گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VII)

در اینجا مایلم دربارۀ مهدیقلی هدایت و تاریخچۀ شفاهی ردیف نگاشتۀ او در دو سه دهۀ اخیر که خودم درش بوده‌ام صحبت کنم:
آشنایی خود من با مهدیقلی هدایت به‌طور سیستماتیک به اوایل دورۀ لیسانسم، حدود ۲۵ سال پیش باز می‌گردد که در آن زمان آقای دکتر خسرو مولانا گفتند مهدیقلی هدایت در زمینۀ آکوستیکِ موسیقی کاری انجام داده است و به‌اتفاق دوست عزیزم، آقای امیرحسین پورجوادی، رفتیم و چاپ عکسی کتاب مجمع‌الادوار را گرفتیم و نسخۀ اصل را به استادمان،‌ دکتر مولانا، دادیم و خودمان آن‌را کپی کردیم. (مجمع‌الادوار هم چاپ عکسی و هم نسخۀ خطی دارد و کمی با هم متفاوت‌اند.) از آن موقع، با موضوع مهدیقلی هدایت درگیر بودیم. با دکتر صفوت هم از دهۀ هفتاد تا اواخر عمرشان دائم در تماس بودم و یادم است ایشان هم در اواسط دهۀ هفتاد که فرهنگستان هنر تأسیس نشده بود در بخش هنر فرهنگستان علوم حضور داشتند و من گاهی در آنجا خدمتشان می‌رسیدم.

آن‌زمان هم که سراغ مهدیقلی هدایت و ردیف‌نوشتۀ او را از ایشان می‌گرفتم. در همان اواسط دهۀ هفتاد گفتند طرح پژوهشی‌ای دربارۀ این ردیف با همکاری یکی از شاگردانشان که پزشک بودند و سه‌تار می‌زدند دارند و داشتند روی آن کار می‌کردند و می‌گفتند هنوز کار دارد. بعداً که در سال ۱۳۷۹ که برای پایان‌نامۀ دکترایم خدمتشان رسیدم دربارۀ پژوهششان پرسیدم گفتند هنوز کار دارد ولی یک مفتاحی پیدا کرده‌ایم. برای کار پایان‌نامۀ من از دست‌خط‌های مهدیقلی هدایت دستگاه‌ به دستگاه کپی می‌دادند و تمایل داشتم که اصل نسخه را هم ببینم چون مقداری از کار من، علاوه بر کار تئوری و آنالیز، نسخه‌شناسی و تاریخی است و متأسفانه اصل نسخه در دسترس نبود اگرچه ایشان کپی خوبی از دست‌نویس هدایت داشتند؛ میکروفیلم داشتند.

بعداً در حدود سال ۱۳۸۲-۱۳۸۱ از ایشان پرسیدم که الآن اصل نسخه کجاست به من گفتند در کتابخانۀ دانشگاه هنر نگهداری می‌شود. آن‌موقع، آقای حسین میثمی مدیر گروه موسیقی ایرانی دانشکدۀ موسیقی دانشگاه هنر بودند و آقای سیاوش بیضایی مدیر گروه موسیقی کلاسیک بودند. چون از سال ۱۳۷۷ در دانشگاه هنر تدریس می‌کردم به این دوستان گفتم که امکانش هست این نسخۀ خطی را از کتابخانه بگیریم؟

یک‌بار، به‌اتفاق، سه‌نفری رفتیم. مسئولین کتابخانه هرچه جستجو کردند پیدا نکردند و چند هفته بعد، مجدداً که خدمت دکتر صفوت رفتم گفتند به ایشان بگویید در بین کتاب‌های عادی نیست؛ داخل یک صندوقچه‌ای با این مختصات و در فلان‌جا است. اطلاعات خیلی دقیق دادند. دفعۀ بعد که مراجعه کردند پیدا شد و در همان‌جایی بود که دکتر صفوت گفته بودند و همان‌طور که آقای میرعلینقی اشاره کردند، اصل دست‌خط مدتی نزد دکتر صفوت بوده است که از آن حفاظت کرده بودند و بعداً به کتابخانۀ دانشگاه هنر داده بودند.

