت بسیار بیشتری از آنچه اکثر ما در اختیار داریم، نیاز دارد.
به قلم یک بانوی رهبر (V)

به قلم یک بانوی رهبر (V)

آیا رسیدن به کار بیرون، ازدواج، وظایف مادرانه، مدیریت امور خانه، انجام کارهای داوطلبانه و خیلی کارهای دیگر به طور همزمان امکان پذیر است؟ همچنین رهبران ارکسترهای حرفه ای باید از یک ارکستر به سراغ ارکستر دیگری بروند. به عنوان رهبر میهمان به دور دنیا سفر کنند و به ندرت پیش می آید که در مکانی ثابت زندگی کنند. اکنون این پرسش پیش می آید که چه کسی هزینه این مشغله را می پردازد؟ رهبران ارکستر برنامه های عجیب غریبی دارند.
فیلیسیتی لُت، شوالیه انگلیسی آواز

فیلیسیتی لُت، شوالیه انگلیسی آواز

فیلیسیتی لُت (Felicity Lott) خواننده سوپرانو انگلیسی متولد ۸ مه ۱۹۴۷ در چلتنهام انگلستان است. لُت از سن بسیار پائینی به دنیای موسیقی وارد شد، در سن پنج سالگی به یادگیری پیانو پرداخت، دوازده سالگی نوازندگی ویلن و خواندگی را آغاز کرد. در دانشگاه لندن به تحصیل زبانهای فرانسه و لاتین پرداخت. در زمان اقامتش در پاریس در کلاسهای خوانندگی کنسرواتوری شهر گرنبل شرکت کرد. او در آکادمی رویال لندن به تحصیل موسیقی پرداخت و جایزه آکادمی آن را دریافت نمود.