البته چون من استاد هیئت علمی دانشگاه هنر نبودم و استاد حق‌التدریس بودم نتوانستم اصل نسخۀ خطی را ببینم اما دوست عزیزم، آقای میثمی، که آن‌زمان مدیر گروه بود از آن کپی تهیه کرد و قرار شد که روی آن کار کند. بعد، اتفاقاتی در دانشگاه هنر رخ داد که آقایان میثمی و بیضایی مدتی از دانشگاه هنر رفتند و آقای امیرحسین اسلامی مدیر گروه شدند و بعداً ایشان از این مسائل آگاه شدند و ایشان ادامه دادند و طرح پژوهشی ارائه کردند و بعد این کتاب چاپ شد. چون این نکته‌ای بود که هم در مقدمۀ کتاب چاپ دانشگاه هنر و هم در کتاب حاضر قدری نادرست روایت شده است لازم دیدم این تصحیح را انجام دهم و آقای میثمی و بیضایی هم در جریان این جزئیات بودند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IX)

در گفتمان علمی و غیر عامیانه قبل از شروع هر رساله ای اول از آنچه تا به حال رفته و فکر شده و نوشته شده و وضعیت دقیق پیشرفت در مقطع زمانی نوشتن آن رساله گزارش داده می شود، تا روشن شود که نوشته جدید تا چه اندازه به وضعیت موجود چیزی اضافه یا تغییری پیشنهاد می کند؛ از سوی دیگر مؤلفین در مقدمه مدعی هستند که: «تئورهایی که در قرن حاضر برای موسیقی ایرانی نوشته شده اند بیشتر به مبانی نظری موسیقی اروپایی توجه کرده اند تا به پیشینه طولانی مباحث نظری در موسیقی ایرانی – عربی- ترکی» از این رو مؤلفان «احساس ضرورت» نموده اند به تالیف «یک تئوری موسیقی ایرانی… که از دل همین موسیقی برآمده باشد.»

آروین صداقت کیش، کارگاهی با عنوان «آموزش نقد موسیقی» برگزار می‌کند

آروین صداقت‌کیش (منتقد و پژوهشگر موسیقى) از هفته اول آبان در خانه موسیقی، کارگاهی با عنوان «آموزش نقد موسیقی» برگزار می‌کند. او پیش‌تر در سال ۹۱-۹۲ کارگاه دیگری با عنوان تقریبا مشابه (آشنایی با نقد موسیقی) برگزار کرده بود که گزارشی از جلسات آن بر روی همین وب سایت به طور کامل به انتشار رسیده است و این بار ضمن به‌روز کردن محتوای آن‌چه می‌آموزد بر مسائل ملموس و عملی نقد موسیقی بیشتر تمرکز کرده است. در ادامه مصاحبه ای از نرگس کیانی خبرنگار سایت خبری ایلنا را که در این خبرگزاری هم منتشر شده است می خوانید:

از روزهای گذشته…

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

در سپیده دم قرن بیستم آرنولد شوئنبرگ روشی را برای آهنگسازی بوجود آورد که از دیدگاه زیباشناسی تقریبا به هیچ چیز پیش از خودش شبیه نبود. روشی نو که بعدا به سریالیسم شهرت یافت. به دلیل همین ساختمان ناآشنا، تعداد زیادی از شنوندگان نحوه آهنگسازی او را تصادفی می‌پنداشتند اما در حقیقت چنین نبود. اگر به جریان موسیقی در قرن بیستم نگاهی کلی بیافکنیم بدرستی متوجه می‌شویم تا پیش از جان کیج هیچ موسیقی دیگری را نمی‌توان به طور جدی دارای ویژگی‌های تصادفی دانست.
مشکل من با موتسارت

مشکل من با موتسارت

امسال همزمان با دویست و پنجاهمین سالگرد تولد موتزارت، موسیقیدانهاى آماتور و حرفه اى، خانه هاى اپرا و تمام سالن هاى کنسرت در سراسر جهان مراسمى براى بزرگداشت او برگزار کردند. فستیوال سالزبورگ نیز در برنامه اى بلندپروازانه قصد دارد تمام اپراهاى او را در طول یک فصل اجرا کند. من نیز به عنوان یک خواننده کلاسیک، در این مراسم بزرگداشت به سهم خود شرکت داشتم و آریاهاى موتزارت را در یک رسیتال مجزا در هامبورگ اجرا کردم و در اپراى دون ژوان نیز در اپراى رسمى وین نقش داشتم . من خیلى اپرا نمى خوانم با این وجود صداى خاصى دارم که بیشتر مناسب آثار موتزارت است تا وردى؛ کسى که من بیش از این بسیارى از آثارش را اجرا کرده ام.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VI)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VI)

چنان که در بخش «چه چیزهایی باید ثبت شود؟» نیز به آن پرداختیم یکی از مهم‌ترین نکاتی که یک نغمه‌نگاری را از دیگری متمایز می‌کند توانایی‌اش برای ثبت تغییرات شدت‌وری است. در مورد ردیف ناگفته پیدا است که رشد چنین توانایی‌هایی تابعی است از اهمیتی که مجری و نغمه‌نگار برای تغییرات شدت‌وری قائل‌اند. یعنی تا چه حد در موسیقی این ظرافت‌ها جاری است و تا چه حد لازم است که ثبت و از این طریق منتقل شود.
چشمه ای جوشیده از اعماق (VII)

چشمه ای جوشیده از اعماق (VII)

میزان نمایی در این قطعه تعیین نشده و نغمه ها در قالب هیچ ریتم مشخص و تعریف شده ای نیستند. با اینحال پارت، نوت سیاه (بدون دم) را برای دیرندهای کوتاه و نوت گرد را برای دیرندهای بلند برگزیده است. هر دو دست از نظر ریتمی، یونیسون می نوازند و بطور کامل و در تمام طول قطعه به موازات هم پیش می روند و تناظر یک به یکی بین دو دست برقرار است: هر نوت دست راست مقابل یک نوت از دست چپ. در چنین قطعه ای که از نظر ریتم آزاد است، میزان بندی و نشانه های دیرندی تعریف دقیقی نمی توانند داشته باشند.
ویولون مسیح استرادیواریوس (II)

ویولون مسیح استرادیواریوس (II)

امروزه اینگونه به نظر می رسد که اکثر سازندگان ساز تمایل چشم گیری به تکرار آثار گذشتگان داشته و همچنان نیز دارند، مسیری که با توجه به کیفیت آثار گذشتگان و در توازی با آن تبلیغات وسیعی که در این راستا می شود، انتخابی ارجح و مطمئن برای سازندگان ساز است. این انتخاب را می توان در ابتدا از دو جهت بررسی نمود، اول مسیری برای آن دست از سازندگانی که در ابتدای کار هستند و تجربه چندانی ندارند و دوم ، از سوی دیگر افرادی که زمان بیشتری صرف نموده و تجربه ایی فراتر از دسته اول دارند.
گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

یکسری کارها پله‌ای برای کارهای بعدی می‌شوند. شاید خود آن کار آنقدر اهمیت نداشته باشد. نمونه‌ی خیلی دورتر آن آلبوم «آئین‌ها»ست. آلبومی که هیچ چیز خارق‌العاده‌ای در این اثر نمی‌شنوید اما آن کار برای بهانه‌ی دیگری بود که در آلبوم نمی‌توانم بنویسم. می‌خواستم از یک مسیری به آقای گاسپاریان وصل شوم. آن کار مرا به ایده‌ای «به تماشا…» رساند. درواقع جرقه‌ی ارتباط من با آقای گاسپاریان آن آلبوم بود. اینها درواقع یکسری استراتژی است که در مقطعی تصمیم می‌گیرید حتی اگر آن کار قربانی شود انجام دهید ولی از نظر من آن کار به من کمک کرد که بتوانم آلبومی را که کاندید گرمی هم شد تهیه کنم. یا در پروژه‌ی «گاه و بیگاه» ایده‌های بکری وجود داشت ولی خودِ اثر لزوماً اثر قابل دفاعی نیست اما از درون آن چیز دیگری درآمد. آدم‌ها این طرف و آن طرف چیزی می‌کارند و امیدوارند که اتفاقی بیافتد. گاه نتیجه می‌دهد و گاه نه.
خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (VI)

خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (VI)

خیام در شیوه ثبت ذو الاربع‏هاى عصر خود از روش حکیم سلف خود ابو نصر فارابى که در کتاب جامع موسیقى کبیر بیادگار مانده است، پیروى کرده است. در بعضى موارد مانند ذو الاربع‏هاى شماره ۳-۵-۱۳۸ خود خیام آنها را با انواعى که فارابى آورده است، مقایسه کرده است. نگارنده این مقاله با تعجب ملاحظه نمود که ترتیب توالى شماره ذو الاربع‏هاى ارجاعى به فارابى (توسط خیام) برحسب تصادف! با اعداد سرى فیبوناچى ریاضى دان مشهور ایتالیائى (درگذشت حدود ۱۲۵۰ میلادى) مطابقت دارد! در اعداد فیبوناچى هر عدد مساوى حاصل جمع دو عدد ماقبل خود است.
سالاری: ساز های من در طول سال، بیش از ۳ الی ۴ بار <br>نیاز به کوک کردن ندارند

سالاری: ساز های من در طول سال، بیش از ۳ الی ۴ بار
نیاز به کوک کردن ندارند

اکثر ساز هایی که به ایران آورده می شد ۱۲ خرک بود و پس از گذشت زمان نیاز به تعمیر داشت و کم کم کوچکتر می شود و مجبور بودند ۱۱ خرک بر روی صفحه قرار دهند و گاه به ۱۰ یا ۹ خرک هم می رسید.اما اصولا ابعاد و تعداد خرک ها در سنتور علمی نبود و با مقدار تحمل کششی سیم های فلزی مطابقت نداشت.
ارنستو لکواونا

ارنستو لکواونا

هر چند ارنستو لکواونا از شهرت بسیار زیادی برخوردار نیست، اما نقش عمده اش در موسیقی مردمی قرن اخیر بر کسی پوشیده نیست. موریس راول آهنگساز مشهور فرانسوی در این باره می گوید : “او چیزی بیش از یک پیانیست و آهنگساز است ، من فکر می کنم که غنای ملودیک مالاگوئنای او به مراتب بیشتر از بولروی (Bolero) من است.”
فرانز اشمل، نوازنده ای که اجرای قطعات کلاسیک با سازدهنی را معنا بخشید

فرانز اشمل، نوازنده ای که اجرای قطعات کلاسیک با سازدهنی را معنا بخشید

نام فرانز اشمل (Franz Chmel) به منزله انقلابی در نوازندگی سازدهنی است و هنرش متعلق به آن دسته از نوازندگان است که اجرای موسیقی کلاسیک با این ساز را باور داشته و دارند. او با شکستن متدهای قراردادی، تکنیک بدیعی خلق کرد و امکان نواختن مشکل ترین قطعاتی را که حتی غیرممکن به نظر می رسید، فراهم نمود. چیره دستی او در نواختن این ساز به استعداد ذاتی اش برنمی گردد، بلکه نتیجه سالها سخت کوشی، ممارست و تجربه اوست.